
اقتصاد ۲۴ نوشت: در شطرنج پیچیده دیپلماسی خاورمیانه، همواره بازیگرانی حضور دارند که بدون شلیک مستقیم یک گلوله، بیشترین سهم را از سفره منافع حاصل از جنگ میبرند. در میان درگیریهای حاد و روزافزون میان ایران و ایالات متحده آمریکا در منطقه خلیج فارس، نگاهها بیش از هر زمان دیگری به کاخ کرملین معطوف شده است؛ جایی که ولادیمیر پوتین با استراتژی مدیریت تنش کنترلشده، همزمان که از جهش قیمت نفت بهره برده و معافیتهای تحریمی میگیرد، جبهه دوم درگیری را برای واشنگتن زنده نگه میدارد و ظرفیتهای اطلاعاتی خود را به کارت بازی در مذاکرات پنهان تبدیل میکند. چرا مسکو با «نه» گفتن به فروش سلاح، چیزی از دست نمیدهد؟
در روزهای اخیر، اظهارات دونالد ترامپ در شبکه اجتماعی تروث سوشال واکنشهای فراوانی را در رسانهها و محافل تحلیلی به همراه داشت. رئیسجمهور آمریکا مدعی شده که در گفتوگوهای مستقیم با ولادیمیر پوتین و شی جینپینگ، از آنها قول صریح گرفته است که هیچگونه تسلیحاتی به جمهوری اسلامی ایران نفروشند یا واگذار نکنند. ترامپ حتی با لحنی اطمینانبخش تاکید کرده که «من به شی و پوتین اعتماد دارم و فکر نمیکنم بخواهند باعث شوند من از آنها ناامید شوم.».
اما این موضع خوشبینانه کاخ سفید با گزارشهای نهادهای اطلاعاتی غربی و تحولات میدانی تفاوت فاحشی دارد. سؤالی که برای ناظران آگاه مطرح میشود این است که چرا مسکو به راحتی در ظاهر تعهد عدم فروش سلاح میدهد؟ پاسخ در هوشمندی استراتژیک کرملین نهفته است. روسیه نبردهای مدرن امروز را به خوبی میشناسد؛ نیازی نیست تانک و هواپیمای جنگی مستقیماً به ایران فروخته شود تا خشم واشنگتن برانگیخته شود، وقتی میتوان با انتقال «اطلاعات ماهوارهای»، «سامانههای ناوبری» و «تجربیات جنگ الکترونیک»، کارایی تسلیحات بومی ایران را چندین برابر ساخت، بدون آنکه ردپای رسمی از تسلیحات سختافزاری بر جای بماند. نفت ۱۰۰ دلاری و معافیتهای تحریمی؛ سودی که به جیب مسکو میرود
شاید ملموسترین و نقدترین سود روسیه از تداوم بحران میان تهران و واشنگتن، در بازار جهانی انرژی رقم میخورد. پیش از اوجگیری درگیریهای اخیر در تنگه هرمز و خلیج فارس، مسکو به دلیل تحریمهای سنگین غربی ناشی از جنگ اوکراین، مجبور بود نفت خام خود را با تخفیفهای سنگین …










