
فوتبال ایرانی علیه آزادی بیان

علی تاجرنیا: صلح، ضرورت ملی امروز ایران است | اگر رسانه ملی واقعاً ملی بود، آنی نمیشد که شد | انصاف نیوز
متن کامل سخنرانی علی تاجرنیا در افتتاحیه ۳۱ مجمع انجمن اسلامی جامعه پزشکی ایران در حضور رئیس جمهور در پی میآید:
بسم الله الرحمن الرحیم
به نام آنکه نامش درمان دردها و یادش شفای قلبهاست.
مقدم میهمانان محترم، فعالان سیاسی اجتماعی، چهرهها و شخصیت های برجسته سیاسی، دبیران کل و اعضای برجسته احزاب، خبرنگاران و اصحاب فرهنگ و رسانه، اعضای محترم شعب انجمن از سراسر کشور، مقامات و مدیران اجرایی کشور و بویژه مقدم رییس جمهور صادق، شجاع، مردمی و محبوب کشور جناب آقای دکتر مسعود پزشکیان را به آیین گشایش سی و یکمین مجمع عمومی انجمن اسلامی جامعه پزشکی ایران گرامی میدارم. همچنین مقدم دو همراه و همسنگر گرانقدر جناب آقای دکتر ظفرقندی وزیر محترم بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و دبیرکل محترم پیشین انجمن و جناب آقای دکتر قائم پناه معاون محترم اجرایی رییس جمهور و رییس پیشین کمیته سیاسی انجمن را گرامی داشته و حضور دوباره آنان را در کنار خواهران و برادران خود در انجمن اسلامی جامعه پزشکی ایران ارج می نهم.
سی و یکمین مجمع عمومی انجمن اسلامی جامعه پزشکی ایران را در شرایطی آغاز می کنیم که کشور عزیز ما ایران بدون کمترین اغراقی خطیرترین شرایط تاریخی دویست ساله اخیر خود را طی میکند. شاید اگر وضعیت امروز کشور را از وضعیت ایران جنگ دوم جهانی و اشغال کشور توسط قوای روس و انگلیس حساستر بدانیم؛ سخنی به گزاف نگفته باشیم.
بروز دو جنگ تمام عیار و تجاوز نظامی قدرتمندترین کشور دنیا و بزرگترین و قویترین ارتش جهان به اتفاق یک قدرت بزرگ نظامی و هستهای منطقه ای یعنی رژیم نامشروع و جعلی اسراییل به کشور عزیزمان ایران با همراهی پنهان و پیدای برخی دولتهای غربی و کشورهای منطقه ای و تنهایی ایران عزیز و رنجور از تحریم و مشکلات عمیق اقتصادی و بحرانها و شکافهای عمیق اجتماعی جلوه ای از این وضعیت خطیر است.
واما تقدیر اینگونه رقم خورد که ریاست جمهوری اسلامی ایران در این برهه بسیار حساس و بزنگاه تاریخی، به دستان باکفایت یک پزشک و جراح قلب سپرده شود.
دوران مسئولیت طبیب جمهور، از یک سو با تغییرات عظیم در مدارهای قدرت جهانی و معادلات منطقهای مقارن شده و از سوی دیگر، همزمان شد با بحرانهای داخلی ناشی از سیاستگذاری های غلط و سوءمدیریتها و تحریمها، که تن جامعه ایرانی را خسته کرده بود؛ جامعهای که از یک سو با فشارهای سنگین و کمرشکن اقتصادی و معیشتی دست و پنجه نرم میکرد و از سوی دیگر، مواجه بود با شکاف میاننسلی و تعمیق شکاف میان حاکمیت و ملت.
نا امیدی مردم از هرگونه امکان اصلاح و احساس انسداد سیاسی، و یأس فزایندهٔ جامعه از هرگونه تغییر قانون محور، امید به اصلاح را از میان برداشته بود. جامعهای که بخش بزرگی از مردم و بویژه جوانانش، بهرغم دلبستگی به آب و خاک خود، افق روشنی پیش روی خود نمیدیدند و بسیاری نخبگان و متخصصانش، مهاجرت را به عنوان راهی برای ساختن آینده خود انتخاب کرده و طیف وسیعی هم بی تفاوتی نسبت به حاکمیت را در پیش گرفته بودند. کما اینکه در آخرین انتخابات، علیرغم تلاش تمامی جریانات و احزاب سیاسی، برای نخستین بار در تاریخ نظام جمهوری اسلامی تعداد کسانی که حاضر نشدند در انتخابات مشارکت کنند به نیمی از جمعیت واجدان شرایط رسید.
سیاهه مشکلات کشور، خط شوم جنگ را کم داشت که آن هم در بیست و سوم خردادماه سال گذشته رقم خورد؛ جنگی که در ابتدا تصور میشد دوازده روز باشد، اما آتش آن بعد از چهارده ماه هنوز خاموش نشده است.
رهبری فقید نظام و شمار کثیری از فرماندهان نظامی، دانشمندان و مدیران کشور، جان فدای ایران شدند و خونشان در کنار خونهای بهناحق ریخته کودکان و زنان و مردان این سرزمین، شجره طیبه تمدن چند هزارساله ایرانزمین را سیراب نمود.
اما تلختر از جنگ ظالمانهای که بیگانگان بر این سرزمین تحمیل کردند، حوادث شوم دیماه به عنوان مقدمهای برای آغاز و مشروعیت تجاوز نظامی بود؛ روزهایی که جان هزاران تن از هممیهنانمان در آتشی سوخت که قابل پیشبینی و پیشگیری بود.
حادثه تلخی که طی آن، سرزمینی که مردمش دست در دست و پشت به پشت قرنها در برابر هجوم بیگانگان ایستاده بود، برادر در برابر برادر قرار گرفته و با تحریک و تشویق دشمنان و بدخواهان، برادر و برادرکشی تصویری بغایت سیاه از ایران به دنیا مخابره کرد.
اگر هشدارهای مشفقانی که سالها از انباشت خشم و نارضایتی اجتماعی زنهار داده بودند، و امروز هنوز تعدادی از آنان در بند هستند، شنیده میشد؛ اگر به هشدار دلسوزان و صاحبنظران در مورد بروز و تعمیق شکاف میان حاکمیت و ملت توجه میشد، اگر مجاری اعتراض قانونی باز بود و اگر نهادهای واسط – احزاب و تشکلهای سیاسی، مطبوعات و رسانهها – در انعکاس صدای منتقدان آزاد بودند و اگر رسانه ملی به واقع ملی بوده و مانند چتری تمامی طیفها و سلیقه های مختلف را پوشش میداد، بخشی از مردم احساس نمیکردند تنها راه اعلام نارضایتیشان از وضع موجود تسخیر خیابان است و دشمنان و بدخواهان نیز از این فرصت برای تسخیر ذهن ایرانیان بهره برداری نمیکردند و آنی نشد که شد. تصور اینکه زخم سوگ آنچه در پایان سال گذشته اتفاق افتاد، بهبود یافته تصوری غیر واقع بینانه است و قطعاً باید برای آن چاره اندیشی کرد.
کاهش فاصله میان اعتراضات آبان ۹۶، جنبش زن در سال ۱۴۰۱ و اعتراضاتی که با موضوع مشکلات اقتصادی و معیشتی در سال ۱۴۰۴ آغاز (و بعد با سوءاستفاده دشمنان و بدخواهان به خشونت کشیده شد)، نشان از کاهش سرمایه اجتماعی، تجمیع و تعمیق و انباشت انتقادات و اعتراضات بی پاسخ مانده و افزایش شکاف میان حاکمیت با مردم است که هر آن ممکن است دوباره شعله ور شده و یا به صورتی تازه جلوه نماید: هر دم آید غمی از نو به مبارکبادم!
جنگ با بیگانه، هرچند ویرانگر و جانکاه است، اما تکلیف دشمن و دوست در آن روشن است؛ آنچه بیش از هر چیز ایران را تهدید میکند، روزی است که سرمایه اجتماعی ما چنان فرسوده شود که ایرانیان، یکدیگر را نه هموطن، که دشمن ببینند.
و شاید بزرگترین وظیفه امروز ما، بیش از هر زمان دیگری، جلوگیری از تکرار همین برادرکشی و بازگرداندن گفتوگو، مدارا و اعتماد به عرصه عمومی کشور باشد.
نکته بسیار مهم دیگر، درک این موضوع حیاتی و بنیادین در حکمرانی و سیاست جهانی ست که «قدرت» و به معنای عام آن واجد مؤلفههای متعدد و مهمی است که در کنار یکدیگر و به صورت توأمان یک کشور را قدرتمند کرده و در عرصه داخلی و بین المللی به عنوان کشوری مستقل و نیرومند معرفی و تثبیت میکند. فروکاهیدن «قدرت» صرفاً به عنصر «قدرت نظامی» و تصور اینکه فقط با تقویت قدرت نظامی میتوان کشوری قدرتمند بود، خطایی استراتژیک و مهلک است. حاکمیت و تصمیم گیرندگان آن باید این درک حیاتی را داشته باشند که مؤلفههای دیگری مانند وضعیت اقتصادی، رضایتمندی و مشروعیت مردمی، ساختار سیاسی مبتنی بر خواست و اراده مردم و در واقع اقتدار سیاسی و اجتماعی، سایر پارامترهای تشکیل دهنده قدرت کشورند و فقدان هریک از این مؤلفهها، کشور را در برابر تجاوز و طمع دشمنان آسیبپذیر خواهد کرد.
بر همین اساس هرگونه تلاشی برای افزایش رضایتمندی مردم، بهبود وضعیت اقتصادی، گسترش آزادیهای سیاسی و پرهیز از تنش و تقابل اجتماعی با مردم و جوانان، به اندازه قدرت نظامی و توان موشکی کشور باید مورد پیگیری و هدفگذاری حاکمیت باشد.
حضار محترم،
ملت ایران شاهد تلاش و مجاهدات مردانه رییس جمهور و همکارانشان در دولت، بویژه در یک سال گذشته، بودند. نه فقط ما که پشتیبان رییس جمهور در کارزار انتخاباتی بودیم، که حتی هر منتقد منصفی هم بر این مجاهدت بزرگ گواهی میدهد.
اما ما به عنوان پزشک آموختهایم که اولین گام در درمان یک بیمار، تشخیص درست و دقیق بیماری است. و لذا تمام تلاشهای خالصانه دولت و حاکمیت در حل مشکلات، اگر بدون توجه به ریشه مسائل باشد، لاجرم ناکام میماند.
بنظر ما یکی از عمده ترین علت نارضایتیهای انباشتهشده مردم، عدم اطمینان و ترس از آینده است. کشوری که در شرایط جنگی و، بدتر از آن، در شرایط نه جنگ و نه صلح است، هیچ افق روشنی را انتظار نمیکشد. وفاق با طرز فکری که خود بخشی از صورت مسأله است، مشکلی را حل نمیکند.
ضمن دفاع از تلاشهای بی وقفه دوسال گذشته رییس جمهور برای ایجاد همدلی میان جریانات و جناحهای مختلف سیاسی و تقویت همبستگی ملی، بنظر ما آخرین دغدغه رییس جمهور باید نگرانی دلواپسان و افراطیونی باشد که به واسطه کج فهمی از اصول حکمرانی درست، و یا نگرانی از به خطر افتادن رانتهای حکومتی، خبر از فشارهای شدید اقتصادی و معیشتی وارده به اکثریت مردم ندارند و رنج خانواده بیماری که هزینههای درمان عزیزشان در این ماهها چند برابر شده، برایشان اهمیت چندانی ندارد و لذا بر طبل تشدید تنش و درگیری در منطقه و تداوم جنگ یا بلاتکلیفی در وضعیت جنگ و صلح میکوبند.
ما ملت امام حسینیم؛ ما ملت شهادتیم؛ اما در مکتب حسینی آموختهایم که آغازگر جنگ نباشیم. آنجا که زهیر ابن قین در مواجهه با سپاه حر، پیشنهاد آغاز درگیری داد، امام حسین(ع) فرمود من از جنگ کراهت دارم: «وَالصُّلْحُ خَیْرٌ» صلح، بهتر است.
حضار محترم
هیچ جنگی به خودی خود مذموم یا مقدس نیست و هیچ صلحی الزاماً ذلیلانه یا غیر شرافتمندانه نیست.
امروز سخن ما با رییس جمهور به عنوان دومین مقام رسمی کشور پس از مقام رهبری و با رییس مجلس به عنوان ریاست قوهای که علی القاعده تبلور اراده ملت است و از قضا در شرایط امروز، مسئول هیئت ایران در مذاکرات با آمریکاست، یک مطالبه روشن ملی است.
ما از شما میخواهیم برای پایان دادن به این وضعیت فرساینده، برای کاهش تنشها و برای گشودن مسیر گفتوگو و صلح، از همه ظرفیتهای قانونی و سیاسی دولت استفاده کنید.
ایران امروز بیش از هر چیز به آرامش نیاز دارد؛ به فرصتی برای نفس کشیدن، برای بازسازی، برای ترمیم زخمهای اجتماعی و اقتصادی و برای بازگرداندن امید به آینده.
صلح، به معنای چشمپوشی از منافع ملی نیست. صلح یعنی حفظ ایران، حفظ جان ایرانیان و فراهم کردن فرصت برای ساختن آیندهای که نسلهای بعدی نیز در آن سهم داشته باشند.
ما معتقدیم میتوان با حفظ عزت و استقلال کشور، راه گفتوگو را باز گذاشت؛ میتوان از منافع ملی دفاع کرد و همزمان از گسترش آتش جنگ جلوگیری کرد.
آقای رئیسجمهور،
ما در مکتب علوی نیز برای این راه، یک دستور روشن داریم.
امیرالمؤمنین علی(ع)، در همان نامهای که برای مالک اشتر درباره شیوه حکمرانی و حفظ ملک و ملت نوشته است، میفرماید:
«وَلا تَدْفَعَنَّ صُلْحاً دَعَاکَ إِلَیْهِ عَدُوُّکَ وَلِلَّهِ فِیهِ رِضاً، فَإِنَّ فِی الصُّلْحِ دَعَهً لِجُنُودِکَ، وَرَاحَهً مِنْ هُمُومِکَ، وَأَمْناً لِبِلَادِکَ.»
صلحی را که دشمنت به آن دعوت میکند و رضای خدا در آن است، رد مکن؛ زیرا در صلح، آرامش سپاهیانت، آسودگی خاطر خودت و امنیت سرزمینت است.
آقای رئیسجمهور،
ما بر این باوریم که برای عبور از جنگ و تحریم نیازمند همبستگی ملی و استفاده از تمام ظرفیت و سرمایه های نمادین کشور هستیم.
دفاع مقتدرانه و صلح عزتمندانه در گرو همبستگی ملی است و آنچه در دفاع و توافق اسلام آباد به دست آمد نیز با پشتیبانی ملت بود.
از همین رو، امروز میخواهیم موضع انجمن اسلامی جامعه پزشکان ایران را صریح و بیپرده اعلام کنیم:
ما از هر تلاش مسئولانه و شجاعانه شما و سایر مسئولان نظام برای برقراری صلح، کاهش تنش و پایان دادن به وضعیت فرساینده نه جنگ و نه صلح حمایت میکنیم.
اگر برای این تصمیم فشار و هزینهای متوجه دولت شما شود، جامعه مدنی و جریانهای سیاسی حامی صلح باید سهم خود را در پرداخت این هزینه بپذیرند و ما در صف اول حامیان شما سینه سپر خواهیم کرد.
ما معتقدیم گاهی یک تصمیم سیاسی، در لحظه اتخاذ خود دشوار و پرهزینه به نظر میرسد، اما سالها بعد تاریخ درباره آن قضاوت میکند.
امروز ممکن است صلح برای برخی دشوار باشد؛ اما فردا، فرزندان ما درباره اینکه در روزهای سخت چه تصمیمی برای ایران گرفتیم، از ما خواهند پرسید.
آقای رئیسجمهور،
شما پزشکید و با معنای نجات جان انسانها بیش از بسیاری از ما آشنایید.
ما از شما میخواهیم این تجربه و نگاه انسانی را در سیاست خارجی کشور نیز به کار بگیرید.
برای پایان جنگ تلاش کنید.
برای گفتوگو پیشقدم شوید.
برای صلح مذاکره کنید.
و بدانید که در این مسیر، انجمن اسلامی جامعه پزشکی ایران از شما حمایت خواهد کرد.
ما معتقدیم امروز صلح، یک انتخاب سیاسی صرف نیست؛ یک ضرورت ملی است. برای ایران باید صلح را انتخاب کرد.
سخنانم را با این بیت شعر به پایان میبرم؛
دوباره میسازمت وطن اگرچه با خشت جان خویش
ستون به سقف تو میزنم اگرچه با استخوان خویش
انتهای پیام
ناتالی هارپ: ترامپ به من گفت فقط پرینت بگیر
به گزارش تجارت نیوز، رابطه نزدیک این دستیار جوان جنجالی با ترامپ در روزهای اخیر، بهویژه به دلیل نقش گسترده او در حلقه اطراف رئیسجمهوری آمریکا و میزان نفوذش بر ارتباطات و امور روزمره او در کاخ سفید، خبرساز است. رسانه های آمریکایی می گویند: مقامهای کاخ سفید نیز اذعان کردهاند که افزایش حملات و انتقادها علیه این دستیار، برخلاف انتظار، توجه عمومی را بیش از گذشته به رابطه نزدیک او با ترامپ معطوف کرده است.
شبکه خبری سیانان روز جمعه به وقت محلی، در گزارشی با اشاره به نقش پررنگ هارپ در حلقه نزدیک ترامپ، از رابطه بیش از حد صمیمانه میان این دستیار و رئیسجمهوری آمریکا پرده برداشته است.
در این گزارش آمده است: نامههای ناتالی هارپ، دستیار نزدیک ترامپ، نشان میدهند که رابطه نزدیک میان آن دو تا چه اندازه عمیق است.
هارپ در دستکم دو نامه خطاب به رئیسجمهوری آمریکا، نهایت وفاداری خود به او را ابراز کرده است. این نامهها ابتدا از سوی «دیلی بیست» منتشر شدند؛ آن هم در شرایطی که رابطه نزدیک هارپ با ترامپ بیش از پیش زیر ذرهبین قرار گرفته است.
هارپ در یکی از نامهها که چاپ و امضا شده بود، نوشت: «میخواهم همیشه همهچیز میان ما خوب باشد.» این نامه با عبارت «جناب آقای رئیسجمهور» آغاز شده و با این جمله به پایان رسیده بود: «با تمام قلبم، ناتالی.»
حضور مستمر هارپ در کنار ترامپ، این هفته پس از آن در کانون توجه قرار گرفت که «جان اوسوف»، سناتور دموکرات ایالت جورجیا، در سخنانی که بهسرعت در فضای مجازی فراگیر شد و در آن به ترامپ حمله کرد، نام او را بر زبان آورد.
این سناتور، رئیسجمهوری آمریکا را به دلیل «سفر با ناتالی در آن هواپیمای بسیار مجللی که امیر قطر به او هدیه داده است» مورد طعنه قرار داد.
این اظهارات به همراهی هارپ با ترامپ، در کنار گروه بسیار محدودی از دستیاران، هنگام خروج مخفیانه ترامپ از ترکیه با یک هواپیمای کوچکتر در ماه ژوئیه با ادعای تهدید ایران انجام شد.
سی ان ان در این گزارش آورده است: هارپ در نامهای مربوط به سال ۲۰۲۳ همچنین نوشته است«من هرگز نمیخواهم چیزی جز شادی برای تو به ارمغان بیاورم. متأسفم که تمرکزم را از دست دادم. تو برای من همهچیز هستی. نمیخواهم هرگز ناامیدت کنم. از تو سپاسگزارم که در این زندگی سرپرست و محافظ من هستی.»
هارپ در نامه دیگری از رابطهشان زمانی که مجری شبکه خبری محافظهکار «وان آمریکا» بود، یاد کرد. هارپ نوشت: «دلم برای روزهایی تنگ شده است که در دوران اجرای برنامه گفتوگوییام با من تماس میگرفتی و درباره همهچیز و هیچچیز صحبت میکردیم. میخواهم به همان هماهنگی برگردیم. نباید همیشه درباره کار صحبت کنیم!»
هارپ در همان نامه افزود: «و لطفا، وقتی شکست میخورم، به من بگو. اگر لازم بود و زمانی که مستحقش هستم، کاملا حق داری سرزنشم کنی چون هیچکس به اندازه تو مرا نمیشناسد و به اندازه تو به من اهمیت نمیدهد.»
اشبکه خبری سیانان در ادامه آورده است: این شبکه خبری بهطور مستقل تایید نکرده است که هارپ این نامهها را در سال ۲۰۲۳ نوشته یا برای ترامپ ارسال کرده باشد. «دیلی بیست» اعلام کرده است که «مایکل ولف»، نویسنده، این نامهها را زمانی به دست آورده که مشغول نگارش کتابی درباره کارزار انتخاباتی ترامپ در سال ۲۰۲۴ بوده است.
«دِیویس اینگل»، سخنگوی کاخ سفید، در بیانیهای که در اختیار سیانان قرار داده است، از هارپ دفاع کرده و گفته است او «یکی از وفادارترین و سختکوشترین دستیاران در تیم رئیسجمهور ترامپ» است.
با این حال، مقامهای کاخ سفید در روزهای اخیر در محافل خصوصی اذعان کردهاند که حملات گستردهتر و تندتر علیه هارپ، برخلاف انتظار، نتیجهای معکوس داشته و موجب جلب توجه بیشتر به رابطه او با ترامپ شده است.
سیان ان می گوید: نزدیکی هارپ به ترامپ تا حدی است که او در اکتبر ۲۰۲۳ برای همراهی با رئیسجمهوری در جلسه دادگاه در شهر نیویورک، یکبار در صندوق عقب یک خودروی شاسیبلند نشست. جایی برای او در خودرو وجود نداشت، اما هارپ اصرار داشت که ترامپ شخصا از او خواسته است در این جلسه حضور داشته باشد و مصمم بود که از همراهی با او بازنماند.
مقامهایی که با نقش هارپ آشنا هستند به سیانان گفتهاند که او تقریباً همهجا در حلقه اطراف ترامپ حضور دارد. اما برخلاف منشیها شخصی و دستیاران پیشین رئیسجمهوری از جمله «مادلین وسترهاوت»، دبیر شخصی سابق ترامپ که در دوره نخست ریاستجمهوری او نیز بهطور مشابه نقش دروازهبان اطلاعات رئیسجمهور را ایفا میکرد، هارپ خارج از دفتر بیضیشکل نمینشیند، بلکه در داخل آن حضور دارد. هارپ بخش زیادی از روز را در کنار ترامپ سپری میکند، در نشستها حضور دارد و دائما با او در ارتباط است.
به گفته این مقامها، هارپ تا دیروقت شب با ترامپ درباره مطالبی که قرار است در شبکههای اجتماعی منتشر شود گفتوگو میکند. هارپ همچنین کانالی برای رهبران خارجی است که میکوشند با رئیسجمهوری آمریکا ارتباط برقرار کنند و مامور تماس با افرادی است که ترامپ آنها را در تلویزیون میبیند. هنگامی که ترامپ نمیخواهد شخصا با فردی تماس بگیرد، از هارپ میخواهد برای او یادداشت ارسال کند.
سی ان ان افزود: مقامات گفتند که رابطه کاری آنها به دلیل وفاداری کامل هارپ به رئیس جمهوری بسیار موثر است.
با این حال، بر اساس گفته چندین منبع که رابطه هارپ و ترامپ را توصیف کردهاند، شیوه عملکرد او موجب ناراحتی برخی از دستیاران ارشد شده و در مقاطعی تلاشهایی برای کنار گذاشتن او از حلقه نزدیک رئیسجمهور صورت گرفته است.
این مجری سابق تلویزیون پس از آنکه نجات جان خود را مرهون ترامپ دانست، همکاری با او را آغاز کرد.
هارپ به یکی از اصلیترین کانالهای ارتباطی میان ترامپ و دنیای بیرون تبدیل شده است؛ او پیامهای متحدان را منتقل میکند، دیدارها را ترتیب میدهد، مطالب منتشرشده در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» را برای ترامپ تایپ میکند و نسخههای چاپی مقالاتی را که از رئیسجمهور تمجید کردهاند با خود حمل میکند؛ آن هم در حالی که در تمام ساعات روز در فاصلهای نزدیک از ترامپ باقی میماند.
دستیار جنجالی ترامپ به «چاپگر انسانی» معروف است؛ عنوانی که هارپ در یکی از نامههایش نیز به آن اشاره کرده و گفته است ترامپ در جریان سفری به اسکاتلند و ایرلند او را «مجبور کرد از کار و ارتباطات دیجیتال فاصله بگیرد.»
هارپ نوشت: لازم نبود «چاپگر انسانی» باشم. میتوانستم زمانی را برای لذت بردن از یک گفتوگوی خوب اختصاص دهم و در عین حال، در پایان روز همه کارهایم را انجام داده باشم. در واقع، حتی وقت داشتم صبحها و عصرها پیادهرویهای طولانی داشته باشم و از هر طلوع و غروب آفتاب لذت ببرم؛ هرچند یادم میرفت غذا بخورم و بخوابم!
منبع: ایرنا
سیدمحمد حسینی رئیس صداوسیما میشود؟ | انصاف نیوز
با نزدیک شدن به پایان دورهی ریاست پیمان جبلی بر سازمان صداوسیما، گمانهزنیها دربارهی رئیس بعدی رسانهی ملی بار دیگر بالا گرفته و حالا اظهارات سیدمحمد حسینی، وزیر ارشاد اسلامی دولت محمود احمدینژاد و معاون پارلمانی رئیسجمهور در دولت ابراهیم رئیسی، به این گمانهزنیها رنگ تازهای داده است.
حسینی در پاسخ به پرسشی درباره احتمال حضورش در رأس سازمان صداوسیما، با اشاره به اینکه هر بار نام او در میان گزینههای احتمالی مطرح میشود، گفت: «هر بار اسم ما مطرح میشود اما در نهایت افراد دیگری انتخاب میشوند.»
او که در رسانهی تصویری آن حاضر شده بود، در ادامه ترجیح داد درباره این موضوع بیشتر صحبت نکند و گفت: «بهتر است در این باره صحبتی نکنیم.»
با این حال، بخش دیگری از اظهارات حسینی درباره گزینههای احتمالی ریاست صداوسیما قابل توجه بود. او با اشاره به وجود نیروهای جوانتر گفت: «جوانان خوبی برای انجام این کار هستند» و تأکید کرد که خودش و همفکرانش میتوانند از این افراد حمایت و پشتیبانی کنند.
این اظهارات در شرایطی مطرح شده که بحث درباره رئیس آینده صداوسیما در هفتههای اخیر دوباره داغ شده است. پیمان جبلی در مهرماه ۱۴۰۰ به ریاست سازمان صداوسیما منصوب شد و دورهی پنجسالهی ریاست او اکنون به روزهای پایانی خود نزدیک شده است. در همین روزها رسانهها و محافل مختلف نامهای متفاوتی را بهعنوان گزینههای احتمالی ریاست رسانهی ملی مطرح کردهاند.
نام سیدمحمد حسینی البته برای نخستین بار نیست که در ارتباط با ریاست صداوسیما مطرح میشود. سالها پیش نیز در مقاطع مختلف، همزمان با گمانهزنی درباره تغییر رئیس رسانهی ملی، نام او در میان گزینههای احتمالی قرار گرفته بود.
اکنون باید دید در نهایت چه کسی با حکم آیت الله مجتبی خامنهای برای ریاست سازمان صداوسیما منصوب خواهد شد.
انتهای پیام

تجلیل قالیباف از جانبازان و خانواده شهدای حمله اخیر سعودی_آمریکایی به پایگاه حشدالشعبی

درگیری مرزبانان سراوان با گروهک مسلح

اینستاگرام، صفحهٔ «رواق دارالذکر» مزار نورانی رهبر شهید انقلاب را مسدود کرد

ابوترابی فرد: رژیم صفاک صهیونیستی به فروپاشی نزدیک شد

بیستویکمین جشنواره شهید رجایی، عملکرد دستگاهها را بر اساس شاخص استمرار خدمترسانی به مردم در شرایط بحرانی ارزیابی میکند

