
نورنیوز- گروه سیاسی : هفتم مرداد ۱۴۰۳، هنگامی که مراسم تنفیذ مسعود پزشکیان برگزار شد، کمتر کسی تصور میکرد دولت چهاردهم یکی از دشوارترین مقاطع تاریخ جمهوری اسلامی ایران خواهد بود. دولت جدید هنوز فرصت نیافته بود برنامههای خود را مستقر کند که کشور وارد سلسلهای از بحرانهای کمسابقه شد؛ دو جنگ سهمگین، شهادت رهبری نظام و جمع زیادی از فرماندهان و مدیران ارشد، افزایش فشارهای خارجی، بروز تنشهای داخلی، تشدید مشکلات اقتصادی، و بحرانها و نگرانیهای اجتماعی، فضایی را رقم زد که بسیاری از معادلات متعارف اداره کشور را دگرگون کرد.
اکنون با ورود دولت به نیمه دوم فعالیت خود، زمان مناسبی برای یک ارزیابی منصفانه فرا رسیده است؛ ارزیابیای که نه در دام ستایش اغراقآمیز بیفتد و نه اسیر نفی مطلق شود. دولتها را باید متناسب با شرایطی که در آن حکمرانی میکنند سنجید، نه صرفاً با فهرست وعدهها و شعارهای انتخاباتی یا آرمانهای مطلوب.
واقعیت آن است که بخش مهمی از دو سال گذشته، بیش از آنکه صرف اجرای برنامههای توسعهای شود، به مدیریت بحران اختصاص یافت. هنگامی که یک کشور درگیر جنگ، تهدید خارجی و تحولات امنیتی است، نخستین وظیفه دولت حفظ ثبات، استمرار اداره کشور، جلوگیری از آشفتگی اجتماعی و فروپاشی سیاسی، و صیانت از انسجام ملی است. اگر این مرحله با موفقیت پشت سر گذاشته نشود، اساساً مجالی برای تحقق برنامههای اقتصادی و اصلاحات ساختاری باقی نخواهد ماند.
دولت چهاردهم را میتوان از همین منظر مورد ارزیابی قرار داد. با وجود همه فشارهای سیاسی و اقتصادی، کشور در طول دو جنگ بزرگ با فروپاشی نظم اجتماعی، بحران فراگیر امنیت داخلی یا اختلال گسترده در اداره امور مواجه نشد. بازارها، هرچند با دشواری، به فعالیت خود ادامه دادند، دستگاههای اجرایی از کار نیفتادند و جامعه، برخلاف انتظار بسیاری از ناظران خارجی، دچار آشفتگی فراگیر نشد. این واقعیتی است که حتی منتقدان دولت نیز به سختی میتوانند آن را نادیده بگیرند.
البته این به معنای موفقیت کامل دولت نیست. هنوز معیشت مردم مهمترین دغدغه کشور است. تورم توانفرسا، کاهش قدرت خرید، ناترازیهای مزمن در حوزه انرژی، مشکلات سرمایهگذاری، …





