
ادامه پاسخ کوبنده نیروهای مسلح ایران به تجاوز دشمن؛ انفجارهای همزمان در بحرین، قطر و اردن

نقشه خروج اضطراری از محاصرهی تمامعیار
نورنیوز - گروه سیاسی: ایران بار دیگر در میانه یک طوفانِ ژئوپلیتیک قرار گرفته است. بازگشت به رویکردِ «فشار حداکثری» توسط دونالد ترامپ، تنها یک تغییرِ ساده در سیاست های کاخ سفید نیست؛ بلکه آغازِ یک جنگِ اقتصادی تمامعیار است که زیرساختِ معیشتی و پیوندهای اجتماعیِ ایران را به عنوانِ «هدفِ اصلی» نشانه رفته است. در این شرایط، تداومِ برخی الگوهای مدیریتی که پیش از این نیز محلِ نقد بود، نه تنها کارآمد نیست، بلکه میتواند به مثابه گشودنِ جبههای جدید از درون باشد. برای عبور از این پیچِ تاریخی، نیازمندِ گذار از «اقتصادِ بخشی» به «اقتصادِ امنیت» و «راهبردِ تابآوریِ یکپارچه» هستیم. تاب آوری ملی و ماجرای بنزین
اخبار رسمی و نیمه رسمی حکایت از این دارد که دولت، برای اصلاح قیمت بنزین، برنامههایی دارد. تنگناهای مالی دولت به دلیل مسدود شدن فروش نفت و محدودیت شدید درآمدهای جاری خزانه، یکی از اصلی ترین دلایل دولت برای قیمت بنزین اعلام شده است. اما باید دانست که تقلیل مسئله بنزین به یک متغیرِ قیمتی در ترازنامه دولت، ناشی از یک خطایِ بنیادینِ درکِ استراتژیک است. بنزین در اقتصادِ سیاسیِ ایران، «شریانِ حیاتی» و «پیشرانِ تورمی» است. در شرایطی که تحریمهای خارجی به صورتِ ساختاری قدرت خرید را هدف گرفتهاند، افزایشِ قیمت سوخت، نه یک «جراحی اقتصادی»، بلکه تحریکِ انتظاراتِ تورمی در جامعهای است که «زخمخوردهیِ بیثباتی» است.
وقتی جامعه زیر فشارِ سنگینِ ناشی از انزوایِ بینالمللی است، دست بردن در قیمتِ کالاهای پیشران، مصداقِ بارزِ «خودتحریمی» است. حاکمیت باید بداند که در وضعیتِ محاصره، «سرمایه اجتماعی» دقیقاً همان «سرمایه استراتژیک» است. هر سیاستی که این سرمایه را فرسوده کند، عملاً توانِ دفاعیِ کشور را در نبردِ بلندمدت با فشارِ خارجی تضعیف کرده است.
تابآوری ملی، محصولِ یک وزارتخانه یا یک بخشِ خاص نیست؛ بلکه برآیندِ عملکردِ کلانِ نظامِ حکمرانی در چهار لایه است:
لایه اقتصادی (سپرِ محافظ): دولت باید از جایگاهِ «مجریِ شوکهای قیمتی» به جایگاهِ «سپرِ حفاظتیِ معیشت» تغییرِ موضع دهد. اولویتِ اول، تضمینِ دسترسیِ عادلانه به کالاهای اساسی و جلوگیری از انتقالِ تورم است. در جنگِ اقتصادی، «ثباتِ معیشتی» به اندازه «ثباتِ ارزی» اهمیت دارد.
لایه قضایی (عدالتِ مشهود): در ایامِ محاصره، کوچکترین نشانهای از رانت، فساد و تبعیض، به منزلهیِ شکافی در دیوارهیِ دفاعیِ کشور عمل میکند. تابآوری ملی جز با «برخوردِ قاطع و بیملاحظه با مفسدان واقعی و اصلی» و «شفافیتِ حداکثری در توزیعِ منابع» ممکن نیست. مردم باید احساس کنند که بارِ سنگینِ جنگ بر دوشِ همه (به ویژه صاحبمنصبان و طبقاتِ برخوردار) به صورتِ عادلانه توزیع میشود. صدور احکام قضایی حساسیت برانگیز در حوزه های اجتماعی و فرهنگی و رسانهای، مخل تقویت این سرمایه اجتماعی است.
لایه سیاسی (اجماعسازی): حاکمیت نیازمندِ یک «پیمانِ ملی» است. عبور از جنگِ اقتصادی، مستلزمِ شنیدنِ صدایِ نحلههای مختلفِ فکری و مشارکتدادنِ بدنه نخبگانی در تصمیمات است. انسجامِ سیاسیِ داخلی، پیامی قدرتمند به جبهه حریف مخابره میکند که ایران در درون، نه یک جامعهیِ گسسته، بلکه یک صفِ واحد است. در این لایه، بیش از هر چیز، رسانه ملی است که موظف به حفظ انسجام واقعی و بازتاب همه صداهای موجود در صحنه سیاست ایران امروز است.
لایه فرهنگی (روایتِ پیروزی): جنگِ اقتصادی تنها روی کاغذ نیست؛ جنگِ روایتهاست. باید برای مردم تبیین شود که چرا این فشارها وجود دارد و سهمِ هر کس در این میانه چیست. امید، به معنایِ وعدههای واهی نیست؛ بلکه به معنایِ دیدنِ افقهای روشن در سایهیِ عدالت و عقلانیتِ حکمرانی است. اینکه رییس جمهور محترم با صراحت تمام، از بی پولی دولت و مشکلات اداره کشور سخن می گوید می تواند حمل بر این شود که می خواهد شفاف سازی کند و با مردم صادقانه سخن بگوید. اما این گفت وگو با مردم، ضرورتا باید همراه با امید آفرینی و آینده سازی باشد. «جراحیِ ساختار» به جای «جراحیِ سفره»
اکنون باید خطاب به بدنه تصمیمگیر کشور گفت که دورانِ آزمون و خطایِ سیاستهایِ کلاسیکِ در شرایطِ جنگی سپری شده است. راهبردِ درست، «حکمرانیِ عدالتمحور» است. حاکمیت باید به جایِ تمرکز بر افزایشِ قیمتها، «جراحیِ ساختارهایِ ناکارآمدِ هزینهزا» و «قطعِ دستِ دلالانِ ارز و کالا» را در دستور کار قرار دهد.
پیشنهادِ صریح این است که نظام به سمت تشکیل «ستادِ عالیِ تابآوری ملی» با اختیاراتِ فرابخشی برود تا نه تنها بر قیمتها، بلکه بر عملکردِ قضایی در مقابله با مفاسدِ اقتصادی و پیوندهای اجتماعی نظارت کند. این ستاد باید پیوستِ اجتماعیِ هر تصمیمِ اقتصادی را پیش از اجرا، نه در اتاقهایِ دربسته، بلکه با ترازویِ «رضایتِ عمومی» بسنجد. معنای این پیشنهاد، افزودن حلقه ای جدید به زنجیره بلند بوروکراسی کشور نیست. چنین ستادی می تواند فقط یک تشکیلات ذهنی باشد اما در چارچوب این ذهنیت، ساختارهای موجود حاکمیتی را در مسیر تاب آوری بیشتر کشور بسیج کند.
جنگِ اقتصادیِ ترامپ، آزمونی برایِ «اراده» و «خردِ جمعیِ» ماست. حریف بهدنبالِ آن است که با فشارِ خارجی، ایران را به لبهیِ پرتگاهِ بحرانهایِ داخلی براند. پیروزی در این کارزار، مستلزمِ یک «توافقِ نانوشته» میان حاکمیت و مردم است: حاکمیت، عدالت و حفاظت از معیشت را تضمین کند تا مردم نیز صبوری و تابآوریِ تاریخیِ خود را در برابرِ فشارِ بیگانه حفظ کنند. در این معاملهیِ دوطرفه، کوچکترین لغزش در مسیرِ بیعدالتی یا فشارِ قیمتی، میتواند به یک شکستِ راهبردی بدل شود. زمانِ آن رسیده که «عدالتِ اقتصادی»، نه به عنوان یک شعار، بلکه به عنوانِ اولین «سنگرِ امنیتِ ملی» بازخوانی شود.
نورنیوز
ترامپ یک توییت جدید زد + جزییات
جهان صنعت نیوز، ترامپ در ادامه عنوان کرد: ما نیروهای دریایی و هوایی ایران را نابود کردیم. ما در ایران بسیار تأثیرگذار بودیم و آنها را از نظر نظامی به طور کامل از بین بردیم.
رئیسجمهوری آمریکا ضمن اذعان به اینکه دستیابی به توافق با ایران آسان نیست، ادعا کرد: ما رهبران ایران را از بین بردیم و اکنون هیچکس نمیداند چه کسی این کشور را رهبری میکند.
بنا بر ادعای ترامپ، ایران تعدادی موشک و پهپاد دارد اما توان تولید آن در مقایسه با پنج ماه پیش بسیار پایین است و همچنین در وضعیت بدی به سر میبرد چرا که نرخ تورم در آن به ۳۰۰ درصد رسیده و حقوق ارتش نیز پرداخت نمیشود.
وی با بیان اینکه ایران به سمت کشورهای نیمهبیطرفی که هیچکس میزان دخالت آنها در درگیری را نمیدانست نیز موشک شلیک کرده، مدعی شد اگر تهران سلاح هستهای داشت، از آن استفاده کرده و اسرائیل و کل خاورمیانه را نابود میکرد.
ترامپ همچنین ادعا کرد: ایرانیها همه را هدف قرار دادند و اگر بمب هستهای داشتند، از آن علیه همه استفاده میکردند. ایران به یک قدرت زورگو در خاورمیانه تبدیل شده که علیه همه قلدری میکند.
همشهری آنلاین سیاسی برچسب هاایران آمریکا ترامپ تنگه هرمز
شناسه : 606834
لینک کوتاه : لینک کپی شد
آمریکا مجوز فروش سوخترسان به قطر را صادر کرد
باشگاه خبرنگاران: آمریکا با فروش احتمالی هواپیمای سوخترسان KC-۴۶A و تجهیزات مرتبط به قطر به ارزش ۴.۵ میلیارد دلار موافقت کرد.
وزارت امور خارجه آمریکا امروز پنجشنبه اعلام کرد که با فروش احتمالی هواپیمای سوخترسانی هوایی KC-۴۶A و تجهیزات مرتبط با آن به قطر، به ارزش تخمینی ۴.۵ میلیارد دلار، موافقت کرده است.
این وزارتخانه در بیانیهای اعلام کرد که پیمانکاران اصلی این قرارداد، بوئینگ، موتورهای نظامی پراتاند ویتنی، آرتیایکس و نورثروپ گرومن هستند و خاطرنشان کرد که این قرارداد هنوز منوط به طی مراحل نهایی و تأییدیههای مربوطه است.

هشدار محمد مهاجری نسبت به تصویب طرح مقابله با نفوذ مجلس / چنین طرحهایی تنها منجر به نارضایتی عمومی میشود

توافق ایران و عمان میتواند به تنهایی منجر به بازگشایی تنگههرمز شود؟

نقشه خروج اضطراری از محاصرهی تمامعیار

تغییر آرایش نظامی آمریکا؛ ورود ناو هواپیمابر جورج واشنگتن به خاورمیانه

ترامپ: اگر برای جلوگیری از سلاح هستهای ایران لازم بود، ۱۰۰ بار دیگر حمله میکردم| کنترل تنگه هرمز در اختیار ماست

