
به گزارش مشرق، جعفر حسنخانی سیاستپژوه در یادداشتی با عنوان «مقاومت در برابر ماشین جنگی آمریکا، ضرورت یا انتخاب؟» نوشت: در پهنهی تاریخ روابط بینالملل، بارها لحظاتی پیش آمده که مفاهیم بنیادینی چون صلح و جنگ، در سایهی سلطهی غولهای رسانهای و قدرتهای هژمونیک، دستخوش وارونگی معنایی شدهاند. آنگاه که یک ابرقدرت جهانی، به انگیزهی دستیابی به منابع انرژی، قواعد نظام بینالملل را زیر پا مینهد تا کشوری مستقل و قدرتی منطقهای را به تسلیم وادارد، پیش از آنکه گلولهای شلیک شود، واژهسازی به کار گرفته میشود. در چنین کارزاری، تقلیل دفاع مشروع یک ملت به جنگطلبی، از پیچیدهترین شگردهای جنگ ادراکی به شمار میرود.
در این باره توجه به پاسخ رهبر انقلاب حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای، به نامه اعلام بیعت و وفاداری دبیرکل و رزمندگان مؤمن و شجاع حزبالله دارای اهمیت است. این پیام حاوی یک عبارت بنیادین است: «امروز که ملّتهای جهان از ظلم و بیداد دشمنان جنایتکار و نابودکنندهی حرث و نسل به ستوه آمدهاند، راهی جز جهاد و مقاومت، پیشرو نمانده است...». برای درک این پیام و آن ضرورت تاریخی که مقاومت را ناگزیر میکند، لازم است روندی را که به این نقطه انجامید، بازخوانی کنیم. در این میان باید توجه داشت که این ملت جنگ را برنگزید، بلکه جنگ بر او تحمیل شد. درباره سناریوی از پیش طراحیشدهی تحریم، جنگ ادراکی و شورش خیابانی
دشمن در سالهای منتهی به جنگ بهخوبی میدانست که رویارویی مستقیم با قدرتی منطقهای با عمق استراتژیک، هزینهای سنگین در پیخواهد داشت. از اینرو راهبرد فرسایش ترکیبی و فروپاشی از درون را بر دو بازوی درهمتنیده بنا نهاد.
نخست، تحریمهای فلجکنندهی اقتصادی،
دوم، جنگ ادراکی و شناختی.
در نظریههای نوین ارتباطات و جنگ شناختی، آنچه اهمیت مییابد واقعیت بهخودیخود نیست، بلکه نحوهی ادراک افکار عمومی از آن واقعیت است. دشمن کوشید با فشار اقتصادی سهمگین، پدیدهای را در جامعه پدید آورد که در جامعهشناسی به محرومیت نسبی شهرت دارد. تد رابرت گر نظریه پردازی است که تاکید میکند همین محرومیت نسبی عامل اصلی شورشها است.
ماشین رسانهای دشمن این محرومیت را یکسره به ناکارآمدی دولت فروکاست تا نقش تحریمهای فلج …













