
روزنامه دنیای اقتصاد نوشت: توافق آتشبس میان ایران و آمریکا که قرار بود با توقف درگیریها، بازگشایی تنگه هرمز و آغاز مسیر مذاکرات، از تشدید بحران جلوگیری کند، خیلی زود با بنبست مواجه شد و بار دیگر سایه جنگ را بر منطقه بازگرداند. تحلیلهای منتشرشده در نشریات فارنافرز و فارنپالیسی نشان میدهد که این توافق، به دلیل ماهیت کوتاهمدت و فقدان یک چارچوب سیاسی پایدار، نتوانست ریشههای اختلاف را حل کند.
در شرایطی که واشنگتن میان ادامه حملات، احتمال عملیات محدود زمینی و پذیرش مسیر دیپلماتیک گرفتار شده، نگرانیها از پیامدهای گستردهتر بحران بر امنیت منطقه، آزادی کشتیرانی و بازار جهانی انرژی افزایش یافته است. کارشناسان هشدار میدهند که تشدید نظامی؛ نهتنها راهحل بازگشایی تنگه هرمز نیست، بلکه میتواند آمریکا و منطقه را وارد چرخهای پرهزینه از درگیری کند؛ مسیری که تنها با یک توافق جامع و چندجانبه قابل مهار خواهد بود. در همین چارچوب؛ نشریه فارنافرز با پرداختن به این موضوع نوشت که از هم پاشیدن تفاهمنامه اسلامآباد چندان دور از انتظار نبود. این توافق نمونهای از «دیپلماسی معاملهمحور» دولت دونالد ترامپ بود؛ رویکردی که به جای حل ریشههای بحران، تنها به مدیریت موقت تنشها و دستیابی به دستاوردهای کوتاهمدت میاندیشد. تجربه غزه، توافقهای ابراهیم و اکنون پرونده ایران نشان میدهد که توافقهای محدود، اگر با یک روند سیاسی پایدار و نهادسازی همراه نباشند، تنها به وقفهای میان دو دور درگیری تبدیل میشوند.
این مقاله با مقایسه شرایط کنونی جهان با فضای پیش از جنگ جهانی اول، هشدار میدهد که تضعیف نهادهای بینالمللی، غلبه دیپلماسی شخصی، رقابت قدرتها و تصمیمهای کوتاهنگرانه، خطر ورود منطقه به چرخهای از بحرانهای پیدرپی را افزایش داده است. همانگونه که اروپا در سال ۱۹۱۴ به دلیل نبود سازوکارهای موثر مدیریت بحران به جنگی فراگیر کشیده شد، خاورمیانه نیز ممکن است در نتیجه رقابتهای امنیتی و ائتلافهای متغیر با بیثباتی مزمن مواجه شود.
در این میان، کشورهای عربی خلیج فارس نیز دریافتند که روابط نزدیک و معاملات اقتصادی با واشنگتن، لزوما به معنای برخورداری از تضمین امنیتی نیست. جنگ اخیر نشان داد که آمریکا بدون توجه به نگرانیهای شرکای منطقهای خود میتواند وارد درگیری …






