قیمت طلا امروز




 خبرگزاری دانشجو / ۱۴۰۵/۰۵/۰۸

مکتب شاذگویی و موهومات بی‌پایان فلاحت‌پیشه !

ایران و نیرو‌های مقاومت در منطقه فارغ از علقه‌های دینی و هویتی، از نوعی «وابستگی متقابل امنیتی» برخوردارند. این یعنی کاهش توان یک طرف و افزایش تهدیدات آن منج...
 مکتب شاذگویی و موهومات بی‌پایان فلاحت‌پیشه !

به گزارش گروه سیاسی  خبرگزاری دانشجو؛ پس از تضعیف حزب‌الله لبنان و سقوط سوریه که امتداد زنجیره‌ی آن در حمله به ایران در ۲۳ خرداد پدیدار شد، کم‌تر کسی پیدا می‌شود که متوجه نشده باشد سنگر اول دفاعی ایران نه در مرز‌های آن که در جنوب لبنان و سوریه قرار داشته است.

 از قضا به همین علت با تضعیف حزب‌الله لبنان و سقوط حکومت اسد که به معنای فروپاشی بازدارندگی منطقه‌ای ایران بود و صهیونیست‌ها در هر دو مورد دست داشتند، آتش جنگ پس از چندین دهه به مرز‌های ایران رسید.

با این حال همچنان هم تحلیل‌گرنمایانی پیدا می‌شوند که تلاش می‌کنند واقعیات سال‌های اخیر را وارونه جلوه دهند. یکی از نمونه‌های بارز این ماجرا حشمت‌الله فلاحت‌پیشه است که از طنز روزگار نه‌تنها بر کرسی هیئت علمی دانشگاه جلوس داشته بلکه با سطحی‌ترین درک از مسائل و تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی، رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس هم بوده است. کسی که آرا و نظراتش بیش از آنکه به «تحلیل» شباهت داشته باشند، به حرافی‌های فاقد ارزش شباهت دارند. زیستن در عالم موهومات

در آشوب‌های سال ۸۸ که به «فتنه سبز» مشهور شد، شعاری بیان شد که اگر در آن موعد ممکن بود هر شخص ناآگاهی فریادش بزند، امروزه تنها کودن‌ها به آن باور دارند؛ شعار «نه غزه-نه لبنان، جانم فدای ایران»!

حال اکنون پس از تحولات سال ۱۴۰۳ یعنی تضعیف حزب‌الله لبنان به وسیله عملیات پیجر‌ها و ترور چارت فرماندهی آن و همچنین سقوط حکومت بشار اسد در سوریه که به جنگ‌های ۱۴۰۴ یعنی حمله به ایران در ۲۳ خرداد و ۹ اسفند منجر شد، اثبات شده که اگر شبکه منطقه‌ای ایران با فروپاشی و انهدام مواجه شود ایران نیز با تهدیدات موجودیتی مواجه خواهد شد.

 از سوی دیگر در صورتی می‌توان در برابر تهدیدات موجودیتی مقابله کرد که اضلاع شبکه مقاومت به یکپارچگی راهبردی یا همان «وحدت ساحات» رسیده باشند. جنگ رمضان اثبات‌گر همین ادعا بود.

با این وجود علی‌رغم این واقعیات که حتی غیرسیاسی‌ترین افراد هم می‌توانند از تحولات منطقه‌ای پسا ۷ اکتبر به نتایج مذکور برسند، فلاحت‌پیشه که روزگاری رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس بوده کماکان از درک آن عاجز مانده است.

او همانند شاذگویی‌های گذشته خود بار دیگر شبه‌تحلیل‌هایی را مطرح کرده که بیش از آنکه نشان از فهم عمیقی داشته باشد از بهره‌ی پایین هوشی وی خبر می‌دهد.

 فلاحت‌پیشه در تعریض به رهبر شهید انقلاب با نقل جملاتی از ایشان گفته: «شما گفتید که «اگر در لبنان و فلسطین نجنگیم، در تهران و کرمانشاه می‌جنگیم»، خب دو تا جنگ را بر سر کرمانشاه و تهران و کشور آوردید! این چه راهبردی بود؟ خب چرا جنگ آمد بر سر ملت؟ چرا هر روز همین تهران بمباران می‌شد؟»

این در صورتی است که اگر او همین حرف‌های خود را هم به خوبی متوجه شده بود می‌فهمید که چرا به عکس دوره اول ترامپ، او در دوره دوم ریاست جمهوری خود به ایران حمله کرد و از ایران «تسلیم بی‌قیدوشرط» خواست.

در واقع اگر فلاحت‌پیشه موهومات و مفروضات شبه‌ایدئولوژیک خود را کنار می‌گذاشت و واقعیات دو سال اخیر را مرور می‌کرد می‌فهمید که دلیل بمباران تهران این بود که ایران طبق رویکرد مطلوب و مدنظر فلاحت‌پیشه در لبنان نجنگید و از همین رو جنگ به تهران و کرمانشاه آمد. آنچه که فلاحت‌پیشه می‌گوید در اصل اثبات ادعاست و نه رد آن!

هر چند شاید از کسی که دو سال قبل معتقد بود «ترامپ برخلاف گذشته گزینه‌ای تحت عنوان گزینه نظامی را در دست نخواهد داشت و در عرصه دیپلماسی هم مثل گذشته جاه طلبانه رفتار نمی‌کند» نتوان توقع داشت که همین موضوع بدیهی را هم بفهمد.

 باید اذعان کرد به عکس چهره شبه‌آکادمیک فلاحت‌پیشه و امثال وی، این جماعت آنقدر ایدئولوژیک هستند که هیچ‌گاه نمی‌توانند «موهومات مقدس» خود را کنار بگذارند و نظری به عینیات بیندازند. مکتب شاذگویی

فلاحت‌پیشه را می‌توان یکی از سرآمدان «مکتب شاذگویی» در ایران دانست. به تعبیر دقیق‌تر نظرات فلاحت‌پیشه و امثال وی، اوج تجلی اباطیل‌گویی‌هایی است که اگرچه علی‌الظاهر در جهت مصالح عامه و صلح‌طلبی جلوه می‌کند، اما در غایت آن سرنوشتی جز نابودی کشور نخواهد بود. نمود این موضوع بیاناتی است که خود او تاکنون داشته است.

 فی‌المثل وی در اردیبهشت سال گذشته بیان کرده بود: «نتانیاهو به عنوان یک بازیگری که از ۷ اکتبر گروه‌های مقاومت را تضعیف کرد و دنبال کاهش قابلیت‌های نظامی ایران بود، حالا هم می‌خواهد به آن نقش ادامه دهد. او دنبال حمله‌ی نقطه زنی به ایران بود و می‌خواست این جنگ را به اقدام آمریکایی-اسراییلی تبدیل کند. ترامپ این فرصت را از نتانیاهو گرفت، چون ترامپ به شدت نگران است که اگر جنگی صورت بگیرد، ممکن است اوضاع امنیتی منطقه بهم ریزد و برای برنامه‌های آمریکا بحرانی خواهد بود.» در واقع این بیان وی که اکنون بی‌بنیه و پوچ بودن آن پس از جنگ‌های ۱۲ روزه و رمضان اثبات شده، بیش از هر چیز نشانگر آن است که توهم «جدایی استراتژیک اسرائیل و آمریکا» از مغز‌های تهی امثال چه کسانی بیرون آمده است.

رئیس اسبق کمیسیون امنیت ملی پیش‌تر هم گفته بود: «باید بپذیریم که اگر کشور‌های منطقه به صورت جدی مخالف جنگ باشند، ترامپ نمی‌تواند فقط به خاطر راضی نگه داشتن نتانیاهو ایران را به جنگ بکشاند.»

 با این وجود اکنون عیان شده که برخلاف اباطیل‌گویی‌های فلاحت‌پیشه، نه‌تنها برخی کشور‌های منطقه مشوق ترامپ برای حمله به ایران بوده‌اند بلکه این تضعیف توان منطقه‌ای ایران و نتیجتا تصویر «ایران ضعیف» بود که نقش محرکه جنگ را به عهده داشت.

در حقیقت این اظهاراتِ توهم‌گونه نمود تام‌وتمامی از جریان شبه‌علمی «مکتب شاذگویی» است که علی‌رغم ظاهرالصلاحی، رسوخ تفکرات آن می‌تواند سیاست خارجی و دستگاه دیپلماسی ایران را با خطا‌های محاسباتی عدیده مواجه سازد.

 تفکراتی که با ماندن در فضای عصر یکجانبه‌گرایی آمریکا، تلاش دارند تا القا کنند که با دوری از تنش و یا به تعبیر خودشان «تنش‌زدایی» می‌توان به صلح رسید حال آنکه «صلح از لوله توپ در می‌آید.» اتحاد راهبردی

واقعیت غیرقابل انکار این است که ایران و نیرو‌های مقاومت در منطقه فارغ از علقه‌های دینی و هویتی، از نوعی «وابستگی متقابل امنیتی» برخوردارند.

 بدین معنا که کاهش توان یک طرف و افزایش تهدیدات آن منجر به همین موضوع در طرف دیگر خواهد شد. به همین علت، تضعیف حزب‌الله لبنان منجر به جسورترشدن اسرائیل شد و سقوط حکومت اسد حمله به ایران را نتیجه داد.

بر این اساس می‌توان گفت سنگر اول ایران در نبرد با مهم‌ترین دشمن منطقه‌ای خود یعنی اسرائیل، حزب‌الله لبنان خواهد بود و از سوی دیگر مهم‌ترین متحد حزب‌الله در منطقه نیز جمهوری اسلامی ایران می‌باشد.

به همین دلیل آنچه که برای اعتلای محور مقاومت و امنیت ایران ضروری خواهد بود این است که برخلاف رویکرد‌های انزواگرایانه‌ی امثال فلاحت‌پیشه می‌بایست اتحاد و همکاری بین اضلاع این محور بیش از پیش افزایش پیدا کند.

امری که چشم‌انداز آن در بیعت حزب‌الله لبنان با رهبر معظم انقلاب که ایشان را علمدار «پرچمی که روزی امام حسین (ع) در کربلا برافراشت» دانسته است به چشم می‌خورد.

از سوی دیگر، رهبر انقلاب نیز در پاسخ خود به بیعت حزب‌الله بیان کردند: «جمهوری اسلامی ایران نیز در راستای خطّ‌مشی رهبر معظّم و شهید انقلاب امام سیّدعلی خامنه‌ای رضوان اللّه تعالی علیه دفاع از این مجاهدان مظلوم و مقتدر را سیاست راهبردی خود تعیین کرده و حفظ تمامیّت ارضی لبنان و رفع کامل و بدون قیدوشرط تجاوز رژیم صهیونیستی را به‌عنوان شرط اوّل تفاهم‌نامه‌ی پایان جنگ تحمیلی با آمریکای متجاوز قرار داده است.»

این اتحاد راهبردی و البته ایمانی-عقیدتی نشانگر آن خواهد بود که روابط ایران با متحدین خود در یمن، عراق و بالاخص لبنان بیش از پیش ادامه خواهد یافت که می‌تواند با درس‌گیری از تجارب سال ۱۴۰۳، تاثیری بنیادین بر دکترین منطقه‌ای ایران برجای بگذارد.

 دکترینی که در آن «وحدت ساحات» می‌بایست نقطه‌ثقل آن قرار بگیرد و در نتیجه تمامی اضلاع مقاومت به شکلی یکسان در برابر تهدیدات خود مقاومت را پیشه سازند.



۲ دقیقه قبل / سایت تجارت نیوز

ادعای تبلیغات انتخاباتی ترامپ درباره تنگه هرمز / شکست بخوریم استیضاح می‌شوم

به گزارش تجارت نیوز، ترامپ جمعه شب به وقت محلی در یک تجمع انتخاباتی در کارولینای جنوبی با تکرار تناقض گویی هایش ادعا کرد: «ما نمی‌توانیم اجازه دهیم آنها به سلاح هسته‌ای دست پیدا کنند؛ نمی‌توانیم اجازه دهیم ایران به سلاح هسته‌ای دست پیدا کند، وگرنه شاهد اتفاقات بسیار بدی خواهید بود.»

ترامپ همچنین هشدار داد که اگر جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای سال ۲۰۲۶ شکست بخورند، دموکرات‌ها دلیلی برای استیضاح او پیدا خواهند کرد.

او خطاب به حاضران گفت: «باید در انتخابات میان‌دوره‌ای پیروز شوید، چون اگر در انتخابات میان‌دوره‌ای پیروز نشویم، آن‌ها دلیلی برای استیضاح من پیدا خواهند کرد. من استیضاح خواهم شد.»

رئیس جمهوری آمریکا با ادعاهای بی اساس درباره ایران مدعی شد: «ما وارد عمل شدیم و آنها را متوقف کردیم. آنها هرگز سلاح هسته‌ای نخواهند داشت.»

ترامپ گفت: آنها خواهان توافق هستند که حتی نمی‌دانیم آیا خودمان توافقی می‌خواهیم یا نه، چون من در حال حاضر تنگه هرمز را قلمرو آمریکا می‌دانم. »

رئیس جمهوری آمریکا که با پیامدهای اقتصادی جنگ و افزایش قیمت انرژی دست و پنجه نرم می کند، ادعا کرد که قیمت انرژی پس از پایان جنگ علیه ایران کاهش خواهد یافت.

وی مدعی شد: به محض اینکه کارمان تمام شود، قیمت نفت پایین‌تر از همین مدت کوتاه قبل خواهد آمد. ما قیمت آن را برای خودروی شما پایین آورده بودیم.»

رئیس جمهوری آمریکا در ادامه لفاظی های خود در کارولینای جنوبی خطاب به حاضران مدعی شد: «جمعه شب است و کلی وقت داریم! چه غلطی باید کنم؟… برگردم ایران را کمی بیشتر بمباران کنم؟»

ترامپ با تکرار ادعاهایش درباره حملات تجاوزکارانه به ایران مدعی شد: نمی‌دانم با چه کسی باید مذاکره کنم و این یک مشکل است.

رئیس جمهوری آمریکا ادعا کرد: این تنها کشور دنیاست که هیچ‌کس نمی‌خواهد رئیس‌جمهوری آن باشد. می‌گویند «چه کسی می‌خواهد رییس‌جمهور باشد؟» و بعد می‌گویند «نه، نه، من نمی‌خواهم رئیس‌جمهویر باشم. بنابراین، این کمی مشکل‌ساز است.»

ترامپ در ادامه اظهارات ضد و نقیض خود و در توجیه حملات به ایران مدعی شد: اگر ایران روزی به سلاح هسته‌ای دست پیدا کند، از آن استفاده خواهد کرد. آن‌ها بلافاصله اسرائیل و خاورمیانه را نابود خواهند کرد، و فکر می‌کنید سراغ ما نخواهند آمد؟ آن وقت می‌گویید “شهر بعدی کدام است؟” ما اجازه نخواهیم داد چنین اتفاقی بیفتد. ما یک سال پیش، بمب‌افکن‌های بی-۲ را داشتیم که به کل این ماجرا پایان دادند.

وی با بیان این ادعا که در باره ایران خوب پیش می رویم، مدعی شد: رسانه‌های جعلی فقط نمی‌خواهند این موضوع را این‌طور گزارش کنند اما حالا کم‌کم در حال نزدیک شدن به این واقعیت هستند، چون حرف زیادی برای گفتن ندارند.

ترامپ درباره ونزوئلا نیز گفت: من ونزوئلا را دوست دارم و روابط بسیار خوبی داریم. ما میلیاردها دلار از این کشور درآمد داریم.

وی با تمجید از حمله آمریکا به ونزوئلا افزود: این را در نظر داشته باشید که هیچ‌کس دوست ندارد درباره آن صحبت کند. این ماجرا یک روز طول کشید. همه می‌گفتند «اوه، این ماجرا طولانی خواهد شد.» اما فقط یک روز طول کشید.

ترامپ درباره مسائل داخلی آمریکا همچنان به دولت جو بایدن انتقاد کرد و گفت: بایدن بدترین تورم در ۴۸ سال گذشته و بدترین کسری تجاری در تاریخ جهان را ایجاد کرد.

وی به اقداماتی که در دوران ریاست‌جمهوری خود در پایتخت آمریکا انجام داده است، اشاره و ادعا کرد: اشنگتن تمیز، امن و زیبا شده است. رستوران‌ها پر شده‌اند و جرائم ۷۸ درصد کاهش یافته است.

رئیس جمهوری آمریکا مدعی شد: بناهای یادبود دیگر از دیوارنویسی پاک شده‌اند و چادرهای بی‌خانمان‌ها جمع شده است. واشنگتن «جذاب‌ترین» شهر آمریکا است.

ترامپ در آستانه انتخابات میاندوره ای آمریکا تعدادی از کاندیداهای دموکرات‌ها را کمونیست و کمونیسم را بزرگترین خطر برای آمریکا خواند.

منبع: ایرنا


۲ دقیقه قبل / سایت تجارت نیوز

ترامپ مدعی شد: فقط توافق‌های خوب انجام می‌دهم

به گزارش تجارت نیوز، ترامپ روز جمعه به وقت محلی در جمع خبرنگاران ادعا کرد: «آن‌ها (ایران) خیلی مایل‌ هستند به توافق برسند، اما هنوز آماده نیستند که به یک توافق درست برسند.»

رئیس جمهوری آمریکا در ادامه ادعاهای خود درباره تنگه هرمز بار دیگر گفت : ما کنترل منطقه مرتبط با تنگه هرمز را در اختیار داریم و این، کنترل مناطق خشکی را نیز در بر می‌گیرد.

ترامپ در پاسخ به سوال خبرنگاری مبنی بر اینکه آیا روی آوردن به جنگ اقتصادی درباره ایران، نشان می‌دهد که گزینه‌های نظامی آمریکا محدود شده است؟ مدعی شد: نه اصلا اینطور نیست و من فقط توافق های خوب انجام می دهم.

ترامپ در حالیکه آمریکایی ها با پیامدهای اقتصادی جنگ علیه ایران دست و پنجه نرم می کنند، ادعاهای را درباره توان نیروی دریایی و هوایی مبنی بر این که آمریکا آسیب هایی جدی به آن وارد کردند و تورم و شرایط اقتصادی ایران مطرح کرده است.

وی در پاسخ به سوال خبرنگاری مبنی بر اینکه بدهی ملی از ۴۰ تریلیون دلار فراتر رفته است. آیا درباره اینکه برای آن چه باید کرد، گفت‌وگو می‌کنید؟ گفت: این مساله ۳۵ سال است که وجود دارد.

رئیس جمهوری آمریکا افزود: راه حل کاهش بدهی، رشد اقتصادی است و ما رشد اقتصادی بسیار چشمگیری داریم. این رشد به‌راحتی مشکل بدهی را حل خواهد کرد.

ترامپ در پاسخ به این سوال که آیا به اسکات بسنت وزیر خزانه داری، دستور دادید در بازار اوراق قرضه مداخله کند؟ نیز گفت: نه. او مرد بسیار توانمندی است و خودش می‌خواست این کار را انجام دهد.

او در پاسخ به سوال دیگر این خبرنگار که بازدهی اوراق از آن زمان دوباره افزایش پیدا کرده است. آیا درباره نوع دیگری از مداخله با او صحبت کرده‌اید؟ آیا قرار است چنین کاری انجام دهد؟ نیز مدعی شد: ما انواع مختلفی از مداخله داریم. این یکی از آن‌هاست. مداخله نهایی، ارتش ماست. و اگر مجبور باشیم از آن استفاده کنیم، این کار را خواهیم کرد، بله.

منبع: ایرنا


۶ دقیقه قبل / سایت روزنو

ترامپ از جنگ به نتیجه نرسید و میز را در خطر دید و به اقتصاد ایران حمله کرد!

ترامپ پس از آنکه در میدان نظامی به پیروزی سریع و قاطع دست نیافت و راه مذاکره با تهران نیز به گشایشی نرسید، اکنون ظاهرا به جبهه‌ای قدیمی، اما با شدتی تازه و در عین حال بی‌سابقه پناه برده است؛ جنگ اقتصادی علیه ایران که رئیس‌جمهور آمریکا از آن به‌عنوان روز «دی» اقتصادی (D-Day) علیه ایران یاد می‌کند.

به گزارش روز نو «D-Day» یا روز «دی» اقتصادی، تعبیر استعاری ترامپ برای بزرگ‌نمایی طرح تشدید فشار‌های اقتصادی علیه ایران است. اصطلاح D-Day ریشه‌ای نظامی دارد و بیش از همه به ششم ژوئن ۱۹۴۴، روز آغاز عملیات بزرگ متفقین در نرماندی، اشاره می‌کند؛ روزی که سرآغاز یک عملیات گسترده و تعیین‌کننده بود. از این‌رو، منظور ترامپ از «Economic D-Day» آغاز کارزاری فراگیر برای افزایش تحریم، فشار و انزوای اقتصادی ایران است که به بیان ساده‌تر می‌توان از تعابیری همچون «روز سرنوشت‌ساز اقتصادی»، «عملیات بزرگ اقتصادی» یا «روز آغاز جنگ تمام‌عیار اقتصادی» استفاده کرد.

با این حال، مسئله اساسی آن است که تحریم علیه ایران ابزار تازه‌ای نیست و در دهه‌های گذشته بخش بزرگی از اقتصاد و تجارت کشور در معرض اشکال گوناگون محدودیت‌های آمریکا قرار داشته است. از همین رو، تشدید تحریم‌ها را نباید صرفا با این پیش‌فرض تحلیل کرد که فشار بیشتر الزاما نتیجه سیاسی بیشتری به همراه می‌آورد. در عین حال، نباید خطرات این سیاست را نیز کوچک شمرد؛ زیرا هر موج تازه فشار می‌تواند بر منابع ارزی، تجارت، بازار انرژی و زندگی مردم آثار درخور توجهی بر جای بگذارد. بنابراین، مواجهه واقع‌بینانه با سیاست جدید واشینگتن، در کنار تأکید بر ناکامی تاریخی فشار برای تحمیل خواست سیاسی، مستلزم شناخت دقیق آسیب‌پذیری‌های اقتصادی و تقویت ظرفیت‌های داخلی برای کاهش هزینه‌هاست.

آغاز مرحله‌ای تازه از فشار یا تکرار یک سیاست قدیمی؟

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، روز چهارشنبه هفته گذشته به وقت محلی، در پیامی در شبکه اجتماعی تروث‌سوشال مدعی شد پس از آنچه «فرصت‌های متعدد» برای توافق با جمهوری اسلامی ایران خواند، اکنون زمان آغاز «خردکننده‌ترین عملیات اقتصادی» علیه ایران فرا رسیده است. او این اقدام را «جنگ اقتصادی و انزوای اقتصادی در مقیاسی بی‌سابقه» توصیف کرد و کوشید آن را به‌عنوان مرحله‌ای تازه و تعیین‌کننده در سیاست واشینگتن علیه تهران معرفی کند.

ترامپ در بخش دیگری از پیام خود، با تکرار ادعا‌های پیشین درباره وضعیت توان نظامی و اقتصادی ایران، مدعی شد «زیرساخت‌های نظامی ایران آسیب دیده و اقتصاد کشور در وضعیت بحرانی قرار دارد». او همچنین تهدید کرد «هر کشوری به مؤسسات مالی، شرکت‌ها، فرودگاه‌ها یا نهاد‌های دولتی خود اجازه دهد به هر شکل از ایران حمایت کنند، با پیامد‌های شدید اقتصادی روبه‌رو خواهد شد». ترامپ در ادامه نیز از قاچاق نفت، خطوط اعتباری، انتقال‌های نقدی، صرافی‌ها، ثبت کشتی‌ها و شرکت‌های پوششی نام برد و خواستار توقف این سازوکار‌ها شد.

رئیس‌جمهور ایالات متحده حتی برای برجسته‌سازی طرح خود، از تعبیر «روز دی اقتصادی» (D-Day) استفاده کرد و با ارجاع به ادبیات جنگی، از متحدان آمریکا خواست برای منزوی‌کردن ایران در کنار واشینگتن قرار گیرند. این ادبیات نشان می‌دهد کاخ سفید درصدد است که فشار اقتصادی را نه صرفا مجموعه‌ای از تحریم‌های اداری و حقوقی، بلکه بخشی از یک کارزار فراگیر سیاسی، مالی و بین‌المللی علیه ایران تعریف کند.

در همین چارچوب، جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا نیز از ورود واشینگتن به «مرحله جدیدی» در اعمال فشار علیه ایران سخن گفت. او در گفت‌وگویی تلویزیونی با کانال نیوزمکس، فشار اقتصادی را مؤثرترین ابزار آمریکا برای رسیدن به اهدافش دانست، اما در عین حال پذیرفت که این مسیر یک‌طرفه نیست. به گفته ونس، در حالی که آمریکا تلاش می‌کند فشار اقتصادی بر ایران را افزایش دهد، تهران نیز ممکن است برای وارد‌کردن هزینه به طرف مقابل، دست به اقدامات تلافی‌جویانه بزند.

ونس در توصیف این وضعیت از «مرز باریک» و «رقصی ظریف» سخن گفت؛ عبارتی که خود نشان‌دهنده دشواری محاسبات واشینگتن است. آمریکا از یک سو می‌خواهد با محدود‌کردن درآمد‌های ایران، به‌ویژه در حوزه انرژی، محاسبات تهران را تغییر دهد و از سوی دیگر نگران آن است که تشدید تنش، هزینه‌هایی برای اقتصاد آمریکا و بازار جهانی انرژی ایجاد کند. معاون ترامپ در همین زمینه افزایش تولید و صادرات نفت و گاز آمریکا را ابزاری برای کاهش قیمت انرژی در داخل و هم‌زمان افزایش فشار بر ایران معرفی کرد. با این همه، اعتراف ونس به اینکه ایران همچنان توان اقدامات تلافی‌جویانه دارد و اهرم مهمی همچون موقعیت راهبردی تنگه هرمز در معادلات منطقه‌ای و انرژی جهانی در اختیار دارد، بخش مهمی از محدودیت‌های سیاست جدید آمریکا را آشکار می‌کند. فشار اقتصادی علیه ایران در خلأ اعمال نمی‌شود و هر تصمیم برای گسترش آن می‌تواند بر بازار نفت، امنیت مسیر‌های دریایی و هزینه‌های انرژی در نقاط مختلف جهان اثر بگذارد.

از این منظر، اعلام «شدیدترین عملیات اقتصادی» بیش از هر چیز باید در بستر بن‌بست موجود در دیگر عرصه‌ها تحلیل شود. واشینگتن می‌کوشد با انتقال مرکز ثقل فشار از میدان نظامی به اقتصاد و تجارت، معادلات را به نفع خود تغییر دهد. اما پرسش مهم همچنان باقی است؛ اینکه آیا افزایش شدت همان ابزار‌هایی که سال‌ها علیه ایران به کار گرفته شده‌اند، می‌تواند نتیجه‌ای متفاوت ایجاد کند یا آنچه «مرحله جدید» نامیده می‌شود، در عمل نسخه تشدیدشده همان سیاست قدیمی خواهد بود؟

واکنش تهران؛ از محکومیت «تروریسم اقتصادی» تا هشدار درباره پیچیدگی شرایط اقتصادی

واکنش ایران به اعلام سیاست جدید آمریکا، ترکیبی از موضع‌گیری سیاسی و دیپلماتیک و در عین حال طرح واقعیت‌های موجود در اقتصاد کشور بوده است. وزارت امور خارجه ایران در بیانیه‌ای، تحریم‌های تازه آمریکا را در امتداد سیاست خصمانه واشینگتن علیه ملت ایران توصیف و آن را محکوم کرد. در این بیانیه تأکید شده است تحریم‌هایی که زندگی و حقوق بنیادین شهروندان ایرانی را تحت تأثیر قرار می‌دهد، از نگاه تهران مصداق «تروریسم اقتصادی» است و آمریکا مسئول پیامد‌های انسانی و اقتصادی چنین سیاستی خواهد بود. وزارت خارجه همچنین تحریم و فشار اقتصادی را روی دیگر سکه جنگ و تجاوز نظامی دانست و اعلام کرد جمهوری اسلامی ایران در دفاع از امنیت و منافع ملی خود و مقابله با فشار‌های نظامی، اقتصادی، سیاسی و روانی آمریکا مصمم خواهد بود. در این موضع‌گیری، سیاست تازه واشینگتن نه اقدامی جدا از گذشته، بلکه ادامه زنجیره‌ای از فشار‌های چند‌دهه‌ای علیه ایران ارزیابی شده است؛ سیاستی که به باور دستگاه دیپلماسی ایران، پیش‌تر نیز آزموده شده و نتوانسته به هدف اعلامی آمریکا برای تغییر اراده و رفتار جمهوری اسلامی دست یابد.

عباس عراقچی، وزیر امور خارجه کشورمان نیز در واکنش به تهدید ترامپ برای آغاز «عملیات اقتصادی» علیه ایران، این اقدام را تلاشی برای انحراف افکار عمومی آمریکا از بحران‌های مالی داخلی آن کشور دانست. او با اشاره به بدهی‌های سنگین و افزایش هزینه‌های مالی در آمریکا، تأکید کرد «تروریسم اقتصادی آمریکا» تنها ایران را هدف نمی‌گیرد، بلکه اقتصاد جهانی و حاکمیت ملی کشور‌های مختلف را نیز تهدید می‌کند. عراقچی همچنین با انتشار تصاویری درباره عبور بدهی ملی آمریکا از مرز ۴۰ تریلیون دلار و طرح موسوم به «D-Day»، تلاش کرد میان سیاست فشار خارجی واشینگتن و چالش‌های داخلی اقتصاد آمریکا ارتباط برقرار کند.

‌در سطح اقتصادی، اظهارات عبدالناصر همتی، رئیس کل بانک مرکزی، تصویری متفاوت، اما مکمل از شرایط موجود ارائه می‌دهد. او پیش‌تر تأکید کرده بود که شرایط کنونی اقتصاد ایران نسبت به سال‌های ۱۳۹۷ تا ۱۳۹۹ پیچیده‌تر شده است. همتی از تأثیر محدودیت‌های آمریکا بر درآمد‌های نفتی، مالیاتی و دیگر منابع دولت سخن گفته و یادآور شده بود که مسدودسازی بخشی از ذخایر ارزی و محدودیت صادرات نفت، فشار‌های قابل توجهی بر اقتصاد کشور وارد کرده است. اهمیت این اظهارات در آن است که مواجهه با تحریم نباید صرفا در سطح شعار‌های سیاسی تحلیل شود. هرچند تهران بر توان مقاومت و اداره کشور تأکید دارد، اما کاهش درآمدها، محدودیت دسترسی به منابع ارزی و دشوارترشدن تجارت خارجی واقعیت‌هایی هستند که می‌توانند بر همه بخش‌های اقتصاد اثر بگذارند. همتی در عین حال گفته بود دولت و بانک مرکزی برای مدیریت وضعیت تدابیری در نظر گرفته‌اند و با وجود فشارها، اداره امور کشور ادامه دارد.

در واقع، نقطه تلاقی مواضع سیاسی و اقتصادی ایران در اینجاست که «تهران از یک سو سیاست تحریمی آمریکا را غیرقانونی و شکست‌خورده می‌داند و بر عدم تسلیم در برابر فشار تأکید می‌کند و از سوی دیگر، واقعیت هزینه‌های اقتصادی این فشار‌ها را نادیده نمی‌گیرد». این رویکرد می‌تواند مبنای یک آسیب‌شناسی جدی‌تر باشد؛ اینکه مقاومت در برابر فشار خارجی، در کنار ایستادگی سیاسی، نیازمند کاهش گلوگاه‌های اقتصادی، تقویت منابع درآمدی، مدیریت بازار ارز و توسعه مسیر‌های تجاری متنوع است. به بیان دیگر، سیاست واشنگتن هرچند ممکن است به هدف سیاسی مورد ادعای خود دست نیابد، اما این به معنای بی‌هزینه‌بودن آن نیست. از همین رو، مهم‌ترین پاسخ به فشار‌های تازه، علاوه بر اقدامات دیپلماتیک و حقوقی، می‌تواند تمرکز بر کاهش آسیب‌پذیری‌هایی باشد که دشمن می‌کوشد از آنها به‌عنوان اهرم فشار علیه اقتصاد و معیشت مردم استفاده کند.

تردید تحلیلگران؛ فشار بیشتر، بحران بزرگ‌تر؟

واکنش‌ها به سیاست تازه ترامپ تنها به تهران محدود نمانده و شماری از مقامات و تحلیلگران خارجی نیز نسبت به پیامد‌ها و کارآمدی این راهبرد ابراز تردید کرده‌اند. استفان دوجاریک، سخنگوی سازمان ملل متحد، در واکنش به افزایش فشار اقتصادی آمریکا تأکید کرد که جهان هم‌اکنون نیز آثار درگیری در منطقه را بر اقتصاد جهانی مشاهده می‌کند. او به محدودیت آزادی حمل‌ونقل در تنگه هرمز و گسترش مشکلات دریانوردی در باب‌المندب و خلیج عدن اشاره کرد و خواستار بازگشت جدی طرف‌ها به مسیر مذاکرات شد. از نگاه سازمان ملل، افزایش هم‌زمان فعالیت‌های نظامی و درگیری اقتصادی، چشم‌انداز مثبتی برای اقتصاد جهانی ایجاد نمی‌کند.

رابرت مالی، مذاکره‌کننده پیشین آمریکا در توافق برجام، از جمله چهره‌هایی است که مستقیم منطق افزایش فشار اقتصادی را زیر سؤال برده است. او هشدار داد این تصور که می‌توان شکست فشار اقتصادی را با فشار اقتصادی بیشتر جبران کرد، «مغالطه‌آمیز» است. به باور مالی، تهران ممکن است تلاش کند فشار را تحمل کند یا در برابر آن واکنشی تند نشان دهد و هزینه‌ها را گسترش دهد، اما در هر دو سناریو احتمال رنج بیشتر مردم وجود دارد، بدون آنکه لزوما نتیجه مطلوب واشینگتن، یعنی تسلیم ایران، محقق شود. بنا بر راویت مهر، شبکه چینی CGTN نیز در تحلیل خود بر همین نکته دست گذاشته و سیاست تازه ترامپ را بیش از آنکه یک ابزار کاملا جدید بداند، تشدید استفاده از سازوکار‌های پیشین تحریم ارزیابی کرده است. ایران طی دهه‌های گذشته در شرایط محدودیت، شبکه‌ها و مسیر‌هایی برای مدیریت تجارت و مقابله با انسداد‌های مالی ایجاد کرده و از این رو، صرف صدور تحریم‌های جدید الزاما به معنای دستیابی به یک اهرم کاملا تازه نیست. مسئله اصلی، چگونگی اجرای واقعی این تحریم‌ها و میزان همراهی بازیگران بزرگ اقتصادی جهان با واشینگتن است.

در این میان، مسئله چین یکی از مهم‌ترین آزمون‌های راهبرد ترامپ به شمار می‌رود. برخی تحلیلگران، از جمله آرنولد برنارد، نسبت به توان واقعی آمریکا برای تحمیل کامل سیاست تحریمی خود به پکن تردید کرده‌اند. هدف قراردادن بازیگران کوچک یک چیز است، اما اگر واشینگتن بخواهد برای قطع روابط اقتصادی با ایران، مؤسسات مالی بزرگ چین را نیز به‌طور جدی تحت فشار قرار دهد، موضوع می‌تواند از سطح «تحریم ایران» فراتر رفته و به تنشی گسترده‌تر میان دو قدرت بزرگ اقتصادی جهان تبدیل شود. لورا روزن نیز این احتمال را مطرح کرده است که بخشی از تشدید تحریم‌ها، تلاشی برای نشان‌دادن فعال‌بودن واشینگتن در شرایطی باشد که آمریکا نمی‌خواهد بار دیگر به سمت تشدید نظامی حرکت کند. اگر چنین تحلیلی درست باشد، «جنگ اقتصادی» را باید تا حدی تلاشی برای مدیریت یک بن‌بست دانست؛ بن‌بستی که در آن دستیابی سریع به اهداف سیاسی و نظامی ممکن نشده و فشار اقتصادی به گزینه‌ای کم‌هزینه‌تر از جنگ مستقیم تبدیل شده است، هرچند این گزینه نیز بدون هزینه نیست.

برخی دیگر از مقامات آمریکایی نیز نسبت به واکنش ایران و آثار منطقه‌ای فشار بیشتر هشدار داده‌اند. جک رید، سناتور دموکرات، بر نقش ایران در معادلات انرژی تأکید کرده و یادآور شده است که فشار شدید می‌تواند واکنش‌های متقابلی در پی داشته باشد. یک دیپلمات پیشین آمریکایی نیز تهدید‌های ترامپ را تا حدی «جوسازی و توخالی» دانسته و گفته است استفاده واقعی از ابزار‌های موجود می‌تواند مستلزم پذیرش اقدامات تلافی‌جویانه و هزینه‌های جدید برای آمریکا و شرکایش باشد. در نهایت، تحلیل CNN نیز تصویری از یک نبرد فرسایشی ارائه می‌دهد؛ اینکه موفقیت فشار اقتصادی علیه ایران، حتی بر اساس برآورد‌های حامیان این سیاست، نیازمند ماه‌ها یا سال‌ها تداوم فشار و همراهی چین، اروپا و کشور‌های منطقه است. این نکته فاصله میان وعده یک تغییر سریع و واقعیت یک روند طولانی و پیچیده را نشان می‌دهد.

از بین خطوط این واکنش‌ها چنین برمی‌آید که تحریم بیشتر لزوما به معنای نتیجه سیاسی بیشتر نیست. آمریکا می‌تواند هزینه‌های اقتصادی جدیدی بر ایران تحمیل کند و این واقعیتی است که باید با جدیت مورد توجه قرار گیرد؛ اما تبدیل فشار اقتصادی به پیروزی سیاسی، به متغیر‌های بسیار بیشتری وابسته است. اگر سیاست نظامی نتوانسته به نتیجه مورد انتظار واشینگتن برسد، تضمینی وجود ندارد که نسخه شدیدتر تحریم بتواند همان هدف را محقق کند. در مقابل، تشدید این مسیر ممکن است علاوه بر فشار بر اقتصاد ایران، بازار انرژی، تجارت جهانی و روابط میان قدرت‌های بزرگ را نیز وارد مرحله‌ای تازه از بی‌ثباتی کند.




 فوری/ احتمال جنگ در شهریور و مهر؟/ ادعای خاندوزی
۲ ساعت قبل / سایت اکوایران

فوری/ احتمال جنگ در شهریور و مهر؟/ ادعای خاندوزی

تمام نشانه‌ها از آشوب و جنگ در شهریور و مهر حکایت دارد!

 چشم امید نتانیاهو به دستان ترامپ
۸ ساعت قبل / سایت جماران

چشم امید نتانیاهو به دستان ترامپ

به گزارش جماران، بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم صهیونیستی، که طولانی ترین دوران تصدی این سمت را در تاریخ تجربه کرده، در آستانه یکی از

 پزشکیان حرف جریانات سیاسی ورشکسته را تکرار می‎کند
۹ ساعت قبل / سایت تابناک

پزشکیان حرف جریانات سیاسی ورشکسته را تکرار می‎کند

این روزها برخی از سیاسیون ورشکسته در فضای رسانه‌ای، از لزوم «پایان جنگ» سخن می‌گویند و حالا این ادبیات در اظهارات رئیس‌جمهور هم تکرار شده است. پرسش ساده اما...

 قالیباف پس از سفر به عراق: نظم منطقه‌ای در حال تغییر است
۱۱ ساعت قبل / سایت اعتماد آنلاین

قالیباف پس از سفر به عراق: نظم منطقه‌ای در حال تغییر است

رئیس مجلس شورای اسلامی فضای حاکم بر مذاکرات با مسئولان رتبه اول عراق را حاکی از یک صمیمیت، گرمی و برادرانه توصیف کرد و گفت: نیروهای خارجی در آستانه خروج نهایی و قطعی از عراق هستند.

 پایداری‌چی‌هایی که نسخه خروج از NPT می‌نویسند، بلدند هزینه‌های این کار را حساب کنند؟
۴۵ دقیقه قبل / سایت اصلاحات نیوز

پایداری‌چی‌هایی که نسخه خروج از NPT می‌نویسند، بلدند هزینه‌های این کار را حساب کنند؟

یک روزنامه اصلاح طلب نوشت: اگر طرح خروج ایران از پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای، NPT، از مرحله طرح و تهدید سیاسی عبور کند و به یک تصمیم اجرایی تبدیل شود، پ...

 سنتکام یک اطلاعیه جدید داد + متن و جزییات
۲ ساعت قبل / سایت اکوایران

سنتکام یک اطلاعیه جدید داد + متن و جزییات

فرماندهی مرکزی آمریکا مدعی شد که نیروهای این کشور به محاصره دریایی ایران و تغییر مسیر کشتی‌های تجاری در چارچوب آن ادامه می‌دهند.