
پیشنهاد وزیر فرهنگ ایران به رییس کتابخانه ملی قرقیزستان: فهرستبرداری دقیق از نسخههای خطی موجود در دو کشور

روایت مشاور رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران از خدمات اجتماعی و درمانی حسین رسایی در مشهد
به گزارش شهرآرانیوز، حجتالاسلام والمسلمین محمدرضا نوراللهیان، امروز (۲۹ مرداد ۱۴۰۵) در آیین رونمایی از کتاب «یاران راستین» با اشاره به پیشینه خانوادگی حسین رسایی افزود: دکتر حسین رسایی فرزند پدری بود که یک عمر خادم افتخاری کشیک دوم حرم مطهر امام رضا (ع) بود. خدمات اجتماعی و درمانی مرحوم رسایی
مشاور رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران با اشاره به نقش خانواده رسایی در فعالیتهای اجتماعی و خیریه گفت: این خانواده و مؤسسهای که مرحوم رسایی در آن فعالیت داشت، همچنان پابرجاست.
وی با اشاره به خاطرات حسین رسایی از فعالیتهای فرهنگی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی اظهار کرد: آقای رسایی خاطرات فراوانی از حسینیه ارشاد و برنامههای متنوع آن، از جمله تئاترهای مذهبی پیش از انقلاب داشت. او همچنین از ارتباط و تعامل خود با شخصیتهایی همچون شهید بهشتی و شهید رجایی خاطراتی نقل میکرد.
نوراللهیان افزود: در سالهای آغازین انقلاب حسین رسایی به همراه پدر و مادر گرامی و همسر خود به مشهد مأموریت یافت و به این شهر آمد و بخش مهمی از عمر خود را در این خطه سپری کرد. کارهای بزرگی با دست، فکر و اندیشه او در استان خراسان به منصه ظهور رسید که فهرست بخشی از آنها نیز در کتاب «یاران راستین» آمده است.
وی یکی از نمونههای فعالیتهای مرحوم رسایی را اقدامات درمانی و خیریه دانست و گفت: آقای رسایی در یکی از دارالشفاهای مشهد، به عنوان عضو مؤثر هیئت امنا فعالیت داشت؛ مرکزی که در آن زمان بزرگترین مرکز دیالیز شرق ایران بود و ۴۹ دستگاه دیالیز از آلمان و کشورهای مختلف با کمکهای مردمی تهیه و وارد شد.
مشاور رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران ادامه داد: با توجه به نیاز بیماران در شهرستانهای مختلف، بخشی از تجهیزات موجود به شهرستانهایی که بیماران آنها ناچار بودند برای انجام دیالیز به مشهد مراجعه کنند، اهدا شد تا خدمات درمانی در محل زندگی بیماران نیز فراهم شود.
در ادامه حتما بخوانید کتاب «یاران راستین» گامی ارزشمند در ثبت خاطرات شفاهی است | انجام ۷۲۹ مصاحبه تاریخ شفاهی در سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران
وی در پایان، انتشار کتاب «یاران راستین» را اقدامی ارزشمند در ثبت تاریخ شفاهی و معرفی شخصیتهای اثرگذار دانست و گفت: درباره مرحوم رسایی احساس میکنم اقدامی که کتابخانه ملی ایران با همت ریاست این مجموعه و دستاندرکارانی که در مشهد مصاحبهها را انجام دادند و سپس پینوشتها و مطالب تکمیلی به آن افزوده شد، گام نخست و مهمی برای معرفی یک چهره مردمی و یک معلم دلسوز است.
نوراللهیان خاطرنشان کرد: این کتاب میتواند برای هر مخاطب، تاریخ و شناسنامهای روشن و مبارک از زندگی و خدمات مرحوم حسین رسایی باشد. از همه دستاندرکاران تهیه و انتشار این اثر تشکر میکنم و امیدوارم این مسیر برای ثبت و معرفی دیگر چهرههای اثرگذار نیز ادامه پیدا کند.
اصغر فرهادی «قلب سارایوو» را گرفت
به گزارش آفتاب نیوز،
سیودومین جشنواره فیلم سارایوو طبق اعلام پیشین خود با جایزه قلب افتخاری از اصغر فرهادی تقدیر کرد.
فرهادی پس از دریافت این جایزه گفت: «از کشف این جشنواره بسیار خوشحال شدم و خوشحالم که میبینم جشنواره فیلم سارایوو در طول سالهای گذشته چگونه شکل گرفته است؛ این یک هویت سینمایی ویژه است.»
در این جشنواره به پاس سهم برجستهاش در هنر سینما، جایزه «قلب افتخاری سارایوو» (Honorary Heart of Sarajevo) در تئاتر ملی سارایوو به اصغر فرهادی اهدا شد. یووان مارجانوویچ، مدیر جشنواره فیلم سارایوو، این جایزه را به یکی از تحسینشدهترین فیلمسازان ایران تقدیم کرد.
یووان مارجانوویچ، مدیر جشنواره سارایوو گفت: «فیلمسازانی هستند که سینمای خود را حول رویدادهای خارقالعاده میسازند. اصغر فرهادی کاری انجام میدهد که شاید حتی دشوارتر باشد. او درام خارقالعاده را در دل زندگی عادی پیدا میکند. یک ازدواج، یک خانواده، یک سوءتفاهم، تصمیمی که در ابتدا کوچک به نظر میرسد، و ناگهان خود را در موقعیتی مییابیم که هر انتخابی پیامد دارد، هر شخصی قابلدرک است و هیچکس کاملاً بیگناه نیست. اصغر فرهادی بدنهای منحصربهفرد از آثار را خلق کرده است.»
او ادامه داد: «فیلمهای او به طرز باورنکردنی دقیق هستند، آنها با مردم و زندگی روزمرهشان آغاز میشوند و به تدریج به پرسشهای بسیار بزرگتری درباره حقیقت، مسئولیت، کرامت، خانواده و انتخابهایی که وقتی هیچ انتخاب کاملی وجود ندارد، انجام میدهیم، بسط مییابد.
مارجانوویچ در ادامه گفت: «روش بسیار خاص شما در فیلمسازی، شما را به یکی از فیلمسازان تعیینکننده سینمای معاصر جهان تبدیل کرده است. فیلمهای شما از زبانها، فرهنگها و مرزها عبور کردهاند، در حالی که همیشه عمیقا در زندگی و جوامعی که از آنها برخاستهاند، ریشه داشتهاند. امسال، از طریق برنامه بزرگداشت، این امتیاز را داشتهایم که به این بدنه قابلتوجه از آثار با شما در سارایوو نگاه کنیم. شما پیش از این با این جشنواره سابقه دارید. در سال ۲۰۱۸ رییس هیات داوران بخش مسابقه فیلم بلند ما بودید، و دیدن دوباره شما در کنار ما فوقالعاده است. اما امشب به خاطر فیلمهای شماست و درباره آنچه به سینما بخشیدهاید، و به جای اینکه بیشتر درباره آنها بگویم، بیایید به آنها نگاهی بیندازیم. فیلمهای شما مخاطبان را در سراسر جهان به نگاه دقیقتر به مردم، و شاید به خودشان، واداشته است. مفتخرم که قلب افتخاری سارایوو را به شما تقدیم کنم.»
اصغر فرهادی نیز در تئاتر ملی با مخاطبان صحبت کرد وگفت: «دریافت این جایزه یکعمر دستاورد، لحظهای بزرگ برای من است. این جایزهای پرمعناست و از جشنواره فیلم سارایوو برای دریافت آن سپاسگزارم. این دومین بار است که به شهر سارایوو میآیم. بار قبل، بخشی از هیات داوران بودم. از تمام فضای این شهر خوشم میآید. امشب میخواهم اشاره کنم که تعداد زیادی از مخاطبان به اینجا میآیند. در اینجا یک اکران داشتم و هزاران نفر فیلم مرا در اینجا تماشا کردند. از کشف این جشنواره بسیار خوشحال شدم و خوشحالم که میبینم جشنواره فیلم سارایوو در طول سالهای گذشته چگونه شکل گرفته است؛ این یک هویت سینمایی ویژه است.»
اصغر فرهادی قرار است در مرکز جشنواره (مرکز فرهنگی بوسنی) یک مسترکلاس نیز برگزار کند.
بزرگداشت فرهادی با اکران ویژه فیلم «جدایی (نادر از سیمین)» که یکی از مشهورترین و پرافتخارترین شاهکارهای اوست، به پایان رسید.
چرا سریال «متهم گریخت» هنوز برای ایرانیها جذاب است؟
به گزارش تجارت نیوز، بیش از دو دهه از پخش «متهم گریخت» گذشته است؛ سریالی که نخستین بار در رمضان ۱۳۸۴ روی آنتن شبکه سه رفت و خیلی زود به یکی از آثار ماندگار طنز تلویزیونی تبدیل شد. با این حال، عجیبترین بخش ماجرا این نیست که مردم هنوز این سریال را دوست دارند؛ عجیبتر این است که در میان انبوه تولیدات جدید، بازگشت دوباره به همان سریال قدیمی هنوز میتواند برای مخاطب جذاب باشد. آیفیلم نیز در سالهای مختلف، از جمله در پاسخ به درخواست مخاطبان، این مجموعه را بارها بازپخش کرده است.
اما چرا؟ مردم هنوز «خودشان» را در متهم گریخت میبینند
مهمترین ویژگی «متهم گریخت» این است که شخصیتهایش بیش از آنکه «تلویزیونی» باشند، «مردمی» هستند.
هاشمآقا، همسرش، بچهها، همسایهها و آدمهای اطرافشان، قهرمانهای دستنیافتنی یا شخصیتهای عجیبوغریب نیستند. آنها آدمهایی معمولیاند که با اجارهخانه، کار، پول، مهاجرت، اختلاف خانوادگی، فریبخوردن و تلاش برای بهتر شدن زندگی دستوپنجه نرم میکنند.
داستان نیز از یک موقعیت کاملاً ملموس شروع میشود: خانوادهای که از شهرستان به تهران میآید و تصور میکند پایتخت میتواند زندگی بهتری برایش بسازد؛ اما با مجموعهای از مشکلات مواجه میشود.
این همان نقطهای است که طنز عطاران از «جوک» فراتر میرود. مخاطب فقط به شخصیتها نمیخندد؛ گاهی به خودش میخندد.
مریم امیرجلالی نیز سالها بعد درباره همین ویژگی گفته بود که شخصیتهای «متهم گریخت» شبیه مردم بودند و اتفاقات سریال برای مخاطب غیرواقعی به نظر نمیرسید. طنز سریال از دل زندگی بیرون میآمد
یکی از تفاوتهای «متهم گریخت» با بخش قابلتوجهی از کمدیهای تلویزیونی، این بود که خنده الزاماً از شوخی مستقیم تولید نمیشد.
بخش زیادی از طنز سریال از موقعیت میآمد؛ از تضاد میان شهرستان و تهران، فقر و آرزو، سنت و زندگی شهری، خانواده و جامعه.
به همین دلیل حتی وقتی دیالوگها را بعد از سالها میشنویم، هنوز امکان خندیدن وجود دارد؛ چون ریشه شوخی در یک موقعیت انسانی است، نه صرفاً در یک عبارت تاریخمصرفدار.
از این منظر، «متهم گریخت» یک کمدی اجتماعی است که مشکلات اقتصادی و اجتماعی را به زبان طنز روایت میکند. حتی رسانه رسمی نیز در مرورهای خود بر سریال بر همین وجه اجتماعی و خانوادگی آن تأکید کرده است. ترکیب بازیگران؛ نقطه قوتی که بهسادگی تکرار نمیشود
یکی دیگر از عوامل ماندگاری سریال، ترکیب بازیگران آن است: سیروس گرجستانی، مریم امیرجلالی، رضا عطاران، سعید آقاخانی، علی صادقی و دیگر بازیگران.
این بازیگران صرفاً دیالوگهای فیلمنامه را اجرا نمیکردند؛ هرکدام توانایی ساختن یک شخصیت بهیادماندنی را داشتند. در یک ارزیابی مخاطبمحور در منظوم نیز ۹۱ درصد شرکتکنندگان، عملکرد بازیگران سریال را خوب ارزیابی کردهاند.
اما نکته مهمتر، شیمی میان بازیگران است؛ چیزی که با انتخاب چند بازیگر مشهور به وجود نمیآید. نوستالژی، اما نه فقط نوستالژی
البته نمیتوان نقش خاطره را نادیده گرفت.
نسل امروز با «متهم گریخت» بخشی از خاطرات جمعی دهه ۸۰ را به یاد میآورد؛ شبهای رمضان، دورهمی خانوادگی، تلویزیون بهعنوان رسانه اصلی خانه و زمانی که تعداد شبکهها و گزینههای سرگرمی بسیار محدودتر از امروز بود.
اما اگر محبوبیت سریال فقط حاصل نوستالژی بود، نسلهای جدیدتر نباید با آن ارتباط برقرار میکردند.
واقعیت این است که نوستالژی به ماندگاری کمک میکند، اما بهتنهایی نمیتواند یک اثر را زنده نگه دارد.
اگر قصه و شخصیتها کار نمیکردند، خاطره هم بعد از بیست سال نمیتوانست این اندازه اثرگذار باشد. و اینجاست که مسئله صداوسیما آغاز میشود
شاید مهمترین پرسش درباره «متهم گریخت» اصلاً این نباشد که چرا این سریال هنوز جذاب است.
پرسش مهمتر این است:
چرا تلویزیون هنوز نتوانسته به اندازه گذشته سریالهایی بسازد که مردم بیست سال بعد هم بخواهند دوباره ببینند؟
این مسئله را نمیتوان صرفاً به کمبود بودجه، تغییر سلیقه مردم یا ظهور شبکههای نمایش خانگی نسبت داد.
بخشی از مشکل، به تغییر رابطه صداوسیما با مخاطب برمیگردد.
«متهم گریخت» از جامعه عقبتر نبود؛ از دل جامعه بیرون آمده بود. مشکلاتی مثل مسکن، مهاجرت، کار، اختلاف طبقاتی، فریب و تلاش برای بقا را به زبان طنز روایت میکرد.
اما امروز، هرچه بخشی از تلویزیون بیشتر از پرداختن به مسائل واقعی جامعه فاصله میگیرد، شخصیتها نیز مصنوعیتر میشوند. مشکل فقط «کیفیت» نیست؛ مشکل «جسارت» است
ممکن است گفته شود امروز هم سریالهای پرهزینه و بازیگران مشهور تولید میشوند.
اما مسئله این نیست که تلویزیون دوربین بهتر، دکور بزرگتر یا بازیگر شناختهشده ندارد.
مسئله این است که آیا نویسنده اجازه دارد درباره زندگی واقعی مردم قصه بنویسد؟
آیا میتواند یک خانواده متوسط را با تمام تناقضهایش نشان دهد؟
آیا میتواند درباره گرانی، اجارهخانه، بیکاری، مهاجرت، فاصله طبقاتی، فساد اداری، شکاف نسلی و مشکلات روزمره شوخی کند؟
طنز اجتماعی زمانی زنده است که بتواند به نقاط حساس جامعه دست بزند.
وقتی این امکان محدود شود، نتیجه معمولاً به کمدیهای تیپیک و قابلپیشبینی ختم میشود؛ همان چیزی که منتقدان در سالهای اخیر درباره افت سریالهای مناسبتی و کاهش خلاقیت در تولیدات تلویزیونی مطرح کردهاند. صداوسیما گرفتار فرمول موفقیت گذشته شده است
یک تناقض عجیب شکل گرفته است:
تلویزیون هنوز «متهم گریخت» را دوست دارد، اما ظاهراً کمتر میتواند «متهم گریخت» جدیدی بسازد.
فرمول موفقیت گذشته به بازپخش تبدیل شده است.
به جای اینکه بپرسیم «چه چیزی باعث شد این سریال موفق شود و چگونه میتوان همان روح را در زمانه امروز بازآفرینی کرد؟»، گاهی سادهترین راه انتخاب میشود: پخش دوباره همان اثر.
این اتفاق البته از یک جهت قابل فهم است. یک سریال قدیمی، ریسک بسیار کمتری دارد؛ مخاطبش شناخته شده است، هزینه تولید ندارد و احتمال شکست آن پایین است.
اما از سوی دیگر، بازپخش مداوم آثار موفق گذشته میتواند به یک علامت خطر تبدیل شود:
وقتی تلویزیون بیشتر به آرشیوش تکیه میکند، یعنی شاید در تولید آینده خود اعتمادبهنفس کمتری دارد.
حتی در گزارشهایی درباره مخاطبان تلویزیون، نمونههایی از عملکرد بهتر بازپخش «متهم گریخت» در مقایسه با برخی تولیدات جدید مطرح شده است. «متهم گریخت» را نباید کپی کرد
البته راه نجات تلویزیون، ساختن نسخه دوم «متهم گریخت» نیست.
اگر امروز همان شخصیتها، همان تیپها و همان شوخیها را با بازیگران جدید بازسازی کنیم، احتمالاً نتیجه بیشتر شبیه تقلید خواهد بود تا یک اثر ماندگار.
آنچه باید از عطاران یاد گرفت، فرمول شخصیتها نیست؛ روش نگاه کردن به جامعه است.
جامعه امروز تغییر کرده است.
آدمهای امروز با اینترنت، شبکههای اجتماعی، مهاجرت، تورم، اجارههای سنگین، اقتصاد پلتفرمی، تغییر سبک روابط، تنهایی، فشار روانی و دهها مسئله جدید روبهرو هستند.
اگر قرار است «متهم گریخت» تازهای ساخته شود، باید درباره همین آدمها باشد؛ نه آدمهای سال ۱۳۸۴. یک موفقیت قدیمی که تبدیل به آینه امروز شده است
در نهایت، محبوبیت «متهم گریخت» فقط یک موفقیت هنری برای رضا عطاران، سعید آقاخانی و بازیگران آن نیست؛ این سریال امروز به نوعی آینه عملکرد صداوسیما هم تبدیل شده است.
هر بار که این سریال بازپخش میشود، مخاطب فقط یک کمدی قدیمی را نمیبیند.
ناخواسته مقایسه میکند:
تلویزیون آن زمان چه میساخت و امروز چه میسازد؟
پاسخ این مقایسه الزاماً به نفع امروز نیست.
«متهم گریخت» نشان داد برای جذب مخاطب ایرانی همیشه به قهرمانهای بزرگ، داستانهای عجیب یا بودجههای نجومی احتیاج نیست. گاهی کافی است چند آدم معمولی را درست ببینیم، مشکلاتشان را جدی بگیریم و از دل همان زندگی واقعی، قصهای صادقانه بسازیم.
شاید دلیل اینکه ایرانیها هنوز با «متهم گریخت» میخندند، این باشد که بیست سال گذشته، اما بعضی از دردهای آدمهای آن هنوز تمام نشده است.
و شاید نقد اصلی به صداوسیما نیز دقیقاً همین باشد:
مسئله تلویزیون این نیست که دیگر «متهم گریخت» ندارد؛ مسئله این است که کمتر از گذشته میداند مردم امروز دقیقاً به چه چیزی میخندند، از چه چیزی میترسند و برای چه چیزی زندگی میکنند.

«کارآگاه علوی» از امشب روی آنتن میرود

عصر یکشنبههای بخارا

هیفا وهبی با استایل لاکچری در عربستان + عکس

سیری در القاب امام زمان (عج)؛ منتظر واقعی کنشگر است یا منزوی؟ - تسنیم

مردم ما در جنگ اقتصادی هم پیروز میشوند - تسنیم

