
آتش سوزی یک فروند اف-۱۶ آمریکایی متعلق به یونان

چرا ترکیه در مقابل رژیم اسرائیل در سوریه محتاطانه رفتار میکند؟
به گزارش مشرق، حملات رژیم صهیونیستی به پایگاه متروکه ابوالظهور در ادلب سوریه به بهانه استقرار نظامیان ترکیه، موضوع مهمی است که توجه تحلیلگران را به سوی خود جلب کرده است. تا اینجای کار میتوان گفت، ظاهراً مقامات آنکارا و دمشق ترجیح دادهاند با لحن تند به اقدامات رژیم صهیونیستی واکنش نشان ندهند.
ژنرال سلجوق بایراکتار اوغلو رئیس ستاد کل نیروهای مسلح ترکیه با چند تن از همتایان منطقهای خود درباره تحرکات اسرائیل در سوریه صحبت کرده و وزارت دفاع ترکیه نیز اعلام کرده: «ترکیه به مرکز دیپلماسی امنیتی منطقهای تبدیل شده است. هم وزیر دفاع و هم رئیس ستاد کل ما در حال برگزاری جلساتی با همتایان خود در زمینه دیپلماسی نظامی برای امنیت و ثبات منطقهای هستند. از دید ما، حمله اسرائیل به پایگاه هوایی ابوظهور اقدامی با هدف آسیب رساندن به ثبات، امنیت، وحدت و تمامیت سوریه و همچنین زیرساختهای آن است. ما در هر فرصتی تأکید میکنیم که حملاتی که حاکمیت و تمامیت ارضی سوریه را نقض میکنند، غیرقابل قبول هستند. ما اعلام میکنیم که هیچ هیئت نظامی ترکیه قبل یا در حین حمله اسرائیل به پایگاه هوایی ابوظهور در سوریه در این پایگاه حضور نداشته است. برای صلح و ثبات سوریه و منطقه، ضروری است که اسرائیل چنین حملات بیملاحظهای را متوقف کند و الزامات قوانین بینالمللی را رعایت کند».
در بیانیه وزارت دفاع ترکیه همچنین آمده است: «ما به حمایت از فعالیتهای سوریه در ساخت زیرساختها و ظرفیت نظامی خود در چارچوب اصل ارتش واحد ادامه خواهیم داد».
اظهارات تند کاتس
بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیم اعلام کرده که اسرائیل قبل از حمله به سوریه هشدار داده بود که اجازه حضور ترکیه در این پایگاه را ندهد.
در همین حال، اسرائیل کاتس وزیر جنگ رژیم صهیونیستی، گفته که «اردوغان ترکیه را به ماجراجوییهای خطرناک در سوریه میکشاند. اسرائیل به هیچ بازیگری اجازه نمیدهد امنیت آن را تهدید کند. بهترین کار برای اردوغان این است که به سخنرانیهای خیالی و توخالی علیه اسرائیل در پارلمان ترکیه ادامه دهد و عزم ما برای دفاع از خود را آزمایش نکند».
این مقام صهیونیستی اشاره کرده که استقرار نظامیان ترکیه در خاک سوریه خطرناک است و تل آویو چنین چیزی را بر نمیتابد.
اما وزارت دفاع ترکیه در پاسخ به این اظهارات اعلام کرده که حضور نظامی ترکیه در پایگاه هوایی ابوظهور در سوریه یک ادعای واهی است و چنین چیزی صحت ندارد.
همزمان وزیر امور خارجه سوریه نیز اعلام کرده که دمشق، هیچ برنامهای برای حضور نظامی ترکیه در پایگاه ادلب ندارد. اسعد حسن شیبانی به وضوح به اسرائیل اطلاع داده که هیچ برنامهای برای ایجاد پایگاه نظامی ترکیه در سوریه وجود ندارد و این تأسیسات برای استفاده نیروی هوایی سوریه در حال بازسازی است.
شیبانی تأکید کرد که مقامات نظامی ترکیه در چارچوب آموزش و فعالیتهای همکاری نظامی جامعتر از این پایگاه بازدید کردهاند. وی همچنین با لحنی کژدار و مریز گفته است: «اسرائیل هیچ توجیه مشروعی برای بمباران ندارد و سوریه برای مذاکره با اسرائیل در مورد کاهش تنشها آماده است. هرگونه توافق آینده باید نگرانیهای امنیتی هر دو طرف را در نظر بگیرد و به حاکمیت سوریه احترام بگذارد.»
تحلیلگران چه میگویند؟
معاذ العبدالله مدیر پژوهش خاورمیانه در سازمان «دادههای مکان و رویداد درگیری مسلحانه» (ACLED) میگوید: «اسرائیل در دوره پس از اسد فقط نمیخواهد جنوب سوریه را امن نگه دارد یا جلوی استقرار نیروهای سوری نزدیک مرز را بگیرد؛ بلکه هدف گستردهتری دارد که میتوان چنین نامید: جلوگیری از بازسازی هرگونه توان نظامی استراتژیک سوریه. این حمله تنها چند ساعت پس از بازدید هیات کارشناسی ترکیه صورت گرفته و بنابراین پیامی است که هم خطاب به دمشق و هم خطاب به آنکارا ارسال شده است. اسرائیل ظاهراً دارد یک قاعده جدید تعریف میکند و میخواهد بگوید: هر پایگاه سوری که بتواند در آینده به سکوی حضور نظامی ترکیه تبدیل شود، ممکن است پیشاپیش هدف قرار گیرد».
در همین حال در تحلیل خضر حدّور پژوهشگر غیرمقیم مرکز خاورمیانه کارنگی به این اشاره شده که «اسرائیل نمیخواهد سوریه نیروی هوایی داشته باشد. در دکترین امنیتی جدید اسرائیل، سوریه میتواند ارتش زمینی، پلیس و حکومت مرکزی داشته باشد و حتی اقتصاد و زیرساخت خود را بازسازی کند. اما نباید دوباره به یک قدرت نظامی مستقل در حوزه هوایی تبدیل شود. این دقیقاً جایی است که ترکیه وارد معادله میشود. زیرا ترکیه میتواند به سوریه آموزش، رادار، پدافند، تجهیزات و امکان بازسازی زیرساخت نظامی بدهد».
در تحلیلی مشابه، نوّار صباح پژوهشگر مسائل امنیتی و نظامی مرکز مطالعات عربی به این اشاره شده که اسرائیل قبلاً و در مارس ۲۰۲۵ میلادی نیز با همین هدف، حملاتی در پالمیرا انجام داد.
همه اینها در حالی است که به قول آصلی آیدین تاشباش تحلیلگر شورای روابط خارجی اروپا: «سوریها بعد از سقوط اسد بارها اعلام کردهاند که دنبال جنگ با اسرائیل نیستند و مذاکرات امنیتی هم ماهها جریان داشته است. ولی اسرائیل فقط به رفتار امروز دمشق نگاه نمیکند؛ به ساختار قدرتی مینگرد که ممکن است فردا با کمک ترکیه در دمشق ایجاد شود».
خانم گونول تول تحلیلگر موسسه خاورمیانه قبل از این حمله در گزارشی اعلام کرده بود: «آنکارا در حال گسترش حضور نظامی خود در سوریه پس از اسد است و بررسی ایجاد پایگاههای جدید و استقرار سامانههای راداری ترکیه در سوریه مطرح شده است. ولی اسرائیل این روند را تهدیدی برای آزادی عمل نیروی هوایی خود میداند و قبلاً نسبت به چنین طرحهایی واکنش نشان داده است».
پاسخ سطح پایین ترکیه
به طور معمول، مقامات دولت اردوغان برای مقابله با تهدیدات خارجی، از فرمولی استفاده میکنند که عبارت است از بالاترین میزان آتشبار رسانهای همزمان با مواضع رسمی حزب حاکم، رئیس جمهور، رئیس سرویس اطلاعاتی میت، وزیر دفاع و وزیر امور خارجه.
اما پس از حمله رژیم اسرائیل به پایگاه سوری نزدیک به مرز ترکیه، برهان الدین دوران معاون وزیر امور خارجه و مسئول بخش رسانهای نهاد ریاست جمهوری ترکیه، بالاترین مقامی بود که درباره این رویداد اظهار نظر کرد.
دوران گفت: «حمله به پایگاه سوریه و سخنان نتانیاهو درباره ترکیه، بازتاب جدیدی از انزوای فزاینده بینالمللی، ترسهای سیاسی و توهمات اوست. تلاشهای نتانیاهو برای گمراه کردن افکار عمومی بینالمللی با ایجاد تهدیدها و دشمنان خیالی دیگر هیچ تاثیری ندارد. نخست وزیر اسرائیل، خصومت با ترکیه را به عنوان یک راه نجات سیاسی میبیند. ولی جامعه بینالمللی و کشورهای منطقه در حال اتخاذ موضع قوی علیه ذهنیت اشغالگرانه نتانیاهو و پروژه او برای شروع جنگ منطقهای هستند و از برقراری صلح و آرامش در خاورمیانه حمایت میکنند. کل منطقه در حال متحد شدن علیه یک بازیگر بیثباتکننده استراتژیک است. دولت نتانیاهو تمام تلاشهای دیپلماتیک و گفتگو را کنار گذاشته است. پویایی اساسی در موضع اسرائیل نسبت به ترکیه این نیست که ترکیه تهدیدی برای اسرائیل است، بلکه این است که با سیاستهای منطقهای اسرائیل مخالف است».
ترکیه، حرکتِ دست به عصا
مقامات ترکیه قبلاً به دنبال جا انداختن این شعار بودند که در زمینِ بازی سوریه همه چیز بر اساس خواستههای آنکارا پیش رفته و برنده مطلق در این بازی، ترکیه است. اما حالا شاهد این هستیم که ترکیه، در برابر رفتارهای تجاوزکارانه و قلدرانه رژیم صهیونیستی، نهایتاً به این اکتفا میکند که از واشنگتن بخواهد اسرائیل را مهار کند.
یکی از دلایل این حجم از رفتار محتاطانه، ارتباط ظریف میدان سوریه و پروندههای شرق مدیترانه است. به باور تحلیلگران و ناظران سیاسی، اگر سوریه و مدیترانه شرقی را دو پرونده جداگانه ببینیم، رفتار ترکیه در برابر اسرائیل ممکن است متناقض به نظر برسد. اما اگر آنها را یک مجموعه ژئوپلیتیکی بههمپیوسته ببینیم، منطق «رقابت مدیریتشده» برجسته میشود.
رقابت ترکیه و اسرائیل اکنون تقریباً در همه پروندههای منطقهای اعم از سوریه، مدیترانه شرقی، واشنگتن و حتی دریای سرخ اثر گذاشته، اما آنکارا باز هم رفتار محتاطانه دارد.
ترکیه تمایل دارد ضمن حفظ موازنه رقابتی با رژیم اسرائیل در سوریه، این موضوع را هم به خاطر داشته باشد که در پرونده سیاسی – امنیتی قبرس و همچنین در مباحث نفتی – گازی شرق مدیترانه، ناچار است به نوعی، رقابت با رژیم اسرائیل را مدیریت کند. چرا که در دو سال اخیر، تیم نتانیاهو در توافق با مقامات هر دو کشور قبرس و یونان، عملاً در پیرامونِ نزدیک ترکیه، حجم عظیمی از تاسیسات راداری، موشکی و تسلیحاتی مستقر کردهاند.
در نتیجه برخلاف تبلیغات گستردهای که در رسانههای آکپارتی می بینیم، ترکیه نمیتواند به سادگی در برابر رژیم اسرائیل موضع بگیرد.
نتانیاهو در این مدت، توانسته در جلب همراهی و همفکری یونان، قبرس، مصر و آمریکا به گونهای عمل کند که شرایط برای ترکیه دشوار شود. پس اگر ترکیه با اسرائیل وارد نوعی از جنگ سرد تمامعیار شود، عملاً با یک شبکه بزرگتر روبهرو خواهد شد.
پس بیش از آن که احتمال افزایش تنش بین ترکیه و رژیم اسرائیل در میان باشد، میتوان به نوعی از سناریوی احتمالی سازش اندیشید که در آن، ترکیه ناچار میشود در قبال گرفتن مجموعهای از امتیازات محدود در مدیترانه شرقی، در زمینِ بازی سوریه در برابر رژیم اسرائیل، ظهور و بروز سرکشانه و قدرتمندانهای نداشته باشد.
حمله نتانیاهو به اردوغان؛ اسرائیل: تهدیدهای ترکیه را تحمل نمیکنیم
نورنیوز- گروه بین الملل: به نقل از الجزیره، دفتر بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی بیانیه تندی را علیه رجب طیب اردوغان رئیس جمهور صادر کرد. در بیانیه دفتر نتانیاهو آمده است: اردوغان به دنبال گسترش حملاتش به اسرائیل از سوریه است و اسرائیل آن را تحمل نخواهد کرد و آن را برنمی تابد. تحرکات اردوغان برای ترساندن سران اسرائیل و نظامیان آن راه به جایی نخواهد برد و نتیجه ای به دنبال نخواهد داشت.
در بیانیه دفتر نخست وزیری رژیم صهیونیستی عنوان شد که این رژیم با تلاشهای ترکیه برای ایجاد بیثباتی در منطقه و همچنین هرگونه تهدیدی علیه امنیت خود، به طور قاطعانه مقابله خواهد کرد.
گفتنی است که پیش از این«آکین گورلک»، وزیر دادگستری ترکیه، اعلام کرد که آنکارا از وزارت کشور خواسته است برای «بنیامین نتانیاهو»، نخست وزیر رژیم صهیونیستی، اعلان قرمز اینترپل صادر شود تا زمینه پیگرد بینالمللی وی فراهم شود.
وزیر دادگستری ترکیه تاکید کرد :درخواست مربوط به صدور اعلان قرمز برای نتانیاهو به وزارت کشور ارسال شده و روند قضایی در این زمینه ادامه دارد. این اقدام در چارچوب پرونده قضایی ترکیه درباره حمله به فعالان «ناوگان جهانی صمود» صورت گرفته و تحقیقات و روند قضایی علیه ۳۵ متهم در این پرونده ادامه دارد.
پرونده مذکور پس از اقدام نیروهای رژیم صهیونیستی علیه ناوگان جهانی صمود و بازداشت فعالان حاضر در این ناوگان تشکیل شد. این کاروان بینالمللی با مشارکت فعالانی از کشورهای مختلف برای شکستن محاصره نوار غزه و رساندن کمکهای انسانی به فلسطینیان حرکت کرده بود.
اقدام جدید ترکیه برای پیگرد نتانیاهو در حالی صورت میگیرد که نخست وزیر رژیم صهیونیستی پیش از این نیز با حکم بازداشت بینالمللی مواجه شده است. دیوان کیفری بینالمللی در نوامبر ۲۰۲۴ برای نتانیاهو و «یوآو گالانت»، وزیر جنگ سابق رژیم صهیونیستی، به اتهام ارتکاب جنایات جنگی و جنایت علیه بشریت در نوار غزه حکم بازداشت صادر کرده بود.
درخواست تازه آنکارا برای صدور اعلان قرمز اینترپل در شرایطی مطرح میشود که روابط ترکیه و رژیم صهیونیستی به دلیل ادامه حملات علیه فلسطینیان و سیاستهای این رژیم در منطقه به شدت متشنج است. مقامهای ترکیه بارها نتانیاهو را مسئول نسلکشی در نوار غزه دانسته و خواستار پاسخگو کردن وی در محاکم بینالمللی شدهاند
ترامپ و معضل قیمت نفت؛ آمارهای رسمی دروغهای کاخ سفید درباره هرمز را آشکار میکنند
به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری دانشجو؛ ترامپ در ۱۱ اوت مدعی شد که آمریکا «کنترل کامل» تنگه هرمز را در اختیار دارد و گفت: «ما مالک آن هستیم.» این اظهارات در شرایطی مطرح شد که تردد کشتیها در این آبراه بهشدت کاهش یافته بود و تهران نیز ادعای واشنگتن درباره کنترل هرمز را رد میکرد.
اما واقعیت بازار جای دیگری است.
به گزارش Reuters در ۲۱ اوت، نفت برنت به ۹۳.۹۸ دلار در هر بشکه رسید و نفت خام WTI نیز ۸۶.۹۰ دلار معامله شد. برنت طی یک هفته بیش از ۶.۱ درصد و WTI حدود ۵.۳ درصد افزایش یافته بودند. Reuters این افزایش را به تشدید فشار آمریکا علیه ایران، تهدید به تحریمهای شدیدتر، کاهش صادرات نفت ایران و نگرانی از تداوم اختلال در تردد از تنگه هرمز مرتبط دانست.
این ارقام بهتنهایی ثابت نمیکنند که هر سخن مقام آمریکایی «دروغ» است؛ اما یک سؤال جدی ایجاد میکنند:
اگر بحران واقعاً تحت «کنترل کامل» است، چرا بازار نفت همچنان برای اختلالات جدید قیمتگذاری میکند؟
هرمز؛ جایی که روایت کاخ سفید به دیوار آمار برخورد میکند
۷ کشتی؛ عددی که روایت ترامپ درباره هرمز را فرو ریخت
شاید هیچ شاخصی به اندازه میزان تردد کشتیها برای ارزیابی وضعیت واقعی هرمز قابل استفاده نباشد.
به گزارش Reuters در ۲۱ اوت، بر اساس دادههای شرکت ردیابی کشتی Kpler، تنها هفت کشتی تجاری حامل کالا در روز پنجشنبه از تنگه هرمز عبور کردند؛ چهار کشتی وارد و سه کشتی خارج شدند. مهمتر اینکه در میان این هفت کشتی، هیچ نفتکش بزرگ حامل نفت خام یا LNG وجود نداشت.
این عدد البته یک داده روزانه است و نباید مستقیماً با میانگینهای ماهانه یا فصلی مقایسه شود. اهمیت آن در جای دیگری است: این داده نشان میدهد که در همان روز، جریان عادی کشتیرانی انرژی از هرمز برقرار نبوده است.
به گزارش Reuters، تنگه هرمز پیش از آغاز جنگ یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی جهان بود و حدود یکپنجم جریان جهانی نفت خام و LNG از این مسیر عبور میکرد.
از سوی دیگر، Reuters در ۱۹ اوت گزارش داده بود که تنها شش کشتی تجاری از هرمز عبور کردهاند؛ رقمی که پایینتر از میانگین اخیر ۱۱ کشتی در روز بود. در آن روز نیز یک نفتکش بسیار بزرگ وارد تنگه شده بود، اما مجموع تردد همچنان بسیار پایین باقی مانده بود؛ بنابراین مسئله فقط این نیست که آیا یک کشتی میتواند از هرمز عبور کند یا خیر.
مسئله این است که آیا هرمز به یک مسیر تجاری عادی و قابل اتکا برای انتقال انرژی بازگشته است یا نه.
دادههای فعلی پاسخ روشنی به این پرسش نمیدهند.
یک نکته مهم نیز باید در نظر گرفته شود: Kpler بر اساس دادههای ردیابی کشتیها فعالیت میکند و Reuters تصریح کرده که کشتیهایی که فرستندههای خود را خاموش میکنند ممکن است در این دادهها دیده نشوند؛ بنابراین عدد هفت را نباید بهعنوان شمارش مطلق تمام شناورها تلقی کرد؛ اما حتی با این محدودیت، کاهش شدید تردد ثبتشده یک نشانه مهم از اختلال در تجارت دریایی است.
در نتیجه پرسش ساده باقی میماند:
اگر هرمز واقعاً تحت «کنترل کامل» و در وضعیت عادی قرار دارد، چرا ترافیک انرژی آن هنوز به وضعیت پیش از جنگ بازنگشته است؟
حتی نهاد رسمی دولت آمریکا هم از «عادیشدن سریع» سخن نمیگوید
برای زیر سؤال بردن روایت واشنگتن حتی نیازی نیست به رسانههای منتقد آمریکا استناد کنیم.
به گزارش اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA) در ۱۱ اوت ۲۰۲۶، این نهاد در گزارش Short-Term Energy Outlook خود محدودیتهای شدید عبور از تنگه هرمز را همچنان در مفروضات بازار لحاظ کرده است. این گزارش نشان میدهد اختلال در جریان انرژی از هرمز همچنان یکی از عوامل اصلی وضعیت بازار جهانی نفت است.
اهمیت این مسئله در آن است که EIA یک نهاد رسمی آماری دولت آمریکاست؛ بنابراین برای نشان دادن فاصله میان روایت سیاسی و ارزیابی کارشناسی بازار انرژی، الزاماً نیازی به استناد به رسانههای مخالف واشنگتن وجود ندارد.
در واقع، حتی برآورد رسمی آمریکا نیز از بازگشت فوری بازار انرژی به شرایط پیش از جنگ سخن نمیگوید.
۷۷ درصد سقوط؛ عددی که نمیتوان با بیانیه سیاسی پنهانش کرد
مهمترین عدد شاید همین باشد.
طبق دادههای رسمی EIA در گزارش امنیت انرژی منتشرشده همراه با STEO اوت ۲۰۲۶، حجم کل نفت عبوری از تنگه هرمز در سهماهه چهارم ۲۰۲۵ حدود ۲۱.۶ میلیون بشکه در روز بود.
این رقم در سهماهه اول ۲۰۲۶ به ۱۴.۹ میلیون بشکه در روز کاهش یافت و در سهماهه دوم به تنها ۴.۹ میلیون بشکه در روز رسید.
به این ترتیب، جریان کل نفت از هرمز در مقایسه میان سهماهه چهارم ۲۰۲۵ و سهماهه دوم ۲۰۲۶ حدود ۷۷ درصد کاهش داشته است.
دادههای تفصیلی EIA نشان میدهد کاهش فقط مربوط به نفت خام نبوده است. جریان نفت خام و میعانات از ۱۵.۹ میلیون بشکه در روز در سهماهه چهارم ۲۰۲۵ به ۳.۷ میلیون بشکه در روز در سهماهه دوم ۲۰۲۶ رسید؛ جریان فرآوردههای نفتی نیز از ۵.۷ میلیون بشکه به ۱.۱ میلیون بشکه در روز کاهش یافت. حتی جریان LNG از ۱۰.۵ میلیارد فوت مکعب در روز به ۰.۸ میلیارد فوت مکعب در روز سقوط کرد.
البته این ارقام میانگینهای فصلی هستند و با عدد هفت کشتی در یک روز مشخص قابل مقایسه مستقیم نیستند.
اما هر دو مجموعه داده یک واقعیت واحد را نشان میدهند:
جریان انرژی از هرمز بهشدت از وضعیت پیش از جنگ فاصله گرفته است.
این دیگر مسئله تفسیر یک توییت یا سخنرانی نیست.
این نفتی است که از یک گلوگاه حیاتی عبور نکرده است.
IEA؛ بحران فقط در قیمت نفت نیست، میلیونها بشکه تولید هنوز متوقف است
تصویری که آژانس بینالمللی انرژی (IEA) در گزارش Oil Market Report مورخ ۱۲ اوت ۲۰۲۶ ارائه کرده نیز با روایت «بازگشت سریع به شرایط عادی» فاصله دارد.
طبق گزارش IEA، تولید جهانی نفت در ژوئیه به ۱۰۱.۵ میلیون بشکه در روز افزایش یافت، اما همچنان ۶.۳ میلیون بشکه در روز پایینتر از یک سال قبل بود. در همان زمان، تولید نفت خلیج فارس به ۲۳.۹ میلیون بشکه در روز رسید، اما همچنان ۸.۳ میلیون بشکه در روز پایینتر از سطح پیش از جنگ قرار داشت.
همچنین IEA برآورد عرضه نفت در سهماهه سوم ۲۰۲۶ را نسبت به گزارش قبلی خود ۱.۷ میلیون بشکه در روز کاهش داد و پیشبینی کرد عرضه جهانی نفت در کل سال ۲۰۲۶ بهطور متوسط ۴.۳ میلیون بشکه در روز کاهش پیدا کند؛ بنابراین بحران فقط یک مسئله رسانهای نیست.
بخشی از ظرفیت واقعی تولید نفت از مدار خارج شده است.
وقتی میلیونها بشکه تولید در منطقه متوقف مانده و مسیرهای اصلی انتقال انرژی نیز با اختلال روبهرو هستند، اینکه قیمت نفت هنوز به سناریوهای افراطی ۱۵۰ یا ۲۰۰ دلار نرسیده، به معنای نبود بحران نیست.
چرا نفت ۲۰۰ یا ۳۰۰ دلار نشده است؟
اینجا دقیقاً جایی است که باید از تحلیلهای شعاری فاصله گرفت.
ممکن است دولت ترامپ استدلال کند که، چون نفت به ۲۰۰ یا ۳۰۰ دلار نرسیده، پس بحران تحت کنترل است.
اما این استدلال از نظر اقتصاد انرژی ناقص است.
قیمت نفت فقط تابع عرضه نیست. تقاضا، ذخایر، تولید کشورهای خارج از منطقه، مسیرهای جایگزین، سیاستهای مصرفی، رفتار پالایشگاهها و وضعیت اقتصاد جهانی نیز در تعیین قیمت نقش دارند.
به گزارش IEA در ۱۲ اوت، تقاضای جهانی نفت در سال ۲۰۲۶ حدود ۱.۶ میلیون بشکه در روز کاهش خواهد یافت؛ آژانس بخشی از این کاهش را به ادامه بستهبودن هرمز و افزایش قیمت سوخت مرتبط دانسته است.
یعنی بخشی از شوک عرضه از طریق کاهش مصرف جذب شده است.
از طرف دیگر، تولیدکنندگان خارج از منطقه نیز بخشی از فشار را جبران کردهاند. IEA در همان گزارش پیشبینی کرده بود افزایش تولید در قاره آمریکا بخشی از کاهش تولید خاورمیانه و روسیه را جبران کند؛ بنابراین پایینتر بودن قیمت نفت از ۱۵۰ یا ۲۰۰ دلار الزاماً به معنای موفقیت سیاست واشنگتن نیست.
این میتواند نشانه آن باشد که بازار جهانی تاکنون بخشی از شوک را از طریق کاهش تقاضا، تغییر مسیر تجارت و استفاده از ذخایر جذب کرده است.
ذخایر نفتی؛ بازار دارد هزینه بحران را از جیب ذخایر میدهد
یکی از مهمترین بخشهای گزارش IEA مربوط به ذخایر جهانی است.
به گزارش IEA در گزارش اوت ۲۰۲۶، ذخایر مشاهدهشده نفت جهان در ژوئیه حدود ۶۹ میلیون بشکه کاهش یافت.
همچنین مجموع کاهش ذخایر مشاهدهشده از پایان فوریه تا پایان ژوئیه به حدود ۴۱۰ میلیون بشکه رسید.
این رقم اهمیت زیادی دارد.
زیرا بخشی از شکاف ایجادشده در عرضه، به جای اینکه تماماً در قیمت نفت منعکس شود، از طریق مصرف ذخایر موجود جبران شده است.
اما ذخایر نیز نامحدود نیستند.
به همین دلیل، سؤال اصلی بازار فقط این نیست که:
«نفت امروز چند دلار است؟»
سؤال مهمتر این است:
«اگر اختلال ادامه پیدا کند، بازار تا چه زمانی میتواند این شکاف عرضه را با ذخایر و مسیرهای جایگزین جبران کند؟»
خود IEA نیز هشدار داده است که با کاهش سریع حاشیه ذخایر موجود، فوریت بازگشایی هرمز افزایش یافته است.
ایران؛ فشار واشنگتن مستقیماً به بازار نفت منتقل شده است
در همین شرایط، سیاست فشار حداکثری آمریکا علیه صادرات نفت ایران نیز آثار مستقیمی بر بازار گذاشته است.
به گزارش Reuters در ۲۱ اوت، پیشنهادهای نفت ایران به خریداران چینی بهشدت کاهش یافته و ورود نفت ایران به چین در ماه اوت تاکنون حدود ۵۳۴ هزار بشکه در روز برآورد شده است؛ این رقم در مقایسه با میانگین حدود ۱.۴ میلیون بشکه در روز در سال ۲۰۲۵ کاهش قابل توجهی نشان میدهد.
Reuters همچنین گزارش داده است که از اواسط ژوئیه، هیچ عبور قابل مشاهدهای از ابرنفتکشهای حامل نفت خام ایران از هرمز ثبت نشده است؛ البته این رسانه تأکید کرده که خاموشکردن فرستندههای موقعیتیابی میتواند بخشی از تردد واقعی را از دید دادههای ردیابی خارج کند.
بر اساس همین گزارش، پالایشگاههای مستقل چین که بخش مهمی از نفت تحریمی ایران را خریداری میکنند، در حال جستوجوی منابع جایگزین از جمله نفت برزیل و عراق هستند.
اینجا یک تناقض جدی در سیاست واشنگتن آشکار میشود.
از یک سو آمریکا تلاش میکند صادرات نفت ایران را محدود کند؛ از سوی دیگر، این کاهش عرضه در شرایطی اتفاق افتاده که بازار جهانی همزمان با اختلال در یکی از اصلیترین مسیرهای انتقال انرژی روبهروست؛ بنابراین تحریم نفت ایران فقط یک ابزار فشار علیه تهران نیست؛ در شرایط بحران، مستقیماً بخشی از معادله عرضه جهانی نفت نیز محسوب میشود.
چین هم رفتار خود را تغییر داده است
یکی دیگر از نشانههای ملموس بحران، رفتار شرکتهای بزرگ کشتیرانی چین است.
به گزارش Reuters در ۱۸ اوت، دو شرکت بزرگ دولتی چین، COSCO Shipping Energy Transportation و China Merchants Energy Shipping (CMES)، از اواخر ژوئیه عبور از گلوگاههای هرمز و بابالمندب را متوقف کردهاند.
این شرکتها برای ادامه واردات نفت، به استفاده از انتقال کشتیبهکشتی در خارج از خلیج فارس، بهویژه اطراف فجیره و بنادر عمان، روی آوردهاند.
Reuters همچنین گزارش داده است که نرخ حمل نفت از عمان به چین به حدود ۱۴۰ هزار دلار در روز برای هر کشتی رسیده که تقریباً چهار برابر سطح پیشین بوده است.
این یعنی بحران فقط در نمودار قیمت نفت دیده نمیشود.
کشتیها مسیرشان را تغییر میدهند؛ حملونقل گرانتر میشود؛ پالایشگاهها منابع جایگزین پیدا میکنند و زنجیره تأمین جهانی هزینه بیشتری میپردازد.
این همان هزینهای است که در روایتهای ساده سیاسی معمولاً دیده نمیشود.
بازار نفت به «خبردرمانی» پاسخ کوتاه میدهد، نه دائمی
بازار نفت به اخبار سیاسی بسیار حساس است.
به گزارش IEA در اوت ۲۰۲۶، قیمت نفت در ژوئیه در دامنهای نزدیک به ۴۰ دلار در هر بشکه نوسان کرد و تحولات ژئوپلیتیکی نقش مهمی در این نوسانات داشتند.
طبق همین گزارش، امید به پیشرفت دیپلماتیک در مقاطعی باعث کاهش شدید قیمتها شد، اما بازگشت درگیریها دوباره قیمت نفت را بالا برد؛ نفت شاخص North Sea Dated در ۲۳ ژوئیه به حدود ۱۰۵ دلار رسید و در پایان ژوئیه در سطح ۹۶.۸۰ دلار قرار داشت.
EIA نیز در گزارش اوت خود نشان میدهد که جریان نفت از هرمز همزمان با تشدید اختلالات و حملات دریایی بهشدت کاهش یافته است. دادههای رسمی EIA بر پایه ردیابی نفتکشها نشان میدهد جریان کل نفت از هرمز از ۱۴.۹ میلیون بشکه در روز در سهماهه اول ۲۰۲۶ به ۴.۹ میلیون بشکه در روز در سهماهه دوم رسیده است.
این رفتار بازار یک پیام روشن دارد:
خبر میتواند انتظارات را تغییر دهد؛ اما خبر نمیتواند نفتکش تولید کند.
میتواند قیمت را موقتاً پایین بیاورد؛ اما نمیتواند چند میلیون بشکه ظرفیت تولید متوقفشده را به بازار بازگرداند.
میتواند معاملهگران را امیدوار کند؛ اما نمیتواند شرکتهای کشتیرانی را مجبور کند در یک مسیر پرریسک حرکت کنند.
واقعیت تلخ برای واشنگتن
شاید بزرگترین تناقض سیاست آمریکا همینجا شکل گرفته باشد.
واشنگتن میخواهد با فشار اقتصادی علیه ایران، صادرات نفت این کشور را محدود و هزینه سنگینی بر تهران تحمیل کند؛ اما همزمان با کاهش عرضه نفت، اختلال در مسیرهای حملونقل و افزایش هزینههای تجارت انرژی مواجه شده است.
به گزارش Reuters در ۲۱ اوت، افزایش قیمت نفت در هفته جاری در شرایطی رخ داد که آمریکا فشار خود علیه ایران را افزایش داده، تهدید به تحریمهای شدیدتر کرده و اختلال در جریان نفت از خاورمیانه همچنان ادامه داشته است.
در نتیجه، فشار بر ایران لزوماً بدون هزینه برای بازار جهانی نفت نیست.
این همان نقطهای است که ژئوپلیتیک و اقتصاد انرژی به یکدیگر گره میخورند.
تحریم میتواند صادرات یک کشور را کاهش دهد؛ اما اگر این کاهش عرضه همزمان با اختلال در یک گلوگاه جهانی رخ دهد، بخشی از هزینه آن به کل بازار منتقل میشود.
دولت ترامپ میتواند بحران را «کنترلشده» توصیف کند و رئیسجمهور آمریکا میتواند بگوید واشنگتن «کنترل کامل» هرمز را در اختیار دارد.
اما دادهها تصویر بسیار پیچیدهتری ارائه میکنند.
به گزارش Reuters در ۲۱ اوت، تنها ۷ کشتی تجاری در آن روز از هرمز عبور کردند و هیچ نفتکش بزرگ حامل نفت خام یا LNG در میان آنها نبود.
به گزارش EIA در ۱۱ اوت، میانگین کل جریان نفت از هرمز در سهماهه دوم ۲۰۲۶ به ۴.۹ میلیون بشکه در روز رسید؛ در حالی که این رقم در سهماهه چهارم ۲۰۲۵ حدود ۲۱.۶ میلیون بشکه در روز بود.
به گزارش IEA در ۱۲ اوت، تولید جهانی نفت همچنان ۶.۳ میلیون بشکه در روز پایینتر از سال قبل بود و تولید خلیج فارس نیز ۸.۳ میلیون بشکه در روز پایینتر از سطح پیش از جنگ قرار داشت.
به گزارش همین نهاد، ذخایر مشاهدهشده جهانی در ژوئیه ۶۹ میلیون بشکه کاهش یافت و مجموع کاهش ذخایر از پایان فوریه تا پایان ژوئیه به حدود ۴۱۰ میلیون بشکه رسید.
به گزارش Reuters در ۲۱ اوت، ورود نفت ایران به چین در ماه اوت تاکنون حدود ۵۳۴ هزار بشکه در روز بوده؛ در حالی که میانگین خرید چین از ایران در سال ۲۰۲۵ حدود ۱.۴ میلیون بشکه در روز بود؛ و به گزارش Reuters در ۱۸ اوت، شرکتهای بزرگ کشتیرانی دولتی چین برای کاهش ریسک، عبور از هرمز و بابالمندب را متوقف کرده و به مسیرهای جایگزین و انتقال کشتیبهکشتی روی آوردهاند؛ در همین حال نرخ حمل عمان–چین به حدود ۱۴۰ هزار دلار در روز برای هر کشتی افزایش یافته است.
این مجموعه دادهها یک نتیجه روشن دارد:
هرمز شاید از نظر فیزیکی کاملاً مسدود نباشد، اما از نظر تجاری و انرژی هنوز به وضعیت عادی بازنگشته است؛ و این دقیقاً همان جایی است که ادعای «کنترل کامل» ترامپ با واقعیت بازار اصطکاک پیدا میکند.
اگر «کنترل کامل» به معنای بازگشت جریان عادی انرژی باشد، دادههای EIA، IEA و Kpler هنوز چنین چیزی را نشان نمیدهند.
واشنگتن میتواند روایت سیاسی خود را تکرار کند؛ اما نفتکشها، ذخایر، بشکههای نفت و دادههای رسمی انرژی را نمیتوان با یک سخنرانی تغییر داد.
در نهایت، شاید مسئله اصلی همین باشد:
کاخ سفید میتواند روایت بحران را مدیریت کند؛ اما نمیتواند آمار نفت را مجبور کند چیزی را نشان دهد که در واقعیت وجود ندارد.

آغاز روند انتخاب دبیرکل سازمان ملل

پنجاه و هفتمین سالروز آتشزدن مسجد الاقصی؛ جنایتی که تکرار میشود - تسنیم

پنتاگون: ادعاهای مطرحشده درباره کمبود مهمات آمریکا صحت ندارد

چین؛ مانع بزرگ محاصره اقتصادی ایران

«نبرد هرمز» روز چهلم | نیویورکتایمز: هزینه سنگین آمریکا برای عبور محدود نفت از تنگه هرمز

