
مهرداد خدیر در عصر ایران نوشت: آقای شیخ محمد تقی نقد علی نمایندۀ مجلس به نقل از یک نمایندۀ دیگر و همفکر خود گفته است: از درد بیحجابی در خانه گریه میکند و جوری نقل کرده که شرح احوال خود او هم باشد ولو احتمالا با شدت یا حجم اشکهای کمتر.
این جناب نقد علی و آن همکار نمایندۀ او همانهایند که برای دختران و زنان این سرزمین و بر سر نوع پوشش و سبک زندگی آنها خط و نشان میکشیدند و ماهها وقت و بودجه مجلس را برای تصویب قانونی تلف کردند که رییس جمهور پزشکیان گفت قابلیت اجرا ندارد و اکنون متروک و منسوخ شده و تنها اشک و ضجه و زاری آن برای نقد علی و رفقا باقی مانده و احتمالا دوربینهایی که گفته شده اسراییلیها روی آن سوار شدند و ترورها با بهره از آن صورت گرفت.
دربارۀ سخنان تازۀ این نمایندۀ معمم و مصمم مجلس نکاتی را میتوان یادآور شد:
۱. از درد بیحجابی گریهتان میگیرد، از درد بیمجلسی چطور؟ آخر این که پای لپتاپ بنشیند و نایب رییس مثل آقا معلم حاضر غایبتان کند و جلسه را مجازی برگزار کنند چه شباهتی دارد به همان مجلس دستاورد مشروطه که مصدق و مدرس و بهار یا بازرگان و رهبر شهید و مرحوم هاشمی نمایندۀ آن بودند؟ تازه در این جلسه مجازی ۵۰ نفر غایب باشند گریه دارد یا خندهناک است؟! همین که موضوع اندوه ما شباهتی به دغدغۀ اکثر مردم ایران ندارد نشان می دهد نقد علی و امثال نقدعلی چه نسبتی با اقکار عمومی دارند.
۲. اگر بیحجابی را درد میدانید طبعا برای یک درد باید دنبال دارو و درمان باشد. برای یک درد (مطابق تعریف و تلقی او) تنها وقتی اشک میریزند که یا درمانی نیابند یا خیلی شدید باشد یا از عهده علاج برنیایند. شاید منظور او این است که از شدت درد گریهاش میگیرد؛ مثل دنداندرد. اما آن هم با گریه مداوا نمیشود و یا باید قرصی بخورید یا نزد دندانپزشک بروید. آن نسخۀ قبلی که پیچیدند البته افاقه نکرد. همچنان به همان نسخه معتقدند و باطوم را چاره کار میدانند؟ چرا پلیس را رویاروی مردم قرار دهید؟ خودتان یک روز با چوب و باطوم درصدد درمان برآیید ببینید مردم چه واکنشی نشان میدهند. یا اصلا با لباس پاسبانی بروید. …






