
خبرآنلاین نوشت تنگه بابالمندب و آبهای دریای سرخ بار دیگر به صحنهای برای آزمون اصول حقوق بینالملل تبدیل شدهاند. نیروهای مسلح وابسته به انصارالله یمن، با تکیه بر قابلیتهای نامتقارن خود و حمایتهای خارجی، تهدید کردهاند که در صورت گسترش درگیریها به جنگ کامل، میتوانند این مسیر حیاتی را مختل کنند. اهمیت ژئوپلیتیک بابالمندب و دریای سرخ
تنگه بابالمندب، که دریای سرخ را به خلیج عدن متصل میکند، یکی از کلیدیترین آبراههای جهان است. طبق آمار، پیش از بحرانهای اخیر، حدود ۱۲ درصد تجارت جهانی و بخش قابل توجهی از حملونقل انرژی از این مسیر عبور میکرد. کانال سوئز در ادامه این مسیر، حلقه اتصال اروپا و آسیا را کامل میکند.
از منظر حقوق بینالملل، کنوانسیون ۱۹۸۲ سازمان ملل متحد در مورد حقوق دریاها (UNCLOS) اصل آزادی کشتیرانی و بهویژه «عبور ترانزیت بیضرر» را در تنگههای بینالمللی تضمین کرده است. بابالمندب به عنوان تنگهای که دو بخش از آبهای آزاد را به هم پیوند میدهد، مشمول این رژیم حقوقی است و هیچ دولتی یا گروهی حق تعلیق یکجانبه آن را ندارد، مگر در شرایط استثنایی و با رعایت تناسب و هرگونه تلاش برای بستن یا تهدید جدی این آبراه، میتواند نقض صلح و امنیت بینالمللی تلقی شود و تحت فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد قرار گیرد.
با این حال، حوثیها در یمن با استناد به وضعیت جنگی در یمن و مقابله با اقدامات عربستان، این اصول را به چالش میکشند. این وضعیت، یادآور آن است که در مخاصمات مدرن، گروههای غیردولتی نیز میتوانند با اقدامات خود، قواعد آمره حقوق بینالملل را تحت فشار قرار دهند. قابلیتهای عملی حوثیها: میان واقعیت و محدودیت
حوثیها در سالهای اخیر با توسعه سلاحهای نامتقارن، از جمله موشکهای ضدکشتی الهامگرفته از فناوریهای ایرانی، پهپادهای انتحاری، قایقهای تندرو مجهز به مواد منفجره و مینهای دریایی، توانایی اختلال در تردد دریایی را به دست آوردهاند. گزارشهای معتبر نشان میدهد که آنها در ارتفاعات مشرف به تنگه، موشکها و پهپادها را مستقر کردهاند و در حملات همزمان و انبوه تجربه کسب کردهاند.
در سناریوی جنگ تمامعیار، بهویژه با آمادگی بستن مسیر در صورت حمله به زیرساختهایش، حوثیها میتوانند …
