![[منوچهر دینپرست] بازی تمام شد](/news/u/2026-07-28/ettelaat-qk0sm.jpg)
عبدی از آن دسته بازیگرانی بود که مسیر حرفهایاش تنها به یک گونه یا یک قالب محدود نشد. او هم توانست در آثار جدی و ماندگار بزرگان سینما حضور پیدا کند و هم در سالهای بعد، با تکیه بر تواناییهای کمدی و طنازی خود، جایگاه ویژهای میان مخاطبان عام پیدا کند.
البته در روزهای پس از درگذشت او، درباره کارنامه بلند و پر فراز و نشیبش بسیار گفته و نوشته شده است؛ از همکاریهای مهمش با کارگردانانی چون داریوش مهرجویی، ناصر تقوایی و علی حاتمی گرفته تا نقشهای محبوبی که در ذهن مردم ماندگار شدند. اما شاید مهمتر از مرور فهرست آثار او، توجه به ویژگیای باشد که اکبر عبدی را از بسیاری از بازیگران همدورهاش متمایز میکرد؛ توانایی خلق شخصیتهایی متفاوت که هرکدام هویت و جهان مستقل خود را داشتند.
اکبر عبدی بازیگری بود که شخصیتپردازی در وجود و ذاتش نهادینه شده بود. او فقط دیالوگ نمیگفت یا ظاهر یک شخصیت را تغییر نمیداد؛ بلکه تلاش میکرد از درون به نقش نزدیک شود. همین ویژگی باعث میشد تماشاگر احساس کند با یک شخصیت واقعی روبهرو است، نه صرفاً بازیگری که در حال اجرای یک نقش است.
یکی از نمونههای فراموشنشدنی توانایی او، بازی در فیلم «آدمبرفی» است؛ جایی که عبدی دو شخصیت متفاوت زن و مرد را با ظرافت و مهارت اجرا کرد و نشان داد که چگونه میتوان از مرزهای معمول بازیگری عبور کرد و مخاطب را با خود همراه کرد.
در فیلم «مادر» ساخته زنده یاد علی حاتمی نیز در نقش پسری سادهدل و کمتوان ذهنی، یکی از تجربههای ماندگار او به شمار میرود؛ نقشی که بدون اغراق و با تکیه بر احساس، مخاطب را با خود همراه میکرد.
به خصوص سکانسی که مارد از در وارد حیات خانه میشود و اکبر عبدی با ظاهری مهربانان و پر احساس چادر مادر را بو می کند. صحنه ای به شدت احساسی که شنیده ام ابتکار خود عبدی بود و علی حاتمی سخت تحت تاثیر این صحنه قرار گرفته بود. همچنین، بسیاری از مخاطبان هنوز بازی او در مجموعه تلویزیونی «بازم مدرسهام دیر شد» را به یاد دارند؛ اثری که بخشی از خاطرات جمعی چند نسل شد.
عبدی در سالهای اخیر نیز در قالبهای مختلف طنز ظاهر شد و حتی در برخی آثار نقش زنان سالمند را ایفا کرد؛ تجربهای که برای بسیاری از بازیگران دشوار است، اما …






