جزئیات درگذشت بازیگر برنده اسکار

کدام فیلم را آخر هفته از تلویزیون ببینیم؟ - تسنیم

فرهنگی
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، در روزهای پایانی این هفته که با سالروز شهادت حضرت امام حسن عسکری(ع) و آغاز امامت حضرت ولیعصر(عج) همزمان شده است، شبکههای مختلف سیما مجموعهای متنوع از فیلمهای سینمایی، تلویزیونی و انیمیشن را برای مخاطبان تدارک دیدهاند؛ مجموعهای که از آثار مناسبتی و خانوادگی تا فیلمهای اکشن، جنایی، معمایی، تاریخی و علمیتخیلی را دربرمیگیرد.
در میان این آثار، چند فیلم تازه نیز برای نخستین بار از قاب تلویزیون پخش میشوند و میتوانند برای مخاطبانی که به دنبال تماشای فیلمهای کمتر دیدهشده هستند، جذابتر باشند. در کنار آنها، چند اثر شناختهشده نیز در جدول پخش قرار گرفتهاند که فرصت دوبارهای برای تماشای آنها فراهم میکنند.
شبکه یک؛ «تی 34» و یک روایت جنگی پرهیجان
شبکه یک جمعه 30 مرداد ساعت 16، فیلم سینمایی «تی 34» به کارگردانی آلکسی سیدورووا را روی آنتن میبرد؛ فیلمی جنگی که بخش قابل توجهی از جذابیت خود را از طراحی نبردهای تانکی و فضای پرتنش جنگ جهانی دوم میگیرد.
داستان درباره گروهی از سربازان شوروی است که در پشت خطوط دشمن گرفتار شدهاند و با یک تانک آسیبدیده تلاش میکنند از محاصره نیروهای آلمانی فرار کنند. محدودیت مهمات و سوخت، درگیری با دشمن و فشار روانی شرایط، اعضای گروه را در موقعیتی دشوار قرار میدهد.
چرا ببینیم؟
«تی 34» برای علاقهمندان به فیلمهای جنگی و اکشن انتخاب مناسبی است و علاوه بر صحنههای نبرد، بر رفاقت، فداکاری و تصمیمگیری در شرایط بحرانی تمرکز دارد.
شبکه دو؛ از یک قصه احساسی تا «انتظار»
شبکه دو صبح جمعه ساعت 8 فیلم «گرانبهای من» را پخش میکند؛ داستانی انسانی درباره مردی که پس از مرگ یکی از همکارانش با دختر ششساله او مواجه میشود؛ دختری که ناشنوا و نابیناست.
این فیلم در ابتدا از یک موقعیت ساده و حتی تا حدی حسابگرانه آغاز میشود، اما مواجهه شخصیت اصلی با کودک، مسیر داستان را تغییر میدهد و او را با مسئولیتی فراتر از آنچه تصور میکرد روبهرو میکند.
در ادامه، ساعت 17، فیلم تلویزیونی جدید «انتظار» به کارگردانی امید سبیلی روی آنتن میرود. قصه درباره مردی است که برای برآورده کردن آخرین آرزوی مادر پیرش تلاش میکند فرزندان خانواده را دوباره دور هم جمع کند.
«انتظار» از آن دسته آثار خانوادگی است که ظرفیت همذاتپنداری بالایی دارد؛ اختلاف میان اعضای خانواده، گذشت، بازگشت به روابط فراموششده و اهمیت حضور خانواده در روزهای سخت، محور اصلی آن را شکل میدهد. قرار گرفتن این فیلم در چنین مناسبت مذهبی نیز به فضای عاطفی و خانوادگی آن کمک میکند.
شبکه سه؛ از فوتبال تا هیولاهای ناشناخته
شبکه سه یکی از متنوعترین جدولهای این هفته را دارد. پنجشنبه ساعت 10 فیلم «مربی» پخش میشود؛ داستان فوتبالیستی که پس از ناکامی در تیم ملی، فرصت تازهای برای بازگشت پیدا میکند و این بار در قامت مربی یک تیم ضعیف قرار میگیرد.
داستان «مربی» در ظاهر ورزشی است، اما مضمون اصلی آن درباره شکست و دوباره شروع کردن است. یورا باید تیمی را که بازیکنانش انگیزه و توان چندانی ندارند، به یک مجموعه منسجم تبدیل کند. بنابراین فیلم برای مخاطبانی که به داستانهای انگیزشی و ورزشی علاقه دارند، گزینه قابل توجهی است.
اما ساعت 15، فضای شبکه سه کاملاً تغییر میکند و «پروژه 749» روی آنتن میرود؛ یک فیلم علمیتخیلی و هیجانی که سراغ موجودی ناشناخته و آزمایشهای علمی میرود.
داستان از یک حفاری عمیق در معدنی در چین آغاز میشود؛ جایی که موجودی عجیب کشف شده و تماس با آن پیامدهایی غیرمنتظره به همراه دارد. سالها بعد، نوجوانی با قابلیتهای فراانسانی به مرکز ماجرا تبدیل میشود و دانشمندان از او برای مقابله با موجودی استفاده میکنند که هر لحظه بزرگتر و خطرناکتر میشود.
«پروژه 749» انتخابی متفاوت برای تلویزیون است؛ بهخصوص برای مخاطبانی که فیلمهای علمیتخیلی، هیولاها، آزمایشهای مخفی و روایتهای آخرالزمانی را دنبال میکنند.
جمعه ساعت 10 نیز «آبی روشن» به کارگردانی بابک خواجهپاشا پخش میشود؛ فیلمی که در بستر یک جستوجو و سفر، مضامین اخلاقی و معنوی را دنبال میکند. حضور مهران احمدی، مهران غفوریان، سارا حاتمی و مرتضی امینیتبار از نکات قابل توجه این فیلم است.
در ادامه، ساعت 14:30، «سقوط در یخ» فضای متفاوتی ایجاد میکند؛ داستانی جنایی و پرتعلیق درباره پولهای سرقتشدهای که پس از سقوط یک هواپیما در دریاچهای یخزده پنهان میشوند. پیدا شدن پولها توسط مردی منزوی، آغاز تعقیب و گریزی خطرناک است.
این فیلم برای مخاطب علاقهمند به تعلیق، بقا، جنایت و تعقیبوگریز میتواند یکی از گزینههای اصلی جمعه باشد. جدول پخش جدید تلویزیون؛ از سریال آقاخانی تا "مرد سههزار چهره"
شبکه چهار؛ آخر هفتهای برای علاقهمندان به معما
شبکه چهار پنجشنبه ساعت 20:30 فیلم جدید «88» را پخش میکند. داستان با یک کمپین انتخاباتی آغاز میشود، اما بررسی حسابهای مالی، شخصیت اصلی را به اطلاعاتی مشکوک و شبکهای مرتبط با اندیشههای نژادپرستانه میرساند.
این فیلم بیشتر از آنکه یک سرگرمی صرف باشد، مخاطب را وارد فضای سیاسی، اجتماعی و معمایی میکند و برای کسانی که فیلمهای مبتنی بر کشف حقیقت و افشای پشت پرده را میپسندند، جذاب است.
اما مهمترین پیشنهاد شبکه چهار در جمعه شب، «تحقیقات جنایی پنجشنبهها» است که ساعت 20:30 پخش میشود. حضور هلن میرن، پیرس براسنان و بن کینگزلی در این فیلم، توجه علاقهمندان به آثار معمایی را جلب خواهد کرد.
ماجرا درباره گروهی از ساکنان یک خانه سالمندان است که خود را در قامت کارآگاه قرار میدهند و درباره پروندههای جنایی تحقیق میکنند. ترکیب شخصیتهای سالخورده با یک پرونده قتل، ظرفیت ایجاد فضایی همزمان معمایی و سرگرمکننده را فراهم کرده است.
شبکه نمایش؛ انتخابهای جدیتر برای شبهای آخر هفته
شبکه نمایش در این هفته یکی از متنوعترین ترکیبها را دارد. پنجشنبه ساعت 21، «ملک سلیمان» به کارگردانی شهریار بحرانی پخش میشود؛ اثری تاریخی ـ مذهبی که زندگی حضرت سلیمان(ع) و چالشهای او در مسیر ساختن حکومتی آرمانی را روایت میکند.
در ادامه، ساعت 23، فیلم جدید «بازی سرنوشت» قرار دارد؛ داستان زنی هتلدار که تحت فشار یک مأمور اطلاعاتی فاسد مجبور میشود وارد نقشه سرقت یک شیء ارزشمند شود.
جمعه نیز شبکه نمایش از ساعت 17 با فیلم «گرگ» سراغ طبیعت سرد و خشن سیبری میرود. ساعت 19، «شرق» داستان یک سرباز هلندی در اندونزی را روایت میکند که میان وظیفه نظامی و وجدان شخصی گرفتار میشود.
اما ساعت 21، یکی از انتخابهای جدیتر این شبکه یعنی «زیر نور ماه» به کارگردانی رضا میرکریمی پخش میشود.
این فیلم داستان طلبهای جوان را روایت میکند که در آستانه پوشیدن لباس روحانیت، درباره جایگاه خود و تأثیرگذاریاش بر مردم دچار تردید است. آشنایی او با بیخانمانها مسیر زندگیاش را تغییر میدهد.
«زیر نور ماه» بیش از آنکه بر حادثه متکی باشد، فیلمی شخصیتمحور و اجتماعی است و با طرح پرسشهایی درباره مسئولیت، معنویت و نسبت فرد با جامعه، همچنان میتواند برای مخاطب قابل تأمل باشد.
جمعه ساعت 23 نیز «به پیش» با بازی جکی چان روی آنتن میرود؛ فیلمی خانوادگی درباره رابطه یک پدر و دختر که در بستر ماجرای یک اسب و پرونده حقوقی شکل میگیرد. ترکیب کمدی، اکشن، روابط خانوادگی و حضور جکی چان، این اثر را به انتخابی مناسب برای تماشای خانوادگی تبدیل کرده است.
شبکه تهران؛ از «داستان سامرا» تا «بعد از غبار»
شبکه تهران پنجشنبه ساعت 13:30 انیمیشن جدید «ماموریت مادر دختری» را پخش میکند؛ اثری درباره مادری و دختری که رؤیای ساخت یک ربات مهربان را دنبال میکنند.
جمعه صبح نیز ساعت 9، «داستان سامرا» پخش میشود؛ انیمیشنی با فضایی مناسبتی که ماجرای مقابله با یک گروه خرابکار و تلاش دانشمندان جوان ایرانی برای خنثی کردن نقشه آنان را روایت میکند.
جمعه ساعت 13:30 نیز «بعد از غبار» به کارگردانی محمود معظمی روی آنتن میرود. داستان معلمی که وارد روستایی محروم میشود و تلاش میکند میان اهالی اتحاد ایجاد کند، در کنار مقابله با فردی سودجو که از باورهای خرافی مردم سوءاستفاده میکند، شکل میگیرد.
شبکه نمایش؛ «زیبای بینظیر» برای یک تماشای آرامتر
پنجشنبه ساعت 17، «زیبای بینظیر» پخش میشود؛ داستان بلا، دختر جوانی که در کتابخانه کار میکند و رؤیای نویسنده شدن دارد، اما از گل و گیاه میترسد. یک باغچه نامرتب و پیرمرد بداخلاق همسایه، او را وارد ماجرایی تازه میکند.
این فیلم در مقایسه با آثار اکشن جدول پخش، فضایی آرامتر و خانوادگیتر دارد و میتواند گزینهای مناسب برای تماشای عصرگاهی باشد.
شبکه افق؛ روایتهایی درباره مقاومت و خانواده
«حصار ضد خرگوش» جمعه ساعت 10 از شبکه افق پخش میشود؛ فیلمی بر اساس داستان واقعی سه دختر بومی استرالیا که از خانوادههای خود جدا میشوند و برای بازگشت به خانه سفری طولانی و طاقتفرسا را آغاز میکنند.
فیلم از این منظر اهمیت دارد که داستان مقاومت و تلاش برای بازگشت به ریشهها را از زاویهای انسانی روایت میکند و مخاطب را با بخشی از تاریخ بومیان استرالیا آشنا میسازد.
ساعت 17 نیز «تولد یک پروانه» پخش خواهد شد؛ فیلمی خانوادگی و احساسی درباره مردی که پس از مرگ همسرش، رابطهاش با پسر نوجوان او تغییر میکند و میان این دو پیوندی تازه شکل میگیرد.
شبکه کودک و امید؛ انتخابهای تازه برای مخاطبان کمسنوسال
شبکه کودک پنجشنبه ساعت 14، انیمیشن جدید «دیپلو داینا» را پخش میکند؛ داستان دایناسوری کوچک که در دنیای کمیک زندگی میکند و برای پیدا کردن والدینش وارد ماجراجویی بزرگی میشود.
جمعه نیز «فرمانروای آب» ساعت 14 روی آنتن میرود؛ انیمیشنی ماجراجویانه درباره گروگانگیری یک تیم کارشناسی سازمان ملل و تلاش گروهی از ایرانیان برای پیدا کردن منشأ بحران.
در شبکه امید نیز پنجشنبه ساعت 17 «گوتیا» پخش میشود؛ داستان نوجوانی روستایی که به تیلهبازی علاقه دارد و با حمایت معلم ورزشش، مسیر مسابقات محلی تا رقابتهای کشوری را طی میکند.
جمعه ساعت 17 نیز «مورو در برابر سولو» پخش خواهد شد؛ اثری فانتزی و ماجراجویانه که داستان رویارویی قهرمانی جوان با شخصیتی شرور و جاودانه را دنبال میکند.
دو انتخاب ویژه برای شبکه فراتر
شبکه فراتر پنجشنبه ساعت 13، «داستان اسباببازی 3» را پخش میکند؛ انیمیشنی که در ظاهر داستان اسباببازیهایی است که از بزرگ شدن صاحبشان نگراناند، اما در لایهای عمیقتر درباره کودکی، جدایی و عبور از یک مرحله مهم زندگی حرف میزند.
جمعه ساعت 13 نیز نوبت به شاهکار علمیتخیلی «2001: ادیسه فضایی» ساخته استنلی کوبریک میرسد؛ فیلمی که بیش از نیم قرن پس از ساخت همچنان یکی از مهمترین آثار تاریخ سینمای علمیتخیلی به شمار میرود.
این فیلم برخلاف بسیاری از آثار علمیتخیلی، بیش از آنکه بر حادثه و اکشن تکیه کند، مخاطب را به تأمل درباره تکامل انسان، فناوری، هوش مصنوعی و آینده بشر دعوت میکند. بنابراین اگر مخاطب به سینمای کلاسیک و آثار اندیشهمحور علاقه داشته باشد، این فیلم یکی از متفاوتترین گزینههای آخر هفته است.
کدام فیلم را ببینیم؟
اگر هیجان و اکشن میخواهید، «پروژه 749» و «سقوط در یخ» انتخابهای مناسبتری هستند. برای معما و جنایت، «تحقیقات جنایی پنجشنبهها» و «بازی سرنوشت» پیشنهاد میشوند. اگر دنبال فیلمی اجتماعی و تأملبرانگیز هستید، «زیر نور ماه» و «شرق» ارزش تماشا دارند.
برای یک تماشای خانوادگی نیز «به پیش»، «گرانبهای من» و «داستان اسباببازی 3» گزینههای قابل توجهی هستند و علاقهمندان به آثار مذهبی و مناسبتی میتوانند سراغ «ملک سلیمان»، «داستان سامرا»، «آبی روشن» و «هر شب تنهایی» بروند.
در مجموع، جدول پخش این هفته تلاش کرده است میان فیلمهای تازه، آثار شناختهشده، تولیدات مناسبتی و آثار سرگرمکننده تعادل ایجاد کند؛ بنابراین پنجشنبه و جمعه 29 و 30 مرداد، تقریباً برای هر گروه از مخاطبان، انتخابی در قاب تلویزیون وجود دارد.
انتهای پیام/
سینما برگشت! از صفهای نیمهشب و سانسهای صبح زود «مرد عنکبوتی» تا گیشه ۴ میلیارد دلاری

همشهری آنلاین: درآمد گیشه آمریکای شمالی در تابستان امسال از مرز ۴ میلیارد دلار عبور کرده؛ اتفاقی که از زمان کرونا تنها برای دومین بار رخ میدهد. مهمتر از رقم فروش، اما چیزی است که در سالنها اتفاق افتاده: صفهای طولانی، سانسهای نیمهشب و صبح زود، تماشاگرانی با لباس شخصیتهای محبوبشان و فیلمهایی که دوباره به موضوع مشترک گفتوگوهای روزمره مردم تبدیل شدهاند.
به گزراش ورایتی، باب بگبی، مدیرعامل زنجیره B&B Theatres، بهتر از هر کس دیگری این تغییر را احساس کرده است. هنگام اکران «مرد عنکبوتی: روزی کاملاً نو»، تقاضا آنقدر بالا بود که سینماها مجبور شدند سانسهایی در ساعتهای عجیب، حتی ۸ صبح و ۲:۳۰ بامداد، اضافه کنند. بگبی میگوید مدیران سینما مدام در حال اضافهکردن سانس بودند و تقریباً همه نمایشها به فروش میرسیدند. کارکنان خسته بودند، اما یک چیز برایشان لذتبخش بود: سالنها دوباره پر شده بودند. این صحنه برای بگبی یادآور روزهای طلایی «انتقامجویان: پایان بازی» در سال ۲۰۱۹ بود؛ فیلمی که با افتتاحیه ۳۵۷ میلیون دلاری، یکی از بزرگترین رکوردهای تاریخ گیشه را ثبت کرد. حالا «مرد عنکبوتی: روزی کاملاً نو» حتی از آن هم عبور کرده و با افتتاحیه ۳۶۰ میلیون دلاری در آمریکای شمالی، رکورد تازهای به جا گذاشته است. فروش جهانی فیلم نیز از ۲ میلیارد دلار عبور کرده است. اما داستان بازگشت سینما فقط به مرد عنکبوتی محدود نمیشود. وقتی چند فیلم همزمان مردم را به سینما میکشند
یکی از مهمترین نشانههای سلامت گیشه این تابستان، تنوع فیلمهای موفق است. در گذشته ممکن بود یک بلاکباستر بزرگ تمام توجه بازار را به خود اختصاص دهد؛ اما تابستان ۲۰۲۶ شاهد چند فیلم بزرگ بوده که همزمان تماشاگر جذب کردهاند. «اودیسه» ساخته کریستوفر نولان در کنار «مرد عنکبوتی: روزی کاملاً نو» به یکی از موتورهای اصلی گیشه تبدیل شده است. این فیلم تاکنون حدود ۱.۲۹ میلیارد دلار در سراسر جهان فروش داشته و نسخههای IMAX آن سهم چشمگیری از این موفقیت داشتهاند. در کنار این دو، فیلمهایی مانند «داستان اسباببازی ۵»، «مایکل»، «پروژه هیل مری»، «فیلم سوپر ماریو کهکشانی»، «شیطان پرادا میپوشد ۲» و حتی پروژههایی در مقیاس متفاوت، نشان دادهاند که بازار دیگر صرفاً به یک یا دو فرنچایز متکی نیست.
گرگ هکمن، مدیر بازاریابی زنجیره Maya Cinemas، میگوید این وضعیت بیش از هر چیز یادآور سال ۲۰۱۹ است؛ زمانی که مردم برای چند فیلم مختلف همزمان هیجان داشتند. و شاید همین نکته مهمترین خبر برای صنعت سینما باشد: مردم دوباره درباره فیلمها حرف میزنند. این بازگشت پایدار خواهد بود؟
در سالهای پس از کرونا، یکی از بزرگترین مشکلات سینما فقط کاهش فروش نبود؛ بلکه از بین رفتن نوعی تجربه جمعی بود. پلتفرمهای استریم به مخاطب اجازه دادند فیلمها و سریالها را در خانه و در زمان دلخواه تماشا کند. اما سینما چیزی فراتر از تماشای یک فیلم است: صف، هیجان افتتاحیه، واکنش جمعی تماشاگران و احساس اینکه اگر فیلم را نبینید، از یک اتفاق فرهنگی جا ماندهاید. به نظر میرسد تابستان ۲۰۲۶ این حس را دوباره زنده کرده است. تماشاگران برای «مایکل» بعد از پایان فیلم در سالن میمانند و با موسیقی میرقصند. طرفداران «مرد عنکبوتی» با لباس شخصیت محبوبشان به سینما میروند. بعضی مخاطبان «اودیسه» را چند بار تماشا میکنند؛ حتی با وجود اینکه فیلم نزدیک به سه ساعت زمان دارد. این همان چیزی است که سینماداران مدتها منتظرش بودند: فیلمی که تماشای آن در خانه کافی نباشد.
اینجا نگرانی اصلی شروع میشود. صنعت سینما طی چند سال گذشته ضربههای متعددی خورده است؛ از همهگیری و رشد استریمینگ گرفته تا اعتصابهای هالیوود و کاهش تعداد تولیدات استودیویی. حالا ادغام احتمالی پارامونت و وارنر برادرز به نگرانی تازهای برای صاحبان سالنها تبدیل شده است. سینماداران از تجربه ادغام دیزنی و فاکس قرن بیستم در سال ۲۰۱۹ درس گرفتهاند؛ ادغامی که نگرانیهایی درباره کاهش تعداد فیلمهای اکرانشده ایجاد کرد. با این حال، دیوید الیسون، مدیرعامل Paramount Skydance، وعده داده است که ترکیب این دو مجموعه به کاهش تولید منجر نشود و دستکم ۳۰ فیلم در سال از سوی این مجموعه روانه بازار شود. برای سالنداران، این موضوع حیاتی است. آنها به فیلم نیاز دارند؛ نه فقط چند بلاکباستر بسیار بزرگ در سال. آزمون واقعی در پاییز
تابستان قدرتمند بوده، اما پاییز قرار نیست به همان اندازه روی چند فیلم عظیم تکیه کند. صاحبان سالنها میگویند در تقویم پاییزی خبری از تعداد زیادی فیلم چهارربعی و غولآسا نیست، اما یک مزیت وجود دارد: حجم و تنوع. تقریباً در هر آخر هفته تا هالووین، دستکم دو و گاهی پنج فیلم جدید در سراسر آمریکا اکران خواهند شد. از جمله فیلمهایی که توجهها را جلب کردهاند میتوان به کمدی جدید تام کروز با عنوان «حفار»، دنباله «جادوی عملی ۲» با نیکول کیدمن و ساندرا بولاک، ریبوت «رزیدنت اویل» به کارگردانی زک کرگر، اقتباس «وریتی» با بازی آن هاتاوی و داکوتا جانسون و تریلر بقا «قلب هیولا» با بازی برد پیت اشاره کرد. در کنار آنها، «مادر دیگر»، فیلم کمیکبوکی متفاوت «کلیفیس» از DC و نسخه جدید «استریت فایتر» نیز قرار دارند. یعنی شاید پاییز یک «مرد عنکبوتی» یا «انتقامجویان» در هر هفته نداشته باشد، اما مجموعهای از ژانرها و ایدههای متفاوت را پیش روی مخاطب میگذارد.
اگر پاییز نتواند تمام انرژی تابستان را حفظ کند، هالیوود برای فصل تعطیلات برگ برندههای بزرگی دارد. «فاکر-در-قانون»، پیشدرآمد «بازیهای گرسنگی» با عنوان «طلوع در درو کردن» و داستانی تازه درباره اسکروج با نام «اِبنزر» بخشی از برنامهاند. اما اتفاق بزرگتر در پایان سال رقم خواهد خورد: اکران تقریباً همزمان «انتقامجویان: روز رستاخیز» و «تلماسه: بخش سوم»، در کنار «جومانجی ۳». این ترکیب میتواند یکی از قدرتمندترین فصلهای کریسمس تاریخ گیشه را رقم بزند. حتی این احتمال وجود دارد که درآمد سالانه گیشه داخلی آمریکا برای نخستین بار از زمان همهگیری دوباره از ۱۰ میلیارد دلار عبور کند. سینما نمرده بود؛ فقط منتظر بود
شاید مهمترین نتیجه تابستان ۲۰۲۶ این باشد که بحث «مرگ سینما» بیش از حد زود مطرح شده بود. مخاطب هنوز حاضر است برای یک تجربه سینمایی بزرگ پول بدهد. حاضر است نیمهشب به سالن برود، چند ساعت در صف بایستد، فیلمی سهساعته را روی بزرگترین پرده ممکن ببیند و حتی برای بار دوم به سینما برگردد. مشکل، به نظر میرسد، کمتر از آنکه «بیعلاقهشدن مردم به سینما» باشد، به کمبود فیلمهایی مربوط است که تماشای آنها ارزش ترک خانه را داشته باشد. تابستان امسال تعدادی از این فیلمها از راه رسیدند و نتیجهاش را در گیشه دیدیم. حالا سؤال بزرگ این نیست که آیا سینما هنوز مخاطب دارد یا نه. سؤال این است: آیا هالیوود میتواند در پاییز و زمستان، به اندازه کافی فیلم بسازد که این مخاطب را در سالن نگه دارد؟ اگر پاسخ مثبت باشد، شاید سال ۲۰۲۶ همان سالی باشد که صنعت سینما بالاخره بتواند با خیال راحت بگوید: دوران پساکرونا تمام شده است؛ سینما برگشته. کد خبر 1062094
دو اسطوره سینما که رابطه خوبی با هم نداشتند | ژان پیر ملویل علیه لینو ونتورا

همشهری آنلاین: سینما پر از داستانِ کارگردانان کمالگرا و بازیگران سرکش است، اما رابطه ژان پیر ملویل و لینو ونتورا بیشتر به یک دوئل روانی و نبرد دو اراده آهنین شباهت داشت تا یک همکاری هنری ساده. بر طبق شواهد و قرائن، در دو فیلم «نفس دوباره» و «ارتش سایهها»، میدانی از تحقیر، قهر، خشونت کلامی و تکنیکهای بیرحمانه کارگردانی بر پا بوده است. بدو لینو بدو!
همه چیز از فیلم «نفس دوباره» آغاز شد. لینو ونتورا، قهرمان سابق کشتی فرانسوی و بازیگری که نماد مردانگی، قدرت و صداقت سر صحنه بود، نقش «گو» را بازی میکرد؛ گانگستری خسته از زندان که باید برای فرار، خود را روی یک قطار باریِ در حال حرکت میانداخت.
ملویل برای اینکه ترس و خستگی واقعی را در چهره ونتورا شکار کند، بدون اطلاع او پنهانی از راننده لوکوموتیو خواست سرعت قطار را بیشتر کند! ونتورا با تمام وجود دوید و صحنهای درخشان و کاملاً طبیعی خلق شد. اما این شاهکار زمانی خراب شد که ملویلِ مغرور در مصاحبهای پرده از این کلک سینمایی برداشت. ونتورا که احساس میکرد غرور و شرافت حرفهایاش پایمال شده، به شدت برآشفت و در محافل خصوصی ملویل را تحقیر کرد و گفت: «اگر میخواست سریعتر بدوم، چرا مرد و مردانه توی رویم نگفت؟» حرف ونتورا یا حرف ملویل
با وجود این تنشها، وقتی پروژه عظیم «ارتش سایهها» مطرح شد، ونتورا باز هم قرارداد را امضا کرد. اما این بار ملویل با یک بازیگر خشمگین روبهرو بود. ونتورا که خلف وعده کرده بود و قبل از فیلم «دایره سرخ» با آلن دلون در «دسته سیسیلیها» همبازی شده بود، عمیقاً مورد خشم ملویل قرار داشت.
انفجار اصلی زمانی رخ داد که ونتورا اعلام کرد یکی از صحنههای فیلمنامه «ارتش سایهها» را بازی نمیکند چون آن را «فاجعه شخصی» میداند. ملویل ابتدا کوتاه آمد و صحنه را حذف کرد، اما وقتی شنید ونتورا در پشت صحنه پز داده که حرفش را به کرسی نشانده، جنون کمالگراییاش بیدار شد. ملویل تهیهکننده را احضار کرد و اولتیماتوم داد: «به او بگو این صحنه را خواهم ساخت. فردا ساعت ۸ صبح با ماموران دادگاه آنجا خواهم بود و اگر آقای ونتورا نباشد، پروژه را ترک میکنم!» ونتورا بازی کرد، اما از همان ثانیه، ارتباط مستقیم این دو برای همیشه قطع شد. ملویل تا پایان فیلمبرداری حتی یک کلمه مستقیماً با ونتورا صحبت نکرد! تمام دستورات از طریق دستیار منتقل میشد: «آقای ملویل میخواهند کمی سریعتر راه بروید...» «کفتار» و مرد تنها
ونتورا در محافل خصوصی ملویل را «کفتار» مینامید؛ فردی که برای رسیدن به فریم مورد نظرش حاضر بود از هر ترفند روانی سوءاستفاده کند. اما سوال اینجاست: چرا ملویل این قهر را کش داد؟ واقعیت این است که این فقط یک لجبازی ساده نبود، بلکه تکنیک کارگردانیِ بیرحمانه ملویل بود. ملویل میدانست که ونتورا بازیگری غریزی است و از ترفندهای آکادمیک تنفر دارد. او با ایجاد خشمی واقعی و کنترلشده در درون ونتورا و قطع رابطه با او توانست خردکنندهترین حس تنهایی و انزوا را در چهره شخصیت «فیلیپ گربر» بوجود آورد. به تعبیر سیمون سینیوره، بازیگر فیلم، این قهر برای فیلم فوقالعاده مفید بود، چون ونتورا واقعاً مردی تنها در پشت صحنه شده بود! دلون در برابر ونتورا
در مقایسه نحوه برخورد ملویل با دو ستاره بزرگش یعنی آلن دلون و لینو ونتورا میتوان گفت رابطه ملویل با آلن دلون (بهویژه در «سامورایی») بر پایه نوعی شیفتگی متقابل، احترام عمیق و رابطهای شبهپدرانه استوار بود. دلون در برابر ملویل نقش مریدی را داشت که نگاه فرمالیستی، وسواسهای دیداری و ریتم کارگردان را کاملاً درک میکرد. ملویل به دلون به مثابه مجسمهای نایاب نگاه میکرد و تمام فضاسازیها را برای درخششِ سرد و چهره فوتوژنیک او طراحی میکرد.
اما در مقابل، رابطه با ونتورا نبردِ نفوذ و قدرت بود. ونتورا بازیگری متکی بر اخلاق کاری، قدرت فیزیکی و حس صادقانه بود. از دید او، ملویل یک «دیکتاتور استودیویی» بود که قصد داشت ارادهاش را بر بازیگر تحمیل کند. اگر دلون برای ملویل «شیک و رام» بود، ونتورا یک «صخره سرکش» بود که ملویل باید با تیشهزدنهای روانی و ایجاد اصطکاک، فرم دلخواهش را از دل آن تراش میداد. شاهکاری به قیمت یک عمر سکوت
این نبرد سنگین روانی در نهایت به پایان رسید، اما پس از پایان ساخت «ارتش سایهها»، ونتورا دیگر هرگز تا پایان عمر حاضر نشد با ملویل صحبت کند یا حتی در خیابان با او روبهرو شود. با این حال، وقتی نسخه نهایی «ارتش سایهها» روی پرده رفت، ونتورا اعتراف کرد که ملویل شاهکاری بیبدلیل ساخته است. ملویل نیز بعدها اقرار کرد که اگرچه قطع رابطه با بازیگر سر صحنه از نظر انسانی آزاردهنده بوده، اما نتیجه هنری آن بینظیر بود. آنها همدیگر را تا حد جنون آزار دادند، اما حاصل این جنگ روانی، یکی از ماندگارترین چهرههای تنهایی انسانی در تاریخ سینمای جهان شد. کد خبر 1062077
از اعتیاد تا درام خانوادگی؛ مستند چک وارد رقابت اسکار 2027 شد

نورنیوز-گروه فرهنگی: سینمای جمهوری چک فیلم مستند «اگر کبوترها به طلا تبدیل میشدند» ساخته پپا لیوبویاتسکی را به عنوان نماینده خود در رقابت اسکار انتخاب کرده است. این فیلم که روایتی صمیمی و شخصی دارد، زندگی برادر و دو پسرعموی کارگردان را طی پنج سال دنبال میکند؛ سه نفری که اعتیاد بهتدریج روابط، خانهها و احساس امنیت آنها را از بین میبرد.
آکادمی فیلم و تلویزیون چک اعلام کرده است که کارگردان در این مستند تلاش میکند بدون احساساتی شدن، دلایل سقوط این سه نفر و تاثیر آن بر تمام اعضای خانواده را بررسی کند.
لیوبویاتسکی برای روایت این داستان از ساختاری متفاوت بهره برده و تصاویر روزمره، خاطرات بازسازیشده، عکسهای زنده، یادداشتهای شخصی را در کنار یکدیگر قرار داده است.
«اگر کبوترها به طلا تبدیل میشدند» نخستین نمایش جهانی خود را در ماه فوریه و در جشنواره بینالمللی فیلم برلین تجربه کرد و در آنجا جایزه بهترین مستند بلند را به دست آورد.
تایوان نیز فیلم «داستانی مهآلود» ساخته چن یو-سون را وارد رقابت کرد، اثری که به یکی از دورههای تاریک تاریخ معاصر تایوان میپردازد. «داستانی مهآلود» با نگاهی به دوره موسوم به ترور سفید در تایوان، بخشی از تاریخ سیاسی این کشور را در قالب یک درام سینمایی روایت میکند.
در همین حال، لتونی نیز فیلم «اولیا» ساخته ویستورس کایریس را به عنوان نماینده خود در شاخه بهترین فیلم بینالمللی اسکار ۲۰۲۷ انتخاب کرده است.
«اولیا» داستان دختری نوجوان در لتونی سال ۱۹۶۴ را روایت میکند که نزدیک به دو متر قد دارد؛ ویژگیای که باعث نگرانی خانوادهاش شده است. او برای پیوستن به یک تیم معتبر بسکتبال به شهر ریگا فرستاده میشود و مسیر زندگیاش در مواجهه با جامعه و شرایط تازه تغییر میکند.
با آغاز فرایند معرفی فیلم از سوی کشورها برای رقابت اسکار ۲۰۲۷ در شاخه بهترین فیلم بینالمللی، اتریش فیلم «رُز» ساخته مارکوس شلاینزر، کوزوو فیلم «دوا» به کارگردانی بلرتا باشولی، لیتوانی فیلم «چگونه در زمان جنگ طلاق بگیریم» به کارگردانی آندریوس بلاژویچیوس، اسلواکی فیلم «سیل» به کارگردانی مارتین گوندا، ترکیه«مثل درختی بیشاخ و برگ» به کارگردانی تونچ داووت و سوئیس مستند فلسطینی «چه کسی هنوز زنده است» ساخته نیکلاس وادیموف را به آکادمی اسکار معرفی کردهاند.
از نود و نهمین مراسم اسکار، قوانین مربوط به فرآیند ارسال آثار تغییر کرد و به فیلمهای غیرانگلیسی زبان اجازه داده شد در صورتی که در یک جشنواره بینالمللی فیلم جایزهای را کسب کنند، در این مراسم شرکت کنند. این جشنوارهها و جوایز ویژه آنها عبارتند از: برلین (خرس طلایی)، بوسان (جایزه بهترین فیلم)، کن (نخل طلا)، ساندنس (جایزه بزرگ هیات داوران سینمای جهان)، تورنتو (جایزه پلتفرم) و ونیز (شیر طلایی).
بر این اساس تاکنون فیلم «نامههای زرد» (برنده خرس طلایی جشنواره برلین) ساخته ایلکر چاتاک، «فیورد» (برنده نخل طلای کن) به کارگردانی کریستین مونجیو و همچنین فیلم «شرم و پول» (برنده جایزه بزرگ جشنواره ساندنس) به کارگردانی ویسار مورینا در شاخه بهترین فیلم بینالمللی نود ونهمین دوره جوایز سینمایی اسکار حضور خواهند داشت.
آخرین مهلت معرفی فیلم از سوی کشورها برای شرکت در رقابت اسکار (شاخه بهترین فیلم بینالمللی) ۳۰ سپتامبر (۸ مهرماه) اعلام شده و فهرست ۱۵ نامزد اولیه این شاخه نیز روز ۱۵ دسامبر (۲۴ آذر) و نامزدهای نهایی اسکار هم روز ۲۱ ژانویه (اول بهمن) اعلام خواهد شد.

بیانیه خانه سینما در خصوص مصوبه اخیر مجلس

محمدرضا شریفینیا: مجید مظفری طلاست

4 باور غلط که «متهم گریخت» در مردم ایران ایجاد کرد

چنگیز شیخلی درگذشت

باستانشناسان در غار قلعه کُرد در جستوجوی چه هستند؟

نگرانی مجید مظفری از بیکاری هنرمندان

ملاحظات اطلاعرسانی

