
حسن خادم، نویسنده «اقیانوس آرام» درگذشت

از مصدق و کاشانی تا امروز؛ بازخوانی یک بزنگاه تاریخی
به گزارش ایلنا، در این این نشست که شامگاه پنجشنبه ۲۹ مردادماه با حضور جمعی از استادان، پژوهشگران حوزه تاریخ و رسانه و علاقهمندان به تاریخ معاصر ایران برگزار شد؛حاضران به بررسی ریشهها و علل شکلگیری نهضت ملی شدن صنعت نفت، تحولات منتهی به کودتای ۲۸ مرداد و نسبت این رویدادهای تاریخی با شرایط امروز ایران پرداختند.
اکبر نبوی در ابتدای این برنامه با اشاره به اهمیت بررسی تاریخی نهضت ملی شدن صنعت نفت و کودتای ۲۸ مرداد گفت: انتخاب این موضوع برای من به دلیل مشابهتهای تقریباً روشن شرایط امروز کشور با شرایط ایران، بهویژه از ۳۰ تیر ۱۳۳۱ تا ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ است؛ دورهای که در آن سرعت وقایع و حجم تخریبی که دو جریان اصلی نهضت علیه یکدیگر به راه انداختند، بسیار افزایش یافت.
وی افزود: در آن دوره، جریان مذهبی نهضت به رهبری مرحوم آیتالله کاشانی و جریان ملی نهضت به رهبری مرحوم مصدق، درگیر اختلافات و تقابلهایی شدند و از همه مهمتر، فعالیت شدید نفوذیها در میان یاران مصدق و یاران آیتالله کاشانی، شرایط را پیچیدهتر کرد. این مسائل، به نظر من، شباهت زیادی با این روزهای کشور ما دارد.
نبوی ادامه داد: در آن زمان، اراده جریان چپ و راست جهانی برای اینکه مصدق نباشد و جریان نفت به شکلی که ملیون ایرانی میخواستند ملی نشود و نتواند به اهداف خود برسد، به یک اتفاق روشن رسیده بود. امروز نیز درباره ایران و جمهوری اسلامی، نوعی اتفاق نظر برای تغییر شرایط موجود دیده میشود.
وی با اشاره به اهمیت ادامه مسیر گفت: تا الان، به لحاظ سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و نظامی، ایران پیروز این منازعه است؛ منتها ادامه مسیر هم مهم است. باید دید چه اتفاقاتی باید بیفتد که این پیروزی ادامه پیدا کند و چه اتفاقاتی نباید بیفتد که خدای نکرده یک ۲۸ مرداد دیگر، منتها خیلی سختتر و سنگینتر، رقم بخورد.
نبوی تأکید کرد: آن دوره دیگر تکرار نمیشود که یک دولت برود و دولت دیگری بیاید؛ امروز نمونههایی مانند سوریه، لیبی، عراق و افغانستان را دیدهایم و باید با توجه به تجربه این کشورها، درباره چگونگی عبور از این گذرگاه و گردنه خطیر، به یک اشتراک جمعی در دیدگاهها و راهکارها رسید.
وی افزود: بسیاری از کسانی که در دهه شصت به مطالعه تاریخ معاصر، بهویژه ماجرای کودتای ۲۸ مرداد، پرداختند، با منابع غیرمستند و حجم سنگینی از دادههای رسانهای و کتابها مواجه بودند. جریانهای مختلف سیاسی، از راست میانه و راست افراطی و راست مذهبی تا چپ ارتدوکس، تودهای، میانه و تند، هر یک تحلیل و تفسیر خود را ارائه میکردند.
نبوی گفت: کسی که این منابع را میخواند، منطقا باید یا به یک نگاه و تفسیر گرایش پیدا میکرد یا به درکی میرسید که بتواند همه آنها را بخواند و خودش به یک تجزیه و تحلیل عقلانی و خردمندانه از واقعهای که رخ داده بود برسد.
نبوی با اشاره به کتاب «نگرشی کوتاه بر نهضت ملی ایران» گفت: من نخستین بار در سال ۱۳۵۸ با خواندن این کتاب، تصویری نسبت به ماجرای کودتا و آنچه میان مصدق و کاشانی گذشت پیدا کردم. این کتاب در شرایط خاص سالهای پس از انقلاب، نقد مصدق و کاشانی را همزمان مطرح کرده بود و این کار در فضای بهشدت انقلابی آن روزگار، کار دشواری بود.
وی افزود: در آن دوره، جریان مذهبی بهشدت از کاشانی دفاع میکرد و در نقطه مقابل، جریان دیگری همه مشکلات کودتا را متوجه کاشانی میدانست و مصدق را کاملاً مبرا میکرد. اهمیت آن کتاب این بود که نسبتاً تحلیلگرانه بررسی کرده بود که اساساً اختلافات میان مصدق و کاشانی چه بوده است.
نبوی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به کتاب «درسهای بیست و هشت مرداد» نوشته خلیل ملکی گفت: این کتاب نکات عمیقی درباره عملکرد حزب توده و همراهی چپ جهانی با کودتا دارد. به اعتقاد ملکی، اتحاد شوروی از یک سو نتوانسته بود امتیاز نفت شمال را بگیرد و از این زاویه با نهضت ملی و دولت مصدق تعارض پیدا کرده بود و از سوی دیگر نمیخواست رقیب دیگری در مبارزه با امپریالیسم در کنار جریان مارکسیسم قرار بگیرد.
او همچنین درباره کتاب «رضاشاه و بریتانیا» گفت: این کتاب درباره موضوع نفت اطلاعات عددی عجیب و غریبی دارد و بر اساس اسناد وزارت خارجه آمریکا نوشته شده است. وی افزود: در یک فاصله زمانی چهلساله، از سال ۱۹۱۱ تا ۱۹۵۱، کل درآمد نفت ایران، یعنی پولی که شرکت نفت به ایران پرداخت کرده، ۴۳۵ میلیون دلار بوده است؛ در حالی که خود شرکت نفت ایران و انگلیس در همین دوره پنج میلیارد دلار سود برده است.
نبوی ادامه داد: نویسنده در بخش دیگری نشان میدهد که در طول سالهای ۱۹۲۱ تا ۱۹۴۱، رضاشاه چگونه بخش عمدهای از ۱۸۵ میلیون دلار درآمد ایران را سرقت کرد و آنها را به حسابهای بانکی خود در لندن، سوئیس و نیویورک ریخت.
وی با تأکید بر شباهتهای شرایط امروز با آن دوره گفت: یکی از دلایلی که موضوع نهضت ملی شدن صنعت نفت را انتخاب کردم این بود که بهشدت در بعضی حوزهها و در ارتباط با بعضی مؤلفههای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی ـ نظامی، میان جامعه امروز ما و حدود هفتاد و چند سال گذشته، شباهتهای جدی وجود دارد.
نبوی افزود: آنچه در آن دوره اهمیت داشت، شکلگیری اندیشه استقلالطلبانه و عزتخواهانه در میان گروهی از سیاستمداران، نیروهای مذهبی و نیروهای ملی بود؛ اینکه سرمایههای ما باید در اختیار خودمان باشد. یکی از مهمترین سرمایههای آن روزگار نفت بود و امروز نیز موضوع در اختیار داشتن مقدرات کشور و منابع و ظرفیتهای آن، همچنان اهمیت دارد.
وی تأکید کرد: انقلاب اسلامی نیز به دست گرفتن مقدرات بود و انرژی هستهای هم از همین منظر قابل توجه است.
در ادامه مجیدرضا بالا، پژوهشگر و محقق تاریخ و فرهنگ، با اشاره به ضرورت بازخوانی تاریخ معاصر ایران گفت: ما از جنگهای روس به این طرف، چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب، نسبت به شخصیتهای برجسته سیاسی، نگاهی رمانتیک و سانتیمانتالیستی داشتهایم و اگر بخواهیم آنها را نقد کنیم، ممکن است نپسندیم. مثلا درباره امیرکبیر نیز تصور رایج، با آنچه از متون دست اول تاریخی خوانده میشود، کاملاً سازگار نیست. همین مسئله درباره عباس میرزا، قائممقام فراهانی و تا مصدق نیز قابل طرح است.
وی افزود: درباره مصدق باید دو موضوع را از هم تفکیک کرد؛ یکی سابقه و دیدگاههای او درباره اجتماع، سیاست و فرهنگ و دیگری نقش او در ماجرای ملی شدن صنعت نفت و دوره نخستوزیری که به کودتای ۲۸ مرداد انجامید. درباره ملی شدن صنعت نفت باید جداگانه پرسید آیا ملی شدن کار خوبی بود و آیا این اقدام به توسعه ایران منجر شد یا نه. ایران امروز در موقعیتی نیست که بتوان صرفاً با تکیه بر ایراندوستی و بریدن دست بیگانگان، درباره این موضوع داوری کرد.
رضا بالا درباره نسبت مصدق و حزب توده نیز گفت: منابع مستقل نشان میدهند که خود مصدق تمایل زیادی به حزب توده نداشت و حزب توده نیز در آن مقطع قدرتی نداشت که بتواند حکومت را در دست بگیرد. استفاده از خطر قدرتیابی کمونیستها، بیشتر به عنوان استراتژی برای تحت فشار قرار دادن آمریکاییها جهت دریافت وام و فشار بر انگلستان مطرح بود.
وی همچنین درباره ۲۸ مرداد افزود: آنچه به عنوان کودتا شناخته میشود، در دو مرحله قابل بررسی است؛ ۲۵ مرداد اقدامی برنامهریزیشده علیه مصدق بود که ناکام ماند و ۲۸ مرداد با تظاهرات خیابانی و سپس ورود بخشی از نیروهای ارتشی طرفدار کودتا، دولت سرنگون شد. درباره ماهیت این وقایع، منابع و تحلیلهای متفاوتی وجود دارد و همین تفاوتها، بررسی دقیق و مستند آنها را ضروری میکند.
رضا بالا در ادامه سخنان خود گفت: از زمانی که مصدق در ۲۹ اسفند سال ۳۰ ملی شدن صنعت نفت را اعلام کرد، دیگر پولی داخل خزانه ایران نیامد. ایران بابت استفاده روسها در جنگ جهانی دوم از خط آهن ایران، از دولت شوروی وقت طلب قابل توجهی داشت که پرداخت نشد و وام مورد درخواست از آمریکا نیز تأمین نشد. در نتیجه ایران با کمبود جدی نقدینگی و ارز خارجی و فقر اقتصادی فوقالعادهای مواجه شد.
وی افزود: در آن مقطع هیچ نیرویی در جامعه وجود نداشت که در ارزیابی خود تصور کند آمدن به خیابان و دفاع از مصدق، تحقق آرمانهایش است. حزب توده به دلیل تحلیلی که داشت، تصور میکرد اگر دولت مصدق سقوط کند، امکان رسیدن آنها به قدرت فراهم میشود. از سوی دیگر، بخشی از روحانیت و فدائیان اسلام نیز مناسبات خوبی با مصدق نداشتند و روحانیت سنتی قم نیز نگاه مثبتی به او نداشت.
رضا بالا ادامه داد: فضای اجتماعی حزب توده از سی تیر ۳۱ به بعد بسیار فعال بود و تظاهرات و نشریات متعددی داشتند و تصویری پرقدرت از احتمال روی کار آمدن کمونیستها ایجاد شده بود. مصدق به انواع و اقسام میتینگهای حزب توده مجال میداد و به او هشدار داده میشد، اما او این هشدارها را نمیپذیرفت. به نظر من این بازی مصدق از دو جهت باخت داشت؛ از یک سو فضای قدرتیابی کمونیستها را برای آمریکاییها برجسته میکرد و از سوی دیگر موجب میشد مذهبیون و روحانیت جامعه نیز احتمال قدرتیابی کمونیستها را جدی بدانند و از حمایت از مصدق دست بردارند.
وی در پایان گفت: مصدق ارزیابی دقیقی از پیامدهای اقتصادی ملی شدن صنعت نفت نداشت. تصورش این بود که حتی اگر میزان فروش نفت بسیار کاهش پیدا کند، باز هم درآمد لازم تأمین خواهد شد، اما حتی همان مقدار نفت نیز نتوانست به فروش برسد و در نهایت دولت با مشکلات جدی اقتصادی و مالی روبهرو شد. انتهای پیام/
رونمایی از اثر حسامالدین سراج برای رهبر شهید
به گزارش مشرق به نقل از روابط عمومی منطقه فرهنگی وگردشگری عباسآباد، اهالی فرهنگ و هنر در پاسداشت چهلمین روز خاکسپاری رهبر شهید ایران با عنوان «خون دلی که لعل شد» از سیره هنری رهبر شهید گفتند و خاطراتی را که از ایشان در محافل فرهنگی و هنری داشتند، روایت کردند.
پاسداشت چهلمین روز خاکسپاری رهبر شهید با عنوان «خون دلی که لعل شد» عصر ۲۹ مرداد ماه با حضور مهدی چمران رئیس شورای اسلامی شهر تهران، سید محمدحسین حجازی مدیرعامل منطقه فرهنگی و گردشگری عباسآباد، حسامالدین سراج خواننده، احمد صدری مدیر خانه موسیقی تهران، محمد رسولی شاعر، حجتالاسلام زائری و علی صدرینیا مستندساز در کوشک باغ هنر برگزار شد. »
حسامالدین سراج درباره چگونگی شکلگیری قطعه موسیقایی «بهار دلشکسته» توضیح داد: زمستان سال قبل با عبدالجبار کاکایی صحبت میکردیم چون عدهای از مردم داغدار بودند و جوانانشان را از دست داده بودند و فضا بسیار سنگین بود. به عبدالجبار گفتم «شعری در این زمینه بگو در عین اینکه به مردم تسلیت میگویی به اینکه بهار در راه است هم اشاره کنی و بگویی که باید غمهایمان را برای ساختن کشور و رسیدن به یک بهار دیگر فراموش کنیم». عبدالجبار گفت «شعری دارم که آن را فردا برایت ارسال میکنم» و وقتی که فرستاد و آن را خواندم دیدم چقدر زیباست: «اگر چه خنده هدیه بهار است/دلم به سوی لاله داغدار است /صدای نی، صدای نی میآید/بهار دلشکسته کی میآید …»
او افزود: چون تعبیر بهار دلشکسته بسیار جذاب بود همین اسم را برای قطعه انتخاب کردیم. زمانی که خبر شهید شدن رهبری را اعلام کردند من مجدد با عبدالجبار تماس گرفتم و گفتم شعری که برایم فرستادی خوب است اما الان یک حماسه میخواهیم و بعد این قطعه را برایم فرستاد: «بهار سرود عاشقانهام باش/بمان، ستون و سقف خانهام باش/ به رغم این زبانههای سرکش/پرندهام، پرندهام که پر کشد از آتش» و بعد این سوگ به آن بخش حماسی وصل شد.
این خواننده با قدردانی از عبدالجبار کاکایی-شاعر ادامه داد: هر بار که مناسبت خاصی پیش آمده یا اتفاق خاصی پیش آمده که به ما شوکی وارد کرده است وقتی با این شاعر تماس گرفتم یک روزه شعرش را سروده است و این کار هرکسی نیست. این اثر را به شهدای ایران و به بزرگ و آقای شهدا، آقای خامنهای عزیز تقدیم کردیم.
سراج در ادامه بیان کرد: وقتی ملودی این قطعه را کار میکردم حال خوشی نداشتم چون همه متوجهایم که فضا، فضای عادی نیست. بعد با دوستم داوود برزیده نوازنده نی، تنظیم کننده و ناظر ضبط تماس گرفتم و او گفت ملودیهایم را برایش بفرستم و تقریبا سه یا چهار روز طول کشید تا این کار ضبط شد.
این خواننده از حجازی مدیر عامل منطقه فرهنگی و گردشگری عباسآباد نیز قدردانی کرد و گفت: در شرایطی که کسی، کسی را نمیدید و فضای اداری هم باز نبود من با بشیر بیآزار (فعال فرهنگی) تماس گرفتم و زمینه ضبط این کار فراهم شد.
همچنین در این مراسم سیدمحمدحسین حجازی مدیرعامل منطقه فرهنگی و گردشگری عباسآباد اعلام کرد: برایم سخت است و باور ندارم که آقا از بین ما رفتند اما باید بگویم که اراضی عباسآباد یادگار حضرت آقاست. ایشان با مطالعه اسناد بالادستی دستور دادند که این منطقه به فضایی فرهنگی تبدیل شود و ما اینجا را یادگاری آقا میبینیم.
مهدی چمران، رئیس شورای اسلامی شهر تهران نیز در این مراسم خاطرهای از رهبر شهید بیان کرد و گفت: من در اولین جلسهای که شعرا با حضرت آقا داشتند حضور داشتم، آن زمان بنده در بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس بودم. هنوز نوشتن رُمانِ جنگ زیاد باب نشده بود. کتابهای اندکی نوشته میشد. به خاطر میآورم حضرت آقا درباره رابطه هنر با دفاع مقدس بحث طولانی در آن جلسه مطرح کردند که خوشبختانه جزوه کوچکی از صحبتهای ایشان را چاپ کردیم که هنوز هم وجود دارد و باید دوباره آن را احیا کنیم.
اوافزود: آبان ماه سال ۵۹ وقتی شهید چمران در سوسنگرد زخمی شده بود، حضرت آقا برنامههای هر روز جنگ را هر شب با او مرور میکردند. یک شب دست آقا کتاب تاریخ هنر را دیدم و تعجب کردم چرا که اعتقادات نویسنده آن کتاب با حضرت آقا غریبه بود. از آقا پرسیدم شما هم از این کتابها میخوانید و آقا فرمودند بله من هم میخوانم. که شهید چمران هم توضیحاتی درباره هنر داد و گفت من هم به هنر و عکاسی علاقه دارم. آقا به من توصیه کردند برای حفظ و زنده نگهداشتن آثار دفاع مقدس باید از راه هنر وارد شد. ساخت فیلم «چ» هم در راستای صحبتهای ایشان و جلساتی که من با آقای حاتمیکیا داشتم، پیش رفت.
چمران در بخش دیگری از صحبتهایش گفت: آنچه برای من دردناک است نبود رهبرمان است و امیدوارم راه ایشان ادامه داشته باشد انشاالله.
حجتالاسلام زائری به عنوان سخنران دیگر این مراسم، درباره علاقه رهبر شهید به شعر سخن گفت و خاطرهاش از اولین باری که مقابل رهبر شهید شعر خواند را تعریف کرد. او همچنین قطعه شعری را که برای رهبر شهید سروده بود برای اولین بار در این مراسم خواند.
همچنین بخشی از «مستند غیر رسمی» ساخته علی صدرنیا مستندساز از حضور رهبر شهید در مراسم غیر رسمی با اهالی فرهنگ و هنر برای حاضران پخش شد.
مهدی قزلی نیز نویسنده کتاب «گاه گمشدگان؛ روایتهایی از مواجه با امام رضا(ع)» بخشی از روایت فصل «مسافر و زنبورهای بیکندو» را برای حاضران در این مراسم خواند.
محمد رسولی شاعر و محمد حمزهزاده نویسنده و کارگردان نیز در وصف رهبر شهید در این مراسم سخن گفتند.
محفل اربعین؛ به یاد قرآنیترین رهبر جهان اسلام
به گزارش تابناک به نقل از ایرنا؛ شب گذشته، عرصه میدان شهدای مشهد میزبان «محفل اربعین» بود؛ برنامهای که با حضور میزبانان برنامه «محفل» و قاریان بینالمللی برگزار شد تا یاد رهبر شهید انقلاب را با تلاوت قرآن گرامی بدارد. انتخاب این قالب برای مراسم اربعین، فقط یک انتخاب مناسبتی نیست. مشهد، سالها پیش از آنکه نام رهبر شهید با عالیترین جایگاه نظام اسلامی گره بخورد، شاهد بخشی از زندگی قرآنی او بوده است؛ جلسات قرآنی، ارتباط با قاریان و توجهی که بعدها در سطح ملی به گسترش فرهنگ قرآن تبدیل شد.
برای فهم اینکه چرا امروز قرآن میتواند زبان یک مراسم اربعین باشد، باید به یک سؤال ساده برگشت: قرآن در زندگی رهبر شهید چه جایگاهی داشت که امروز جامعه قرآنی، یاد او را با آیات الهی روایت میکند؟
پاسخ را میتوان در مجموعهای از رفتارها، توصیهها و سیاستهایی دید که یک ویژگی مشترک دارند: قرآن نباید فقط خوانده شود؛ باید وارد زندگی شود.
قرآن باید از روی رحل، وارد زندگی مردم شود
در توصیههای رهبر شهید انقلاب، بارها بر استمرار ارتباط با قرآن تأکید شده بود؛ ارتباطی که قرار نبود به ماه رمضان، محافل قرآنی یا مناسبتهای مذهبی محدود بماند. ایشان بر تلاوت روزانه قرآن تأکید داشتند و حتی خواندن چند آیه یا یک صفحه در روز را راهی برای حفظ این ارتباط میدانستند.
اما این نگاه به قرآن، در توصیههای ایشان به قاریان نیز وجه دیگری پیدا میکند؛ جایی که اثرگذاری تلاوت بر مخاطب بیش از صرف زیبایی اجرا مورد توجه قرار میگیرد. در دیدار سال ۱۴۰۱ با قاریان قرآن، رهبر شهید ۱۴ توصیه درباره تلاوت مطرح کردند؛ از ضرورت پیشروی و تکامل قاری و مهندسی تلاوت پیش از اجرا، تا انتخاب لحن متناسب با مضمون آیات و توجه به کیفیت القای آن به مستمع.
در میان این توصیهها، بر یک نکته بیش از همه تأکید شده بود: تلاوت نباید به یک هنر صرف تبدیل شود. ایشان تصریح کردند که «هنر تلاوت باید در خدمت ذکر و دعوت باشد» و قاری باید بهگونهای بخواند که مستمع متذکر شود و به یاد خدا و قیامت بیفتد. همچنین تأکید داشتند: «وقتی شما قرآن میخوانید ایمان مستمعتان بایستی افزایش پیدا کند.»
مجموعه این ۱۴ توصیه، تصویری روشن از انتظاری که ایشان از تلاوت داشت ارائه میدهد؛ قاری فقط نباید خوب بخواند، بلکه باید بتواند قرآن را به دل و ذهن مخاطب برساند.
وقتی اهل قرآن از انس رهبر شهید با قرآن میگویند
برای شناخت نسبت رهبر شهید انقلاب با قرآن، روایت کسانی که سالها در محافل قرآنی و دیدارهای جامعه قرآنی با ایشان همراه بودهاند، تصویر روشنتری ارائه میکند؛ روایتی که از یک علاقه شخصی فراتر میرود و از حضور قرآن در اندیشه و سبک زندگی ایشان حکایت دارد.
محمدمهدی بحرالعلوم، استاد حفظ قرآن و دبیر ستاد راهبری طرح ملی حفظ قرآن کریم، میگوید: «این ارتباط به سالهای پیش از انقلاب بازمیگردد؛ زمانی که رهبر شهید در مشهد جلسات قرآن برگزار میکردند. این اهتمام پس از انقلاب نیز ادامه یافت؛ از حضور در مسابقات قرآن تا دیدارهای سالانه با قاریان، حافظان و فعالان قرآنی.»
به گفته بحرالعلوم، ایشان حفظ و قرائت را فعالیتی جدا از زندگی نمیدانستند، بلکه خود بر اساس قرآن زندگی میکردند و دیگران را نیز به چنین سبکی دعوت میکردند.
آیتالله احمد مروی، تولیت آستان قدس رضوی، نیز تأکید میکند که قرآن در زندگی رهبر شهید فقط در حد تلاوت نبود؛ آیات قرآن در سخنرانیها، مواضع و جهتگیریهای فکری و اجتماعی او حضور داشت. مروی همچنین گسترش فرهنگ قرآنی و تربیت نسل جدیدی از قاریان و حافظان را از آثار این اهتمام میداند.
سیدعلی سرابی، قائممقام شورای عالی قرآن، نیز مهمترین مطالبه قرآنی رهبر شهید را ساخت جامعهای مأنوس و عامل به قرآن میداند؛ جامعهای که قرآن را نه فقط بخواند، بلکه آن را در زندگی فردی و اجتماعی خود به کار بگیرد. از نگاه او، همین هویت قرآنی بود که رهبر شهید را برای بسیاری از جوانان جهان اسلام، فراتر از یک رهبر سیاسی و به عنوان شخصیتی تربیتیافته در مکتب قرآن معرفی کرد.
محفل اربعین؛ روایتی قرآنی از یک رهبر قرآنی / محفل اربعین؛ به یاد قرآنیترین رهبر جهان اسلام
«زندگی با آیهها»؛ تحقق یک خواست قرآنی رهبر شهید
اینکه قرآن فقط خوانده شود، پایان این مسیر نیست؛ مسئله اصلی، ماندن آیات در ذهن و رسیدن آنها به موقعیتهای واقعی زندگی است؛ اینکه انسان در مواجهه با مسائل مختلف، بتواند آیهای از قرآن را به یاد بیاورد و با معنای آن ارتباط برقرار کند. حجتالاسلام محمد قمی، رئیس سازمان تبلیغات اسلامی، میگوید این همان دغدغهای بود که رهبر شهید انقلاب بارها بر آن تأکید داشتند؛ اینکه مفاهیم قرآن به مسلمات ذهنی جامعه تبدیل شود و مردم برای مسائل مختلف زندگی، به آیات قرآن رجوع کنند.
در امتداد همین دغدغه، نهضت مردمی «زندگی با آیهها» شکل گرفت؛ حرکتی که بنا داشت قرآن را از محدوده تلاوت فراتر ببرد و به متن زندگی مردم بیاورد. قمی تأکید میکند که این حرکت، صرفاً یک برنامه برای بیشتر خواندن قرآن نبود، بلکه قرار بود جامعه با قرآن زندگی کند؛ هدفی که مورد تشویق و تحسین رهبر شهید قرار گرفت و ایشان از خادمان این عرصه حمایت و تقدیر کردند.
به گفته رئیس سازمان تبلیغات اسلامی، اصل این حرکت به عنایت رهبر شهید بازمیگردد و ایشان از شکلگیری آن خرسند بودند. به گفته قمی نهضت ملی زندگی با ایهها اکنون بیش از ۴۰ میلیون نفر را مخاطب خود کرده است؛ گسترهای که نشان میدهد یک حرکت قرآنی، وقتی با زبان زندگی مردم و با تکیه بر ظرفیتهای مردمی پیش برود، میتواند از مرز محافل رسمی عبور کند و به بخشهای مختلف جامعه برسد.
برای اولین بار در جهان اسلام؛ انتشار تلاوت اعجازانگیز قرآن کریم
توسعه دیپلماسی قرآنی از طریق معرفی و ترویج فرهنگ قرآن کریم به عنوان محور وحدت امت اسلامی از جمله مطالبات و منویات رهبر شهید انقلاب بود؛ مطالبهای که در سال ۱۴۰۳ در حکم انتصاب سفیر قرآنی جمهوری اسلامی ایران نیز مورد تأکید قرار گرفت.
حاصل این رویکرد، یکی از کمسابقهترین پروژههای تلاوت قرآن در جهان اسلام است؛ دو سال کار مداوم برای ضبط کامل قرآن کریم، از «فاتحةالکتاب» تا «الناس». در این پروژه، تمام آیات قرآن بهصورت استودیویی و به شیوه تحقیق ضبط شده و برای نخستینبار دوره کامل آن بهصورت تصویری نیز تولید شده است.
ویژگی دیگر اثر، استفاده از مقامات مختلف قرآنی در بخشهای گوناگون تلاوت است؛ بهگونهای که مخاطب در شنیدن کل قرآن، با مجموعهای متنوع از ظرفیتهای موسیقایی تلاوت نیز روبهرو میشود. این اثر قرار است تمام قرآن را با یک روایت صوتی و تصویری واحد در اختیار مخاطب قرار دهد و قطعات آن بهتدریج در بسترهای مختلف منتشر خواهد شد.
این پرونده سرانجام جمعه ۲۳ مردادماه بسته شد؛ روزی که شاکرنژاد در پیامی نوشت:
«امروز ۲۳ مرداد ۱۴۰۵ مهمترین پرونده عمرم بسته شد. یک دوره کامل تلاوت استودیویی قرآن کریم از «فاتحةالکتاب» تا «الناس» سجده شکر بر خداوندی که این توفیق را ارزانی داشت...
امیدوارم این مجموعه شایسته گوشه چشم پیامبر اکرم و خاندان پاک آن حضرت باشد؛ و تشکر از خانواده محفل که همراه این مسیر بودند.
همچنین لازم میدانم از کسی که حتی تا آخرین روزهای عمر شوق بزرگی برای من و همه اهالی قرآن این مرز و بوم بود یاد کنم «شهید آیتالله سیدعلی حسینی خامنهای» برای ایشان بالاترین درجات بهشت و همنشینی با بهترین بندگان را آرزو میکنم.
انشاءالله مقبول قرآن کریم و موجب رضایت امام زمان عجلالله تعالی فرجه الشریف واقع شود.»

یادگاریهای اکبر عبدی در موزه عمارت شهرداری اردبیل

«صبح جمعه با شما» به رادیو بازگشت

اصغر فرهادی جایزه افتخاری قلب سارایوو را دریافت کرد

حکم خوانندگی زنان برای مردان چیست؟

شفافیت دولت در موضوع بنزین و چند خبر خوب دیگر...

