قیمت طلا امروز




 خبرگزاری همشهری‌آنلاین / ۱۴۰۵/۰۴/۳۱

پنج دلیل برای این که «هزارویکشب» موفق نشد

سریال هزارویکشب بعد از دو سال تصویربرداری و پس از تبلیغات فراوان آذر ماه سال گذشته انتشارش را شروع کرد و بعد از ۳۰ قسمت هفته پیش به پایان رسید.
 پنج دلیل برای این که «هزارویکشب» موفق نشد



۱۴ ساعت قبل / سایت مشرق

«هزار و یک شب»؛ جاه‌طلبی پرزرق‌وبرقی که به ضدتبلیغ نمایش خانگی تبدیل شد/شکست سنگین مصطفی کیایی با لشکری از ستاره‌ها

سرویس فرهنگ و هنر مشرق - سریال «هزار و یک شب» به کارگردانی مصطفی کیایی، با بازیگرانی چون پرویز پرستویی، هدیه تهرانی، بهرام رادان، سحر دولتشاهی و دیگران، یکی از پرهزینه‌ترین و پرستاره‌ترین پروژه‌های نمایش خانگی ایران بود. انتظارات از آن بسیار بالا بود. ترکیبی از عناصر اساطیری هزار و یک شب با روایتی امروزی ،معمایی و فانتزی. اما این سریال نتوانست انتظارات را برآورده کند و به اثری پر از ضعف‌های ساختاری، روایی و اجرایی تبدیل شد.

ضعف‌های روایی و فیلمنامه: کندی، عدم انسجام و منطق ناپذیر

یکی از انتقادهای پررنگ کندی ریتم و روایت پراکنده است. بسیاری از مخاطبان شبکه‌های اجتماعی در نظرات مختلفی درباره سریال نوشته‌اند، حتی قسمت های اولیه را با سرعت دو برابر تماشا کردند اما همچنان سریال حوصله‌ سربری را تجربه‌ کرده‌اند.سریال با تعدد شخصیت‌ها و خرده‌روایت‌ها شروع می‌شود که در ابتدا گیج‌کننده است و بعداً به کسالت تبدیل می‌شود. خرده‌داستان‌ها اغلب رها می‌شوند یا بدون تأثیرگذاری پیش می‌روند، و تعلیق مورد انتظار از یک سریال معمایی-فانتزی شکل نمی‌گیرد.

یکی از کاربران در شبکه اجتماعی ایکس درباره این سریال نوشت: «اینهمه بازیگر درجه یک ولی سریال ضعیف... دیگه نمی‌بینم. همین ۵ قسمت کافیه .» دیگری هم اشاره کرد که «دو قسمت دیدم. چقدر بد بود... صحنه اضافه داشت که هرکدومشون قابل حذف بودن .»

منتقدان رسانه‌ای نیز بر «عدم منطق روایی» تأکید دارند؛ چرا شخصیت‌هایی مثل سحر دولتشاهی ماجرا را به پلیس گزارش نمی‌دهند؟ چرا دسترسی آسان به اطلاعات حساس وجود دارد؟ این ایرادهای منطقی، تعلیق را نابود می‌کنند و مخاطب را از داستان جدا می‌کنند.

فیلمنامه کیایی تلاش می‌کند مرز بین واقعیت و افسانه را محو کند، اما این تلاش به «تصنع مکانیکی» منجر شده. روایت نه کاملاً فانتزی جذاب است و نه درام اجتماعی-معمایی منسجم. پایان‌بندی اپیزودها اغلب بدون قلاب قوی تمام می‌شود که برای فرمت نمایش خانگی (انتشار هفتگی) فاجعه‌بار است و باعث ریزش مخاطب می‌شود. حجم بالای خطوط داستانی بدون پرداخت کافی، سریال را به لوپ تکراری از اتفاقات تبدیل کرده که هیجان اولیه را از بین می‌برد.

در مجموع، فیلمنامه فاقد انسجام است. اشاره‌های مستقیم به قصه‌های هزار و یک شب اغلب مصنوعی و مجبور به نظر می‌رسند و به جای غنی‌سازی، حس تقلید سطحی ایجاد می‌کنند. مخاطبان انتظار قصه‌گویی جذاب شهرزادوار داشتند، اما با روایتی پراکنده و فاقد عمق مواجه شدند.

شخصیت‌پردازی ضعیف و عدم ارتباط عاطفی

بازیگران ستاره جمع شده‌اند، اما شخصیت‌ها به درستی پرداخت نشده‌اند. کاربران در شبکه‌های اجتماعی بارها به «شخصیت‌پردازی‌های بد» اشاره کردند. شخصیت‌ها یا بیش از حد ادایی و مصنوعی هستند یا فاقد عمق و انگیزه روشن. فلش‌بک‌ها وجود دارند اما صرفاً ابزاری برای اپیزود جاری‌اند و به شناخت بلندمدت کمک نمی‌کنند.

یکی از نقدهای رایج: عدم توازن در بازی‌ها و سطح شخصیت‌ها. حتی با حضور بازیگران قدرتمندی مثل پرستویی و تهرانی، دیالوگ‌ها «مصنوعی و ادایی» هستند و ارتباط عاطفی ایجاد نمی‌کنند. مخاطب نمی‌تواند با کاراکترها همذات‌پنداری کند چون انگیزه‌ها مبهم یا کلیشه‌ای‌اند. در نتیجه، سریال بیشتر بر فرم بصری تکیه کرده تا محتوای انسانی.

این ضعف در شبکه‌های اجتماعی پررنگ بود: «همه چیزش بد بود... شخصیت‌پردازی‌ها بد بود. » سریال نتوانسته از پتانسیل ستاره‌ها استفاده کند و بسیاری از نقش‌ها سطحی مانده‌اند.

مشکلات بصری، جلوه‌های ویژه و تولید

جلوه‌های ویژه یکی از ضعف‌های برجسته است. سکانس‌های گذشته و عناصر فانتزی «مصنوعی» به نظر می‌رسند. اغلب منتقدان به «تصاویر فراتر از قصه» اشاره دارند اما در عمل، فرم بر محتوا غلبه کرده بدون اینکه کیفیت بالایی داشته باشد.

تدوین و فیلم‌برداری نیز مورد انتقاد است. کات‌های سریع و چرخش‌های دوربین باعث گیجی می‌شود. یکی از کاربران در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «دوربین کات می‌خوره و دور خودش می‌چرخه... از تدوین و فیلم‌برداری بد خیلی ضربه خورده. » فضاسازی اساطیری تلاش شده اما ناپیوسته و ناتعادل است؛ گویی پروژه از ابتدا متعلق به جهان سازندگانش نبوده است و حتی شایعاتی وجود دارد که قرار بوده حسن فتحی این سریال را کارگردانی کند و در نهایت این پروژه نصیب مصطفی کیایی شده است. با در نظر گرفتن تولیدات پیشین کیایی این محتوا هیچ ارتباطی به جهان های داستانی خلق شده توسط او ندارند.

با وجود هزینه ساخت ، تولید مشترک و تلاش برای بین‌المللی بودن، نتیجه «مصنوعی» و «پرریسک اما ناموفق» است. اکشن‌ها ضعیف، شمشیرزنی‌ها غیرطبیعی و عناصر فرهنگی مخلوط بدون هارمونی‌اند.

دیالوگ‌ها، موسیقی و جو کلی: ادایی و کسالت‌آور

دیالوگ‌ها بارها به عنوان «ادایی» و غیرطبیعی نقد شده‌اند. این مسئله همراه با ریتم کند، جو را سنگین و خواب‌آور می‌کند. مخاطبان گزارش دادند که «به زور تا انتهای قسمت یک رو تونستم ببینم» یا «چقدر صحنه اضافه داشت.»

موسیقی و جو هم نتوانسته تعلیق ایجاد کند. سریال در سکون و سکوت سعی در درگیر کردن دارد اما شکست خورده. است و کامنت های مردمی بر «ناتعادلی کلی» تأکید دارند؛ پرستاره اما بدون موج اجتماعی مثبت.

مقایسه با انتظارات و آثار مشابه: جاه‌طلبی بدون اجرا

انتظار از «هزار و یک شب» اقتباسی خلاقانه یا روایتی مدرن از افسانه‌ها بود، اما نتیجه تکرار فرمول‌های ناموفق کیایی با جلوه‌های ضعیف است. برخلاف آثار موفق نمایش خانگی، تعادل بین فرم و محتوا برقرار نشده. منتقدانی مثل مسعود فراستی و دیگران نیز بر فاصله از انتظارات اولیه تأکید کردند.

این سریال نشان‌دهنده مشکل ساختاری در نمایش خانگی ایران است: تمرکز روی ستاره و بودجه بدون فیلمنامه قوی.

چرا سریال شکست خورد؟

«هزار و یک شب» جاه‌طلبی بزرگی داشت اما در اجرا ناکام ماند. ضعف‌های عمده شامل روایت پراکنده و کند، شخصیت‌پردازی سطحی، جلوه‌های ویژه مصنوعی، دیالوگ‌های ادایی، مشکلات تدوین و عدم تعادل بین افسانه و واقعیت است. این عناصر باعث ریزش مخاطب و واکنش‌های منفی گسترده در شبکه‌های اجتماعی شدند.

با وجود جسارت کیایی، سریال اسیر فرم شد و از قصه غافل ماند. برای آینده، نیاز به فیلمنامه منسجم‌تر، شخصیت‌پردازی عمیق‌تر و اجرای دقیق‌تر است. این اثر می‌توانست میراثی از هزار و یک شب مدرن باشد، اما به اثری فراموش‌شدنی تبدیل شد که بیش از آنکه قصه بگوید، در سکوت و تصنع غرق شد.


۱۷ ساعت قبل / خبرگزاری ایلنا

فضای «اعتراف می‌کنم» را از سریال نتفلیکس کپی کردیم اما قصه‌ها جدید هستند/ تصمیمی برای ساخت فصل‌های بعدی سریال نگرفتیم

رضا فتح‌اللهی‌پور تهیه‌کننده سریال «اعتراف می‌کنم» که این روزها از پلتفرم فیلم‌نت در حال پخش است، در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا، اظهار کرد: اولین آیتم جذاب سریال «اعتراف می‌کنم» برای من این بود که با ۶ کارگردان کار اولی و یک کریتور (طراح) همکاری کنم، همیشه دوست داشتم از کسانی که راهی برای ورود به سینما پیدا نمی‌کنند اما استعداد دارند حمایت کنم. قطعاً این کار با ریسک‌هایی همراه است اما من ریسکش را پذیرفتم و خوشبختانه آنچه که مدنظر داشتیم شکل گرفت و سریال «اعتراف می‌کنم» ساخته شد در حالیکه بسیاری از همکاران به من می‌گفتند که این کار را انجام نده چون ممکن است تجربه موفقی نباشد و منجر به شکست اثر شود. 

فتح‌اللهی‌پور درباره الگو گرفتن از تولید سریال‌های خارجی در ساخت «اعتراف می‌کنم» گفت: در ساخت این سریال ما از روند و پروسه ساخت سریال‌های خارجی الگو گرفتیم، به هر حال این ریسک وجود دارد که شما با کارگردان‌های مختلف یک سریال را بسازید و به لحاظ ساختار اثر انسجام نداشته باشد. در کشورهایی که صنعت سریال‌سازی با قدرت جریان دارد مطمئناً حمایت کمپانی‌ها و سرمایه‌گذارها بسیار جدی است اما در کشور ما این شرایط وجود ندارد و من خودم ریسک شکست مالی را پذیرفتم و خوشحالم که این ریسک نتیجه داد و با اثر باکیفیت و جالب توجهی روبرو هستیم و سریال «اعتراف می‌کنم» ثابت می‌کند که اگر به جوانان مستعد اعتماد کنید قطعاً نتیجه خواهید گرفت و فقط باید به آن‌ها مهلت دهیم. 

وی افزود: البته جدا از کارگردان‌ها که کار اولی بودند دیگر عوامل سریال افراد باتجربه و کارکشته هستند مثل آقای نجفی که مدیر فیلمبرداری اثر است یا نیما حسنی نسب که طراح این مجموعه به حساب می‌آید و دیگر عوامل همگی حرفه‌ای هستند و حضور این افراد هم به انسجام لازم برای این سریال کمک کرد. برخی مواقع در ساخت یک سریال یا فیلم سینمایی از یک بازیگر باتجربه استفاده می‌شود و با خیال راحت از بازیگران شناخته‌نشده در کنار این فرد باتجربه استفاده می‌کنند چون او می‌تواند به خوبی دیگر افراد گروه بازیگران را مثل یک کاپیتان مدیریت کند اما اگر همه بازیگران افراد کم‌تجربه باشند کار بسیار سخت می‌شود. 

این تهیه‌کننده درباره قصه‌هایی که در سریال «اعتراف می‌کنم» روایت می‌شوند، گفت: تقریباً الگوهای اصلی ما سریال «Criminal» است که از نتفلیکس پخش شد. جالب است بگویم که این سریال هم در آرشیو فیلم‌نت وجود دارد و پس از پخش «اعتراف می‌کنم» بازدید آن افزایش پیدا کرده چون مخاطبان به سراغ این اثر می‌روند و این دو را با هم مقایسه می‌کنند. اگر آن سریال را دیده باشید دکور «اعتراف می‌کنم» هیچ فرقی با آن ندارد و ما قصد داشتیم که اگر قرار است کپی کنیم حتماً باید به اثر اصلی وفادار باشیم و دقیقاً دکورمان هم شبیه آن باشد. اگر قرار باشد شما فقط یک ایده را از یک مجموعه بگیرید موضوع فرق می‌کند اما ما کلیت قصه را از آن سریال گرفتیم و آن را ایرانیزه کردیم. 

وی افزود: ۵ کشور این سریال را ساخته‌اند و قصه‌های آن را بومی منطقه خود کرده‌اند. برای ما هم جذاب بود که سراغ این اثر برویم و دقیقاً همان را بسازیم و به نظرمان آمد که در مدل ایرانی شده «Criminal» اگر نیروی انتظامی پیگیر پرونده‌ها باشد منطقی‌تر است و به همین اثر نیروی انتظامی را انتخاب کردیم و خوشبختانه ناجی هنر هم همیشه با ما همکاری داشت و کمترین دخالتی در این سریال صورت نگرفت. در سریال «اعتراف می‌کنم» فضا و دکورها بازسازی شده‌اند ولی قصه‌ها فرق دارند و قصه و شخصیت‌ها را برای بومی کردن اثر در نظر گرفتیم تا سریال بتواند مخاطب را با خود همراه کند. 

فتح‌اللهی‌پور در ادامه تأکید کرد: در بسیاری از سریال‌هایی که از شبکه‌های خارجی پخش می‌شوند شاهد هستیم که نمرات قسمت‌های مختلف این سریال‌ها در سایت‌هایی مثل IMDB برخی مواقع ۷ یا ۸ است و برخی قسمت‌ها هم نمره‌شان به بالای ۹ می‌رسد که نگاه کارگردان و شکل کارگردانی او تفاوت‌ها را نشان می‌دهد. در سریال «اعتراف می‌کنم» ما با کارگردان‌های مختلفی کار کردیم که هر کدوم سلیقه، نگاه و ذوق فیلمسازی خودشان را دنبال کردند و این کمک کرد تا اثر از یکنواختی خارج شود. شاید اگر کل سریال با یک کارگردان ساخته می‌شد تنوع لازم را در «اعتراف می‌کنم» شاهد نبودیم. 

این تهیه‌کننده درباره ادامه تولید سریال و ساخت فصل‌های بعدی آن گفت: هنوز برنامه‌ای برای ساخت فصل بعدی سریال نداریم اما اگر قرار بر ادامه باشد شاید تغییراتی اساسی در سریال ایجاد کنیم و کلاً آن را به شکلی دیگری بسازیم و احتمالاً کاراکترها و لوکیشن تغییر خواهد کرد. 

وی در پایان درباره واقعی بودن فضایی که قصه در آن روایت می‌شود و ما به ازای واقعی آن فضا در واقعیت، گفت: جایی به نام «مرکز پرونده‌های راکد» وجود ندارد و ما این جا را خودمان خلق کردیم تا در قصه آزادی عمل بیشتری داشته باشیم و هر چه می‌گوییم به جایی یا کسی بر نخورد و برای سریال حاشیه‌سازی نشود. انتهای پیام/




 بازگشت برنامه قدیمی رادیو
۲ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

بازگشت برنامه قدیمی رادیو

برنامه قدیمی «صبح جمعه با شما» پس از وقفه‌ در تولید با فصل جدید و با تغییر تیم تولید، از جمعه ۶شهریور به رادیو بازمی‌گردد. فصل جدید این برنامه در حالی کلید می‌خورد که تیم تولید آن دستخوش تغییرات اساسی شده است. بر اساس تصمیم مسوولان رادیو، ساخت این برنامه که مدتی متوقف شده بود، با رویکردی تازه و گروهی جدید از سر گرفته می‌شود.

 عصر یکشنبه‌های بخارا
۱۴ ساعت قبل / سایت هم میهن

عصر یکشنبه‌های بخارا

هفدهمین نشست از سلسله نشست‌های «عصر یکشنبه‌های بخارا» به نقد و بررسی کتاب «فغان ز جنگ»، مجموعه‌داستان‌های بابک زمانی، که از سوی انتشارات سهامی عام منتشر شده، اختصاص یافته است. این نشست در ساعت پنج بعدازظهر یکشنبه اول شهریور، با سخنرانی بابک زمانی، محسن امیریوسفی، احمد غلامی و علی دهباشی، در خانۀ کتاب دبا برگزار خواهد شد.

 فعالان تئاتر در بحران نگران‌کننده‌ای هستند
۲ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

فعالان تئاتر در بحران نگران‌کننده‌ای هستند

نمایش «ماهی بلژیکی» به کارگردانی آروند دشت‌آرای از جمله آثاری بود که اجرای آن در زمستان سال گذشته به دلیل شرایط خاص آن مقطع، نیمه‌کاره ماند. حالا این نمایش ادامه اجراهای خود را از سر گرفته است. آروند دشت‌آرای به انگیزه اجرای دوباره این نمایش، از شرایط دشوار اقتصادی تئاتر گفت و از سختی متفاوت ماندن در وضعیتی که تئاتر ایران به تکرار الگوهای امتحان‌پس‌داده می‌پردازد.

 بازگشت سینما به دوران پیش از کرونا
۲ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

بازگشت سینما به دوران پیش از کرونا

فروش خیره‌کننده فیلم‌های «اودیسه» و «مرد عنکبوتی: روزی نو» در کنار آثار غافلگیرکننده‌ای چون «اتاق‌های پشتی» و «وسواس» گیشه تابستان امسال را به‌شدت داغ کرد. از این رو درآمد فروش فیلم‌های داخلی آمریکا از مرز ۴‌میلیارد دلار عبور کرد؛ رقمی که بعد از دوران همه‌گیری کرونا تنها برای دومین بار به دست آمده است. نخستین تابستانی که پس از تغییرات گسترده ناشی از کرونا فروش ۴‌میلیارد‌دلاری را تجربه کرد سال ۲۰۲۳ بود و حالا یک بار دیگر این اتفاق تکرار شده است.

 «صبح جمعه با شما» به رادیو بازگشت
۱۴ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

«صبح جمعه با شما» به رادیو بازگشت

برنامه قدیمی «صبح جمعه با شما» پس از وقفه‌ در تولید با فصل جدید و با تغییر تیم تولید، از جمعه ۶ شهریور به رادیو بازمی‌گردد.

 هیچ‌وقت فکر نمی‌کنم که تمام واقعیت در دستان من است
۱۲ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

هیچ‌وقت فکر نمی‌کنم که تمام واقعیت در دستان من است

پنجاهمین نشست «شب‌های مستند» موزه سینما با حضور ارد عطارپور، مستندساز برگزار و جنبه‌های مختلف مستند «رویای سیاه»؛ بخشی از تاریخ نفت و وقایع اجتماعی مرتبط با آن از زبان محمدعلی موحد، ادیب و مولانا پژوه برجسته، بررسی شد.