
سرویس سیاست مشرق- بررسی اظهارات اخیر رئیس دولت اصلاحات در جمع مشاورانش، حاکی از اقدامی سازمانیافته از سوی جریان اصلاحطلب است که در پوشش «صلح»، در حال مشق سازش است. سخنان خاتمی، هرچند در سادهترین شکل خود تلاشی هدفمند برای بازسازی جایگاه سیاسی جریان اصلاحات پس از دورهای از افول به شمار میرود، اما در باطن خود بر مهندسی ادراک عمومی از شرایط کشور و ایجاد فشار اجتماعی بر حاکمیت برای پذیرش «سازش با آمریکا» دلالت دارد.
محور این تلاش، تبدیل تفاهمنامه اسلامآباد به «سند نجات ملی»، محدودسازی و هدایت افکار عمومی و ساختار تصمیمگیری به سمت پذیرش مذاکره و توافق با آمریکاست.
به تعبیری دیگر، تلاش برای بازتولید منطق قطعنامه ۵۹۸ در شرایط جدید. خاتمی در این سخنان تلاش میکند روایت و گفتمان خاصی را هدایت کند، لیدر اصلاحات در اینباره میگوید:
ایران بر اثر فشار دشمن و خطاهای داخلی زخمی شده، جامعه از بحران خسته است، راه خروج نه در تقویت بازدارندگی بلکه در توافق و کاهش تنش است و جریان اصلاحات نیز همان جریانی است که سالها این مسیر را توصیه کرده اما نادیده گرفته شده است.
در این چارچوب، باید بیانیه خاتمی را بخشی از تلاش جریان اصلاحات برای بازگشت به مرکز میدان سیاسی دانست؛ تلاشی که با بهرهگیری از مفاهیمی همچون «صلح»، «عقلانیت»، «نجات ایران» و «رفع سایه جنگ»، کوشش میکند یک انتخاب سیاسی خاص را بهعنوان تنها گزینه عقلانی و ملی معرفی کند.
به موازات این اظهارات، خاتمی و جریان اصلاحات در حال ساخت و اجتماعیسازی مفاهیمی هستند که در جوهر خود، ناظر بر انتقاد از آنچه «ناکارآمدی حکمرانی» مینامند، این تلاش در واقع عبور از سیرت جمهوری اسلامی در شرایطی است که به باور آنان، حاکمیت در آن هنوز تثبیت نشده و طرح مسائلی از جنس جنگ و صلح، بستری مناسب برای تولید فشار اجتماعی بر رأس حاکمیت به منظور پذیرش مطالبات خود و جهتدهی به آن ذیل فشار اجتماعی فراهم میکند.
خاتمی دقیقاً چه میگوید؟
مهمترین محور سخنان لیدر اصلاحات، دفاع قاطع از هدف سازش است، در روایت او سازش با غرب یک اقدام کارشناسی بر اساس منافع ملی نیست، بلکه تبدیل شده به این مسئله که اگر تهران با ترامپ به توافق دست پیدا نکند، آخرین فرصت همراستایی با غرب از دست خواهد رفت،این تغییر سطح بحث، عملاً فضای …











