قیمت طلا امروز




 سایت اطلاعات آنلاین / ۱۴۰۵/۰۵/۰۵

انتقاد از صداوسیما: واقعیت‌ها را نمی‌گویند

یک فعال سیاسی با انتقاد از محتوای برنامه‌های داخلی صدا و سیما اظهار کرد: بسیاری از برنامه‌ها گرفتار سانسورها و نگفتن واقعیت‌ها هستند.
 انتقاد از صداوسیما: واقعیت‌ها را نمی‌گویند

انتقادات به عملکرد صدا و سیما این روزها شدت بیشتری پیدا کرده و اعضای دولت چهاردهم نیز به‌صورت مکرر به آن اعتراض می‌کنند؛ به‌ویژه آنکه برخی خبرها حکایت از توبیخ پیمان جبلی از سوی رئیس‌جمهور دارد.

در همین راستا، حسین کمالی، رئیس خانه احزاب ایران، در گفت‌وگویی با خبرآنلاین، با انتقاد از عملکرد صدا و سیما، بیان کرد: «سالیان متمادی است که این سازمان گرفتار نوعی تکرار و بی‌برنامه بودن شده است و تقریباً همه بخش‌های آن، از فیلم‌های سینمایی گرفته تا مصاحبه‌شوندگان، برنامه‌ها و موضوعاتی که در آن مطرح می‌شود، تابع یک استراتژی علمی و منطقی و درون‌نگر بر اساس دیدگاه‌های ملی و برون‌نگر بر اساس شناخت فرهنگ و سیاست بین‌الملل نیست و نوعی استحاله در همه امور قابل احساس و مشاهده است.» افرادی که مسئولیت صدا و سیما را بر عهده دارند، فاقد برنامه و سیاست مشخص هستند

وی افزود: «به نظر می‌رسد افرادی که مسئولیت صدا و سیما را بر عهده دارند، فاقد برنامه و سیاست مشخص هستند. آن‌ها صدا و سیما را دارایی شخصی خود و گروه کوچک هم‌فکر خود می‌دانند و تنها نظرات اشخاصی را بازتاب می‌دهند که هم‌فکر و هم‌جهت با آنان باشند و اشخاص خاصی را می‌پسندند که با اندیشه‌ها و افکار آن افراد احساس راحتی کنند؛ به همین دلیل نیز از همان چهره‌ها برای حضور در برنامه‌ها و انجام مصاحبه‌ها دعوت می‌کنند.»

کمالی ادامه داد: «این رویکرد در انتخاب فیلم‌ها نیز وجود دارد؛ به‌گونه‌ای که برخی فیلم‌های خاص را حتی ۱۰ یا ۲۰ بار از صدا و سیما پخش کرده و می‌کنند. این در حالی است که در زمان حاضر هر روز تعداد زیادی فیلم در دنیا تولید می‌شود، اما رسانه به اصطلاح ملی ما تنها به نمایش مجموعه محدود و بسیار کوچکی از آثار مورد نظر اکتفا می‌کند.»

رئیس خانه احزاب ایران با انتقاد از شیوه نظرسنجی‌های صدا و سیما برای انتخاب فیلم‌ها اظهار کرد: «گاهی چهار فیلم را که از قبل خودشان انتخاب کرده‌اند، کنار هم قرار می‌دهند و از مردم می‌خواهند یکی از آن‌ها را انتخاب کنند تا پخش شود. این روش، که گزینه‌ها از ابتدا محدود شده باشند و مخاطب تنها اجازه انتخاب از میان همان گزینه‌های از پیش تعیین‌شده را داشته باشد، نوعی اهانت به شرکت‌کنندگان در نظرسنجی است که البته این امر برای انجام‌دهندگان آن قابل درک نیست.»

وی افزود: «صدا و سیما با وجود برخورداری از نزدیک به ۱۰ هزار فرستنده و شبکه‌های متعدد داخلی، برون‌مرزی، اینترنتی و غیراینترنتی، که حتی از ایجاد روزنامه و خبرگزاری نیز استفاده می‌کند، نتوانسته است نقش مثبت و مؤثری در بیان مظلومیت مردم ایران در سطح بین‌الملل و آموزش ملی در مورد مواجهه با تهاجمات و خطرات خاصی که متوجه این ملت شریف و بافرهنگ در سطح داخلی و بین‌المللی صورت می‌پذیرد، ایفا نماید.» بسیاری از برنامه‌ها گرفتار سانسورها و نگفتن واقعیت‌ها هستند

کمالی با اشاره به عملکرد بین‌المللی رسانه ملی گفت: «امروز تصویری که از ایران مظلوم در افکار عمومی جهان وجود دارد، به دلیل تبلیغات مسموم دشمن، تصویر چندان مثبتی نیست و این مسئله تا حدودی ناشی از ضعف عملکرد مجموعه‌ای است که با چند ده هزار هزار نیروی انسانی، بدون برنامه و استراتژی و به صورت روزمره و تنها در جهت بقای خود فعالیت می‌کند.»

وی همچنین با انتقاد از محتوای برنامه‌های داخلی صدا و سیما اظهار کرد: «بسیاری از برنامه‌ها گرفتار سانسورها و نگفتن واقعیت‌ها هستند و همین مسئله باعث شده است بسیاری از اقشار مختلف جامعه، به‌ویژه جوانان، برای دریافت اخبار بیشتر به رسانه‌های خارجی مراجعه کنند؛ رسانه‌هایی که عمدتاً غرض‌ورزی می‌کنند، اخبار درست و نادرست را در هم می‌آمیزند و درصدد پیشبرد سیاست‌های استعمارگران در کشور ما هستند. با این عملکرد، بخشی از مردم برای دسترسی به اخبار بیشتر ناچار به مراجعه به همین رسانه‌ها می‌شوند.»

کمالی ادامه داد: «نبود صداقت، انحصار، ناگفته‌ها، کتمان واقعیت‌ها، بی‌توجهی و سانسوری که سراسر صدا و سیما را فرا گرفته، مردم را آزار می‌دهد و سبب شده است آن‌ها این سازمان را یک رسانه ملی ندانند.»

وی در ادامه، با انتقاد از کارشناسان حاضر در برنامه‌های صدا و سیما، گفت: «تحلیلگرانی که در این رسانه حضور پیدا می‌کنند، بیشتر به بخشی از جامعه مداحان شباهت دارند تا افرادی که با سیاست بین‌الملل، علوم سیاسی، روابط بین‌الملل و مسائل مختلف سیاسی آشنا باشند، تجربه و تخصص داشته باشند و بتوانند نقش ملی ایفا کنند. همچنین از میان گروه‌های مختلف فکری نیز انتخاب متنوعی صورت نمی‌گیرد.» صدا و سیما، بودجه‌ای نزدیک به ۱۰ تریلیون تومان به خود اختصاص داده و در اختیار دارد

کمالی ادامه داد: «حتی از میان اصولگرایان نیز عمدتاً افرادی برای حضور در برنامه‌ها انتخاب می‌شوند که فاقد شناخت و توانایی علمی لازم هستند؛ افرادی تکراری که گویی همگی در یک کارخانه تولید شده و بیرون آمده‌اند و با طرز فکر یکسان، حرف‌های تکراری و خسته‌کننده، مردم را ملول می‌کنند.»

وی افزود: «گاهی اوقات نحوه اظهارنظر برخی از افرادی که در برنامه‌ها حضور پیدا می‌کنند، به گونه‌ای است که انگار متن واحدی در اختیار دارند؛ یک نفر مطلبی را بیان می‌کند و نفر بعدی همان مطالب را با همان دیدگاه، همان استدلال‌ها و حتی همان کلمات، اعداد و ارقام تکرار می‌کند. در نتیجه، مخاطب با محتوایی کاملاً تکراری و خسته‌کننده مواجه می‌شود که هیچ تنوع و نوآوری در آن دیده نمی‌شود.»

رئیس خانه احزاب ایران با اشاره به بودجه صدا و سیما اظهار کرد: «این سازمان، با وجود آنکه بودجه‌ای نزدیک به ۱۰ تریلیون تومان و بخش قابل توجهی از منابع کشور را به خود اختصاص داده و در اختیار دارد، به گونه‌ای عمل می‌کند که گویی این امکانات متعلق به خود مدیران آن است.»

وی ادامه داد: «پیش از این برخی درباره «سفره انقلاب» سخن گفته بودند و عده‌ای نیز نسبت به این تعبیر واکنش‌های تند نشان دادند، اما در عمل، همین نگاه در صدا و سیما، نفت و پتروشیمی‌ها و برخی از بخش‌های دیگر نیز مشاهده می‌شود؛ به این معنا که بودجه و منابع کشور را بخشی از همان سفره می‌دانند که باید در اختیار خودشان باشد و آن را میان خود تقسیم کنند، بدون آنکه بازدهی متناسبی برای کشور داشته باشند.»

کمالی با اشاره به عملکرد رسانه ملی در دوران جنگ نیز گفت: «در طول جنگ، آموزش پدافند غیرعامل در صدا و سیما حتی در حداقل ممکن نیز ارائه نشد و آنچه پخش شد، تنها به یکی دو مورد بسیار محدود اختصاص داشت.»

وی افزود: «بسیاری از مردمی که در معرض حملات هوایی دشمن قرار می‌گرفتند، نمی‌دانستند در چنین شرایطی چه اقدامی باید انجام دهند. در عین حال، سایر اقشار جامعه، به‌ویژه نسل جوان، نیز از آموزش‌های لازم و اطلاع‌رسانی مناسب برخوردار نبودند. حتی برخی تقلیدهایی که از برنامه‌های خارجی در صدا و سیما انجام می‌شود نیز تقلیدهایی بی‌حاصل است و نتیجه مثبتی برای جامعه ایران به همراه ندارد.» اتفاقاتی که امروز در صدا و سیما رخ می‌دهد، در آینده مشکلات بزرگی برای کشور ایجاد خواهد کرد

کمالی تأکید کرد: «صدا و سیما، پیش از آنکه به مداحان یا افرادی میدان دهد که صرفاً برای خوشایند مدیران یا حفظ جایگاه خود در رسانه و ماندن در قدرت، سخن می‌گویند، به افرادی نیاز دارد که جامعه ایران را بشناسند، با اندیشه‌ها و خواسته‌های مردم آشنا باشند و بتوانند در راستای حفظ منافع ملی، مدیریت افکار عمومی را بر عهده بگیرند.»

وی هشدار داد: «اتفاقاتی که امروز در صدا و سیما رخ می‌دهد، در آینده مشکلات بزرگی برای کشور ایجاد خواهد کرد و اگر درباره این سازمان تصمیمات درستی اتخاذ نشود، در آینده شاهد نارضایتی‌های بیشتری خواهیم بود؛ نارضایتی‌هایی که هم کشور و هم مسئولان را با چالش مواجه خواهد کرد.»

کمالی در پاسخ به این پرسش که برای جلوگیری از اقداماتی که به گفته منتقدان علیه انسجام ملی است، چه برخوردی باید با صدا و سیما صورت گیرد، اظهار کرد: «بحث من این نیست که صدا و سیما سخنان رئیس‌جمهور، رئیس مجلس یا دیگر مسئولان را سانسور می‌کند یا نمی‌کند و اساساً قصد ندارم درباره اشخاص صحبت کنم.»

وی ادامه داد: «مسئله اصلی، خود صدا و سیما و نوع عملکرد آن است. این سازمان، با ساختار و عملکرد فعلی، «مفت‌گران» است و نمی‌تواند پاسخگوی نیازهای کشور باشد.»

رئیس خانه احزاب ایران، با تأکید بر ضرورت تحول در رسانه ملی، گفت: «صدا و سیما باید برنامه‌ای جدید داشته باشد و از نو ساخته شود، زیرا با شرایط کنونی در راستای منافع ملی عمل نمی‌کند. همه بخش‌های این سازمان نیازمند بازسازی و نوسازی است و باید یک بازنگری اساسی در آن صورت گیرد.»

وی در پایان تصریح کرد: «بحث من متوجه اشخاص نیست و نمی‌خواهم درباره مدیران یا افراد صحبت کنم، بلکه معتقدم باید «طرحی نو» درانداخته شود؛ به این معنا که همه‌چیز از نو طراحی و سازماندهی شود، زیرا تنها با اختیار داشتن یک استراتژی درست و برنامه بلندمدت و کوتاه‌مدت، بر اساس فرهنگ ایرانی و منافع ملی، و ایجاد تغییرات اساسی، می‌توان انتظار داشت صدا و سیما در مسیر مردم و خواسته‌های آنان حرکت کند.»



۱۰ ساعت قبل / سایت تجارت نیوز

چرا سریال «متهم گریخت» هنوز برای ایرانی‌ها جذاب است؟

به گزارش تجارت نیوز، بیش از دو دهه از پخش «متهم گریخت» گذشته است؛ سریالی که نخستین بار در رمضان ۱۳۸۴ روی آنتن شبکه سه رفت و خیلی زود به یکی از آثار ماندگار طنز تلویزیونی تبدیل شد. با این حال، عجیب‌ترین بخش ماجرا این نیست که مردم هنوز این سریال را دوست دارند؛ عجیب‌تر این است که در میان انبوه تولیدات جدید، بازگشت دوباره به همان سریال قدیمی هنوز می‌تواند برای مخاطب جذاب باشد. آی‌فیلم نیز در سال‌های مختلف، از جمله در پاسخ به درخواست مخاطبان، این مجموعه را بارها بازپخش کرده است.

اما چرا؟ مردم هنوز «خودشان» را در متهم گریخت می‌بینند

مهم‌ترین ویژگی «متهم گریخت» این است که شخصیت‌هایش بیش از آنکه «تلویزیونی» باشند، «مردمی» هستند.

هاشم‌آقا، همسرش، بچه‌ها، همسایه‌ها و آدم‌های اطرافشان، قهرمان‌های دست‌نیافتنی یا شخصیت‌های عجیب‌وغریب نیستند. آنها آدم‌هایی معمولی‌اند که با اجاره‌خانه، کار، پول، مهاجرت، اختلاف خانوادگی، فریب‌خوردن و تلاش برای بهتر شدن زندگی دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

داستان نیز از یک موقعیت کاملاً ملموس شروع می‌شود: خانواده‌ای که از شهرستان به تهران می‌آید و تصور می‌کند پایتخت می‌تواند زندگی بهتری برایش بسازد؛ اما با مجموعه‌ای از مشکلات مواجه می‌شود.

این همان نقطه‌ای است که طنز عطاران از «جوک» فراتر می‌رود. مخاطب فقط به شخصیت‌ها نمی‌خندد؛ گاهی به خودش می‌خندد.

مریم امیرجلالی نیز سال‌ها بعد درباره همین ویژگی گفته بود که شخصیت‌های «متهم گریخت» شبیه مردم بودند و اتفاقات سریال برای مخاطب غیرواقعی به نظر نمی‌رسید. طنز سریال از دل زندگی بیرون می‌آمد

یکی از تفاوت‌های «متهم گریخت» با بخش قابل‌توجهی از کمدی‌های تلویزیونی، این بود که خنده الزاماً از شوخی مستقیم تولید نمی‌شد.

بخش زیادی از طنز سریال از موقعیت می‌آمد؛ از تضاد میان شهرستان و تهران، فقر و آرزو، سنت و زندگی شهری، خانواده و جامعه.

به همین دلیل حتی وقتی دیالوگ‌ها را بعد از سال‌ها می‌شنویم، هنوز امکان خندیدن وجود دارد؛ چون ریشه شوخی در یک موقعیت انسانی است، نه صرفاً در یک عبارت تاریخ‌مصرف‌دار.

از این منظر، «متهم گریخت» یک کمدی اجتماعی است که مشکلات اقتصادی و اجتماعی را به زبان طنز روایت می‌کند. حتی رسانه رسمی نیز در مرورهای خود بر سریال بر همین وجه اجتماعی و خانوادگی آن تأکید کرده است. ترکیب بازیگران؛ نقطه قوتی که به‌سادگی تکرار نمی‌شود

یکی دیگر از عوامل ماندگاری سریال، ترکیب بازیگران آن است: سیروس گرجستانی، مریم امیرجلالی، رضا عطاران، سعید آقاخانی، علی صادقی و دیگر بازیگران.

این بازیگران صرفاً دیالوگ‌های فیلمنامه را اجرا نمی‌کردند؛ هرکدام توانایی ساختن یک شخصیت به‌یادماندنی را داشتند. در یک ارزیابی مخاطب‌محور در منظوم نیز ۹۱ درصد شرکت‌کنندگان، عملکرد بازیگران سریال را خوب ارزیابی کرده‌اند.

اما نکته مهم‌تر، شیمی میان بازیگران است؛ چیزی که با انتخاب چند بازیگر مشهور به وجود نمی‌آید. نوستالژی، اما نه فقط نوستالژی

البته نمی‌توان نقش خاطره را نادیده گرفت.

نسل امروز با «متهم گریخت» بخشی از خاطرات جمعی دهه ۸۰ را به یاد می‌آورد؛ شب‌های رمضان، دورهمی خانوادگی، تلویزیون به‌عنوان رسانه اصلی خانه و زمانی که تعداد شبکه‌ها و گزینه‌های سرگرمی بسیار محدودتر از امروز بود.

اما اگر محبوبیت سریال فقط حاصل نوستالژی بود، نسل‌های جدیدتر نباید با آن ارتباط برقرار می‌کردند.

واقعیت این است که نوستالژی به ماندگاری کمک می‌کند، اما به‌تنهایی نمی‌تواند یک اثر را زنده نگه دارد.

اگر قصه و شخصیت‌ها کار نمی‌کردند، خاطره هم بعد از بیست سال نمی‌توانست این اندازه اثرگذار باشد. و اینجاست که مسئله صداوسیما آغاز می‌شود

شاید مهم‌ترین پرسش درباره «متهم گریخت» اصلاً این نباشد که چرا این سریال هنوز جذاب است.

پرسش مهم‌تر این است:

چرا تلویزیون هنوز نتوانسته به اندازه گذشته سریال‌هایی بسازد که مردم بیست سال بعد هم بخواهند دوباره ببینند؟

این مسئله را نمی‌توان صرفاً به کمبود بودجه، تغییر سلیقه مردم یا ظهور شبکه‌های نمایش خانگی نسبت داد.

بخشی از مشکل، به تغییر رابطه صداوسیما با مخاطب برمی‌گردد.

«متهم گریخت» از جامعه عقب‌تر نبود؛ از دل جامعه بیرون آمده بود. مشکلاتی مثل مسکن، مهاجرت، کار، اختلاف طبقاتی، فریب و تلاش برای بقا را به زبان طنز روایت می‌کرد.

اما امروز، هرچه بخشی از تلویزیون بیشتر از پرداختن به مسائل واقعی جامعه فاصله می‌گیرد، شخصیت‌ها نیز مصنوعی‌تر می‌شوند. مشکل فقط «کیفیت» نیست؛ مشکل «جسارت» است

ممکن است گفته شود امروز هم سریال‌های پرهزینه و بازیگران مشهور تولید می‌شوند.

اما مسئله این نیست که تلویزیون دوربین بهتر، دکور بزرگ‌تر یا بازیگر شناخته‌شده ندارد.

مسئله این است که آیا نویسنده اجازه دارد درباره زندگی واقعی مردم قصه بنویسد؟

آیا می‌تواند یک خانواده متوسط را با تمام تناقض‌هایش نشان دهد؟

آیا می‌تواند درباره گرانی، اجاره‌خانه، بیکاری، مهاجرت، فاصله طبقاتی، فساد اداری، شکاف نسلی و مشکلات روزمره شوخی کند؟

طنز اجتماعی زمانی زنده است که بتواند به نقاط حساس جامعه دست بزند.

وقتی این امکان محدود شود، نتیجه معمولاً به کمدی‌های تیپیک و قابل‌پیش‌بینی ختم می‌شود؛ همان چیزی که منتقدان در سال‌های اخیر درباره افت سریال‌های مناسبتی و کاهش خلاقیت در تولیدات تلویزیونی مطرح کرده‌اند. صداوسیما گرفتار فرمول موفقیت گذشته شده است

یک تناقض عجیب شکل گرفته است:

تلویزیون هنوز «متهم گریخت» را دوست دارد، اما ظاهراً کمتر می‌تواند «متهم گریخت» جدیدی بسازد.

فرمول موفقیت گذشته به بازپخش تبدیل شده است.

به جای اینکه بپرسیم «چه چیزی باعث شد این سریال موفق شود و چگونه می‌توان همان روح را در زمانه امروز بازآفرینی کرد؟»، گاهی ساده‌ترین راه انتخاب می‌شود: پخش دوباره همان اثر.

این اتفاق البته از یک جهت قابل فهم است. یک سریال قدیمی، ریسک بسیار کمتری دارد؛ مخاطبش شناخته شده است، هزینه تولید ندارد و احتمال شکست آن پایین است.

اما از سوی دیگر، بازپخش مداوم آثار موفق گذشته می‌تواند به یک علامت خطر تبدیل شود:

وقتی تلویزیون بیشتر به آرشیوش تکیه می‌کند، یعنی شاید در تولید آینده خود اعتمادبه‌نفس کمتری دارد.

حتی در گزارش‌هایی درباره مخاطبان تلویزیون، نمونه‌هایی از عملکرد بهتر بازپخش «متهم گریخت» در مقایسه با برخی تولیدات جدید مطرح شده است. «متهم گریخت» را نباید کپی کرد

البته راه نجات تلویزیون، ساختن نسخه دوم «متهم گریخت» نیست.

اگر امروز همان شخصیت‌ها، همان تیپ‌ها و همان شوخی‌ها را با بازیگران جدید بازسازی کنیم، احتمالاً نتیجه بیشتر شبیه تقلید خواهد بود تا یک اثر ماندگار.

آنچه باید از عطاران یاد گرفت، فرمول شخصیت‌ها نیست؛ روش نگاه کردن به جامعه است.

جامعه امروز تغییر کرده است.

آدم‌های امروز با اینترنت، شبکه‌های اجتماعی، مهاجرت، تورم، اجاره‌های سنگین، اقتصاد پلتفرمی، تغییر سبک روابط، تنهایی، فشار روانی و ده‌ها مسئله جدید روبه‌رو هستند.

اگر قرار است «متهم گریخت» تازه‌ای ساخته شود، باید درباره همین آدم‌ها باشد؛ نه آدم‌های سال ۱۳۸۴. یک موفقیت قدیمی که تبدیل به آینه امروز شده است

در نهایت، محبوبیت «متهم گریخت» فقط یک موفقیت هنری برای رضا عطاران، سعید آقاخانی و بازیگران آن نیست؛ این سریال امروز به نوعی آینه عملکرد صداوسیما هم تبدیل شده است.

هر بار که این سریال بازپخش می‌شود، مخاطب فقط یک کمدی قدیمی را نمی‌بیند.

ناخواسته مقایسه می‌کند:

تلویزیون آن زمان چه می‌ساخت و امروز چه می‌سازد؟

پاسخ این مقایسه الزاماً به نفع امروز نیست.

«متهم گریخت» نشان داد برای جذب مخاطب ایرانی همیشه به قهرمان‌های بزرگ، داستان‌های عجیب یا بودجه‌های نجومی احتیاج نیست. گاهی کافی است چند آدم معمولی را درست ببینیم، مشکلاتشان را جدی بگیریم و از دل همان زندگی واقعی، قصه‌ای صادقانه بسازیم.

شاید دلیل اینکه ایرانی‌ها هنوز با «متهم گریخت» می‌خندند، این باشد که بیست سال گذشته، اما بعضی از دردهای آدم‌های آن هنوز تمام نشده است.

و شاید نقد اصلی به صداوسیما نیز دقیقاً همین باشد:

مسئله تلویزیون این نیست که دیگر «متهم گریخت» ندارد؛ مسئله این است که کمتر از گذشته می‌داند مردم امروز دقیقاً به چه چیزی می‌خندند، از چه چیزی می‌ترسند و برای چه چیزی زندگی می‌کنند.




 ماجرای تغییر سنگ مزار اکبر عبدی و اهدای یادگاری‌هایش به موزه چیست؟
۱۳ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

ماجرای تغییر سنگ مزار اکبر عبدی و اهدای یادگاری‌هایش به موزه چیست؟

بخشی از وسایل شخصی زنده‌یاد اکبر عبدی برای نگه‌داری به یک موزه‌ در اردبیل سپرده شده است.

 «کارآگاه علوی» از امشب روی آنتن می‌رود
۱۳ ساعت قبل / سایت اعتماد آنلاین

«کارآگاه علوی» از امشب روی آنتن می‌رود

قصه فصل جدید «کارآگاه علوی» با بازی بهنام تشکر و کیوان ساکت‌اوف از اواسط مقطع سال ۱۳۱۹ آغاز می‌شود؛ جایی که پرونده‌های جنایی و معمایی، کارآگاه علوی را در دل وقایع سیاسی و اجتماعی سال‌های پایانی پهلوی اول و آغاز دوره‌ای تازه از تاریخ ایران قرار می‌دهند.

 هیچ‌وقت فکر نمی‌کنم که تمام واقعیت در دستان من است
۱۷ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

هیچ‌وقت فکر نمی‌کنم که تمام واقعیت در دستان من است

پنجاهمین نشست «شب‌های مستند» موزه سینما با حضور ارد عطارپور، مستندساز برگزار و جنبه‌های مختلف مستند «رویای سیاه»؛ بخشی از تاریخ نفت و وقایع اجتماعی مرتبط با آن از زبان محمدعلی موحد، ادیب و مولانا پژوه برجسته، بررسی شد.

 عصر یکشنبه‌های بخارا
۱۸ ساعت قبل / سایت هم میهن

عصر یکشنبه‌های بخارا

هفدهمین نشست از سلسله نشست‌های «عصر یکشنبه‌های بخارا» به نقد و بررسی کتاب «فغان ز جنگ»، مجموعه‌داستان‌های بابک زمانی، که از سوی انتشارات سهامی عام منتشر شده، اختصاص یافته است. این نشست در ساعت پنج بعدازظهر یکشنبه اول شهریور، با سخنرانی بابک زمانی، محسن امیریوسفی، احمد غلامی و علی دهباشی، در خانۀ کتاب دبا برگزار خواهد شد.

 بازگشت سینما به دوران پیش از کرونا
۷ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

بازگشت سینما به دوران پیش از کرونا

فروش خیره‌کننده فیلم‌های «اودیسه» و «مرد عنکبوتی: روزی نو» در کنار آثار غافلگیرکننده‌ای چون «اتاق‌های پشتی» و «وسواس» گیشه تابستان امسال را به‌شدت داغ کرد. از این رو درآمد فروش فیلم‌های داخلی آمریکا از مرز ۴‌میلیارد دلار عبور کرد؛ رقمی که بعد از دوران همه‌گیری کرونا تنها برای دومین بار به دست آمده است. نخستین تابستانی که پس از تغییرات گسترده ناشی از کرونا فروش ۴‌میلیارد‌دلاری را تجربه کرد سال ۲۰۲۳ بود و حالا یک بار دیگر این اتفاق تکرار شده است.

 قاتل نامرئی قصه عشقی !
۷ ساعت قبل / روزنامه آرمان امروز

قاتل نامرئی قصه عشقی !

آرمان امروز : نمایش شنیدنی «چرک‌نویس‌های یک قاتل» به کارگردانی ایوب آقاخانی در ۵ قسمت تولید و پخش شده است. به گزارش خبرنگار مهر، ادوگاوا رامپو نام مستعار تارو هیرای (۱۸۹۴-۱۹۶۵) است که عموماً به عنوان بزرگترین نویسنده‌ ژاپنی ژانر تعلیق و معمایی شناخته می‌شود. او رمان‌نویس و نویسنده‌ داستان کوتاه پرکاری بود. نام مستعار [ ]