
روایتی از یک صحنه دراماتیک در منزل کودک شهید میناب + ویدئو | واکنش احساسی خانم مجری

1

چند زندانی جرائم غیرعمد به مناسبت ایام ربیع الاول در کرمان آزاد شدند؟
صفحه اقتصاد -
سید حجت الله موسوی مدیر نمایندگی ستاد دیه استان کرمان قوام، گفت: درچارچوب برنامههای حمایتی ستاد مردمی دیه و با هدف کمک به آزادی زندانیان جرائم غیر عمد، زمینه آزادی ۲۴ زندانی جرائم غیرعمد به مناسبت ایام ماه ربیع الاول و چهلمین روز شهادت رهبر شهید ایران اسلامی با پرداخت مبلغ ۵ میلیارد و ۳۱۱ میلیون تومان فراهم شد.
وی افزود: مجموع بدهی این تعداد از مددجویان بیش از ۳۶۳میلیارد و ۸۶۴ میلیون ریال بود که با پرداخت مبلغ ۵ میلیارد و ۳۱۱ میلیون تومان این تعداد از مددجویان از زندانهای کرمان، بم، کهنوج، منوجان، بافت، رفسنجان و جیرفت آزاد شدند.
وی اظهارداشت: این تعداد آزادی در شرایطی صورت گرفت که همراهی خیرین، مردم و نهادهای حمایتی، مهمترین پشتوانه اجرای چنین طرحهایی در استان به شمار میرود.
مدیر نمایندگی ستاد دیه استان کرمان تصریح کرد: از مجموع مبلغ پرداختی ستاد دیه برای آزادی این زندانیان مبلغ ۴ میلیاردو ۴۱۰ میلیون تومان از محل کمکهای مردمی و خیرین دیار کریمان تأمین شده است؛ موضوعی که بار دیگر نقش مؤثر نیکوکاران و مشارکت اجتماعی در حل مشکلات زندانیان جرائم غیرعمد را نشان می دهد .
موسوی قوام، بیان کرد: با توجه به شرایط اقتصادی و بحرانی کشور، بیش از گذشته نیازمند مشارکت خیرین در این امر خیر و خداپسندانه هستیم و چشم زندانیان جرائم غیرعمد به دست کریمانه خیرین می باشد.
وی یادآور شد: در حال حاضر تعداد ۳۶۰ زندانی واجد الشرایط جرائم غیر عمد در سطح زندان های استان کرمان در حال تحمل حبس هستند که برای آزادی آنان ۸۰ میلیارد تومان نیاز است. مطالعه بیشتر: پیش بینی وضعیت آب و هوا کرمان فردا جمعه ۳۰ مرداد منبع: مهر اخبار مرتبط circle جزییات جدید از چرایی متوقف شدن اجرای طرح بنزبن ۸۷ هزار تومانی circle جزئیات توقف توزیع بنزین ۸۷ هزار تومانی اعلام شد circle پیش بینی وضعیت آب و هوا کرمان فردا جمعه ۲۳ مرداد circle آغاز عرضه بنزین ۸۷ هزار تومانی از بامداد پنجشنبه پیشنهاد سردبیر circle هشدار کمیسیون امنیت ملی به هرگونه خطای محاسباتی دشمن circle اینفوگرافی | حداقل و حداکثر حقوق بازنشستگان صندوق کشوری چقدر است؟ circle پیش بینی قیمت طلا و سکه فردا پنجشنبه ۲۹ مرداد /طلا به مرز ۲۰ میلیون تومان میرسد؟ circle پادکست | طلا بخریم یا بفروشیم؟

حکمرانی دینی و مقاومت از ارکان سلوک الهی است - تسنیم
ویژه نامهها
حجتالاسلام دکتر احمدحسین شریفی، رئیس دانشگاه بین المللی قم، در گفتوگو با خبرنگار حوزه و روحانیت خبرگزاری تسنیم، در تبیین ابعاد شخصیتی امام شهید انقلاب اسلامی، به بررسی فقرات دعای علامه جوادی آملی در نماز بر پیکر مطهر امام شهید پرداخت و گفت: آنچه این نماز را در عین پایبندی کامل به چارچوب فقهی نماز میت، از بسیاری از نمازهای میت متعارف متمایز میکند، تنها تفاوت در برخی الفاظ یا تعابیر نیست؛ بلکه منظومهای از مفاهیم قرآنی، فقهی، عرفانی، فلسفی و اجتماعی است که در قالب دعا کنار یکدیگر قرار گرفتهاند؛ علامه جوادی آملی در واقع از ظرفیت دعاهای مستحب برای ترسیم یک تصویر جامع از شخصیت معنوی، علمی و تمدنی رهبر شهید بهره گرفت. به تعبیر دیگر، این نماز صرفاً اقامه یک فریضه شرعی نبود؛ بلکه نوعی شهادت عالمانه و عارفانه درباره جایگاه شخصیتی بود که نماز بر پیکر او اقامه میشد.
وی تصریح کرد: بسیاری از مردم تصور میکنند همه اذکار رایج نماز میت واجب است؛ در حالی که نماز میت دارای پنج تکبیر است و حداقل واجب آن، اذکار مشخصی است که فقها بیان کردهاند (ذکر شهادتین، صلوات بر پیامبر اکرم، طلب مغفرت برای مؤمنان و مؤمنات و طلب مغفرت برای میت به ترتیب بعد از هر تکبیر تا تکبیر چهارم) و هر آنچه افزون بر این مقدار قرائت میشود، در قلمرو مستحبات قرار میگیرد و نمازگزار میتواند با رعایت موازین شرعی، دعاها را بسط دهد یا از تعابیر مناسب دیگری استفاده کند.
استاد دانشگاه ادامه داد: از جمله دعاهای متداول پس از تکبیر چهارم این است که «اللهمَّ إنَّ هذا ـ یا هذه ـ المُسَجّى قُدّامَنا عبدُکَ، وابنُ عبدِکَ، وابنُ أَمَتِکَ، نزلَ بک، وأنتَ خیرُ منزولٍ به» سپس، در صورتی که واقعاً مطابق واقع باشد، میتوان گفت: «اللهمَّ إنّا لا نعلمُ منه إلّا خیراً وأنتَ أعلمُ به مِنّا»؛ البته این عبارت، صرفاً یک دعا نیست، بلکه نوعی شهادت در پیشگاه خداوند متعال است. ازاینرو، گفتن آن مشروط به این است که انسان واقعاً از میت جز خیر نشناسد. همچنین اگر نسبت به وضعیت میت اطلاع کافی ندارد و در نیکوکار یا گناهکار بودن او تردید دارد، بهتر است از دعاهای مشروط استفاده کند تا شهادتی برخلاف علم و یقین داده نشود؛ مانند: «اللهمَّ إنْ کانَ مُحسِناً فزِدْ فی إحسانِه، وإنْ کانَ مُسیئاً فتجاوزْ عن سیِّئاتِه؛ خدایا، اگر نیکوکار بوده است، بر نیکیهایش بیفزا؛ و اگر گناهکار بوده است، از گناهانش درگذر». پس از آن نیز میتوان برای رفعت مقام میت دعا کرد و گفت: «اللهمَّ اجعلْه عندکَ فی أعلى علِّیِّین، واخلفْ على أهلِه فی الغابرین» بنابراین، اصلِ واجب در تکبیر چهارم همان طلب مغفرت برای میت است؛ اما دعاهای افزوده، بستگی به شناخت نمازگزار از میت و شهادتی دارد که در پیشگاه خداوند متعال درباره او میدهد.
رابطه علمی و معنوی و تعاملات آیتالله جوادی آملی با رهبر شهید انقلاب
حجتالاسلام شریفی با تأکید براینکه آنچه در مراسم نماز بر پیکر رهبر شهید مشاهده شد، نه صرفا بروز احساس شخصی یا عاطفی بلکه جلوهای از یک رابطه عمیق، دیرینه و چندوجهی بود که طی دههها میان حضرت آیتالله العظمی جوادی آملی و رهبر شهید شکل گرفته بود، افزود: این نماز هم برگرفته از سابقه علمی و حوزوی، هم بر پایه شناخت متقابل از شخصیت و مجاهدتهای علامه و رهبر شهید و هم نشانه نگاه مشترک آنان به اسلام، انقلاب و ولایت فقیه بود.
وی با اشاره به سابقه آشنایی آیتالله جوادی آملی با رهبر شهید انقلاب در پیش از پیروزی انقلاب و دوران طلبگی گفت: یکی از روشنترین جلوههای نگاه آیتالله العظمی جوادی آملی به جایگاه ولایت و رهبری، رفتار ایشان پس از انتخاب رهبر معظم انقلاب از سوی مجلس خبرگان رهبری، پس از رحلت امام خمینی است؛ نقل شده است که پس از پایان جلسه مجلس خبرگان و انتخاب رهبر شهید انقلاب، اعضای مجلس در حال خروج از محل برگزاری جلسه بودند. در همان هنگام، حضرت آیتالله جوادی آملی کنار در خروجی ایستادند و منتظر ماندند تا رهبر منتخب از آن مسیر عبور کنند؛ هنگامی که از ایشان خواسته شد ابتدا خودشان خارج شوند، فرمودند: «نه؛ منتظر رهبر هستم... ما تا امروز نیز از هر جهت ایشان را برتر میدانستیم؛ اکنون که رهبر ما شدهاند، دیگر ما پیرو ایشان هستیم و باید قدم در جای قدم ایشان بگذاریم»؛ این رفتار، فراتر از یک ادب شخصی یا احترام متعارف، بیانگر اعتقاد عمیق حضرت آیتالله جوادی آملی به جایگاه ولایت و التزام عملی ایشان به تبعیت از ولیّ فقیه بود.
رییس دانشگاه قم ابراز کرد: یکی دیگر از جلوههای این همراهی، موضعگیری آیتالله جوادی آملی در جریان سخنان آقای منتظری در 13رجب سال 1376 بود که فضای حوزه علمیه قم و بدنه انقلابی کشور را دچار التهاب و آشفتگی کرد و تجمعهای گستردهای در قم شکل گرفت اما موضعگیری علامه به عنوان شخصیتی حکیم، مفسر، فیلسوف و عارف، نقش مهمی در فروکش کردن آن فتنه ایفا کرد. پس از دوم خرداد 1376 نیز که برخی جریانهای ولایتستیز، لیبرال و منافق، گمان میکردند شرایط برای ضربه زدن به ولایت فقیه فراهم شده است، حضور شخصیتهایی همچون حضرت آیتالله جوادی آملی، این جریان را در همان آغاز راه ناکام گذاشت. علامه همچنین در ششم اسفند سال 1403 فرمودند: «امروز، رهبر معظم انقلاب را جانشین حضرت ولیّ عصر(عج) و نائب آن حضرت میدانیم؛ همان تبعیتی که نسبت به امام عصر علیهالسلام داریم، نسبت به ولیّ فقیه نیز داریم». ایشان نقل میکنند که روزی میهمان رهبر شهید انقلاب بودند؛ هنگامی که سفره غذا گسترده شد، رهبر شهید به فرزند بزرگ خود آقا مصطفی فرمودند شما برخیزید و بروید. من عرض کردم آقا! اگر اجازه بفرمایید، آقازاده نیز در کنار ما باشند. در پاسخ فرمودند این غذایی که شما میل میفرمایید، از بیتالمال است و شما میهمان بیتالمال هستید؛ اما برای فرزند من جایز نیست که بر سر این سفره بنشیند، باید به منزل بروند و از غذای منزل استفاده کنند.
حجتالاسلام شریفی با بیان اینکه احترام میان رهبر شهید و علامه جوادی آملی، متقابل بود، افزود: رهبر شهید نیز همواره از آیتالله جوادی آملی به عنوان یکی از برجستهترین مراجع و حکمای معاصر یاد کرده و بارها از خدمات علمی کمنظیر ایشان بهویژه در عرصه تفسیر قرآن، تجلیل کرده بودند. ایشان در دیدار با برگزارکنندگان مراسم تجلیل از علامه، در توصیف شخصیت علمی ایشان، مطالبی را بیان و تأکید کردند که حوزههای علمیه وامدار مجاهدتهای علمی این عالم فرزانهاند که بیش از چهل سال از عمر خود را صرف تحقیق، تدریس و تألیف تفسیر تسنیم کرده است. رهبر شهید انقلاب همچنین این تفسیر را مایه افتخار حوزههای علمیه و جامعه شیعه دانسته و آن را در امتداد سنت تفسیری بزرگ شیعه توصیف کردند.
بوسیدن عمامه؛ ادای احترام به جایگاه رهبری دینی
وی تأکید کرد: با چنین پیشینهای، رفتارهای عاطفی آیتالله جوادی آملی در آیین نماز، دیگر صرفاً یک واکنش احساسی تلقی نمیشود؛ بلکه نمادی از احترام به شخصیتی است که ایشان او را مجاهدی بزرگ، خادم اسلام و نماد عزت و اقتدار امت اسلامی میدانستند. از همین منظر، بوسیدن آن عمامه را میتوان ادای احترام به جایگاه رهبری دینی، مجاهدت در راه اسلام و میراث روحانیت انقلابی دانست؛ پیامی که فراتر از یک رفتار فردی، حامل یک معنا و یک پیام تاریخی بود. پیشتازی در نمادسازی فرهنگی و رسانه نیاز امروز کشور است
دلالت فقهی، قرآنی و عرفانی تعبیر «نزل عندک»
رییس دانشگاه قم خاطرنشان کرد: برخی تصور کردهاند که آیتالله العظمی جوادی آملی تعبیر رایج «نَزَلَ بِکَ» را کنار گذاشته و تنها از عبارت «نَزَلَ عِندَکَ» استفاده کردهاند؛ در حالی که ایشان هر دو تعبیر را در دعای نماز میت به کار بردهاند، اما هر یک را با دلالت و معنایی خاص. این تعابیر کاملاً متناسب با شخصیت کسی است که نماز بر پیکر او اقامه میشود؛ رهبر شهید در نگاه حضرت آیتالله جوادی آملی، شخصیتی بود که در طول دههها مسئولیت در رأس نظام اسلامی، مظهر عزت اسلام، عزت مؤمنان، اقتدار امت اسلامی و استقامت در برابر دشمنان بود و در برابر انواع تهدیدها، از جنگ تحمیلی و فشارهای بینالمللی گرفته تا جنگ نرم، تحریم، فتنهها و توطئههای گوناگون، با عزت و اقتدار ایستادگی کردند. ازاینرو، تعبیر «نَزَلَ بِعِزِّ جَلَالِکَ» تنها یک توصیف ادبی نیست؛ بلکه حاکی از آن است که کسی که در حیات خود جلوهای از عزت الهی را در عرصه رهبری جامعه اسلامی متجلی ساخته بود، اکنون به سرچشمه و معدن حقیقی عزت، جلال، جبروت، عظمت و ملکوت الهی بازگشته است. علامه با تأکید بر «عزت»، «جلال»، «جبروت» «عظمت» و «ملکوت»، در واقع میان صفات الهی و سیره عملی رهبر شهید پیوند برقرار میکنند؛ نه به این معنا که این صفات، استقلالاً از آنِ انسان باشد، بلکه از آن جهت که انسان مؤمن و الهی میتواند مظهر و مجلای اسماء و صفات خداوند باشد. از منظر عرفان اسلامی نیز انسان کامل، آینه تجلی اسماء الهی است.
تکرار تعبیر «نَزَلَ بِکَ» در پایان دعا
حجتالاسلام شریفی اظهار کرد: نکته قابل توجه آن است که علامه جوادی آملی در پایان دعا نیز بار دیگر به تعبیر مأثور بازمیگردند و میفرمایند: «اللَّهُمَّ إِنَّهُ نَزَلَ بِغُفْرَانِکَ، وَهُوَ عَبْدُکَ، وَ مُحْتَاجٌ إِلَى رَحْمَتِکَ؛ پروردگارا او به آمرزش تو پناه آورده است؛ او بنده توست و همچنان نیازمند رحمت بیپایان توست». این فراز، در کنار همه تعابیر بلند و توصیفهای والایی که درباره مقام رهبر شهید بیان شده، این نکته بسیار عمیق را یادآور میشود که هر اندازه انسان در مراتب کمال و قرب الهی اوج بگیرد، باز هم در برابر خداوند، بندهای نیازمند، فقیر و محتاج رحمت و مغفرت اوست و همه مقامات معنوی، در نهایت در پرتو بندگی خدا معنا پیدا میکند. در عین حال، یک تعبیر بدیع و نو را هم به کار گرفتند؛ آنجا که با تأکید تمام و حرکات دست فرمودند «اللَّهُمَّ، اللَّهُمَّ، اللَّهُمَّ؛ خدایا، خدایا، خدایا...» یعنی با همه وجود، حضرت آیتالله جوادی آملی دارد شهادت میدهد. همه باورهای خودش، همه هویت حدوداً 93 ساله خودش را در عرفان، حکمت، قرآن و فقه، پای این شهادت آورده و میگوید: اللَّهُمَّ، اللَّهُمَّ، اللَّهُمَّ، إِنَّهُ نَزَلَ عِندَکَ شَهِیدًا لِلْإِسْلَامِ وَالْقُرْآنِ وَالْعِتْرَةِ. خدایا، این نزد تو آمده است؛ نه فقط به پیشگاه تو بلکه نزد تو آمده است؛ «نَزَلَ عِندَکَ».
شهادتدادن الهیاتی درباره منزلت رهبر شهید
وی درباره بهکارگیری تعبیر «نَزَلَ عِندَکَ» در نماز گفت: این تعبیر بدون توجه به کاربردهای قرآنی واژه «عند»، عمق معنای آن بهدرستی فهمیده نمیشود؛ آیتالله العظمی جوادی آملی با انتخاب این تعبیر، ذهن مخاطب را به یکی از بلندترین مفاهیم قرآنی، یعنی مقام «عندیت» رهنمون میکنند. قرآن کریم درباره شهیدان میفرماید «وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ»؛ روشن است که مقصود از «عِندَ رَبِّهِم» قرب مکانی نیست؛ زیرا خداوند متعال منزّه از مکان و جهت است. بنابراین «عندیت» در منطق قرآن، بیانگر قرب وجودی، منزلت معنوی و بالاترین مرتبه تقرب به خداوند است؛ مرتبهای که انسان در پرتو ایمان، عبودیت و جهاد فیسبیلالله به آن دست مییابد. آیتالله جوادی آملی نیز با همین مبنای قرآنی میفرمایند: «اللَّهُمَّ إِنَّهُ نَزَلَ عِندَکَ شَهِیدًا لِلْإِسْلَامِ وَالْقُرْآنِ وَالْعِتْرَةِ.» این تعبیر، صرفاً گزارشی از وفات یک انسان نیست، بلکه شهادتی الهیاتی درباره منزلت اوست؛ یعنی این شهید، به مقام «عندیت» رسیده و در زمره کسانی قرار گرفته است که قرآن از آنان با عنوان «عِندَ رَبِّهِم» یاد میکند. در ادامه نیز با تعابیری همچون «شهیدِ اسلام»، «شهیدِ قرآن» و «شهیدِ عترت»، قلمرو این شهادت را تبیین میکنند و حتی از تعبیر «قتیلُ الإسلام» بهره میبرند که بار معنایی عمیقتری دارد؛ بدین معنا که کسی تمام وجود خود را در راه پاسداری از اسلام، قرآن و اهلبیت علیهمالسلام فدا کرده و خون او برای حفظ کیان دین و عزت امت اسلامی بر زمین ریخته است.
دیدگاه آیتالله جوادی آملی درباره تعریف انسان
رییس دانشگاه قم درباره جایگاه تعبیر «متألهاً» در منظومه فکری آیتالله جوادی آملی و دلیل کاربرد آن تصریح کرد: انتخاب واژه «متألّه» کاملاً حسابشده و برخاسته از منظومه فکری و فلسفی ایشان است؛ در واقع، بدون آشنایی با مبانی انسانشناسی ایشان، عمق این تعبیر بهخوبی فهمیده نمیشود. آیتالله العظمی جوادی آملی در آثار فلسفی و انسانشناختی خود، تعریف مشهور انسان در سنت فلسفه یونان و ارسطو را که انسان را «حیوان ناطق» میداند (جنس انسان را «حیوان» و فصل ممیز او را «نطق» یا همان عقلانیت معرفی میکند)، برای تبیین حقیقت انسان کافی نمیدانند و معتقدند انسان موجودی نیست که تنها به واسطه قوه اندیشه از سایر حیوانات متمایز گردد، بلکه حقیقت او در نسبتش با خداوند معنا پیدا میکند. از این رو تعریف دیگری از انسان ارائه میکنند (حَیٌّ مُتَأَلِّهٌ مائِتٌ) که بر محور «تألّه» و خداگرایی استوار است. در این نگاه، انسان در کنار همه موجودات زنده، از جمله فرشتگان و دیگر مخلوقات دارای حیات، قرار میگیرد و دیگر از ابتدا در طبقه حیوانات تعریف نمیشود و آنچه حقیقت انسان را از سایر موجودات زنده متمایز میکند، «تألّه» یعنی خداجوی، خداگرایی و خداخواهی انسان است؛ فطرت او به سوی خداوند جهتگیری شده و استعداد تجلی اسماء و صفات الهی را در خود دارد. البته این تألّه، حقیقتی دارای مراتب است و انسانها به اندازه ایمان، معرفت و سیر معنوی خود از آن بهرهمند میشوند. از سوی دیگر، چون فرشتگان نیز موجوداتی الهی و مطیع فرمان خداوند هستند، حضرت آیتالله جوادی آملی قید دیگری به این تعریف افزوده و میفرمایند: «حَیٌّ مُتَأَلِّهٌ مائِتٌ»؛ قید «مائت» بیانگر آن است که انسان، برخلاف ملائکه، موجودی است که مرگ را تجربه میکند و با گذر از حیات دنیوی، وارد مرتبهای دیگر از حیات میشود.
وی با بیان اینکه از نگاه ایشان، همه انسانها استعداد متألّه شدن را در نهاد خود دارند؛ زیرا خداوند، انسان را با فطرتی الهی، خداجو و خداخواه آفریده است ولی این استعداد، در همه انسانها به فعلیت نمیرسد. یادآور شد: برخی با ایمان، معرفت، مجاهدت و تزکیه نفس، این سرمایه فطری را شکوفا میکنند و به حقیقت انسانیت دست مییابند اما گروهی دیگر این استعداد الهی را در اثر غفلت، گناه یا دلبستگی به دنیا، به فعلیت نمیرسانند و از کمالی که برای آن آفریده شدهاند، بازمیمانند. متألّه، در عالیترین مرتبه، انسانی است که همه شئون وجود او رنگ الهی گرفته و سراسر وجودش در مسیر عبودیت و رضای الهی قرار گرفته و مظهر اسماء و صفات خداوند شده است؛ گفتار، اندیشه، رفتار و کردار و حتی حالات روحی، گرایشها، محبتها و دشمنیهای او الهی است و علم، عمل، اخلاق، مدیریت، تصمیمگیری و همه ابعاد شخصیت او، تجلی بندگی خداوند است.
ترتیب معنادار فراز «مُجَاهِدًا، مُبَالِغًا، وَرِعًا، مُوَحِّدًا، مُتَأَلِّهًا»
حجتالاسلام شریفی ادامه داد: بر اساس همین مبانی، میتوان دریافت که چرا آیتالله العظمی جوادی آملی در دعای نماز بر پیکر مطهر امام شهید، پس از برشمردن اوصافی همچون مجاهدت، ورع و توحید، در نهایت از تعبیر «متألهاً» استفاده میکنند. همچنین ترتیب «اللَّهُمَّ إِنَّهُ نَزَلَ مُجَاهِدًا، مُبَالِغًا، وَرِعًا، مُوَحِّدًا، مُتَأَلِّهًا» معنادار است. مجاهدت، ورع و توحید، هر یک از فضایل بزرگ انسانیاند؛ اما قرار گرفتن «متألّه» در پایان این سلسله، نشان میدهد که از منظر علامه، تألّه مرتبهای جامع و فراگیر است که سایر فضایل را در خود جمع میکند؛ گویی همه آن کمالات، مقدمه رسیدن به مقام تألّهاند. از این منظر، تعبیر «متألهاً» صرفاً یک توصیف اخلاقی نیست، بلکه عالیترین شهادتی است که آیتالله العظمی جوادی آملی درباره شخصیت رهبر شهید در پیشگاه خداوند بیان میکنند.
تعابیر عالی به جای تعابیر عمومی
وی درباره عدم قرائت برخی از فرازهای متداول نماز میت مانند «اللهم انا لا نعلم منه الا خیراً» و دعای مشروط به احسان یا اسائه، از منظر فقهی و محتوایی توضیح داد: همانگونه که پیشتر نیز اشاره شد، اذکار پس از تکبیر چهارم، به جز اصلِ طلب مغفرت برای میت، از مستحبات نماز میت به شمار میآیند و نمازگزار میتواند متناسب با شرایط و شناخت خود از میت، دعاهای مختلفی را در این بخش بخواند. ازاینرو، نخواندن برخی از عبارات مشهور، به معنای کنار گذاشتن سنت یا خروج از چارچوب فقهی نیست، بلکه استفاده از اختیار شرعی در انتخاب دعاهای مناسبتر با شخصیت میت است. آیتالله العظمی جوادی آملی نیز به جای آنکه دعاهای متعارف و عمومی را تکرار کنند، تعابیری را برگزیدند که به اعتقاد خود، گویاتر و متناسبتر با شخصیت رهبر شهید بود. اگر کسی در پیشگاه خداوند به عنوان «مجاهد»، «موحد»، «متألّه»، «شهید اسلام»، «شهید قرآن» و «شهید عترت» معرفی شود و برای او مقام «عندیت» و مظهریت اسماء الهی شهادت داده شود، روشن است که دیگر گفتن «ما از او جز خیر ندیدهایم» یا بیان دعای مشروط به احسان و اسائه، در برابر آن اوصاف، جایگاه ثانوی پیدا میکند. به جای بیان حداقل شهادت نسبت به میت، عالیترین شهادت ممکن را در حق او اقامه کردند.
«مجاهدا مبالغاً»؛ مجاهدی سختکوش
استاد دانشگاه در تبیین تعبیر «مُجَاهِدًا» نیز گفت: این تعبیر صرفاً بیانگر شرکت شهید در یک میدان نبرد نیست، بلکه حکایت از آن دارد که سراسر زندگی او در مسیر جهاد سپری شده است؛ از دوران جوانی و مبارزه با رژیم طاغوت، تا سالهای دفاع مقدس، مسئولیتهای سنگین مدیریتی، هدایت نظام اسلامی و رهبری جبهه مقاومت، همه ابعاد زندگی ایشان با مجاهدت در راه خدا گره خورده بود. جهاد علمی، جهاد فرهنگی، جهاد سیاسی، جهاد تبیین، جهاد مدیریتی و ایستادگی در برابر تهدیدها و فشارهای گوناگون، همگی جلوههایی از این حقیقت بودند. آیتالله العظمی جوادی آملی پس از تعبیر «مجاهداً»، از وصف «مبالغاً» استفاده میکنند که بر استمرار، شدت و نهایت تلاش در راه خدا دلالت دارد و تنها به معنای «کوشا» نیست، بلکه به معنای کسی است که همه توان و ظرفیت خود را در مسیر انجام یک رسالت به کار گرفته و لحظهای از آن غفلت نورزیده است؛ رهبر شهید نه تنها در میدانهای مختلف مبارزه، بلکه در عرصه نظریهپردازی درباره مفهوم جهاد نیز نقشی ممتاز داشتند. در بیانات متعدد خود، جهاد را از یک مفهوم صرفاً نظامی فراتر بردند و ابعاد مختلف آن، از جمله جهاد علمی، جهاد فرهنگی، جهاد تبیین، جهاد اقتصادی، جهاد امیدآفرینی، جهاد در سبک زندگی و جهاد تمدنی را تبیین کردند. حتی در «بیانیه گام دوم انقلاب»، افقهای متنوعی از جهاد برای آینده جامعه اسلامی ترسیم شده است که نشاندهنده نگاه جامع ایشان به این مفهوم قرآنی است.
«ورعاً»، «موحداً»
حجتالاسلام شریفی اظهار کرد: آیتالله جوادی آملی در ادامه از اوصاف «وَرِعًا، مُوَحِّدًا» استفاده میکنند که این ترتیب نیز کاملاً معنادار است؛ «ورع» بیانگر اوج تقوا، خویشتنداری و مراقبت دائمی در برابر گناه است؛ «موحد» بیانگر اخلاص کامل و جهتگیری همه شئون زندگی به سوی خداوند است؛ هنگامی که نمازگزار در پیشگاه خداوند، چنین شهادتهای بلندی را درباره میت اقامه میکند، دیگر تکرار تعابیر عمومی، امری زائد و تحصیل حاصل خواهد بود.
تبیین هویت و رسالت شهید
وی با اشاره به بخش پایانی نماز علامه که سرشار از تعابیری درباره امت، سیاست، صیانت، کیان و مولویت اسلامی است، درباره نسبت این ادبیات با نگاه آیتالله جوادی آملی به دین، حکومت و تمدن اسلامی یادآور شد: به گمان من، اوج پیام این نماز در همین بخش پایانی آشکار میشود که آیتالله العظمی جوادی آملی از فضای معمول دعاهای فردی فراتر میروند و افقی تمدنی، اجتماعی و سیاسی را پیش روی مخاطب میگشایند. ایشان با تأکید فراوان عرضه میدارند: اللَّهُمَّ، اللَّهُمَّ، اللَّهُمَّ، إِنَّهُ نَزَلَ عِندَکَ قَتِیلَ الْإِسْلَامِ، قَتِیلَ الْأُمَّةِ الْمُسْلِمَةِ که تنها توصیف شهادت یک فرد نیست؛ بلکه تبیین هویت و رسالت اوست. آیتالله جوادی آملی شهادت میدهند که این خون، صرفاً برای یک شخص، گروه یا حتی یک کشور ریخته نشده، بلکه در راه اسلام و برای دفاع از امت اسلامی تقدیم شده است.
رییس دانشگاه قم با بیان اینکه اینجا یکی از مهمترین مبانی فکری رهبر شهید یعنی نسبت میان «ملت» و «امت» نیز آشکار میشود، افزود: در سالهای اخیر، برخی کوشیدهاند میان هویت ملی و هویت اسلامی تقابل ایجاد کنند و ایران و اسلام، یا ملت و امت را در برابر یکدیگر قرار دهند اما در منظومه فکری رهبر شهید، چنین دوگانهای اساساً وجود نداشت؛ ایشان همواره از «ایرانِ قوی» سخن میگفتند، عزت، پیشرفت و اقتدار ایران را یک ضرورت میدانستند و نسبت به هویت تاریخی، فرهنگی و زبان فارسی اهتمام ویژهای داشتند؛ اما همین ایراندوستی، در نگاه ایشان، هرگز در تعارض با امت اسلامی تعریف نمیشد، بلکه ایران را قلب تپنده و پایگاه تمدن نوین اسلامی و محور خدمت به امت اسلام میدانستند. از این منظر، دفاع از ایران، دفاع از اسلام بود و دفاع از امت اسلامی نیز در امتداد دفاع از ایران معنا پیدا میکرد بنابراین، هنگامی که آیتالله جوادی آملی از تعبیر «قَتِیلَ الْأُمَّةِ الْمُسْلِمَة» استفاده میکنند، در واقع همین اندیشه را که ملت و امت را دو حقیقت متعارض نمیداند، بازتاب میدهند. بنابراین، وقتی حضرت آیتالله جوادی آملی میفرمایند: «قَتِیلَ الْإِسْلَام» یعنی کشته راه تمدن اسلامی و امت اسلامی بود.
تمدن اسلامی به عنوان افق انقلاب
از نگاه وی، این تعبیر، صرفاً به معنای کشتهشدن در عرصه سیاست با مفهوم رایج آن نیست؛ بلکه مقصود، «سیاست اسلامی» به معنای تدبیر جامعه بر اساس هدایت الهی است؛ در ادبیات اسلامی، سیاست به معنای اداره صحیح جامعه، اقامه عدالت، صیانت از حقوق مردم و هدایت امت به سوی کمال است. از اینرو، آیتالله جوادی آملی شهادت میدهند که رهبر شهید، در راه تحقق همین حکمرانی الهی و مدیریت اسلامی جان خود را تقدیم کرد پس ایشان «قتیل سیاست اسلامی» است؛ یعنی کسی که همه عمر خود را صرف تحقق، تثبیت و پاسداری از نظام و مدیریت اسلامی کرد و سرانجام نیز در همین مسیر به شهادت رسید.
حجتالاسلام شریفی ادامه داد: علامه پس از آن میفرمایند: «قَتِیلًا لِصِیَانَتِهَا» یعنی او برای صیانت و پاسداری از اسلام و امت اسلامی به شهادت رسید. این صیانت، تنها حفظ مرزهای جغرافیایی یا دفاع نظامی نیست؛ بلکه پاسداری از عقاید، ارزشها، هویت دینی، استقلال امت اسلامی و جلوگیری از استحاله فرهنگی و سیاسی را نیز در بر میگیرد. سپس تعبیر دیگری را مطرح میکنند که از منظر تمدنی، بسیار عمیق و معنادار است: «قَتِیلًا لِکِیَانِهَا» یعنی او برای دفاع از کیان و موجودیت امت اسلامی به شهادت رسید. این تعبیر نشان میدهد که در نگاه آیتالله جوادی آملی، مسأله صرفاً دفاع از یک حکومت یا یک کشور نیست؛ بلکه سخن از حفظ موجودیت جهان اسلام، عزت مسلمانان و بقای امت اسلامی است. در همین چارچوب میتوان سخن معروف شهید سپهبد حاج قاسم سلیمانی را نیز فهم کرد که میگفت: «جمهوری اسلامی حرم است؛ اگر این حرم آسیب ببیند، مکه، مدینه، نجف و کربلا نیز آسیب خواهند دید». این بیان، ناظر به همان نگاه تمدنی است که امنیت و اقتدار نظام اسلامی را با امنیت و عزت امت اسلامی پیوند میزند.
تصویری جامع از انسان متألّه
وی خاطرنشان کرد: در واقع آنچه در بخش پایانی این دعا مشاهده میشود، صرفاً چند تعبیر دعایی نیست بلکه بازتاب یک منظومه فکری کامل است؛ آیتالله العظمی جوادی آملی در این فراز، امت و ملت، سیاست و دیانت، عرفان و جهاد، و ولایت و شهادت را در یک منظومه واحد به تصویر میکشند. ایشان پیش از این، درباره رهبر شهید شهادت میدهند که او «شهیداً، مجاهداً، مبالغاً، ورعاً، موحداً و متألهاً» به محضر الهی آمده است؛ یعنی انسانی که در اوج عبودیت، توحید، ورع، جهاد و تألّه قرار داشته است. سپس توضیح میدهند که یکی از مهمترین جلوههای این تألّه و بندگی، حضور فعال او در عرصه اداره جامعه اسلامی بوده است؛ از همین روست که میفرمایند: «قتیلاً لسیاستها، قتیلاً لصیانتها و قتیلاً لکیانها».
استاد حوزه و دانشگاه اضافه کرد: این تعابیر نشان میدهد که از منظر آیتالله جوادی آملی، سیاستِ اسلامی امری جدا از معنویت و عرفان نیست؛ بلکه امتداد همان توحید و عبودیت است. در این نگاه، حکمرانی دینی، دفاع از امت، پاسداری از اسلام، حفظ وحدت مسلمانان و مقاومت در برابر سلطه، همگی جلوههایی از سلوک الهی و بندگی خداوند به شمار میآیند؛ به همین دلیل، در این دعا، وحدت امت اسلامی، سیاست دینی، عرفان، ولایت و شهادت در کنار یکدیگر معنا یافتهاند و تصویری جامع از انسان متألّه ارائه شده است؛ انسانی که بندگی خدا را تنها در عبادات فردی خلاصه نمیکند، بلکه آن را در عرصه مدیریت جامعه، دفاع از امت، پاسداری از ارزشهای الهی و صیانت از عزت مسلمانان نیز متجلی میسازد.
تصویری جامع از انسان متألّه تأکید کرد: آیتالله العظمی جوادی آملی، این نماز را صرفاً به عنوان نماز میت قرائت نکردند، بلکه آن را به یک «نماز تمدنی» تبدیل کردند که متناسب با شخصیت کسی بود که عمر خود را در مسیر شکلگیری و پاسداری از تمدن نوین اسلامی سپری کرده بود. ازاینرو، ادبیات این دعا نیز رنگ و بوی تمدنی، اجتماعی و تاریخی یافته است. به اعتقاد بنده، این نماز را باید یکی از نقاط عطف در ادبیات دینی و انقلابی معاصر و از برجستهترین متون معاصر در پیوند میان فقه، قرآن، عرفان، حکمت و اندیشه سیاسی اسلام دانست که در آن عبادت از سیاست جدا نیست، عرفان از مسئولیت اجتماعی فاصله ندارد و شهادت نیز صرفاً یک واقعه فردی نیست، بلکه نقطه تلاقی عبودیت، ولایت، مقاومت و تمدنسازی اسلامی است.
خبرنگار: زهرا شریعتی
انتهای پیام/
