
به گزارش اطلاعات آنلاین به نقل از آرس تکنیکا، مؤسسات فرهنگی پیشرو مانند موزه وانگوگ آمستردام با عبور از الگوهای سنتی و پذیرش «تحلیل دادههای رفتاری»، در حال رقم زدن تحولی بنیادین در عرصه مدیریت هنر هستند. پژوهشگران با ردیابی مسیر حرکتی، زمان توقف و تعامل بازدیدکنندگان با راهنماهای دیجیتال، نشان دادهاند که چگونه تحلیل دقیق رفتارهای انسانی میتواند چیدمان تالارها را بهینهتر کند، شلوغی سالنها را کاهش دهد و بدون کوچکترین آسیبی به اصالت و خلاقیت هنری، جادوی موزه را برای نسل دیجیتال دوباره زنده سازد.
موزه وان گوگ آمستردام برای تحقق این تحول، در همکاری گسترده و چندساله با پژوهشگرانی از برجستهترین مدارس بازرگانی جهان -از جمله مدرسه مدیریت اسلون MIT، موسسه فناوری جورجیا و مدرسه بازرگانی IESE- الگوی رفتار بازدیدکنندگان را به زیر ذرهبین برده است. در مقالهای شاخص که در مجله Management Science به چاپ رسیده، محققان با تحلیل دادههای حاصل از ۲۵ هزار بازدید و تعامل کاربران با راهنماهای چندرسانهای دیجیتال، رفتارهای حرکتی، مدتزمان توقف در برابر آثار و نحوه تصمیمگیری مخاطبان را الگوسازی کردند.
نتیجه این پژوهش، مدلی ریاضی تحت عنوان «لوجیت چندجملهای مسیر» (Pathway MNL) بود. نتایج حاصل از بررسیها حاکی از آن است که بازدیدکنندگان به شدت تحت تاثیر چیدمانهای پیشنهادی راهنماهای دیجیتال قرار میگیرند؛ تا جایی که حتی تغییرات جزئی در ترتیب معرفی آثار، الگوی رفتوآمد درون موزه را تغییر میدهد. از سوی دیگر، دادهها نشان داد که مخاطبان همواره خواهان تنوع در ابعاد و دوره تاریخی آثار هستند، اما ترجیح میدهند در درونمایه و موضوع ثبات برقرار باشد. جالبتر آنکه بر خلاف تصور عموم، وجود شلوغی و ازدحام نسبی در اطراف یک نقاشی نه تنها مانع تعامل نمیشود، بلکه از دید بازدیدکنندگان به عنوان نشانهای از کیفیت و اهمیت آن اثر تلقی شده و آنها را به تماشا ترغیب میکند.
پژوهشگران بر اساس شبیهسازیهای این مدل دریافتند که جابهجایی استراتژیک آثار بسیار جذاب از نقاط پرتراکم (مانند نزدیکی آسانسورها و راهپلهها) و همچنین بهکارگیری چیدمانهای پیشنهادی هوشمند در راهنماهای دیجیتال، میتواند بدون آسیب زدن به اهداف هنری موزه، مدت زمان حضور مخاطبان و تعداد آثار دیدهشده توسط …












