
چه کسی باید هزینههای راهبرد جدید آمریکا در جنگ را بپردازد؟

«جمهوری اسلامی» : جنگ اقتصادی را نمیتوان با روزمرگی اداره کرد | هزینه جنگ باید عادلانه و آگاهانه میان مردم و حاکمیت تقسیم شود
رویداد۲۴| روزنامه جمهوری اسلامی در مطلبی با عنوان «جنگ اقتصادی و آفت روزمرگی» به بررسی شرایط اقتصادی و سیاسی کشور در سایه فشارهای خارجی پرداخته و هشدار داده است که تداوم فشارهای اقتصادی، بدون اتخاذ تصمیمهای روشن و شجاعانه، میتواند سرمایه انسانی، اجتماعی و زیرساختهای کشور را فرسوده کند.
این روزنامه نوشته است که آمریکا دیگر پنهان نمیکند هدفش از فشار بر ایران، صرفاً تغییر رفتار یا گرفتن امتیاز در پای میز مذاکره نیست و از «جنگ اقتصادی سخت، فرسایش توان ملی و حتی تغییر یا سرنگونی نظام سیاسی» سخن گفته میشود.
جمهوری اسلامی در ادامه تأکید کرده است که در چنین شرایطی، «آنچه بیش از هر چیز میتواند کشور را آسیبپذیر کند، روزمرگی، چندصدایی و بیتصمیمی در داخل است» و ایران به نقشهای روشن، تصمیمی شجاعانه و سخن گفتن صادقانه با مردم نیاز دارد. جامعه به یک صدای معتبر نیاز دارد
این روزنامه با اشاره به شرایط جامعه نوشته است: «امروز جامعه بیش از هر چیز به یک صدای معتبر، مسئول و باورپذیر نیاز دارد که مردم بدانند اختیار سخن گفتن و تصمیم گرفتن دارد و حرفش فردا با سخن دیگری نقض نمیشود.»
جمهوری اسلامی با اشاره به دوران جنگ هشتساله، تجربه سخنرانیهای آیتالله هاشمی رفسنجانی را نمونهای از وجود یک صدای معتبر در شرایط بحرانی دانسته و نوشته است که مردم در آن دوران سخنان او را بهعنوان موضع نظام و امام تلقی میکردند.
این روزنامه افزوده است: «مردم امروز تشنه شنیدن هستند. تشنه دانستن اینکه کشور به کجا میرود و چه کسی مسئول عبور از این گردنه سخت است.» انتقاد از نحوه ارتباط با مردم
جمهوری اسلامی در بخش دیگری از این مطلب به عملکرد صداوسیما پرداخته و نوشته است که این سازمان طی هفتههای اخیر نشانههایی از تغییر مثبت داشته، اما مسئله اصلی همچنان در «برونداد» آن و نحوه ارتباط با جامعه دیده میشود.
این روزنامه تأکید کرده است که تغییر در ساختار و برنامهها، زمانی مؤثر خواهد بود که به تغییر در ارتباط با مردم منجر شود و افزوده است که بخش قابل توجهی از تولیدات رسانه ملی همچنان برای مخاطبی محدود ساخته میشود؛ در حالی که بخش بزرگتری از جامعه نیازمند گفتوگو و دریافت تصویری روشن از آینده است.
روزنامه جمهوری اسلامی با اشاره به دشواری تصمیمهای پیشرو نوشته است: «ماههای سختی پیش روست و تصمیمهای پیشرو، در بسیاری موارد، انتخاب میان بد و بدتر است، اما بیتصمیمی از هر دو بدتر است.»
این روزنامه معتقد است کشور نمیتواند همزمان تحت فشار جنگ اقتصادی، فرسایش اجتماعی و تهدید خارجی قرار داشته باشد و همچنان منتظر روشن شدن همه شرایط بماند.
در ادامه این مطلب آمده است که اصلاحات اقتصادی باید همزمان با اصلاح مسیر سیاست خارجی و ترمیم سرمایه اجتماعی پیش برود و اگر امکان مذاکره و توافق وجود دارد، نباید فرصتها را از دست داد.
جمهوری اسلامی تأکید کرده است: «اگر قرار است مقاومت کنیم باید مردم را شریک این مقاومت بدانیم نه صرفاً پرداختکننده هزینههای آن.» پیشنهاد احیای تفاهمنامه اسلامآباد
این روزنامه در بخش دیگری از تحلیل خود، بر ضرورت اتخاذ یک تصمیم سیاسی بزرگ تأکید کرده و نوشته است: «نظام اسلامی به یک تصمیم بزرگ و یک تفاهم بزرگ نیاز دارد.»
جمهوری اسلامی پیشنهاد کرده است که تفاهمنامه اسلامآباد احیا شود یا از طریق یک ابتکار سیاسی جدید، مسیر دستیابی به توافقی معنادار باز شود.
این روزنامه همچنین میانجیگری عمان و دیگر کشورها را مفید دانسته، اما تأکید کرده است که این اقدامات بهتنهایی جای حل مسئله اصلی را نمیگیرند. هشدار درباره فرسایش آرام اقتصاد و جامعه
در ادامه این مطلب، خطر اصلی نه صرفاً حملات کوتاهمدت، بلکه فرسایشی شدن فشار اقتصادی عنوان شده است.
جمهوری اسلامی نوشته است: «خطر اصلی این است که جنگ اقتصادی فرسایشی آرام و بیصدا، سرمایه انسانی، سرمایه اجتماعی و زیرساختهای کشور را مستهلک کند.»
این روزنامه در ادامه تأکید کرده است که در برابر فشارهای خارجی، کشور نیازمند برنامهای روشن برای عبور از بحران است و «بی تصمیمی بیش از هر چیز مردم را میترساند.» اصلاح قیمتها و هزینهای که باید با مردم در میان گذاشته شود
روزنامه جمهوری اسلامی همچنین با اشاره به محدودیت منابع دولت، کاهش درآمدهای نفتی و دشواری جذب سرمایه خارجی، انرژی و خدمات عمومی را از منابع مهم باقیمانده دانسته است.
این روزنامه درباره احتمال اصلاح قیمت بنزین، گاز و خدمات عمومی نوشته است که چنین اقداماتی ممکن است برای افزایش تابآوری اقتصادی ضروری باشد، اما هزینه اجتماعی آن باید صادقانه با مردم در میان گذاشته شود.
در این مطلب آمده است: «هر اصلاح قیمتی، اگر بدون جبران مؤثر انجام شود، سفره مردم را کوچکتر میکند و میتواند اعتراض و نارضایتی به دنبال داشته باشد.»
جمهوری اسلامی همچنین کالابرگ و سیاستهای حمایتی را در کاهش بخشی از این فشار مؤثر دانسته، اما تأکید کرده است که این اقدامات بهتنهایی مسئله را حل نمیکنند. پاسخ اصلی سیاسی است
این روزنامه در ادامه، مسئله اصلی را فراتر از اقتصاد دانسته و نوشته است: «بنابراین مسئله اصلی، اقتصادی نیست. پاسخ اصلی سیاسی است.»
جمهوری اسلامی تأکید کرده است که کشور در شرایط جنگی زمانی میتواند اداره شود که با مردم در شرایط عادی و صادقانه سخن گفته شود و مردم بدانند چه اتفاقی در حال رخ دادن است، چه گزینههایی روی میز قرار دارد، هزینه هر گزینه چیست و مقصد کجاست.
در بخش دیگری از این تحلیل، بر ضرورت مصلحتمحورتر شدن سیاست خارجی تأکید شده است.
این روزنامه نوشته است که تکیه صرف بر حق، بدون توجه به واقعیت صحنه بینالمللی، میتواند امکان مانور کشور را محدود کند و افزوده است: «هنر آن است که حق، مصلحت و قدرت را همزمان ببیند و از میان گزینههای دشوار، کمهزینهترین راه را انتخاب کند.»
جمهوری اسلامی در جمعبندی این مطلب تأکید کرده است که مسئله اصلی صرفاً اقدامات آمریکا نیست، بلکه نحوه تصمیمگیری ایران در برابر این اقدامات است.
در بند پایانی مطلب آمده است: «مسئله امروز این نیست که آمریکا چه میکند. این است که ما برای آنچه آمریکا میکند، چه تصمیمی داریم. جنگ اقتصادی را نمیتوان با روزمرگی اداره کرد و جامعه را نمیتوان با سکوت و ابهام در کنار خود نگه داشت. در این شرایط، بزرگترین سرمایه کشور اعتماد مردم است. باید با مردم صادقانه سخن گفت، راههای دیپلماسی را باز گذاشت، فرصت توافق را از دست نداد و اگر قرار است هزینهای برای مقاومت پرداخت شود، این هزینه عادلانه و آگاهانه میان مردم و حاکمیت تقسیم شود.»
واقعیت تلخ برای تهران این است که چین متحدی خودخواه برای ایران است!
در شرایطی که تنش میان ایران و آمریکا همچنان در سایه تهدیدهای نظامی متقابل تهران و واشنگتن مرتبا افزایش پیدا میکند، اظهارت ترامپ و وزیرخزانه داری دولتش درباره اعمال فلجکنندهترین تحریمهای اقتصادی تاریخ علیه ایران بر وخامت ماجرا افزود؛ و در همین حال تلاشهای دیپلماتیک کشورهای منطقه همچنان دنبال میشود.
به گزارش روز نو همزمان، نقش بازیگران منطقهای و قدرتهای بزرگ، از پاکستان و چین گرفته تا روسیه، در معادلات جدید بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است؛ بازیگرانی که هر یک در مواجهه با بحران ایران، بیش از هر چیز منافع و ملاحظات راهبردی خود را دنبال میکنند.
در همین زمینه، در گفتوگو با دکتر نیروانا مهرآیین «تحلیلگر روابط بینالملل» به بررسی چشمانداز مذاکرات ایران و آمریکا، همزمانی دیپلماسی و فشار نظامی واشنگتن، میزان حمایت واقعی چین از تهران و ماهیت روابط ایران و روسیه پرداختم. خانمها و آقایان، به میز «سیاستخارجی توسعه ایرانی» خوش آمدید.
با توجه به ادعای مقامات پاکستان در خصوص برقراری تماس با تهران و واشنگتن برای ازسرگیری مذاکرات طی روزهای گذشته، آیا واقعاً امکان بازگشت به میز مذاکره وجود دارد یا مواضع اخیر ترامپ نشان میدهد واشنگتن همچنان به دنبال تحمیل شروط خود به ایران است؟
واقعیت این است که پاکستان کانال ارتباطی واقعی با تهران و واشنگتن دارد و پیشتر هم پیامهایی میان دو طرف منتقل کرده است. پس ادعایش کاملاً بیپایه نیست.
روسیه نه ناجی ایران است، نه متحدی که منافع جمهوری اسلامی را بر منافع خودش مقدم بداند. روسیه هرجا ایران برایش بازار، اهرم ژئوپلیتیک یا برگ مذاکره باشد، کنار ایران میایستد؛ اما وقتی هزینه این ایستادن از منفعتش بیشتر شود، اول مسکو را نجات میدهد، نه تهران را.
اما میان «پیامرسان» بودن و «میانجیِ تعیینکننده» بودن فاصله زیادی وجود دارد. حتی اگر پاکستان بتواند دو طرف را دوباره پای میز مذاکره بکشاند، باز هم تصمیم نهایی دست اسلامآباد نیست. نه تهران زیر بار خواسته پاکستان میرود و نه واشنگتن.
بنابراین، بخش جنجالی ماجرا اینجاست: پاکستان شاید بیشتر از اینکه دنبال حل بحران باشد، دنبال تبدیل بحران به سرمایه سیاسی خودش است. جنگ ایران و آمریکا برای اسلامآباد فرصتی ساخته تا از حاشیه به متن معادلات منطقهای بیاید و نقش خود را بزرگتر از ظرفیت واقعیاش نشان دهد.
پس فعلاً باید با ادعای پاکستان اینطور برخورد کرد: اسلامآباد شاید بتواند درِ مذاکره را باز کند؛ اما اینکه پشت آن در چه اتفاقی بیافتد، اصلاً در اختیار پاکستان نیست؛ و اگر تهران و واشنگتن حاضر به گفتوگو نشوند، «میانجیگری پاکستان» میتواند خیلی زود از یک ابتکار صلح به یک نمایش دیپلماتیک برای افزایش وزن اسلامآباد تبدیل شود.
دیپلماسی در کنار ناوهای آمریکایی
همزمانی تلاشهای دیپلماتیک پاکستان و کشورهای منطقه با افزایش حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه را چگونه باید تحلیل کرد؟ آیا واشنگتن نیز همزمان دیپلماسی و فشار نظامی را بهعنوان دو ابزار مکمل دنبال میکند؟ بهویژه اینکه ترامپ از «فشار حداکثری» و وزیر خزانهداری آمریکا از اعمال «بیسابقهترین تحریمهای جهان علیه ایران» سخن گفتهاند؛ این همزمانی چه پیامی برای تهران دارد؟
بله؛ به نظر من واشنگتن دقیقاً دارد دیپلماسی و فشار نظامی را بهعنوان دو لبه یک قیچی به کار میگیرد. از یک طرف، اجازه میدهد پاکستان و دیگر کشورهای منطقه کانال مذاکره را باز نگه دارند؛ از طرف دیگر، ناوهای آمریکایی، تهدید نظامی و تحریمهای سنگین را روی میز نگه داشته است.
اسلامآباد شاید بتواند درِ مذاکره را باز کند؛ اما اینکه پشت آن در چه اتفاقی بیافتد، اصلاً در اختیار پاکستان نیست؛ و اگر تهران و واشنگتن حاضر به گفتوگو نشوند، «میانجیگری پاکستان» میتواند خیلی زود از یک ابتکار صلح به یک نمایش دیپلماتیک برای افزایش وزن اسلامآباد تبدیل شود
وقتی ترامپ از فشار حداکثری صحبت میکند و وزیر خزانهداری آمریکا از بیسابقهترین تحریمها علیه ایران میگوید، باید فهمید که مذاکره از نگاه واشنگتن لزوماً به معنای کاهش فشار نیست؛ بلکه ممکن است مذاکره خودش بخشی از استراتژی فشار باشد.
به بیان صریحتر، آمریکا فعلاً با یک دست پیام مذاکره میفرستد و با دست دیگر ماشه فشار را روی میز نگه میدارد. هدف این است که ایران اگر پای میز مذاکره میآید، این کار را نه از موضع برابر، بلکه زیر فشار اقتصادی و نظامی انجام دهد؛ بنابراین حضور میانجیها در منطقه را نباید الزاماً نشانه عقبنشینی آمریکا دانست. ممکن است برعکس، میانجیها همان دری باشند که واشنگتن میخواهد از آن، ایران را به میز مذاکرهای بکشاند که ناوهای آمریکایی پشت درِ آن ایستادهاند. این دیگر صرفاً دیپلماسی نیست؛ دیپلماسیِ مسلح است.
چین؛ مخالف تحریم، اما تا کجا؟
چین میگوید تحریمهای بیشتر علیه ایران مشکلی را حل نمیکند. با توجه به تشدید فشارهای اقتصادی آمریکا، آیا پکن حاضر است برای حفظ روابط با تهران هزینه جدی بدهد یا موضع چین نیز نهایتاً تابع محاسبات اقتصادی و منافع خودش خواهد بود؟
بله؛ چین صریحاً میگوید تحریم و فشار اقتصادی راهحل بحران ایران نیست و خواستار حلوفصل دیپلماتیک است. اما در اینجا باید میان «حمایت سیاسی از ایران» و «پرداخت هزینه برای ایران» تفاوت گذاشت.
چین حاضر است تحریمها را دور بزند، نفت ایران را بخرد و در عرصه سیاسی از تهران حمایت کند؛ اما اینکه برای ایران وارد یک رویارویی اقتصادی یا نظامی تمامعیار با واشنگتن شود، داستان دیگری است. واقعیت تلخ برای تهران این است که چین متحد ایران است، اما متحدی که اول از همه منافع خودش را حساب میکند
پکن تا جایی کنار تهران میایستد که این حمایت با منافع خودش سازگار باشد. چین بزرگترین خریدار نفت ایران است و همین حالا هم بخش مهمی از صادرات نفت ایران راهی چین میشود؛ بنابراین تحریم کامل ایران برای پکن هم هزینه انرژی و اقتصادی دارد. از سوی دیگر، آمریکا اکنون مستقیماً چین را تحت فشار گذاشته تا خرید نفت ایران را متوقف کند و حتی درباره کشورهایی که به ایران «راه نجات اقتصادی» بدهند، تهدید به مجازات کرده است؛ بنابراین من بعید میدانم چین برای ایران وارد تقابل مستقیم با آمریکا شود. چین حاضر است تحریمها را دور بزند، نفت ایران را بخرد و در عرصه سیاسی از تهران حمایت کند؛ اما اینکه برای ایران وارد یک رویارویی اقتصادی یا نظامی تمامعیار با واشنگتن شود، داستان دیگری است.
واقعیت تلخ برای تهران این است که چین متحد ایران است، اما متحدی که اول از همه منافع خودش را حساب میکند.
به بیان صریحتر: پکن ممکن است تحریمهای آمریکا را برای ایران سوراخ کند، اما بعید است خودش را به خاطر ایران زیر آوار تحریمهای آمریکا ببرد. این همان جایی است که سقف حمایت چین مشخص میشود؛ و اتفاقاً تهدیدهای جدید واشنگتن این سقف را در بوته آزمایش قرار داده است: اگر آمریکا واقعاً اجرای تحریمهای ثانویه علیه خریداران نفت ایران، بهویژه چین، را تشدید کند، آن وقت مشخص میشود «شراکت راهبردی ایران و چین» تا کجا حاضر است هزینه واقعی بدهد.
روسیه شریکِ منافع خود است، نه «شریک راهبردی» ایران
روسیه در شرایطی که اقتصاد ایران زیر فشار شدید قرار دارد، همچنان از ادامه ساخت نیروگاههای هستهای در ایران سخن میگوید. برخی معتقدند مردم ایران طی دو دهه اخیر و خصوصا سه جنگ اخیر با اسرائیل وآمریکا، تاوان «شراکت راهبردی» مسکو با تلآویو را میدهند که نمونه بارزش در سقوط بشار اسد و خاموش بودن رادارهای اس ۳۰۰ در شب شروع جنگ ۱۲ روزه، هویداست. در اینکه روسیه خواهان تأمین منافع اقتصادی و ژئوپلیتیک خودش است- بهویژه که جنگ اوکراین کمرش را به لحاظ مالی خم کرده- شکی نیست؛ اما مگر ظرفیت اقتصادی ایران چقدر است که اگر ما هم نخواهیم روسها دستبردار ساخت نیروگاههای هستهای در کشورمان نیستند!
حضور میانجیها در منطقه را نباید الزاماً نشانه عقبنشینی آمریکا دانست. ممکن است برعکس، میانجیها همان دری باشند که واشنگتن میخواهد از آن، ایران را به میز مذاکرهای بکشاند که ناوهای آمریکایی پشت درِ آن ایستادهاند. این دیگر صرفاً دیپلماسی نیست؛ دیپلماسیِ مسلح است
آقای مهدیزاده، اگر بخواهم صریح و بدون تعارف بگویم، من روسیه را «شریک راهبردی» ایران به معنای متعارف کلمه نمیدانم؛ روسیه شریکِ منافع خودش است. قرارداد ۲۰ساله تهران و مسکو هم برخلاف تصور رایج، تعهد دفاع متقابل ایجاد نمیکند. یعنی در لحظهای که ایران زیر حمله است، مسکو الزام حقوقی برای ورود به جنگ ندارد. کارنامه روسیه در منطقه هم برای من از هر بیانیهای گویاتر است.
همانطور که اشاره کردید مسکو در سوریه ماند تا زمانی که ماندن برایش صرفه داشت و بعد، وقتی معادلات عوض شد، ایران عملاً یکی از مهمترین متحدان منطقهای خود را از دست داد. در جنگهای اخیر هم روسیه عمدتاً به محکومیت سیاسی و حمایت لفظی بسنده کرده و وارد رویارویی مستقیم با آمریکا و اسرائیل نشده است.
اما درباره نیروگاه هستهای، اتفاقاً همینجا ماهیت رابطه روشنتر میشود. روسیه از ساخت نیروگاه در ایران دست نمیکشد، چون این پروژه برای مسکو فقط کمک به ایران نیست؛ یک بازار بلندمدت و منبع درآمد، نفوذ فنی و حضور ژئوپلیتیک در ایران است. پروژههای روسی بوشهر همچنان ادامه دارند و همکاری هستهای یکی از ستونهای مهم رابطه دو کشور است؛ بنابراین اگر روسیه برای ایران نیروگاه میسازد، نباید از آن نتیجه گرفت که حاضر است برای ایران بجنگد. ممکن است روسیه حاضر باشد در ایران میلیاردها دلار پروژه بسازد، اما حاضر نباشد برای حفظ همان منافع، یک گلوله به سمت آمریکا یا اسرائیل شلیک کند.
به نظرم این همان واقعیت تلخی است که باید درباره مسکو پذیرفت: روسیه نه ناجی ایران است، نه متحدی که منافع جمهوری اسلامی را بر منافع خودش مقدم بداند. روسیه هرجا ایران برایش بازار، اهرم ژئوپلیتیک یا برگ مذاکره باشد، کنار ایران میایستد؛ اما وقتی هزینه این ایستادن از منفعتش بیشتر شود، اول مسکو را نجات میدهد، نه تهران را.
پس من حتی تعبیر «شراکت راهبردی» را هم با احتیاط بهکار میبرم. شراکت وجود دارد، اما شراکتی کاملاً معاملهمحور و مشروط؛ و تجربه سوریه و جنگهای اخیر نشان داده که نباید روی کرملین بهعنوان بیمهنامه امنیتی ایران حساب کرد.
خلاصه اینکه روسیه برای ایران نیروگاه میسازد؛ اما تضمین نمیکند که برای دفاع از ایران بجنگد. این دو را نباید با هم اشتباه گرفت.
بنسلمان در پاریس؛ رایزنی با مکرون درباره ایران، تنگه هرمز و همکاریهای دوجانبه
به گزارش تجارت نیوز، به نقل از شبکه الجزیره قطر، یک منبع دیپلماتیک فرانسوی در ریاض اعلام کرد که مذاکرات بن سلمان و مکرون بر تقویت روابط دوجانبه، بهویژه در حوزه نظامی و همچنین زمینههای سرمایهگذاری و تجارت متمرکز خواهد بود.
دو طرف همچنین پیامدهای جنگ آمریکا علیه ایران و راههای پایان دادن به جنگ میان دو طرف، رفع انسداد تنگه هرمز و بازگشت تردد و آزادی کشتیرانی بینالمللی در تنگه بابالمندب را بررسی خواهند کرد.
ریاستجمهوری فرانسه نیز اعلام کرد سفر بن سلمان به پاریس با امضای «تعداد زیادی توافقنامه» همراه خواهد بود و این مسأله بیانگر «پویایی روابط فرانسه و عربستان در شرایط تنش منطقهای» است.
کاخ الیزه اعلام کرد که «برخی پروژهها همچنان در دست بررسی هستند، اما توافقنامههای اقتصادی زیادی در بخشهای مختلف به امضا خواهد رسید» و در این میان بهطور ویژه به حوزههای حملونقل، انرژی و بهداشت اشاره کرد.
همچنین قرار است روز دوشنبه نشست وزارتی برای بررسی تأمین انرژی، همزمان با ادامه جنگ علیه ایران و بسته بودن تنگه هرمز، برگزار شود.
کاخ الیزه تأکید کرد که مکرون بر تشویق و تقویت سرمایهگذاری خارجی در فرانسه تأکید دارد و خواستار افزایش سرمایهگذاریهای عربستان در کشورش خواهد شد.
ریاستجمهوری فرانسه پنجشنبه گذشته نیز زمان سفر ولیعهد عربستان را اعلام کرده بود.
بن سلمان این سفر را روز یکشنبه و با حضور در مراسم اختتامیه جام جهانی ورزشهای الکترونیکی آغاز خواهد کرد.
منبع: ایرنا

دومین واکنش چینیها به تهدید اخیر ترامپ علیه ایران | چین کنار ایران...

پزشکیان حرف جریانات سیاسی ورشکسته را تکرار میکند

واکنش عراقچی به ادعای کمرشکنترین عملیات اقتصادی تاریخ؛ این فیلم تکراری نیز محکوم به شکست است

روز ۱۷۵ جنگ | ترامپ: فقط توافقهای خوب انجام میدهم

گفتوگوی تلفنی وزرای امور خارجه جمهوری اسلامی ایران و سلطنت عمان

