
شکست محاصره یمن: پیروزی استراتژیک انصارالله/ از آسمان صنعا تا قلب تهران و آغاز دوران جدید

رمزگشایی از سه معادله ارتش یمن برای پایان دادن به مداخلات عربستان - تسنیم
بین الملل
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، اعلام سه معادله جدید از سوی «یحیی سریع»، سخنگوی نیروهای مسلح یمن، را نباید صرفا در چارچوب یک تهدید نظامی دیگر علیه عربستان سعودی تحلیل کرد. آنچه در این موضعگیری اهمیت دارد، تلاش برای تعریف قواعد جدیدی در تقابل میان صنعا و ریاض است؛ قواعدی که بر اساس آن، عربستان دیگر نمیتواند بدون پرداخت هزینه، از محاصره، فشار نظامی و تحرکات نیروهای وابسته خود برای تاثیرگذاری بر معادلات داخلی یمن استفاده کند.
سخنگوی نیروهای مسلح یمن سه محور را مشخص کرده است:
- محاصره در برابر محاصره؛
- هدف قرار دادن تجمعات و تحرکات نیروهای سعودی و مزدوران آنها در داخل یمن؛
- و پاسخ به هرگونه نقض حاکمیت ملی یمن.
این سه محور در هفتههای اخیر نیز در مواضع نظامی صنعا تکرار شدهاند.
اهمیت معادله نخست در این است که یکی از مهمترین ابزارهای فشار عربستان علیه یمن را هدف قرار میدهد. ریاض در طول سالهای جنگ، محاصره و محدود کردن مسیرهای ورود و خروج یمن را به عنوان یکی از ابزارهای اصلی فشار بر مردم و دولت صنعا مورد استفاده قرار داده است. اکنون انصارالله تلاش میکند همین منطق را در جهت معکوس به کار بگیرد؛ یعنی محاصره یمن دیگر نباید یک اقدام بدون هزینه برای طرف مقابل باشد. اعلام محاصره دریایی عربستان بر اساس معادله «محاصره در برابر محاصره» در تیرماه امسال نیز دقیقا در همین چارچوب صورت گرفت.
در اینجا یک تغییر مهم در منطق تقابل نیزاتفاق افتاده است. پیش از این، عربستان میتوانست تصور کند که فشار بر بنادر و مسیرهای دریایی یمن، صرفا هزینهای را به طرف یمنی تحمیل میکند. اما وقتی صنعا اعلام میکند که در برابر محاصره، مسیرهای دریایی مرتبط با عربستان را نیز هدف قرار خواهد داد، هزینه ادامه این سیاست برای ریاض افزایش پیدا میکند. حتی اگر این معادله نتواند به صورت کامل محاصره یمن را از میان بردارد، همین که محاصره را از یک ابزار یک طرفه به یک ابزار دو طرفه تبدیل کند، یک تغییر مهم در موازنه فشار ایجاد خواهد کرد.
معادله دوم نیز از همین منطق پیروی میکند، اما این بار در سطح زمینی. سخنان یحیی سریع درباره هدف قرار دادن هرگونه تجمع نیرو و تجهیزات سعودی در داخل یمن به این معناست که تحرکات نظامی عربستان و نیروهای وابسته به آن دیگر نمیتوانند بدون نگرانی از پاسخ مستقیم انجام شوند. در ماههای اخیر نیز نیروهای مسلح یمن بر هدف قرار دادن تجمعات، انبارها، خودروها و تجهیزات نیروهای وابسته به عربستان تاکید کردهاند.
این مسئله برای عربستان اهمیت ویژهای دارد. ریاض برای اعمال نفوذ در یمن صرفا به حملات مستقیم متکی نیست و بخش مهمی از این نفوذ از طریق نیروهای محلی و ایجاد ظرفیتهای نظامی در داخل خاک یمن دنبال میشود. بنابراین اگر هرگونه اجتماع یا جابه جایی گسترده نیرو با پاسخ نظامی مواجه شود، آزادی عمل عربستان برای ساختن یک واقعیت جدید در میدان کاهش پیدا می کند. در چنین شرایطی، افزایش نیرو لزوما به معنای افزایش قدرت نخواهد بود؛ زیرا خود تجمع نیرو میتواند به یک نقطه آسیبپذیر تبدیل شود.
اما شاید مهم ترین بخش این سه گانه، معادله سوم باشد؛ یعنی پاسخ به هرگونه نقض حاکمیت یمن. این مسئله در واقع چارچوب سیاسی دو معادله دیگر را مشخص می کند. انصارالله تلاش دارد تقابل کنونی را صرفا به عنوان یک جنگ داخلی میان گروه های یمنی تعریف نکند، بلکه آن را در چارچوب مقابله با مداخله خارجی و دفاع از حاکمیت ملی قرار دهد. در این نگاه، حضور نیروهای سعودی، حمایت از نیروهای وابسته به ریاض و تلاش برای تحمیل یک وضعیت سیاسی یا نظامی از خارج، بخشی از مسئله اشغال و مداخله خارجی در یمن است.
از همین زاویه، سه معادله اعلام شده را باید در کنار هم مورد ارزیابی قرار داد. محاصره در برابر محاصره، فشار اقتصادی و دریایی عربستان را هدف قرار میدهد؛ هدف قرار دادن اجتماعات وابسته سعودی، آزادی عمل نظامی ریاض را محدود میکند؛ و دفاع از حاکمیت ملی نیز مبنای سیاسی این اقدامات را شکل میدهد. بنابراین موضوع فقط این نیست که انصارالله چه اهدافی را میتواند مورد حمله قرار دهد. مسئله اصلی این است که صنعا میخواهد برای رفتار عربستان یک هزینه دائمی و قابل پیشبینی ایجاد کند.
اگر این معادلات در میدان تثبیت شود، تاثیر آن تنها به عرصه نظامی محدود نخواهد ماند. عربستان در سالهای گذشته تلاش کرده است از ترکیب فشار نظامی، محاصره و نفوذ سیاسی، موقعیت خود را در معادلات یمن حفظ کند. اکنون انصارالله در تلاش است این ترکیب را از بین ببرد و نشان دهد هر کدام از این ابزارها میتواند با یک پاسخ متقابل روبرو شود. در چنین شرایطی، ادامه مداخله برای ریاض پرهزینهتر خواهد شد و امکان استفاده از فشار نظامی برای تحمیل خواستههای سیاسی کاهش پیدا میکند.
البته تثبیت این معادلات به سادگی اتفاق نخواهد افتاد. عربستان همچنان از ظرفیتهای سیاسی، اقتصادی و نظامی قابل توجهی برخوردار است و میتواند برای تغییر شرایط میدان، مسیرهای مختلفی را امتحان کند. اما مسئله مهم این است که صنعا دیگر صرفا در حال واکنش به اقدامات عربستان نیست؛ بلکه تلاش میکند برای اقدامات ریاض چارچوب پاسخ تعریف کند. این تفاوت کوچکی نیست و میتواند در ادامه، بر محاسبات طرف مقابل تاثیر بگذارد.
در نهایت، هدف اصلی این سه معادله را باید در کاهش آزادی عمل عربستان در یمن جستجو کرد. اگر انصارالله بتواند محاصره متقابل را حفظ کند، تحرکات نظامی سعودی و مزدوران آن را با هزینه مواجه سازد و هرگونه نقض حاکمیت یمن را مستقیما پاسخ دهد، عملا بخشی از ابزارهایی که عربستان برای ادامه نفوذ خود در یمن در اختیار دارد، کارایی خود را از دست خواهد داد. پیوندهای ژئوپلیتیکی روسیه و محور مقاومت در آوردگاه یمن از جنگ مستقیم تا فتنهافکنی؛ فرار عربستان از مسئولیت یک دهه جنگ در یمن
از این منظر، سه معادله اعلام شده را باید فراتر از یک بیانیه نظامی دید. این معادلات تلاشی برای تبدیل توان نظامی یمن به یک اهرم سیاسی است؛ اهرمی که در نهایت میتواند عربستان را میان دو انتخاب قرار دهد: ادامه مداخله با پذیرش هزینههای فزاینده، یا کاهش حضور و حرکت به سمت یک راهحل سیاسی که در آن حاکمیت یمن بر سرنوشت خود به رسمیت شناخته شود. اگر گزینه دوم بر اثر تحولات میدان به انتخاب اجتنابناپذیر ریاض تبدیل شود، سه معادله جدید صنعا میتوانند نه فقط یک ابزار بازدارندگی، بلکه یکی از مهمترین گامها برای پایان دادن به سالها مداخله و اشغالگری عربستان در یمن باشند.
نویسنده: احمد حاجی صادقیان، کارشناس مسائل یمن
انتهای پیام/
ترامپ: توافق با ایران آسان نیست، هیچکس نمیداند چه کسی رهبری میکند
به گزارش آفتاب نیوز،
دونالد ترامپ در گفتوگو با رادیو دبلیوایبیسی ۷۷ که پنجشنبه شب به وقت محلی منتشر شد، درباره جنگ علیه ایران مدعی شد: «چارهای جز حمله به ایران نداشتیم، اگر ۱۰۰ بار دیگر هم لازم بود این کار را انجام میدادم، ایران نباید به سلاح هستهای دست یابد.»
رئیس جمهوری آمریکا ادعا کرد: «نیروی دریایی، هوایی از بین رفته است. بخشی از مشکل این است که بسیاری از رهبران از بین رفتهاند. دستیابی به توافق آسان نیست. هیچکس نمیداند چه کسی رهبری میکند.»
رئیس جمهور آمریکا ادعا کرد: هدف اصلی کارزار آمریکا، جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای است.
ترامپ افزود: «فکر میکنم مردم میبینند که ما چه میکنیم، زیرا ایران هرگز نمیتواند سلاح هستهای داشته باشد. ما باید به خاورمیانه سفر کنیم، زیرا نمیتوانیم اجازه دهیم ایران به سلاح هستهای دست پیدا کند.»
رئیس جمهوری آمریکا مدعی شد: «آنها دیوانهاند. اگر کشوری مانند آن سلاح هستهای داشته باشد، بدون تردید از آن استفاده خواهد کرد.»
ترامپ همچنین به استفاده از بمبافکنهای بی۲ در حمله به تاسیسات هستهای ایران اشاره و ادعا کرد: «من جلوی آن را گرفتم و با بمبافکنهای بی۲، آن را بهطور کامل متوقف کردم.»
رئیس جمهوری آمریکا مدعی شد: «آنها (ایران) اسرائیل را نابود میکردند. آنها خاورمیانه را نابود میکردند.»
ترامپ در این برنامه رادیویی ادعا کرد: «ما در قبال ایران بسیار خوب عمل میکنیم. ما از نظر نظامی آنها را کاملا از بین بردیم. البته هنوز تعدادی موشک و پهپاد دارند، اما توانایی آنها برای ساخت این تجهیزات در مقایسه با پنج ماه پیش بسیار کاهش یافته است. پنج ماه پیش آنها حملات موثری انجام میدادند، اما حالا برایشان بسیار دشوار است که هر هدفی را مورد حمله قرار دهند.»
رئیس جمهوری آمریکا افزود: «آنها (ایران) در وضعیت بدی هستند. نرخ تورم آنها حدود ۳۰۰ درصد است و ارزش پول آنها تقریبا از بین رفته است. نیروهای نظامی هم حقوق دریافت نمیکنند؛ بنابراین در شرایط بسیار بدی قرار دارند.»
ترامپ در باره تنگه هرمز نیز ادعا کرد: آمریکا کنترل تنگه هرمز را در اختیار دارد!
وی مدعی شد: «ایران به قدرت سلطهگری در خاورمیانه تبدیل شده است که برای همه قلدری میکند.»
ترامپ افزود « ایرانیها به سوی کشورهایی موشک شلیک کردند که هیچکس از میزان دخالت آنها در درگیری آگاه نبود.»
برخی فرماندهان سپاه موضع محتاطانهای به پیمان مکه دارند/ دولتیها استقبال کردند
به گزارش سرویس بین الملل تابناک، مرکز مطالعات استراتژیک خاورمیانه در ترکیه در مقالهای به بررسی نقش پاکستان در پیمان مکه پرداخته که در ادامه آمده است.
لازم به ذکر است انتشار مقالات خارجی به معنای تایید محتوای آن از سوی تابناک نیست.
توافقنامه دفاعی سهجانبه بین پاکستان، ترکیه و عربستان سعودی در تاریخ ۷ اوت، در کاخ صفا در مکه، توسط سران کشورهای مربوطه امضا شد.
ارزش نمادین این پیمان مستقیماً از نامگذاری، مکان و زمانبندی آن ناشی میشود، جایی که رهبران، بلافاصله پس از نماز جمعه در یکی از مقدسترین مکانهای اسلام، این توافق را اجرا کردند.
در حالی که بیانیههای رسمی وزارت امور خارجه کشورهای امضاکننده تأکید کردند که این توافقنامه علیه هیچ کشور ثالثی نیست و هدف آن تقویت بازدارندگی جمعی، همکاری دفاعی و انتقال فناوری است، اما وضعیت راهبردی زمینهای آن، بهطور عمدی در مورد شرایط دقیقی که برای مقابله با آنها طراحی شده، مبهم باقی مانده است.
پیمان دفاعی مکه در چارچوب چشمانداز منطقهای پاکستان
یکی از ارکان اصلی سیاست خارجی پاکستان همواره ترویج روابط برادرانه با جهان اسلام گستردهتر بوده است. از زمان تأسیس، اسلامآباد روابط دوجانبه برادرانهای با کشورهای کلیدی منطقه، از جمله ایران، ترکیه و عربستان سعودی حفظ کرده است.
فراتر از همراستایی دیپلماتیک، پاکستان از لحاظ تاریخی از آرمان فلسطین حمایت کرده است.
در کنار این روابط، پاکستان دارای جمعیت زیادی از مهاجران در کشورهای شورای همکاری خلیج فارس (GCC) است. این جامعه مهاجر، از طریق جریان مستمر حوالهها، ستون فقرات اقتصادی حیاتی برای اسلامآباد را تشکیل میدهد، در حالی که این منطقه بهطور همزمان نیازهای اولیه انرژی پاکستان را تأمین میکند.
با این حال، این وابستگی متقابل عمیق، پاکستان را در برابر بیثباتی منطقهای آسیبپذیر میکند. تشدید اخیر درگیری بین آمریکا و ایران، مستقیماً بر اقتصاد پاکستان تأثیر گذاشت و باعث افزایش شدید قیمت سوخت، افزایش تورم داخلی و وادار کردن دولت به کاهش هفته کاری رسمی به چهار روز برای صرفهجویی در انرژی شد.
در نتیجه، در حالی که درک تهدیدات حیاتی پاکستان همچنان محکم بر مرز شرقی آن متمرکز است، آسیبپذیریهای حاد ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی آن در غرب آسیا، اسلامآباد را به ایفای نقش دیپلماتیک فعال در کاهش خصومتهای منطقهای سوق داده است.
از مفهوم مالکیت منطقهای تا پیمان دفاعی
غرب آسیا پس از حملات ۷ اکتبر و عملیات نظامی بعدی اسرائیل در نوار غزه، بیثباتی شدیدی را تجربه کرده است. گسترش افقی گستردهتر این درگیری در نهایت به رویارویی مستقیم نظامی شامل آمریکا، اسرائیل و ایران انجامید.
وزیر امور خارجه ترکیه، هاکان فیدان، با قرار دادن ابتکار سهجانبه در این فضا، روشن کرد که این توافق پس از دو سال و هشت ماه مذاکرات مستمر دیپلماتیک به دست آمده است.
فیدان تأکید کرد که مالکیت منطقهای مسائل امنیتی همچنان محور رویکرد آنکارا است و خاطرنشان کرد که قدرتهای خارجی که وارد منطقه میشوند، اغلب بحرانها را تشدید میکنند تا اینکه آنها را حل کنند و در نتیجه هزینههای بلندمدت غیرقابل تحملی را به کشورهای منطقه تحمیل میکنند.
بنابراین، ترتیب سهجانبه باید به عنوان اقدامی عمدی برای ایجاد یک مکانیسم امنیتی بومی که قادر به کاهش وابستگی به ضامنان خارجی است، درک شود.
از لحاظ تاریخی، کشورهای حاشیه خلیج فارس سرمایههای قابل توجهی را برای خرید سیستمهای تسلیحاتی آمریکا هزینه کردند و در ازای تضمینهای امنیتی کلی، به واشنگتن حق پایگاه اعطا کردند.
با این حال، در جریان رویارویی اخیر، زیرساختهای انرژی کشور میزبان و تأسیسات آمریکایی به اهداف اصلی حملات تلافیجویانه ایران تبدیل شدند. عدم توانایی آمریکا در محافظت کامل از متحدانش - که ناشی از محدودیتهای ظرفیت در جبهههای عملیاتی متعددی است که توسط ایران باز شده یا تعهد اولویتدار به تلآویو - کشورهای حاشیه خلیج فارس را بر آن داشت تا کارایی چترهای امنیتی آمریکا را دوباره بررسی کنند.
میزبانی پایگاههای خارجی کمتر به عنوان یک بازدارنده و بیشتر به عنوان آهنربایی برای جذب رگبار موشکها و پهپادهای ورودی ایران تلقی شد. علاوه بر این، آسیبپذیری تنگههای حیاتی دریایی، جریان صادرات انرژی را به شدت تهدید میکرد و نیروهای آمریکایی قادر به تضمین کامل عبور بدون مانع کشتیرانی تجاری نبودند.
این درک، فشار برای ایجاد یک ساختار امنیتی محلی را تسریع کرد. عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان دارای منافع ژئوپلیتیکی مستقیم در ثبات غرب آسیا هستند و همگی در مجاورت فوری منطقه درگیری قرار دارند.
در صورت وقوع جنگ منطقهای پایدار یا محاصره دریایی، این کشورها بهناچار پیامدهای اقتصادی و راهبردی اولیه را متحمل میشوند. این ضرورت زمانی بیشتر برجسته شد که دونالد ترامپ، رئیسجمهور وقت آمریکا، بهطور عمومی در مورد تنگه هرمز اظهار داشت که کشورهای ترانزیتی باید مسئولیت اصلی حفاظت از مسیرهای انرژی خود را بر عهده بگیرند.
این موضع معاملهگرایانه، درک منطقهای را تقویت کرد که قدرتهای خارجی منافع ملی خود را بر ثبات منطقهای ترجیح میدهند. با توجه به محیط امنیتی سیال و مذاکرات جاری و بینتیجه بین واشنگتن و تهران، به نظر میرسد پارامترهای فنی پیمان مکه عمداً مبهم نگه داشته شدهاند تا از دامهای تعهد زودهنگام جلوگیری شود.
مسیر نهایی این چارچوب همچنان به حل و فصل مناقشه آمریکا و ایران و تثبیت تنگه هرمز گره خورده است. در جهتیابی این پویاییها، اسحاق دار، وزیر امور خارجه پاکستان، مجدداً تأکید کرد که این چارچوب غیرخصمانه است و به روی همه کشورهای منطقهای که به اصول اساسی آن متعهد هستند، باز است.
اسلامآباد با نشان دادن دیپلماسی فعال، با عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، دیدار کرد تا در مورد دامنه این توافق اطمینانبخشی کند. در پاسخ، اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، اعلام کرد که تهران پیمان مکه را به عنوان یک موضع تهاجمی علیه ایران نمیبیند، بلکه آن را به عنوان یک اقدام ساختاری در مقابل جسارت اسرائیل و بازتابی از کاهش اعتماد منطقهای به تضمینهای امنیتی آمریکا تفسیر میکند.
با این وجود، با توجه به مرز مشترک ۵۶۵ مایلی پاکستان با ایران و نقش اثبات شده آن به عنوان میانجی، که با تسهیل تفاهمنامه اسلامآباد (MoU) اثبات شده است، تهران همچنان مشارکت عملیاتی اسلامآباد را در این ائتلاف با احتیاط سنجیده زیر نظر دارد.
زمینههایی که پاکستان به طور بالقوه میتواند در ائتلاف مشارکت داشته باشد
فراتر از موقعیت جغرافیایی که جنوب آسیا را به خلیج فارس متصل میکند، پاکستان قابلیتهای نظامی متمایزی را به این چارچوب امنیتی نوظهور ارائه میدهد. در این ساختار سهجانبه، که عربستان سعودی نقدینگی مالی را فراهم میکند و ترکیه به یک پایگاه پیشرفته صنعتی-دفاعی همراه با وزن ژئوپلیتیکی قابل توجه کمک میکند، پاکستان این ترتیب را با نیروهای مسلح دائمی بزرگ و کارآزموده خود و قابلیتهای تخصصی تولید دفاعی تکمیل میکند.
در عمل، پاکستان تجربه گستردهای در آموزش عملیاتی مشترک، مبارزه با شورش، مبارزه با تروریسم و به اشتراکگذاری اطلاعات که از طریق دههها جنگ نامتقارن اصلاح شده است، ارائه میدهد.
نیروی هوایی پاکستان با سابقه طولانی در استقرار و پشتیبانی در خاورمیانه، تخصص ویژه مرتبط با دفاع هوایی یکپارچه و آگاهی از حوزه دریایی را فراهم میکند. علاوه بر این، نهادهای دفاعی دولتی پاکستان - مانند مجتمع هوایی پاکستان (PAC) کامرا و صنایع سنگین تاکسیلا (HIT) - فرصتهایی را برای توسعه مشترک، انتقال فناوری و سفارشیسازی مقرونبهصرفه سختافزار در کنار شرکتهای دفاعی ترکیه ارائه میدهند و باعث ایجاد یک ماتریس دفاعی منطقهای خوداتکاتر میشوند.
فرصتها و ریسکها برای پاکستان
علیرغم این مزایای راهبردی، تحلیلگران به ریسکهای قابل توجهی برای پاکستان اشاره میکنند. نگرانی اصلی، توسعه بیش از حد راهبردی احتمالی است، زیرا موضع دفاعی اصلی پاکستان بر مرز شرقی آن متمرکز باقی مانده است، همراه با نیازهای مستمر مبارزه با تروریسم در امتداد مرز غربی آن.
متعهد کردن منابع نظامی یا پذیرفتن تعهدات رسمی در صحنه غرب آسیا میتواند باعث فشار بر استقرار نیروها و تضعیف دفاع در جبهههای حیاتی شود.
علاوه بر این، مدیریت روابط با ایران نیاز به تنظیم دقیق دارد. در حالی که کانالهای رسمی در تهران این پیمان را گامی به سوی یک ساختار امنیتی منطقهای پساآمریکایی تلقی کردهاند، برخی در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) و جناحهای سیاسی محافظهکار، موضع محتاطانهتری دارند.
نظرات در رسانههای همسو با سپاه، مانند عصر ایران، خاطرنشان کرده است که ترکیب حمایت مالی عربستان، قابلیتهای صنعتی-دفاعی ترکیه و توان نظامی پاکستان، یک گروهبندی راهبردی قوی ایجاد میکند که میتواند توازن قوای منطقهای را تغییر دهد و به مرور زمان فضای مانور راهبردی ایران را محدود کند.
نتیجهگیری
ابهام حسابشده پیرامون توافقنامه دفاعی مکه نشاندهنده یک مصالحه ضروری میان سه شریک با درکهای متفاوت از تهدید، اما منافع منطقهای مشترک است. امضاکنندگان با پیشروی در چارچوبی متمرکز بر مالکیت منطقهای، زمینه را برای یک ساختار امنیتی بومی پساآمریکایی فراهم کردهاند.
برای پاکستان، مشارکت به عنوان یکی از اعضای مؤسس به دنبال مشارکت دیپلماتیک آن در بحران آمریکا و ایران، بر نقش در حال تحول آن در دیپلماسی منطقهای تأکید دارد. متعادل کردن تعهدات این ائتلاف سهجانبه با اولویتهای امنیتی سنتی خود، وظیفهای مرکزی برای برنامهریزی راهبردی اسلامآباد باقی خواهد ماند.

آخرین آمار از تلفات ارتش آمریکا در جنگ با ایران

مرحله جدید حملات یمنی به عربستان آغاز شد

سوریه پس از بمباران اسرائیل: پایگاه ابوظهور نباید به محل استقرار نظامی ترکیه تبدیل شود

کره شمالی ۱۰ موشک بالستیک شلیک کرد

آمریکا در تنگه هرمز یک مسیر مخفیانه باز کرد | کنترل بخش جنوبی تنگه هرمز با ادعای اکسویس

