
تحلیلگر آمریکایی: بزرگترین بازنده جنگ ایران، جهانیسازی بود | جنگی که قرار بود ایران را مهار کند، جهان را تغییر داد

ادعای ترامپ: اگر لازم بود ۱۰۰ بار دیگر هم به ایران حمله میکردم/رویترز: تنها ۷ کشتی روز پنجشنبه از تنگه عبور کردند/روسیه: فقط تهران درباره مذاکره با آمریکا تصمیم میگیرد؛ ما بر هیچکس فشاری وارد نمیکنیم/یمن: از عبور ۴۸ کشتی متعلق به عربستان در بابالمندب جلوگیری کردیم؛ ۸ نفتکش را هم هدف قرار دادیم/ ادعای ونس: فشارهای اقتصادی بر ایران، محاسبات آنها را درباره نوع توافق، تغییر میدهد
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
جنگ سوم و تجاوز نظامی اخیر آمریکا به ایران وارد روز چهل و یکم شد. در حالی که از روز آتش بس نقض شده میان دو کشور ۱۳۶ روز میگذرد، مقامات آمریکایی بر اتخاذ فشارهای اقتصادی بیشتر بر ایران متمرکز شدهاند تا به ادعای آنها، محاسبات تهران درمورد توافق، تغییر کند.
تحولات مربوط به جنگ، آتش بس و مذاکره در روز گذشته را از لینک زیر بخوانید.
در روز چهلم جنگ سوم چه گذشت؟(۲۹ مرداد ۱۴۰۵)/ ادعای ونس: فشارهای اقتصادی بر ایران، محاسبات آنها را درباره نوع توافق، تغییر میدهد/ اکنون وارد مرحله جدیدی شدهایم که در آن مؤثرترین ابزار ما، «فشار اقتصادی» است/ ادعای وزیر خزانهداری آمریکا: اگر حداکثر فشار اقتصادی را علیه ایران اعمال کنیم، احتمالا شاهد ازسرگیری گسترده جنگ نخواهیم بود/ عمان: عبور ایمن از تنگه هرمز به امنیت و شکوفایی کل منطقه مرتبط است
اخبار مربوط به روز چهل و یکم جنگ سوم و روز صد و سی و چهارم آتش بس (۳۰ مرداد ۱۴۰۵) به شرح زیر است:
رویترز: تنها ۷ کشتی روز پنجشنبه از تنگه هرمز عبور کردند ۱۴۰۵/۰۵/۳۰ - ۰۸:۵۰ رویترز خبر داد که تنها ۷ کشتی روز پنجشنبه از تنگه هرمز عبور کردند. به گزارش «انتخاب»؛ خبرگزاری رویترز به نقل از شرکت دادههای کشتیرانی کپلر گزارش داد که تردد کشتیها از تنگه هرمز روز پنجشنبه کاهش یافت و تنها ۷ کشتی از این تنگه عبور کردند. ادعای ترامپ: اگر لازم بود ۱۰۰ بار دیگر نیز به ایران حمله میکردم / ایران هرگز سلاح هستهای نخواهد داشت؛ اگر ایران سلاح هستهای داشت، از آن استفاده میکرد و اسرائیل و تمام خاورمیانه را نابود میکرد ۱۴۰۵/۰۵/۳۰ - ۰۸:۴۶ دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، از آمریکاییها خواست افزایش قیمت سوخت ناشی از جنگ را تحمل کنند و درباره حمله به ایران گفت اگر برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای لازم میبود، ۱۰۰ بار دیگر نیز این کار را انجام میداد. به گزارش «انتخاب»؛ بخشهایی از ادعاهای وی به شرح زیر است: ایران هرگز سلاح هستهای نخواهد داشت و ما کنترل تنگه هرمز را در اختیار داریم. اگر ایران سلاح هستهای داشت، از آن استفاده میکرد و اسرائیل و تمام خاورمیانه را نابود میکرد. ایران هنوز تعدادی موشک و پهپاد دارد، اما ظرفیت تولید آنها در مقایسه با پنج ماه قبل بسیار پایین است ایرانیها به کشورهای تقریباً بیطرفی موشک شلیک کردند که هیچکس نمیدانست تا چه اندازه در این درگیری دخیل هستند. ایرانیها همه را هدف قرار دادند و اگر بمب هستهای داشتند، از آن علیه همه استفاده میکردند. ایران به یک قدرت سلطهگر در خاورمیانه تبدیل شده که دیگران را مورد زورگویی قرار میدهد. روسیه: فقط تهران درباره مذاکره با آمریکا تصمیم میگیرد؛ ما بر هیچکس فشاری وارد نمیکنیم، چه ایران باشد و چه هر کشور دیگری / آنها خودشان تصمیم میگیرند ۱۴۰۵/۰۵/۳۰ - ۰۸:۱۱ ایرنا: سفیر و نماینده دائم روسیه در سازمان ملل متحد تاکید کرد: ایران کشوری مستقل است و خود درباره مذاکره با آمریکا تصمیم گیری میکند. «واسیلی نبنزیا» عصر پنجشنبه به وقت محلی در جمع خبرنگاران در نیویورک در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه با توجه به روابط دوجانبه میان ایران و روسیه، مسکو بر تهران فشار وارد میکند تا تلاش کند مذاکرات را از سر بگیرد و به این جنگ پایان دهد، گفت: روسیه، بهعنوان یک اصل، بر هیچکس فشاری وارد نمیکند؛ چه ایران باشد و چه هر کشور دیگری. ایران یک کشور مستقل است. آنها خودشان تصمیم میگیرند. نماینده روسیه در سازمان ملل افزود: ما درباره این موضوع نیز صحبت کردیم و میدانیم که منشا این درگیری در کاری که ایران انجام داده یا انجام نداده نیست، بلکه در تجاوز بیمحابا و بدون دلیلی است که ایالات متحده علیه ایران انجام داد. و فکر نمیکنم این ایران بوده باشد که از اجرای توافقهایی که میان ایالات متحده و ایران با کمک میانجیها حاصل شده بود، عقبنشینی کرده باشد. نبنزیا تاکید کرد: بنابراین فکر نمیکنم ما باید ایران را بهخاطر این موضوع مقصر بدانیم. اما این مساله در شورای امنیت در حال بررسی است. امسال این اتفاق نیفتاد، اما مطمئنم که در ماههای آینده به آن رسیدگی خواهیم کرد. در واکنش به کارزار اقتصادی آمریکا علیه ایران: نگران اقتصاد روسیه نباشید سفیر روسیه در سازمان ملل درباره کارزار اقتصادی آمریکا علیه ایران و پیامدهای آن برای سایر کشور و نیز موضع روسیه در این زمینه گفت: ما آنقدر تحریم و وعده برای منزوی کردن اقتصاد روسیه دیدهایم که دیگر توجه زیادی به آنها نمیکنیم، چون توانستهایم خود را با هر تحریمی که آنها اعمال کردهاند یا هر تهدیدی که در این مسیر شنیدهایم، سازگار کنیم. فکر میکنم از عهده این موضوع هم برخواهیم آمد. نگران اقتصاد روسیه نباشید. واکنش نماینده روسیه به ادعای ترامپ درباره تنگه هرمز نبنزیا در واکنش به ادعای ترامپ درباره تنگه هرمز و اعلام کردن آن به عنوان قلمرو آمریکا نیز با لبخندی طعنه آمیز گفت: رئیسجمهور ترامپ ادعاهای ارضی متعددی درباره نقاط مختلف جهان مطرح کرده است. امروز ما در نمایندگی دانمارک با نامزدهای دبیرکلی سازمان ملل گفتوگو داشتیم. نام اتاقی که در آن جلسه برگزار شد، «گرینلند» بود. آیا این موضوع شما را یاد چیزی نمیاندازد؟ سفیر روسیه افزود: او (ترامپ) درباره ونزوئلا و بخشهای دیگری از جهان نیز صحبت کرده است. نمیدانم چنین اقدامی چگونه میتواند مطابق با حقوق بینالملل انجام شود. اما به هر حال، رئیسجمهور ترامپ بهتر از هر کسی میداند چه میگوید. حالا باید ببینیم او قصد دارد این موضوع را چگونه عملی کند! یمن: از عبور ۴۸ کشتی متعلق به عربستان در بابالمندب جلوگیری کردیم؛ ۸ نفتکش را هم هدف قرار دادیم ۱۴۰۵/۰۵/۲۹ - ۲۳:۲۵
سخنگوی دولت یمن اعلام کرد نیروهای مسلح این کشور با جلوگیری از عبور ۴۸ کشتی از دریای سرخ و دریای عرب و هدف قرار دادن هشت کشتی نفتی دیگر، موفق شدهاند محاصره دریایی کاملی علیه عربستان اعمال کنند. ادعای ونس: فشارهای اقتصادی بر ایران، محاسبات آنها را درباره نوع توافق با ما، تغییر میدهد/ اکنون وارد مرحله جدیدی شدهایم که در آن مؤثرترین ابزار ما، «فشار اقتصادی» است ۱۴۰۵/۰۵/۲۹ - ۲۲:۴۵ جی دی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا ادعا کرد: ما به لطف تلاشهای گسترده و طاقتفرسایی که ارتش ما و کارکنان بخش تجاری انجام دادهاند، توانستهایم مقادیر زیادی نفت و گاز را از طریق تنگه هرمز منتقل کنیم. آنچه محقق شده، با وجود اینکه نیاز داریم حجم بیشتری از انرژی از تنگه هرمز عبور کند، یک موفقیت بزرگ محسوب میشود.
وی گفت: تنگه هرمز اصلیترین اهرم فشاری است که ایران در اختیار دارد. ما به ادامه این رویکرد ادامه خواهیم داد، زیرا معتقدیم این بهترین راه برای دستیابی به هدف نهایی در نهایت است.
او مدعی شد: با وجود تیراندازیهای ایران به کشتیهای تجاری، توانستهایم خروج مقادیر زیادی نفت و گاز از طریق تنگه هرمز را تضمین کنیم. ما باید عبور مقادیر بیشتری از محمولههای انرژی از طریق تنگه هرمز را تضمین کنیم. اگر بتوانیم حجم کافی از نفت و گاز را از تنگه هرمز منتقل کنیم و همزمان ایرانیها را به دلیل هدف قرار دادن کشتیهای تجاری مجازات کنیم، این امر فشار اقتصادی قابلتوجهی بر آنها وارد خواهد کرد.
ونس ادعا کرد: فشارهای اقتصادی بر ایران، محاسبات آنها را درباره نوع توافق یا ترتیباتی که مایلاند با ما منعقد کنند، تغییر میدهد. فشارهای اقتصادی باعث خواهد شد ایران به این فکر کند که آیا میخواهد اقتصادش برای همیشه در وضعیت خفگی باقی بماند یا ترجیح میدهد روابط بهتری با غرب ایجاد کند.
معاون ترامپ مدعی شد: اگر ایران بر تیراندازی به کشتیها اصرار داشته باشد، ما تمام تلاش خود را برای جلوگیری از آن انجام خواهیم داد. ما تا حد زیادی موفق شدهایم عملیات تیراندازی ایران علیه کشتیهای تجاری در تنگه هرمز را متوقف کنیم. اکنون وارد مرحله جدیدی شدهایم که در آن، مؤثرترین ابزار ما فشار اقتصادی است که میتوانیم بر آنها اعمال کنیم.
ونس مدعی شد: اکنون در مرحله جدیدی قرار داریم و توانمندیهای نظامی متعارف ایران را از بین بردهایم و فشارهای عظیمی بر پایه صنعتی آنها که برای تولید تسلیحات مورد استفاده قرار میگیرد، وارد کردهایم. این مرحله به توازن دقیقی نیاز دارد؛ زیرا در حالی که ما بر آنها فشار اقتصادی وارد میکنیم، آنها نیز تلاش خواهند کرد فشار مشابهی بر ما وارد کنند. هفتههای گذشته ثابت کرد که ایرانیها فشار این اقدامات را بسیار بیشتر از آنچه ما احساس کردیم، متحمل شدهاند.
کودتای ۲۸ مرداد، زخمی که ۷۳ سال بعد هنوز بر روابط ایران و آمریکا سایه انداخته است/ این واقعیت است که ایالات متحده در سیاست ایران مداخله کرد/ این امر، خوراک لازم برای روایتی بهشدت ضدآمریکایی را فراهم کرد که ایالات متحده را مسئول شکست دموکراسی نوپای ایران
به گزارش سرویس بینالملل جماران، «شورای روابط خارجی آمریکا» در گزارشی به کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و نقش ایالات متحده و بریتانیا در سرنگونی دولت محمد مصدق پرداخت و نوشت: ایران از جنگ جهانی دوم از نظر سیاسی و اقتصادی تضعیفشده بیرون آمد. بریتانیای کبیر و اتحاد جماهیر شوروی در اواخر اوت ۱۹۴۱ به این کشور حمله کرده و حاکم آن، شاه رضا خان، افسر سابق ارتش که شانزده سال پیش از آن در کودتایی تخت طاووس را تصاحب کرده بود، را برکنار کردند. در ژوئن ۱۹۴۱، آلمان به اتحاد جماهیر شوروی حمله کرده و نیروهای شوروی را به سرعت عقب رانده بود. لندن و مسکو هر دو بیم آن داشتند که شاه، که ستایشگر بیپرده آدولف هیتلر بود، «کریدور پارسی» را ببندد و یکی از مسیرهای اصلی تأمین کمکهای «قانون وام و اجاره» به شوروی را قطع کند.
بریتانیاییها و شورویها به پسر بیست و دو ساله رضا خان، محمدرضا پهلوی، اجازه دادند تا به عنوان شاه جانشین او شود. کنترل او بر ایران در ابتدا متزلزل بود. آشفتگی سیاسی ناشی از اشغال مشترک انگلیس و شوروی، همراه با یک رشته برداشتهای ضعیف محصول، کشور را به فقر کشاند.
همانند سایر نقاط آسیا، آفریقا و خاورمیانه، ملیگرایی پس از پایان جنگ در ایران اوج گرفت. ایرانیان میخواستند کنترل کشورشان را بازپس گیرند. محمد مصدق قهرمان این آرمانها شد. او که از نوادگان خاندان سلطنتی ایران بود و در اروپا تحصیل کرده بود، بیش از بیست سال به عنوان وزیر دارایی ایران خدمت کرده بود. او در شصت و نه سالگی که به نخستوزیری رسید، به دنبال بازپسگیری حاکمیت ایران و گسترش قدرت مجلس، پارلمان ایران بود. اولی به معنای رویارویی با بریتانیا و دومی به معنای رویارویی با شاه بود.
ملی شدن شرکت نفت انگلیس و ایران هدف اصلی ملیگرایی مصدق، شرکت نفت انگلیس و ایران (AIOC) بود. بریتانیا مالکیت اکثریت سهام این شرکت را در اختیار داشت که انحصار تولید نفت ایران را در دست داشت. شرکت نفت انگلیس و ایران از قرارداد ناعادلانهای که بر دولت ایران تحمیل کرده بود و با پرداختهای غیرقانونی به چهرههای برجسته ایرانی تداوم مییافت، سود میبرد. در تئوری، ایران ۱۶ درصد از سود شرکت را دریافت میکرد. درصد واقعی احتمالاً بسیار کمتر بود؛ چرا که شرکت نفت انگلیس و ایران هرگز به مقامات ایرانی اجازه نداد دفاتر حسابداریاش را ببینند.
در مارس ۱۹۵۱، نخستوزیر بسیار نامحبوب، علی رزمآرا، که تلاشهای قانونی برای مطالبه قرارداد بهتری از بریتانیاییها در مورد شرکت نفت انگلیس و ایران را مسدود کرده بود، ترور شد. این امر منجر به یک بحران سیاسی شد. مصدق پذیرفت که به شرط ملی شدن صنعت نفت توسط مجلس، نخستوزیر شود. مجلس نیز به اتفاق آرا این کار را انجام داد. بریتانیا با این تصمیم مخالفت کرد، با وجود اینکه خود صنایع زغالسنگ و فولادش را ملی کرده بود.
تصویر ذهنی و منافع شخصی، هر دو بر امتناع لندن از مذاکره برای رسیدن به یک مصالحه تأثیرگذار بودند. بریتانیا به امپراتوری جهانی خود که در حال افولی شدید بود چنگ زده بود و میترسید که هرگونه امتیازی به ایران، نفوذش را در سایر نقاط خاورمیانه تضعیف کند. در همین حال، سود حاصل از شرکت نفت ایران و انگلیس (AIOC) به تأمین مالی دولت بریتانیا کمک میکرد. لندن که حاضر به عقبنشینی نبود، صادرات نفت ایران را محاصره کرد و سایر قدرتهای غربی را متقاعد ساخت که در حاشیه بمانند. صادرات نفت ایران سقوط کرد و ویرانی گستردهای در اقتصاد این کشور به بار آورد.
تهدید کمونیستی
بریتانیا برای تلاش خود جهت تحت فشار قرار دادن ایران، خواهان حمایت ایالات متحده بود. با این حال، پرزیدنت هری اس. ترومن پیشنهادهای بریتانیا برای حمله به ایران و اجبار به برکناری مصدق را رد کرد. ترومن در عوض سعی کرد میانجیگری کند. او فرستادگانی به تهران فرستاد و حتی در تلاشی برای یافتن راهی جهت مصالحه، از مصدق در واشنگتن میزبانی کرد. این تلاشها به نتیجهای نرسید، که بخش بزرگی از آن به این دلیل بود که مصدق با هرگونه دخالت بریتانیا در صنعت نفت ایران مخالف بود. در اکتبر ۱۹۵۲، پس از آنکه مصدق مطلع شد لندن در حال برنامهریزی برای سازماندهی یک کودتا علیه اوست، روابط دیپلماتیک خود را با بریتانیا قطع و تمامی دیپلماتهای بریتانیایی را اخراج کرد.
انتخابات ریاستجمهوری ۱۹۵۲ ایالات متحده فرصت دیگری به لندن داد تا حمایت آمریکا را برای برکناری مصدق جلب کند. با توجه به تسلط شوروی بر اروپای شرقی، به قدرت رسیدن مائو زدونگ در چین و جنگ نیروهای آمریکایی با نیروهای کمونیست در کره، پرزیدنت دوایت دی. آیزنهاور متعهد شده بود که نه تنها کمونیسم را «مهار» کند، بلکه آن را «به عقب براند». انتخاب او برای وزارت امور خارجه، جان فاستر دالس، قصد داشت این تعهد را عملی کند. دیپلماتهای بریتانیایی با درک فضای حاکم بر واشنگتن، استدلال کردند که کارزار ملیشدن نفت توسط مصدق، فرصتی را برای کمونیستها جهت به دست گرفتن قدرت ایجاد کرده است. نخستوزیر ناخواسته با فشار بر مجلس برای اعطای اختیارات حکومتی اضطراری به خود، گفتن این موضوع به دیپلماتهای آمریکایی که انقلاب قریبالوقوع است، و تهدید به روی آوردن به مسکو در صورت عدم ارائه کمکهای بیشتر از سوی واشنگتن به ایران، به این استدلال دامن زد.
تغییر سیاست ایالات متحده
دالس با آنچه شنیده بود متقاعد شد، اگرچه مصدق کمونیستها را از دولت خود کنار گذاشته بود و این تحریم بریتانیا بود، نه فعالیتهای کمونیستی، که به اقتصاد ایران آسیب زده و سیاست آن را متلاطم کرده بود. آیزنهاور در ابتدا تردید داشت و در مارس ۱۹۵۳ به همتای بریتانیایی خود گفت که مصدق «تنها امید غرب در ایران» است. با این حال، مخالفت آیزنهاور با رد پیشنهادهای مصالحه در مورد شرکت نفت ایران و انگلیس توسط مصدق و حضور ایرانیان در خیابانها برای اعتراض به مشکلات اقتصادی و تلاش مصدق برای کسب اختیارات اضطراری، رنگ باخت. آیزنهاور که نگران بود نفت ایران ممکن است برای همیشه برای غرب از دست برود، در ماه ژوئن با یک تلاش مخفیانه انگلیسی-آمریکایی برای سرنگونی مصدق موافقت کرد.
آلن دالس، رئیس سازمان سیا و برادر کوچکتر جان فاستر دالس، بر برنامهریزی عملیات آژاکس نظارت داشت. کارزار مخفیانه برای سرنگونی مصدق، خواستار دامن زدن به خشم ایرانیان علیه مصدق از طریق پرداخت پول به روزنامهنگاران، روحانیون و سیاستمداران برای حمله به او به عنوان فردی فاسد و تشنه قدرت بود. در همان حال، به باندهای خیابانی پول داده میشد تا به چهرههای عمومی حمله کنند، که این امر بیثباتی را افزایش میداد و سوءظنها را مبنی بر اینکه مصدق در حال حمله به منتقدان خود است، تقویت میکرد. سپس، تظاهرکنندگان اجیرشده به سمت مجلس راهپیمایی میکردند تا خواستار برکناری او شوند. قدرت قرار بود به سرلشکر فضلالله زاهدی منتقل شود که پیش از اختلافنظر متقابل، در دولت مصدق خدمت کرده بود.
عملیات آژاکس
کرمیت روزولت، نوه تئودور روزولت رئیسجمهور آمریکا، عملیات آژاکس را در میدان عمل در ایران هدایت میکرد. او با مشکلی فوری مواجه شد. این طرح بر پایه برکناری مصدق توسط شاه استوار بود. اما وقتی لحظه موعود فرا رسید، شاه تردید کرد. او یک سال پیش از آن بر سر حدود اختیارات سلطنتی با نخستوزیر درگیر شده بود. مصدق در واکنش استعفا داده بود. وقتی جمعیت به خیابانها ریختند و خواستار بازگشت او شدند، شاه عقبنشینی کرد. او میترسید که برکناری دوباره مصدق منجر به سرنگونی خودش شود. در همین حال، مصدق پس از اطلاع در ماه ژوئیه از اینکه به نمایندگان مجلس رشوه داده شده تا علیه او رأی دهند، خواستار برگزاری یک همهپرسی ملی برای تأیید دولتش شد. این رأیگیری که آشکارا دستکاری شده بود، ۹۹.۴ درصد حمایت را برای او به همراه داشت.(جماران: این ادعای نویسندگان گزارش است و به معنی تایید آن نیست)
تحت فشار شدید مقامات آمریکایی، شاه سرانجام موافقت کرد که مصدق را برکنار و زاهدی را به جای او منصوب کند. با این حال، مصدق وقتی در ۱۵ اوت از برکناری خود مطلع شد، از کنارهگیری خودداری کرد؛ او در عوض به کشور اعلام کرد که یک کودتا را خنثی کرده است. به نظر میرسید عملیات آژاکس شکست خورده است: شاه از کشور گریخت، زاهدی مخفی شد و سیا به روزولت دستور داد ایران را ترک کند.
اما در چهار روز بعد، ورق برگشت. چه به این دلیل که سیا به معترضان پول پرداخت کرد، چه دشمنان سیاسی مصدق فرصت را برای پیشبرد برنامههای خود مناسب دیدند، و چه ایرانیان عادی به این نتیجه رسیدند که مصدق به دنبال پایان دادن به سلطنت است، افکار عمومی و حمایت نظامی علیه نخستوزیر تغییر کرد. در ۱۹ اوت، دوران نخستوزیری او به پایان رسید. پیامدها
شاه در پی برکناری مصدق، کنترل خود بر ایران را تثبیت کرد. او مصدق را به اتهام خیانت محکوم و به سه سال زندان و پس از آن حبس خانگی مادامالعمر محکوم کرد. یکی از نزدیکترین مشاوران مصدق اعدام شد، همانطور که بیش از دوازده افسر نظامی و رهبر دانشجویی متحد دولت او اعدام شدند. زاهدی، که با دیدگاه مصدق مبنی بر اینکه ایران باید یک پادشاه مشروطه با اختیارات محدود داشته باشد موافق بود، تنها دو سال به عنوان نخستوزیر دوام آورد و سپس در کشمکش قدرت از شاه شکست خورد. آن حاکمِ زمانی مردد، به حاکمی خودکامه تبدیل شد که در انقلاب ۱۹۷۹ ایران سرنگون گردید.
برکناری مصدق نتیجهای را که مقامات بریتانیایی پیشبینی میکردند به همراه نداشت. دولت آیزنهاور این ایده را که شرکت نفت ایران و انگلیس (AIOC)، که به بریتیش پترولیوم (که اکنون با نام BP شناخته میشود) تغییر نام داده بود، انحصار تولید نفت ایران را از سر بگیرد، رد کرد. در عوض، ایالات متحده بریتانیا را مجبور کرد توافقنامهای را بپذیرد که بر اساس آن کنترل شرکت ملی نفت ایران جدید، میان شرکتهای آمریکایی، بریتانیایی و اروپایی تقسیم شد و سود آن به صورت پنجاه-پنجاه با ایران تقسیم گردید.
میراث سرنگونی مصدق
مورخان مدتهاست که بحث کردهاند که عملیات آژاکس تا چه حد در سقوط مصدق حیاتی بوده است. برخی استدلال میکنند که ایالات متحده تنها به این دلیل موفق شد که بخشهای مهمی از نخبگان و مردم ایران قبلاً علیه او شده بودند. او با تصاحب اختیارات اضطراری و تلاش برای سرکوب انتقادات داخلی مبنی بر اینکه سیاست ملیشدن او نتوانسته مزایای وعده داده شده را به همراه داشته باشد، اصول دموکراتیک خود را زیر پا گذاشته بود. از این دیدگاه، اگر آیزنهاور به جای تأیید عملیات آژاکس، آن را لغو کرده بود، احتمالاً مصدق همچنان از قدرت کنار زده میشد.
صرفنظر از میزان دقیق مشارکت ایالات متحده در برکناری مصدق، این واقعیت باقی است که ایالات متحده در سیاست ایران مداخله کرد. این امر، دستکم، خوراک لازم برای روایتی بهشدت ضدآمریکایی را فراهم کرد که ایالات متحده را مسئول شکست دموکراسی نوپای ایران و ظهور حکومت خودکامه شاه میدانست. این همان روایت ضدآمریکایی است که رهبری جمهوری اسلامی تا به امروز همچنان به آن استناد میکند.
تأثیر برکناری مصدق فراتر از ایران نیز رفت. دولت آیزنهاور و جانشینانش، موفقیت ظاهری «عملیات آژاکس» را تأییدی بر این دانستند که عملیاتهای مخفی میتوانند ایالات متحده را با هزینهای اندک از شر رهبران دردسرسازی که از آنها ناراضی بود، خلاص کنند. طی سه دهه بعد، ایالات متحده تحت لوای مقابله با کمونیسم بهطور مخفیانه در کشورهای متعددی مداخله کرد که شاید مشهورترین آنها گواتمالا در سال ۱۹۵۴ و شیلی در سال ۱۹۷۳ باشد. آن مداخلات اغلب موجب به قدرت رسیدن خودکامگان شد، آسیبهای فراوانی به جمعیتهای غیرنظامی وارد کرد و احساسات ضدآمریکایی قابلتوجه و پایداری را برانگیخت.
ادعا و لفاظیهای جدید ترامپ: توافق با ایران آسان نیست/ (در صورت لزوم) صد بار هم به ایران حمله میکردم
ترامپ درباره حمله به ایران ادعاهای زیر را کرد:
- ما هیچ گزینه دیگری نداشتیم (و باید حمله می کردیم).
- من این کار را بارها و بارها، حتی ۱۰۰ بار، تکرار میکردم.
- آنها نباید سلاح هستهای داشته باشند.
- ایران به کشورهایی که تقریباً بیطرف هستند، مانند عربستان سعودی، قطر، امارات متحده عربی، کویت و بحرین، حمله کرده است.
- ما نیروی دریایی و هوایی ایران را تضعیف کردیم و به همین دلیل، بستن یک توافق با ایران کار آسانی نیست، زیرا ما رهبری ایران را تضعیف کردهایم.

فوری/ آمادهباش در جنوب اسرائیل

نامیرا | آخرین تقریظ در شبستان مصلی - تسنیم

فوری/ فرودگاه بنگوریون اسرائیل تعطیل شد

بنادر، طلا و قدرت، چگونه امارات یک امپراتوری استراتژیک در سراسر آفریقا می سازد - دیپلماسی ایرانی

فوری/ وزارت امور خارجه یک بیانیه مهم صادر کرد

