
رویترز: ایران پیشنهاد عمان برای مدیریت مشترک تنگۀ هرمز را رد کرد

2

توافق ایران و عمان میتواند به تنهایی منجر به بازگشایی تنگههرمز شود؟
کد خبر: 787317 | ۱۴۰۵/۰۵/۲۹ ۱۵:۳۰:۰۱ اعتمادآنلاین |
خروج از بحران کنونی تنها از مسیر احیای تفاهم ۱۴ مادهای اسلامآباد و شکلگیری مذاکره مستقیم میان تهران و واشنگتن امکانپذیر است، زیرا مذاکرات غیرمستقیم در مرحله اجرا با ابهام و اختلاف روبهرو میشوند. این درحالی است که امریکا تلاش دارد با استفاده از تحریمها و فشار اقتصادی در میز مذاکره امتیاز بیشتری کسب کند، اما ادامه این روند بدون راهحل سیاسی، هزینههای بیشتری برای همه طرفها چالشهای جدی ایجاد خواهد کرد.
به گزارش اعتماد، ابوالقاسم دلفی، سفیر پیشین ایران در فرانسه و کارشناس مسائل بینالملل، در پاسخ به پرسش نخست «اعتماد» درباره مواضع امریکا در برابر توافق احتمالی ایران و عمان بر سر «نقشه جدید تردد» در تنگه هرمز و همچنین شروط تهران برای بازگشایی این شاهراه گفت: توافق ایران و عمان به تنهایی به معنای بازگشایی تنگه هرمز نخواهد بود، زیرا این توافق تنها بخشی از یکی از بندهای «یادداشت تفاهم ۱۴ مادهای» میان ایران و امریکا است، از همین رو اگر قرار باشد عبور و مرور در تنگه هرمز برای همه کشورها به وضعیت عادی بازگردد، امریکا باید به دیگر شروط و مطالبات اعلامی ایران که سهشنبه توسط محمدباقر قالیباف، رییس مجلس کشورمان رسانهای شد نیز پاسخ دهد. بنابراین، مساله اصلی پذیرش یا عدم پذیرش توافق ایران و عمان ازسوی واشنگتن نیست، بلکه باید دید آیا زمینه برای یک «مذاکره جامع و مستقیم» میان ایران و امریکا فراهم خواهد شد یا نه. احیای تفاهم اسلامآباد تنها راه خروج از بحران است
دلفی با اشاره به محدودیتهای میانجیگران باتوجه به خطوط قرمز ایران گفت: در شرایط فعلی، اگر گفتوگویی میان تهران و واشنگتن جریان داشته باشد، از طریق واسطههاست؛ اما تجربه نشان داده مذاکرات غیرمستقیم، حتی وقتی به توافق میرسد، در مرحله اجرا و تفسیر مفاد با مشکل روبهرو خواهد شد. او به مذاکرات پیشین در عمان و پاکستان اشاره و خاطرنشان کرد: این تجربهها نتوانستند مانع بازگشت بحران و درگیری شوند. این دیپلمات پیشین در ادامه تاکید داشت: «مذاکرهای میتواند به نتیجه برسد که مذاکره مستقیم است؛ دوطرف باید بر سر میز گفتوگو بنشینند، مواضع خود را بیواسطه مطرح کنند و به جمعبندی مشترک برسند.» دلفی ادامه داد: هر چند در شرایط فعلی از فضای جنگی و تبادل حملات فاصله گرفتهایم، «فشار و محاصره اقتصادی» همچنان میتواند کشور را با مشکلات جدی مواجه کند. ایران ممکن است بتواند بخشی از نیازهای خود را از راههای جایگزین تامین کند، اما هزینه این مسیر درنهایت به مصرفکننده ایرانی تحمیل میشود،از همین رو برای کاهش فشار، باید از موضعی روشن با امریکا و دیگر طرفهای اعمالکننده تحریم مذاکره کرد تا «یادداشت تفاهم ۱۴ مادهای» به مرحله اجرا برسد، چراکه این یادداشت بخش قابلتوجهی از مطالبات ایران را دربرمیگیرد و میتواند «فصلالخطاب روابط ایران و امریکا» باشد؛ بالاخص آنکه پس از انقلاب، سندی با این سطح از گستردگی و فراگیری میان دو طرف مورد توافق قرار نگرفته است. دلفی در پایان افزود: امریکا بر جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای تاکید دارد و ایران نیز اعلام کرده که به دنبال ساخت چنین سلاحی نیست. از این رو، دوطرف باید این موضوع و دیگر مطالبات متقابل را در مذاکره مستقیم حل و فصل کنند تا اجرای یادداشت تفاهم، به کاهش مشکلات ایران و تنشهای منطقهای کمک کند. ترامپ با بازی رسانهای به دنبال انحراف افکار عمومی است
دلفی در پاسخ به پرسش دیگر «اعتماد» درباره انتشار اخبار ضد و نقیض از پیشرفت رایزنیهای ایران و امریکا و ادعاهای ترامپ درباره مذاکره با ایران و سپس عقبنشینی رییسجمهوری این کشور از موضع خود گفت: آنچه میتواند مبنای گفتوگو و رسیدن به نتیجه میان تهران و واشنگتن باشد، «یادداشت تفاهم ۱۴ مادهای» است؛ سندی که باید در قالب «مذاکره مستقیم» درباره بندهای مختلف آن بررسی و نهایی شود. از منظر دلفی توافقی پایدار خواهد بود که هیچیک از دوطرف خود را بازنده تلقی نکنند و هر دو بتوانند از آن برداشت پیروزی و تامین منافع داشته باشند. به گفته این دیپلمات پیشین، «بازیهای رسانهای» ترامپ و تلاش او برای جهتدهی روزانه به افکار عمومی، نباید ایران را از پیگیری موضوع اصلی دور کند. این کارشناس مسائل سیاست خارجی در ادامه تاکید کرد: وقتی ایران بر مذاکره مستقیم تاکید ندارد و مسیر گفتوگو از کانال واسطهها دنبال میشود، زمینه برای طرح ادعاهای متفاوت درباره وجود یا نبود مذاکره فراهم میشود. او گفت: «در مذاکرات غیرمستقیم، طرفهای واسطه ازجمله عمان با امریکا در تماس هستند و طبیعی است که واشنگتن بتواند از محتوای گفتوگوها مطلع شود؛ در چنین فضایی، تفکیک کامل مذاکره با واسطه از مذاکره با امریکا دشوار میشود.» دلفی همچنین با اشاره به مواضع غیرقابل پیشبینی ترامپ این راهبرد را نوعی بازی تبلیغاتی قلمداد کرد و افزود: رسانههای اصلی جهان عمدتا دراختیار غرب و امریکا هستند و توان رسانهای ایران برای اثرگذاری متقابل بر این فضا محدودتر است. از این رو، ایران نباید به اندازهای درگیر فضاسازیهای رسانهای شود که از هدف اصلی، یعنی «تامین منافع ملی»، فاصله بگیرد. او در پایان این بخش خاطرنشان کرد: «مذاکره مستقیم راهحل بسیاری از این ابهامها و مشکلات است.» به بیانی دیگر مذاکره مستقیم به معنای عقبنشینی نیست؛ همانگونه که دفاع در میدان نظامی شکل خاص خود را دارد، پیگیری منافع کشور در عرصه سیاسی نیز شکل دیگری از مبارزه است. ترامپ از تحریمها برای تحتفشار قرار دادن تهران استفاده میکند
ابوالقاسم دلفی در پاسخ به پرسش دیگر «اعتماد» درباره راهبرد تازه امریکا یعنی تشدید تحریمها، ادعای اعمال «محاصره زمینی و دریایی» و احتمال شکلگیری ائتلاف پهپادی امریکا (ادعایی که توسط برخی رسانهها چون سیانان مطرح شده) علیه کشورمان، گفت: واشنگتن از همه ابزارهای اقتصادی، سیاسی و نظامی خود استفاده میکند تا جنگ و تنشهای ایجاد شده در خلیجفارس را به شکلی پایان دهد تا بتواند آن را «پیروزی» خود معرفی کند. او افزود: هدف اصلی ترامپ را نباید صرفا در نگرانی از کاهش محبوبیت داخلی یا نتایج انتخابات جستوجو کرد؛ زیرا او در پایان دوره ریاستجمهوری خود قرار دارد و امکان نامزدی مجدد ندارد.از نگاه دلفی، مساله اصلی این است که امریکا با تشدید تحریمها، محدودکردن فروش نفت و کاهش درآمدهای ارزی ایران، میکوشد تهران را در مذاکرات سیاسی تحت فشار بگذارد و امتیاز بگیرد. منطقه برای عصر پساامریکایی آماده میشود
این دیپلمات پیشین در ادامه تاکید کرد: «نباید اجازه داد کشور به مرحلهای برسد که راههای صادرات و واردات آن مسدود شود و مذاکره به یک انتخاب اجباری تبدیل شود.» او گفت که ایران باید پیش از رسیدن به چنین شرایطی، در چارچوب منافع ملی، «مذاکره مستقیم» را انتخاب کند تا بتواند با قدرت و امکان انتخاب بیشتر از مطالبات خود دفاع کند. دلفی درباره احتمال همراهی کشورهای منطقه با ائتلافهای ادعایی جدید امریکا نیز گفت: کشورهای منطقه به این جمعبندی رسیدهاند که حضور نظامی واشنگتن الزاما برای آنها امنیت ایجاد نکرده، زیرا درگیریهای منطقهای به آنها نیز آسیب رسانده است. آنها همچنین میدانند که اولویت راهبردی امریکا دیگر خاورمیانه نیست و واشنگتن تمرکز اصلی خود را بر «آسیا-پاسیفیک» و مهار قدرت فزاینده چین قرار داده است. در چنین فضایی، کشورهای منطقه در حال برنامهریزی برای دوران پس از کاهش حضور امریکا و شکل دادن به ائتلافهای منطقهای هستند. به گفته دلفی، عربستانسعودی به عنوان بازیگر مهم اقتصادی و انرژی منطقه، در پی تعریف ترتیبات تازهای برای حفاظت از منافع و امنیت خود است. ایران باید زمینه را برای همگرایی با همسایگان هموار کند
با این حال دلفی هشدار داد: «اگر ایران در ساز و کارهای منطقهای و گفتوگوهای امنیتی حضور نداشته باشد، این ترتیبات میتواند
به تدریج علیه ایران شکل بگیرد.» او تصریح کرد که هیچ ابتکار مهمی در خلیجفارس بدون حضور ایران عملی نخواهد بود، اما تهران باید راهی برای کاهش تنشها و توسعه همکاری با کشورهای منطقه پیدا کند. او در ادامه گفت: روابط همسایگی ایران با عربستانسعودی، اعضای شورای همکاری خلیجفارس، ترکیه، پاکستان و دیگر همسایگان، روابطی دایمی است و نمیتوان آن را نادیده گرفت. بنابراین ایران باید در کنار پیگیری مطالبات خود در برابر امریکا، برای ایجاد «اعتماد»، «دوستی» و «آرامش» با همسایگان تلاش کند تا واشنگتن نتواند با کاهش حضور خود، کشورهای منطقه را در یک اجماع علیه ایران بسیج کند. دلفی در پایان تاکید کرد: ایران باید هرچه سریعتر، در چارچوب منافع ملی و توافقهای موجود با امریکا، مناسبات منطقهای خود را تنظیم کند؛ زیرا مدیریت روابط با همسایگان برای آینده کشور، اکنون بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا کرده است. سفر به عراق با هدف هماهنگی ترتیبات امنیتی انجام شد
این کارشناس مسائل بینالملل در پاسخ به پرسش پایانی درباره چرایی سفر محمدباقر قالیباف به عراق در این بازه زمانی خاطرنشان کرد: عراق به دلیل پیوندهای سیاسی، فرهنگی و دینی و نیز سابقه همکاریهای امنیتی، جایگاه ویژهای در روابط منطقهای ایران دارد. او افزود: باتوجه به حضور فعلی امریکا در عراق و اعلام برنامه واشنگتن برای خروج از این کشور، ایران باید روابط خود را با بغداد تقویت کند. به گفته دلفی، اگر امریکا از عراق خارج شود، تداوم و توجیه حضور این بازیگر در دیگر کشورهای منطقه نیز دشوارتر خواهد شد؛ بنابراین، سفر قالیباف میتواند در راستای تقویت «روابط گستردهتر و پایدارتر» میان تهران و بغداد و هماهنگی درباره ترتیبات امنیتی منطقه باشد. این دیپلمات پیشین تاکید کرد: ایران نباید در سیاست منطقهای خود تنها بر یک کشور تمرکز کند. در کنار عراق، کشورهایی مانند پاکستان، ترکیه، لبنان و سوریه نیز هر یک متناسب با ظرفیتها و شرایط خود میتوانند در تنظیم روابط منطقهای ایران نقش داشته باشند. از همین رو «توجه یکسویه به یک کشور یا یک نوع رابطه، همه منافع ایران را تامین نمیکند.» اخبار مرتبط توافق ایران و عمان درباره تنگههرمز میتواند بحران در خاورمیانه را مهار کند؟ سخنگوی وزارت خارجه قطر: گفتوگوهای بین عمان و ایران به مرحله پیشرفته رسیده است

تصاویر ماهوارهای جدید از حضور یک ناوهواپیمابر آمریکا در منطقه
تصاویر ماهوارهای Sentinel-2 مربوط به دیروز، یک ناو هواپیمابر آمریکایی کلاس نیمیتز را در حال حرکت در خلیج عمان نشان میدهد.
هویت دقیق این ناو مشخص نیست و احتمال داده شده که «آبراهام لینکلن» یا «جورج واشنگتن» باشد.
بر اساس این تصاویر، این ناو هواپیمابر توسط حداقل یک ناوشکن موشکانداز کلاس «آرلی برک» همراهی میشود.

مذاکرات ایران و عمان شکست خورد؟
جدیدترین اقدام دونالد ترامپ برای پرهیز از تشدید تنشهای نظامی با ایران، در حالی صورت میگیرد که طرف آمریکایی معتقد است مذاکرات میان ایران و عمان که به نظر میرسید مسیری نادر و ثمربخش برای گفتوگو باشد طی روزهای اخیر متوقف شده است.
به گزارش روز نو به نقل از semafor، یک مقام آمریکایی و یک مقام کاخ سفید به وبسایت «سمافور» (Semafor) مدعی شدند که دولت آمریکا بر این باور است که گفتوگوهای ایران و عمان هفتهها پیش به بنبست رسیده است. این مذاکرات با مطرح کردن احتمال نوعی توافق یا سازوکار مربوط به عوارض عبور و مرور در تنگه هرمز، موجب ناخشنودی ترامپ شده بود.
سفارت عمان به درخواست اظهار نظر درباره دیدگاه آمریکا نسبت به این مذاکرات، پاسخی نداد.
با این حال، ترامپ فعلاً وضعیت در قبال ایران را «بسیار خوب» توصیف میکند و همچنان خوشبین است که فشار اقتصادی میتواند تهران را به میز مذاکره بازگرداند؛ هرچند او انجام هرگونه گفتگوی آتی را برای آیندهای قابل پیشبینی منتفی دانسته است.
ترامپ دیشب در پستی در شبکه اجتماعی «تروث سوشال»، ایران را به «جنگ اقتصادی» تهدید کرد و گفت که ایالات متحده علیه هر کشوری که با تهران تجارت کند، مجازاتهایی اعمال خواهد کرد.

جنگ ایران؛ متحدان آمریکا به دنبال گزینههای دیگری میروند
صفحه اصلی شبکه بیبیسی در روز دوشنبه دو تیتر مهم داشت که بازتابدهنده تغییر سیاست آمریکا و تاثیری است که این تغییر بر نظم جهانی گذاشته است. تیتر نخست این بود: «ترامپ عمان، متحد آمریکا، را تهدید کرد که اگر بر سر توافق ایران مانعتراشی کند، آن را بمباران خواهد کرد.» تیتر دوم نیز چنین بود: «ترامپ پس از آنکه کره جنوبی از جنگ ایران کنار ماند، از کاهش رزمایشهای نظامی با این کشور خبر داد.»
این دو تیتر بازتابدهنده سیاستی از سوی آمریکا هستند که اکنون نوعی اثر پروانهای در سراسر جهان ایجاد کرده است. آمریکا و اسرائیل در اواخر فوریه ۲۰۲۶ (اسفند ۱۴۰۴) تصمیم گرفتند ایران را بمباران کنند.
اورشلیمپست نوشت: اکنون آمریکا در حال کاهش نقش خود در اقیانوس آرام و آسیا و چرخش به سمت خاورمیانه است. پس از حدود یکونیم دهه که آمریکا تلاش کرده بود تمرکز خود را بر چین و آسیا تقویت کند، راهبرد این کشور اکنون بهشدت بر تنگه هرمز متمرکز شده و روابط آمریکا با کشورهای مختلف جهان نیز در حال تغییر است.
آمریکا از متحدان اروپایی و همچنین متحدانی مانند کره جنوبی به شدت انتقاد کرده است. تهدید عمان نشان میدهد کاخ سفید حاضر است حتی شرکا و دوستان آمریکا را نیز تهدید کند. حضور آمریکا در آسیا به قرن نوزدهم بازمیگردد
تصمیم آمریکا درباره کره جنوبی میتواند پیامدهای بلندمدتی داشته باشد. در شرایطی که آمریکا در جنگ با ایران از حجم زیادی از مهمات استفاده کرده، اکنون این احتمال وجود دارد که دوستان آمریکا در اروپا و آسیا، این کشور را بیش از گذشته متحدی بیثبات و غیرقابل پیشبینی ببینند. گزارشها چه میگویند؟
روزنامه گاردین در بریتانیا نوشت: «رئیسجمهور کره جنوبی بار دیگر تلاش خود را برای بازپسگیری کنترل [عملیاتی] مستقل نیروهای نظامی از آمریکا در صورت وقوع جنگ افزایش داده و پس از دستور دونالد ترامپ برای کاهش رزمایشهای مشترک، خواستار تسریع روند دستیابی به زیردریاییهای هستهای شده است.»
این گزارش افزود: «لی جائه میونگ روز سهشنبه گفت سئول باید بدون وقفه روند برنامهریزیشده انتقال کنترل عملیاتی نیروهای کره جنوبی در زمان جنگ [کنترل عملیاتی زمان جنگ؛ Opcon]، از آمریکا را در دوره ریاستجمهوری او پیش ببرد؛ هدفی که او و دولتش مدتهاست دنبال میکنند.»
لی گفت: «یک ائتلاف قدرتمند، پایه امنیت را مستحکمتر میکند و تقویت توانمندیهای خودمان، ارزش و ضرورت ما را به عنوان یک متحد افزایش میدهد.»
این اظهارات نشان میدهد کره جنوبی ممکن است از همین حالا به آینده فکر کند. هنوز مشخص نیست تصمیم آمریکا تا چه اندازه میتواند سیاست این کشور را در دهه آینده شکل دهد یا اینکه متحدان و شرکای آمریکا چگونه روابط خود را با یکدیگر و با واشنگتن تنظیم خواهند کرد.
روابط امنیتی کنونی آمریکا در سراسر جهان اغلب به دوران جنگ سرد یا حتی پیش از آن بازمیگردد. بنابراین بد نیست نگاهی به صدها سال سیاست آمریکا در آسیا بیندازیم. آمریکا بیش از ۱۷۰ سال است که آسیا و اقیانوس آرام را بخشی محوری از منافع راهبردی بلندمدت خود میداند. این سابقه به اواسط دهه ۱۸۵۰ بازمیگردد. آغاز نقش مستمر آمریکا در آسیای شرقی
یکی از نخستین نقاط عطف در سال ۱۸۵۳ رقم خورد؛ زمانی که کمودور متیو پری با ناوگانی از کشتیهای جنگی آمریکا وارد خلیج توکیو شد.
ماموریت او متقاعد کردن ژاپن برای پایان دادن به قرنها انزوا و گشودن بنادر این کشور به روی تجارت بینالمللی بود. معاهده کاناگاوا که در پی این اقدام منعقد شد، آغاز نقش مستمر آمریکا در شرق آسیا را رقم زد و به ایجاد زمینه برای مدرنسازی ژاپن و ظهور این کشور به عنوان یک قدرت بزرگ منطقهای در سالهای بعد کمک کرد. آمریکا در حال ورود به عرصهای بود که پیش از آن قدرتهای استعماری اروپایی در آن حضور داشتند.
ژاپن که مشتاق بود از آمریکا و دیگر کشورها بیاموزد، مدرنسازی ارتش خود را آغاز کرد. چند دهه بعد، این کشور در نبرد تسوشیما نیروی دریایی روسیه را شکست داد. توسعهطلبی ژاپن در کره و سپس چین، در نهایت به تصمیم این کشور برای حمله به آمریکا در سال ۱۹۴۱ منجر شد.
این تصمیم ژاپن پس از سالها بحث درباره سیاست خارجی این کشور گرفته شد؛ بحثی که حول ۲ راهبرد متفاوت شکل گرفته بود: دکترین توسعه به سمت شمال که ارتش ژاپن از آن حمایت میکرد و هدفش حمله به سیبری شوروی بود، و دکترین توسعه به سمت جنوب که نیروی دریایی ژاپن طرفدار آن بود و حرکت به سمت جنوب، یعنی جنوب شرق آسیا و اندونزی، را دنبال میکرد.
پس از آنکه حضور آمریکا در ژاپن پیامدهای بلندمدتی بر جای گذاشت، واشنگتن اقدامات مهم دیگری را نیز در آسیا دنبال کرد. در دوران جنگ سرد، راهبرد آمریکا از تجارت به سمت مهار کمونیسم تغییر کرد.
پس از جنگ کره، واشنگتن تلاش کرد از گسترش کمونیسم در سراسر آسیا جلوگیری کند. این سیاست در نهایت به جنگهای کره و ویتنام انجامید؛ جنگهایی که در آنها صدها هزار سرباز آمریکایی جنگیدند. برای نمونه، تفنگداران دریایی آمریکا را در نظر بگیرید که در سال ۱۹۶۵ در نزدیکی دانانگ در ویتنام پیاده شدند. واشنگتن در آن زمان نمیدانست که حضور نیروهای آمریکایی در این کشور نزدیک به یک دهه ادامه خواهد یافت. سفر سرنوشتساز به چین
یک تغییر تاریخی دیگر در سال ۱۹۷۲ رخ داد؛ زمانی که ریچارد نیکسون، رئیسجمهور آمریکا، برای دیدار با مائو تسهتونگ، رهبر چین، به پکن سفر کرد. این سفر توازن قدرت در جهان را تغییر داد.
این دوره، دوران تنشزدایی و دیپلماسی سهجانبه بود. آمریکا با برقراری روابط با چین تلاش کرد از شکاف میان مسکو و پکن بهره ببرد. دیپلماسی نیکسون، چین را از کشوری منزوی و انقلابی به بازیگری تبدیل کرد که به تدریج اهمیت بیشتری در نظام بینالمللی پیدا میکرد.
چین در نهایت سیاستی را در پیش گرفت که با عبارت «توان خود را پنهان کن و زمان مناسب را انتظار بکش» شناخته میشود. دنگ شیائوپینگ در اواخر دهه ۱۹۸۰ و پس از او دیگر رهبران چین از این رویکرد حمایت کردند. اما چین امروز بسیار قاطعانهتر عمل میکند. چه کسی میتوانست پیشبینی کند که سفر نیکسون به چین به چنین تغییری منجر خواهد شد؟ چه کسی میتوانست بداند ورود پری به ژاپن چنین پیامدهای بلندمدتی خواهد داشت؟ سردرگمی در سیاستهای آسیایی آمریکا
آمریکا در دوران جنگ سرد و پس از آن، شبکه ائتلافهای خود را با کشورهایی مانند ژاپن، کره جنوبی، استرالیا، فیلیپین، تایلند و دیگر شرکا گسترش داد و در عین حال حضور گسترده دریایی خود را در سراسر اقیانوس آرام حفظ کرد. اکنون آمریکا به دلیل جنگ با ایران، در حال انتقال بخشی از ظرفیتهای دریایی خود به خاورمیانه است.
دولتهای متوالی آمریکا، اقیانوس هند ـ آرام را عرصه اصلی راهبرد بلندمدت آمریکا میدانستند؛ اما اکنون این احساس شکل گرفته است که سیاست آمریکا بر خاورمیانه متمرکز شده است.
برخی این تحول را برای روابط آمریکا و اسرائیل مهم میدانند. حتی برخی استدلال میکنند که اسرائیل امروز یکی از معدود متحدان واقعی آمریکا است. با این حال، پیامد بلندمدت این روند ممکن است آن باشد که دیگر شرکا و متحدان آمریکا به دنبال روابط جدید بروند و درباره آینده، گزینههای جایگزین خود را نیز در نظر بگیرند.
سیاست آمریکا در آسیا در طول تاریخ نشان داده است که برخی تصمیمات سیاسی میتوانند پیامدهایی بلندمدت داشته باشند. کاهش نقش آمریکا در کره جنوبی نیز میتواند یکی از همین نقاط عطف باشد.

ادعای رسانه آمریکایی: مذاکرات ایران و عمان درباره تنگه هرمز شکست خورد
رویداد۲۴| دو مقام آمریکایی مدعی شکست مذاکرات ایران و عمان درباره تنگه هرمز شدند.
به گزارش انتخاب، گام جدید دونالد ترامپ برای فاصله گرفتن از تشدید نظامی در ایران، همزمان با این اتفاق رخ داده که مقامهای آمریکایی معتقدند مذاکرات ایران و عمان، که تا همین اواخر یکی از معدود مسیرهای ثمربخش برای مذاکره به نظر میرسید، در روزهای اخیر متوقف شده است.
یک مقام آمریکایی و یک مقام کاخ سفید به سمافور گفتهاند که دولت آمریکا معتقد است مذاکرات ایران و عمان چند هفته پیش عملاً شکست خورده است.
این مذاکرات برای ترامپ آزاردهنده شده بود، زیرا این احتمال را ایجاد کرده بود که ایران و عمان درباره نوعی سازوکار دریافت عوارض از تردد در تنگه هرمز به توافق برسند.
سفارت عمان به درخواست سمافور برای اظهار نظر درباره ارزیابی دولت آمریکا از وضعیت مذاکرات پاسخ نداده است.
با این حال، ترامپ فعلاً در اظهارات علنی خود تصویر متفاوتی ارائه میکند. او وضعیت مربوط به ایران را «خیلی خوب» توصیف کرده و همچنان امیدوار است فشار اقتصادی بتواند تهران را دوباره به میز مذاکره بازگرداند؛ این در حالی است که خودش مذاکرات آتی را تا اطلاع ثانوی متوقف کرده است.
ترامپ در پست دیشب خود در شبکه تروث سوشال، ایران را به «جنگ اقتصادی» تهدید کرد و گفت آمریکا علیه هر کشوری که با تهران تجارت کند، مجازاتهای اقتصادی اعمال خواهد کرد.
