
طرز طلب: به دنبال کاهش سود تسهیلات نیروگاههای خورشیدی خانگی هستیم

1

مصرف روزانه بنزین به ۱۳۵ میلیون لیتر رسید
به گزارش هممیهن آنلاین و به نقل از ایرنا، یاسر میرزایی روز پنجشنبه در جمع خبرنگاران با اشاره به شرایط کنونی بخش انرژی کشور اظهار کرد: اگر ۶ ماه یا یک سال پیش درباره مساله بنزین صحبت میکردیم، بیشتر با مجموعهای از مسائل بنیادی و بلندمدت مواجه بودیم؛ اما امروز و در این مقطع، با یک موضوع بحرانی روبهرو هستیم که نیازمند راهحل فوری است.
وی افزود: البته حل بحرانهای فوری نباید باعث شود عوامل اصلی و بلندمدت ناترازی انرژی نادیده گرفته شود؛ چراکه حتی برای حل مسائل کوتاهمدت نیز ناچاریم به ریشههای این ناترازی بپردازیم.
میرزایی با بیان اینکه مصرف بنزین کشور به حدود ۱۳۵ میلیون لیتر در روز رسیده است، یادآورشد: این میزان مصرف در شرایطی ثبت شده که کشور با وضعیت اقتصادی عادی مواجه نیست و آثار حملات تجاوزکارانه و مشکلات رشد اقتصادی نیز وجود دارد.
معاون سازمان بهینهسازی و مدیریت راهبردی انرژی گفت: در شرایط عادی، برآورد میشد میزان مصرف روزانه بنزین به ۱۴۰ تا ۱۴۵ میلیون لیتر برسد. بخشی از کاهش فعلی مصرف نیز ناشی از شرایط خاص اقتصادی و مدیریت مصرف است، اما نیاز واقعی کشور در ماههای آینده افزایش خواهد یافت؛ بهویژه در اواخر تابستان و اوایل پاییز که اغلب با اوج مصرف روبهرو هستیم.
وی درباره ظرفیت تولید بنزین خاطرنشان کرد: بخشی از افزایش تولید، از طریق استفاده از مواد و ترکیبات شیمیایی و اختلاط فرآوردهها حاصل میشود. این روش، جایگزین توسعه زیرساختهای سختافزاری پالایشگاهی نیست؛ زیرا افزایش واقعی ظرفیت تولید، نیازمند سرمایهگذاریهای سنگین و زمانبر است.
میرزایی ادامه داد: افزایش تولید از مسیر اختلاط ممکن است به افت کیفیت سوخت منجر شود و کاهش کیفیت نیز میتواند مصرف خودروها را افزایش دهد. بنابراین، افزایش حجم تولید بدون توجه به کیفیت فرآورده، همیشه به معنای بهبود تراز بنزین نیست.
این مقام مسئول با اشاره به ضرورت واردات بنزین گفت: با توجه به میزان مصرف و توان تولید موجود، دستکم به حدود ۱۵ میلیون لیتر واردات روزانه نیاز داریم؛ این در حالی است که تامین مالی، دسترسی ارزی و مسائل لجستیکی، بهویژه در مسیرهای جنوبی کشور، محدودیتهایی ایجاد کرده است.
وی اعلام کرد: بخشی از مسیرهای تامین خارجی نیز با محدودیت مواجه شده و حتی برخی کشورهایی که پیش از این ظرفیت مازاد بنزین داشتند، اکنون امکان عرضه به ایران را ندارند. در چنین شرایطی، برداشت از ذخایر مطرح میشود؛ در حالی که ذخایر باید برای دورههای کوتاه و شرایط اضطراری نگهداری شوند، نه اینکه بهصورت مستمر جایگزین واردات یا تولید شوند.
میرزایی اضافه کرد: برداشت مداوم از ذخایر، کشور را در وضعیت شکننده قرار میدهد و گزارشها و برآوردهای موجود نشان میدهد سطح ذخایر بنزین به شرایط نگرانکنندهای نزدیک شده است.
وی با تاکید بر اینکه مساله بنزین اکنون باید در کانون توجه سیاستگذاری قرار گیرد، افزود: سازمان بهینهسازی انرژی از ابتدای فعالیت خود، برنامه جامعی برای رفع ناترازی انرژی دنبال میکرد و در این برنامه، بخش حملونقل و سوختهایی مانند بنزین و گازوئیل، به دلیل حساسیتهای اجتماعی، در اولویتهای پایانی قرار داشتند.
میرزایی اظهار کرد: در برنامههای قبلی، تمرکز اصلی بر مدیریت مصرف گاز طبیعی بود، اما اکنون شرایط بهگونهای است که شاید چارهای جز جلو انداختن برنامههای مرتبط با بنزین و گازوئیل نداریم.
معاون سازمان بهینهسازی و مدیریت راهبردی انرژی با اشاره به چشمانداز زمستان پیشرو گفت: اگر برای مدیریت ناترازی انرژی و بهویژه مصرف گاز و سوخت در ماههای آینده تصمیمهای موثر و فوری گرفته نشود، کشور با شرایط دشوارتری مواجه خواهد شد.
به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید
به کانال بله هم میهن بپیوندید
به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید

آمریکا با هوش مصنوعی به جنگ زبالههای هستهای میرود
به گزارش تجارت نیوز، پاکسازی تأسیسات هستهای یکی از دشوارترین، پرهزینهترین و حساسترین پروژههای فنی در جهان است. این عملیات معمولاً با مواد خطرناک، زیرساختهای قدیمی، محیطهای آلوده و شرایطی روبهروست که حضور مستقیم انسان در آنها میتواند خطرناک باشد. به همین دلیل، استفاده از رباتها، سامانههای خودکار و فناوریهای هوش مصنوعی میتواند تحول مهمی در شیوه مدیریت این پروژهها ایجاد کند.
اکنون محققان در ایالت کارولینای جنوبی آمریکا تلاش میکنند با استفاده از فناوریهای پیشرفته، ابزارهایی را برای حل بخشی از این مشکلات توسعه دهند. این تحقیقات در مرکز همکاریهای پیشرفته تولید یا AMC در شهر آیکن انجام میشود؛ مرکزی تحقیقاتی با مساحت ۶۳ هزار فوت مربع که بخشی از آزمایشگاه ملی ساوانا ریور یا SRNL است.
این مرکز در ۷ اوت ۲۰۲۵ فعالیت خود را آغاز کرد و از همان ابتدا با هدف ایجاد محیطی برای همکاری میان محققان، مهندسان، دانشجویان، شرکتهای فناوری و دانشگاهیان شکل گرفت. تمرکز اصلی AMC بر فناوریهایی مانند هوش مصنوعی، رباتیک، تولید افزایشی و مواد پیشرفته است؛ فناوریهایی که میتوانند در آینده نهتنها در صنعت هستهای، بلکه در حوزه انرژی، محیط زیست و امنیت ملی آمریکا نیز کاربرد داشته باشند. مرکز AMC؛ آزمایشگاهی برای نسل جدید فناوریهای هستهای
مرکز همکاریهای پیشرفته تولید تنها یک مرکز تحقیقاتی معمولی نیست. ایده اصلی این مجموعه آن است که فناوریهای مختلف در کنار یکدیگر توسعه پیدا کنند تا فاصله میان یک ایده علمی و تبدیل آن به یک ابزار قابل استفاده در دنیای واقعی کاهش یابد.
محققان در این مرکز روی طراحی و پردازش مواد، تولید افزایشی، رباتیک، اتوماسیون و هوش مصنوعی کار میکنند. قرار گرفتن این فناوریها در یک محیط مشترک به پژوهشگران اجازه میدهد راهکارهایی را توسعه دهند که بتوانند همزمان چند مشکل را برطرف کنند.
جانی گرین، مدیر آزمایشگاه ملی ساوانا ریور، حدود یک سال پس از آغاز فعالیت این مرکز اعلام کرد که AMC در حال افزایش ظرفیتهای فناورانه آمریکا، ایجاد فرصتهای جدید و سرعت بخشیدن به توسعه فناوریهای اثرگذار است.
به گفته او، تجربه سال نخست این مرکز نشان داده است که ترکیب تخصصهای مختلف میتواند به پیشرفت فناوریهای زیستمحیطی، زیرساختهای انرژی، انرژی هستهای، انرژی همجوشی و حوزه امنیت ملی کمک کند.
این نگاه اهمیت زیادی دارد، زیرا مدیریت زبالههای هستهای تنها یک مسئله مرتبط با صنعت هستهای نیست. این موضوع به محیط زیست، زیرساخت، امنیت ملی و حتی اقتصاد نیز ارتباط دارد و به همین دلیل، حل آن نیازمند همکاری متخصصان حوزههای مختلف است. تمرکز اصلی بر زبالههای هستهای و پاکسازی محیط زیست
یکی از مهمترین محورهای فعالیت AMC در سال گذشته، پرداختن به مسائل مربوط به مواد هستهای، مدیریت پسماند و پاکسازی محیط زیست بوده است.
پژوهشگران این مرکز اکنون روی یک مدل هوش مصنوعی ویژه کار میکنند که هدف آن افزایش توانایی پیشبینی و بهینهسازی فرآیندهای تولید است. چنین مدلی میتواند با بررسی حجم زیادی از دادهها، به مهندسان کمک کند رفتار مواد و فرآیندهای صنعتی را بهتر پیشبینی کنند و روشهای مؤثرتری برای مدیریت پروژههای پیچیده بیابند.
این پروژه از تجربه بیش از هفت دهه فعالیت آزمایشگاه ملی ساوانا ریور در زمینه مواد هستهای، احیا و بازسازی تأسیسات استفاده میکند. ترکیب این سابقه طولانی با مجموعه دادههای اختصاصی مربوط به سایتهای هستهای میتواند به توسعه مدلهای هوش مصنوعی دقیقتر و کاربردیتر کمک کند.
بر اساس توضیحات SRNL، مدلهای مورد استفاده در این پروژه برای حل چالشهایی در زمینه اصلاح و پاکسازی محیط زیست، مدیریت پسماند و افزایش تابآوری زیرساختها طراحی شدهاند.
اگر این فناوریها با موفقیت توسعه پیدا کنند، نتیجه فقط افزایش سرعت عملیات پاکسازی نخواهد بود. برآورد شده است که استفاده از این فناوریها میتواند در طول چرخه عمر پروژههای پاکسازی، بیش از ۱۵۰ میلیارد دلار صرفهجویی ایجاد کند.
این رقم نشان میدهد که هوش مصنوعی در این پروژه صرفاً یک ابزار تحقیقاتی نیست، بلکه میتواند به یکی از عناصر اصلی کاهش هزینههای بلندمدت مدیریت میراث هستهای آمریکا تبدیل شود. هوش مصنوعی چگونه میتواند پاکسازی هستهای را تغییر دهد؟
پاکسازی مناطق هستهای معمولاً با حجم زیادی از اطلاعات، تجهیزات پیچیده و تصمیمهای حساس همراه است. مهندسان باید بدانند کدام بخشها بیشترین خطر را دارند، چه موادی در یک منطقه وجود دارد، چه تجهیزاتی برای پاکسازی مناسبتر هستند و چگونه میتوان عملیات را با کمترین خطر برای کارکنان انجام داد.
هوش مصنوعی میتواند با تحلیل دادههای تاریخی و اطلاعات لحظهای، الگوهایی را شناسایی کند که تشخیص آنها برای انسان بسیار دشوار یا زمانبر است. مدلهای پیشبینی همچنین میتوانند به کارشناسان کمک کنند تا پیش از اجرای یک عملیات، پیامدهای احتمالی روشهای مختلف را ارزیابی کنند.
این قابلیت بهویژه در محیطهای هستهای اهمیت دارد؛ زیرا هر اشتباه میتواند هزینههای مالی و زیستمحیطی سنگینی داشته باشد. کاهش تعداد عملیات آزمایشی، پیشبینی بهتر رفتار مواد و انتخاب دقیقتر روشهای پاکسازی میتواند هم هزینهها را پایین بیاورد و هم میزان مواجهه کارکنان با محیطهای خطرناک را کاهش دهد.
در این مسیر، رباتیک نیز نقش مکمل هوش مصنوعی را ایفا میکند. اگر هوش مصنوعی وظیفه تحلیل دادهها و تصمیمسازی را بر عهده داشته باشد، رباتها میتوانند بخشی از عملیات فیزیکی را در محیطهایی انجام دهند که برای حضور انسان مناسب نیست.
قدرت پردازشی؛ بخش مهم پروژههای هوش مصنوعی
توسعه مدلهای هوش مصنوعی برای مسائل پیچیده هستهای به توان محاسباتی بالایی نیاز دارد. به همین دلیل، پژوهشگران SRNL از یک سامانه محاسباتی با کارایی بالا و متمرکز بر مأموریتهای آزمایشگاه استفاده میکنند.
این سیستم در اختیار کارکنان SRNL قرار دارد و منابع محاسباتی لازم برای پروژههای هوش مصنوعی مرتبط با مأموریت Genesis وزارت انرژی آمریکا را فراهم میکند. علاوه بر آن، از این ظرفیت برای مدلسازی و شبیهسازیهای پیچیده نیز استفاده میشود.
مأموریت Genesis وزارت انرژی آمریکا با هدف گرد هم آوردن آزمایشگاههای ملی، دانشگاهها و بخش صنعت برای استفاده از هوش مصنوعی در حوزههای انرژی، اکتشافات علمی و امنیت ملی شکل گرفته است.
قرار گرفتن پروژه پاکسازی هستهای در این چارچوب نشان میدهد که دولت آمریکا هوش مصنوعی را تنها یک فناوری تجاری نمیداند، بلکه آن را ابزاری راهبردی برای حل مسائل زیرساختی و امنیتی نیز تلقی میکند. ترکیب رباتیک، تولید افزایشی و مواد پیشرفته
یکی از ویژگیهای مهم AMC، تمرکز همزمان بر چند فناوری است. پژوهشگران در این مرکز تنها به توسعه نرمافزارهای هوش مصنوعی نمیپردازند، بلکه روی مواد پیشرفته، تولید افزایشی، رباتیک و اتوماسیون نیز فعالیت میکنند.
تولید افزایشی که بیشتر با عنوان چاپ سهبعدی شناخته میشود، میتواند برای ساخت سریع تجهیزات و قطعات مورد نیاز در پروژههای هستهای اهمیت زیادی داشته باشد. در محیطهایی که یک قطعه خاص باید با ویژگیهای دقیق و در تعداد محدود ساخته شود، تولید افزایشی میتواند زمان و هزینه ساخت را کاهش دهد.
از سوی دیگر، مواد پیشرفته میتوانند برای ساخت تجهیزاتی به کار روند که در برابر شرایط سخت محیطهای هستهای مقاومت بیشتری دارند. ترکیب این مواد با سامانههای رباتیک و کنترل هوشمند میتواند امکان انجام عملیات پیچیده را در مناطقی فراهم کند که دسترسی مستقیم انسان به آنها دشوار یا خطرناک است.
در چنین ساختاری، هوش مصنوعی، رباتیک و مواد پیشرفته به صورت جداگانه عمل نمیکنند؛ بلکه هدف آن است که این فناوریها به شکل یک سیستم یکپارچه توسعه پیدا کنند. همکاری با شرکتها و دانشگاههای خارجی
AMC فعالیت خود را به ظرفیتهای داخلی آزمایشگاه ملی ساوانا ریور محدود نکرده و با مجموعههای خارجی نیز همکاری میکند.
از جمله شرکای این مرکز میتوان به Silica-X، 3D Systems و Georgia Tech اشاره کرد. این همکاریها به پژوهشگران اجازه میدهد تخصصهای علمی و صنعتی مختلف را در پروژههای مشترک به کار بگیرند.
همکاری میان SRNL و Silica-X پیش از این نیز به یک دستاورد مهم منجر شده است. این دو مجموعه در توسعه موادی مشارکت داشتهاند که میتوانند زبالههای هستهای را به شکل ایمن جذب و ذخیره کنند.
این فناوری موفق شده است جایزه R&D 100 را دریافت کند؛ جایزهای که هر سال به ۱۰۰ محصول و فناوری نوآورانه اهدا میشود و به دلیل اهمیت آن در دنیای فناوری، اغلب از آن با عنوان «اسکار نوآوری» یاد میشود.
دریافت چنین جایزهای نشان میدهد که تحقیقات مرتبط با مدیریت پسماند هستهای تنها از نظر ایمنی و محیط زیست اهمیت ندارد، بلکه میتواند به تولید فناوریهای جدید و تجاریسازی آنها نیز منجر شود. هدف فراتر از پاکسازی هستهای است
اگرچه مدیریت زبالههای هستهای یکی از محورهای اصلی این پروژه است، دامنه فعالیت AMC بسیار گستردهتر از این موضوع تعریف شده است.
فناوریهایی که برای پاکسازی هستهای توسعه پیدا میکنند، میتوانند در زمینههای دیگری مانند زیرساختهای انرژی، مدیریت محیط زیست، انرژی همجوشی و امنیت ملی نیز کاربرد داشته باشند.
به همین دلیل، این مرکز تلاش میکند میان نیازهای فوری و بلندمدت آمریکا ارتباط برقرار کند. از یک سو، کشور با میراث چندین دهه فعالیت هستهای و حجم قابل توجهی از مواد و پسماندهای هستهای روبهرو است و از سوی دیگر، به دنبال توسعه نسل جدید فناوریهای انرژی و زیرساختی است.
استفاده از هوش مصنوعی میتواند در هر دو زمینه نقش داشته باشد؛ هم در مدیریت مشکلات به جا مانده از گذشته و هم در طراحی فناوریهای آینده. آغاز یک مسیر طولانی برای فناوریهای هوشمند
جی. جرمی لئونگ، مدیر AMC، در توضیح عملکرد سال نخست این مرکز تأکید کرده است که همکاری و کار تیمی نقش اصلی را در فعالیتهای آن داشتهاند. از نگاه او، گردهم آوردن متخصصان مختلف میتواند روند کشف علمی را سرعت ببخشد و ایدههای جدید را سریعتر به فناوریهای واقعی تبدیل کند.
این رویکرد برای پروژههایی مانند پاکسازی هستهای اهمیت ویژهای دارد. چنین پروژههایی به تنهایی از عهده یک رشته علمی یا یک شرکت برنمیآیند و به همکاری میان متخصصان مواد، مهندسان، دانشمندان داده، متخصصان رباتیک، کارشناسان هستهای و نیروهای صنعتی نیاز دارند.
AMC با مساحت ۶۳ هزار فوت مربع، فعالیت خود را از ۷ اوت ۲۰۲۵ آغاز کرده و اکنون در تلاش است این همکاری چندرشتهای را به یک مدل پایدار برای توسعه فناوری تبدیل کند.
ورود هوش مصنوعی به حوزه مدیریت و پاکسازی زبالههای هستهای میتواند یکی از مهمترین تغییرات فناورانه در مدیریت میراث هستهای آمریکا باشد. پروژههای در حال توسعه در مرکز AMC نشان میدهند که آینده پاکسازی تأسیسات هستهای ممکن است به جای تکیه گسترده بر نیروی انسانی، بر ترکیبی از هوش مصنوعی، رباتیک، مواد پیشرفته و تولید افزایشی استوار شود.
مرکز همکاریهای پیشرفته تولید در آیکن کارولینای جنوبی با مساحت ۶۳ هزار فوت مربع و با مشارکت پژوهشگران، مهندسان، دانشگاهیان، دانشجویان و شرکتهای فناوری فعالیت میکند و از ۷ اوت ۲۰۲۵ وارد مرحله عملیاتی شده است.
این مرکز همچنین از تجربه بیش از ۷۰ ساله آزمایشگاه ملی ساوانا ریور در زمینه مواد هستهای و پاکسازی بهره میگیرد و با استفاده از مجموعه دادههای اختصاصی و سامانههای محاسباتی پرقدرت، در حال توسعه مدلهای هوش مصنوعی برای مدیریت پسماند، پاکسازی محیط زیست و افزایش تابآوری زیرساختهاست.
مهمترین وعده اقتصادی این پروژه نیز قابل توجه است؛ برآوردها از امکان صرفهجویی بیش از ۱۵۰ میلیارد دلار در چرخه عمر عملیات پاکسازی حکایت دارد. در کنار آن، همکاری با شرکتهایی مانند Silica-X و 3D Systems و مؤسسه Georgia Tech و دریافت جایزه R&D 100 برای فناوری جذب و ذخیره ایمن زبالههای هستهای، نشان میدهد که مسیر توسعه این فناوریها از مرحله تحقیقاتی فراتر رفته است.
در نهایت، اهمیت AMC فقط به پاکسازی زبالههای هستهای محدود نمیشود. این مرکز میتواند الگویی برای استفاده از هوش مصنوعی و فناوریهای پیشرفته در حل مسائل پیچیده انرژی، محیط زیست، زیرساخت و امنیت ملی باشد. اگر این فناوریها همانطور که پیشبینی شده توسعه پیدا کنند، آمریکا ممکن است در سالهای آینده نهتنها هزینه پاکسازی میراث هستهای خود را کاهش دهد، بلکه مجموعهای از فناوریهای جدید را برای مدیریت ایمنتر و هوشمندانهتر زیرساختهای هستهای و انرژی در اختیار داشته باشد.

روایت فارین پالسی از نبرد قدرتها بر سر LNG / وقتی چین به آخرین سنگر روسها تبدیل میشود
به گزارش تجارت نیوز، فارین پالسی با انتشار یادداشتی مدعی شد: چین در حال تبدیل شدن به شریان حیاتی صادرات گاز طبیعی مایعشده (LNG) روسیه است؛ صادراتی که تحت تحریمهای غرب قرار دارند. بین اوت ۲۰۲۵ تا ژوئن ۲۰۲۶، بندر «بی های» در جنوب چین بیش از ۴۰ محموله از پروژههای LNG روسیه را که مشمول تحریمهای آمریکا هستند، دریافت کرده است. این محمولهها بنا بر گزارشها با تخفیفهایی بین ۳۰ تا ۴۰ درصد پایینتر از قیمتهای لحظهای رایج در بازار آسیا به خریداران چینی عرضه شدهاند. این روند دیگر صرفا مجموعهای از موارد پراکنده درباره دور زدن تحریمها نیست؛ بلکه از شکلگیری نظام تجاری LNG مقاوم در برابر تحریمها حکایت دارد. حلقه مفقوده روسی
فارین پالسی در ادامه آورد: برای شکلگیری چنین نظامی، روسیه باید دو مسئله را حل میکرد: انتقال LNG تحریمشده از روسیه و یافتن مقصدی مطمئن برای آن. مسکو برای حل مسئله نخست، یک زنجیره لجستیکی دریایی ایجاد کرده است. واحدهای ذخیرهسازی شناور، انتقالهای کشتیبهکشتی در شرایط خاموشی یا پنهانسازی اطلاعات و ناوگان فزاینده کشتیهای موسوم به «ناوگان سایه» اکنون امکان انتقال LNG پروژههای تحریمشده روسیه به آبهای آسیا را فراهم کردهاند.
با این حال، لجستیک دریایی بهتنهایی کافی نیست. بدون پایانههای دریافت، این محمولهها مقصدی برای تخلیه نخواهند داشت. چین این حلقه مفقوده را فراهم کرده است. پیش از دریافت نخستین محموله، بندر بئیهای واردات LNG از سایر تامین کنندگان را متوقف کرد؛ اقدامی که عملا محمولههای روسی تحریمشده را از سایر بخشهای شبکه واردات LNG چین جدا کرد و میزان مواجهه دیگر پایانهها و تامین کنندگان با تحریمها را کاهش داد.
به نظر میرسد بئیهای تنها نخستین گام باشد. انتظار میرود پایانه تازهساخت «لانگکو» نیز اواخر سال جاری میلادی دریافت محمولههای مشابه را آغاز کند. این امر نشان میدهد پکن صرفا LNG ارزانقیمت خریداری نمیکند، بلکه زیرساخت مورد نیاز برای تداوم صادرات LNG تحریمشده روسیه را نیز توسعه میدهد. این دقیقا همان نتیجهای است که واشنگتن تلاش داشت از وقوع آن جلوگیری کند. هنگامی که آمریکا در سال ۲۰۲۳ پروژه «آرکتیک LNG 2» را تحریم کرد، هدفش قرار دادن یکی از ارکان اصلی راهبرد بلندمدت روسیه برای توسعه صادرات LNG بود؛ پروژهای که به رهبری بزرگترین تولیدکننده خصوصی گاز روسیه و با مشارکت شرکای بینالمللی توسعه مییافت. انتظار میرفت این پروژه ظرفیت صادرات LNG روسیه را تقریبا دو برابر کند. نتایج تحریمها
تحریمها روند توسعه این پروژه را کند کردند، اما نتوانستند روسیه را از سازگاری با شرایط جدید بازدارند. با گسترش زیرساختهای واردات LNG در چین، گاز طبیعی مایعشده روسیه با وجود محدودیتها همچنان مسیرهای جدیدی برای رسیدن به بازار پیدا میکند. نقش آسیا، بهویژه چین، نیز بهزودی اهمیت بیشتری خواهد یافت.
با آغاز روند حذف تدریجی واردات LNG روسیه از سوی اتحادیه اروپا پس از سال ۲۰۲۷، مسکو گزینه چندانی جز هدایت سهم فزایندهای از صادرات خود به سمت آسیا نخواهد داشت؛ یکی از معدود بازارهایی که زیرساخت لازم برای جذب حجم بیشتری از LNG روسیه را در اختیار دارد. در چنین شرایطی، پایانههایی مانند بئیهای و لانگکو بیش از پیش در راهبرد صادراتی روسیه اهمیت پیدا خواهند کرد.
همزمان، انتظار میرود ظرفیت مایعسازی LNG آمریکا تا سال ۲۰۲۷، با راهاندازی پروژههای جدید صادراتی، حدود ۳۰ درصد افزایش یابد. این تحول فرصتی مناسب برای همسو کردن منافع تجاری و سیاست خارجی واشنگتن ایجاد خواهد کرد؛ فرصتی برای محدود کردن صادرات LNG روسیه و در عین حال، باز کردن بخش بیشتری از بازار آسیا به روی عرضه رو به رشد LNG آمریکا.
اعمال تحریمهای سختگیرانهتر نهتنها میتواند اعتبار سیاست اقتصادی آمریکا را تقویت کند، بلکه توان روسیه برای ایجاد یک صنعت پایدار صادرات LNG را که قادر به رقابت با صادرات رو به رشد آمریکا در بازار آسیاست، محدود خواهد کرد. با این حال، تشدید تحریمها بهتنهایی کافی نیست و نحوه اجرای آنها نیز باید متناسب با شرایط جدید تغییر کند.
اگر واشنگتن میخواهد مانع شکلگیری صنعت پایدار صادرات LNG در روسیه شود و همزمان برتری راهبردی خود را در بازار رو به گسترش LNG آسیا حفظ کند، اجرای تحریمها باید وارد مرحله جدیدی شود.
اولین اقدام فوری باید حفظ فشار بر کشتیهایی باشد که هماکنون در انتقال LNG تحریمشده روسیه نقش دارند. دولت ترامپ باید روند تحریم کشتیهای دخیل در تجارت انرژی تحریمشده روسیه، از جمله کشتیهای حامل LNG، را از سر بگیرد. از زمان بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید، هیچ کشتی جدیدی در ارتباط با روسیه تحریم نشده؛ این در حالی است که ناوگان سایه LNG روسیه گسترش یافته است. پلن آمریکا برای چین
تحریمهای آمریکا در بخش نفت نشان دادهاند که میتوانند موثر باشند؛ حدود ۷۰ درصد از نفتکشهایی که توسط دفتر کنترل داراییهای خارجی وزارت خزانهداری آمریکا (OFAC) تحریم شدهاند، پس از آن دیگر نفت روسیه حمل نکردهاند. حفظ این فشار بر ناوگان سایه نوظهور LNG روسیه همچنان ضروری است.
با این حال، اجرای تحریمها نباید به همینجا محدود شود. هدف مهمتر باید جلوگیری از گسترش ناوگان سایه LNG روسیه باشد. از سال ۲۰۲۴ تاکنون، تعداد کشتیهای شناساییشدهای که LNG تحریمشده روسیه را حمل میکنند، از تنها ۹ فروند به ۲۳ فروند افزایش یافته است.
آمریکا به جای آنکه منتظر ورود کشتیهای جدید به تجارت تحریمشده بماند، باید یک گام به عقبتر بازگردد و اصول مبارزه با پولشویی و «شناخت مشتری» را بر فروش، تامین مالی و بیمه کشتیهای حامل LNG اعمال کند.مالکان کشتیها، کارگزاران، بانکها و شرکتهای بیمه باید ملزم شوند خریدار نهایی را شناسایی کنند، ساختارهای مالکیت را مورد بررسی دقیق قرار دهند و پیش از تایید معامله ارزیابی کنند که آیا این معامله خطر معتبری برای تسهیل صادرات LNG تحریمشده روسیه دارد یا خیر.
شرکتهایی که سابقهای در حوزه حملونقل LNG ندارند یا مدت کوتاهی پیش از خرید کشتیهای حامل LNG تاسیس شدهاند، باید بهطور خودکار مشمول بررسیهای مضاعف قرار گیرند. در مواردی که این ریسک بهطور رضایتبخشی قابل کنترل نباشد، تحریمهای ثانویه باید شرکتها و نهادهایی را که این معاملات را تسهیل میکنند نیز دربر بگیرد.
با این حال، نقطه تعیینکننده اعمال فشار نه در دریا، بلکه در خشکی قرار دارد. برخلاف نفت تحریمشده ایران که تا حد زیادی به پالایشگاههای مستقل چینی متکی بوده، صادرات LNG روسیه هرچه بیشتر در زیرساختهایی ادغام میشود که توسط «شرکت دولتی شبکه خطوط لوله نفت و گاز چین» یا PipeChina اداره میشوند.
هر دو پایانهای که اکنون LNG تحریمشده روسیه را دریافت میکنند یا انتظار میرود در آینده چنین محمولههایی را دریافت کنند ــ بئیهای و لانگکو ــ تحت مدیریت پایپچاینا قرار دارند.
بر اساس گزارش سال ۲۰۲۶ اتحادیه بینالمللی گاز، چین ۳۶ پایانه واردات LNG دارد و پایپچاینا مدیریت هشت پایانه را بر عهده دارد؛ موضوعی که این شرکت را به یکی از بزرگترین اپراتورهای زیرساخت LNG در چین تبدیل کرده است. زلزله در اکوسیستم انرژی جهانی
اهمیت پایپچاینا فراتر از LNG روسیه است. این شرکت محمولههایی را از تامین کنندگان سراسر جهان دریافت و مدیریت میکند و در یک اکوسیستم تجاری گستردهتر متشکل از بانکهای بینالمللی، شرکتهای بیمه، کارگزاران، معاملهگران و تأمینکنندگان LNG فعالیت دارد؛ اکوسیستمی که همچنان به بازارهای مالی غرب و دلار آمریکا وابسته است.
این وضعیت اهرم متفاوتی در اختیار واشنگتن قرار میدهد. آمریکا به جای هدف قرار دادن صرف محمولههای روسی، میتواند اقداماتی را علیه پایپچاینا در نظر بگیرد که ریسک تجاری، مالی و حقوقی همکاری با زیرساختهای این شرکت را برای سایر شرکتها افزایش دهد و ادامه همکاری با آن را به گزینهای پرهزینهتر تبدیل کند.
هدف قرار دادن پایپچاینا تقریبا بهطور قطع واکنش پکن را به دنبال خواهد داشت. چین طی پنج سال گذشته چارچوب حقوقی گستردهای ایجاد کرده که به این کشور اجازه میدهد شرکتهای فعال در چین را از تبعیت از تحریمهای خارجی منع کند، علیه نهادهای خارجی که تحریمهای آمریکا را اجرا میکنند اقدامات متقابل انجام دهد و صادرات مواد راهبردی، از جمله مواد معدنی حیاتی و عناصر نادر خاکی، را محدود کند.
با این حال، تجربه اخیر نشان میدهد این اقدامات لزوما تاثیر بازدارندگی تحریمهای ثانویه را از بین نمیبرند. پس از اعمال تحریمهای آمریکا علیه شرکت پتروشیمی «هنگلی»، کارگزاران غربی همکاری با بازوی تجاری این شرکت در سنگاپور را متوقف کردند. به همین ترتیب، پس از تحریم شرکت پتروشیمی «شاندونگ یولانگ» از سوی اتحادیه اروپا و بریتانیا، شماری از تامین کنندگان و ارائهدهندگان خدمات بینالمللی روابط تجاری خود را با این شرکت قطع کردند.
بنابراین، هدف واشنگتن نباید وادار کردن پکن به کنار گذاشتن LNG روسیه باشد؛ بلکه باید تبدیل پایپچاینا به شریکی کمجاذبهتر برای شرکتهای غربی باشد. چنین رویکردی میتواند اکوسیستم تجاری بینالمللی را که به تداوم صادرات LNG تحریمشده روسیه کمک میکند، تضعیف کند.
البته این اهرم فشار احتمالا برای همیشه موثر باقی نخواهد ماند. واشنگتن همچنان با یک فرصت زمانی محدود مواجه است. افزایش صادرات LNG آمریکا و وابستگی فزاینده روسیه به بازارهای آسیایی، فرصتی مناسب برای همسو کردن منافع تجاری و اهداف سیاست خارجی ایجاد کرده است.
اجرای سختگیرانهتر تحریمها میتواند اعتبار تحریمهای اقتصادی بهعنوان ابزاری در سیاست خارجی آمریکا را تقویت کند، فشار بر درآمدهای انرژی روسیه را حفظ کند و توان مسکو برای ایجاد یک صنعت پایدار صادرات LNG را که بتواند با آمریکا در بازار آسیا رقابت کند، کاهش دهد.

سیانان: چراغ قرمز در بازارهای انرژی روشن شده است
به گزارش شهرآرانیوز، پالایشگاهها با ترکیبی کامل از جنگ و محدودیتهای صادراتی روبهرو هستند که میزان نفت خامی را که میتوانند به بنزین، سوخت جت و دیزل که اقتصاد جهانی را تغذیه میکند، تبدیل کنند، محدود میکند.
یک معیار کلیدی سودآوری پالایش، که به عنوان کرک اسپرد دیزل شناخته میشود، برای اولین بار به ۱۰۲ دلار در هر بشکه رسید و تقریباً سه برابر سطح قبل از جنگ شد. کرک اسپرد دیزل میزان درآمد پالایشگاهها را از هر بشکه نفت خامی که به دیزل تبدیل میکنند، اندازهگیری میکند.
باب مکنالی، بنیانگذار و رئیس گروه انرژی راپیدان، به سیانان گفت: «این خبر بدی است. بازار فریاد میزند که ما کمبود داریم.»
عرضه سوخت همچنان از نظر تاریخی محدود است، زیرا سه چهارم قطب پالایش جهانی در وضعیت بحرانی شدیدی قرار دارند.
پالایشگاهها در خاورمیانه در طول جنگ ایران مورد حمله قرار گرفتهاند؛ و پالایشگاههایی که آسیب ندیدهاند، به دلیل تنش در تنگه هرمز، جایی که ایران و ایالات متحده برای کنترل آن میجنگند، در حمل و نقل با مشکل مواجه بودهاند.
اما این فقط مربوط به جنگ ایران نیست.
پالایشگاههای روسیه، صادرکننده عمده سوخت، در اثر حملات پهپادی از اوکراین فلج شدهاند. طبق گزارش شرکت تحقیقاتی کپیتال اکونومیکس، تقریباً ۴۰ درصد از ظرفیت پالایش روسیه از کار افتاده است که معادل حدود ۳ درصد از ظرفیت پالایش جهانی است.
مسکو که با کمبود سوخت در داخل کشور مواجه است، صادرات بنزین و گازوئیل را تا پایان ژانویه ۲۰۲۷ ممنوع کرده است.
سپس چین، یکی دیگر از صادرکنندگان بزرگ سوخت، وجود دارد. پکن با کاهش واردات نفت خود فراتر از آنچه بسیاری تصور میکردند، به جلوگیری از افزایش قیمت نفت به ۱۵۰ دلار در هر بشکه کمک کرده است. اما پکن همچنین با محدود کردن صادرات سوخت خود، به دنبال جلوگیری از کمبود سوخت داخلی بوده است.
این امر، ساحل خلیج ایالات متحده را به عنوان تنها گزینه باقی مانده باقی میگذارد و پالایشگاههای آمریکایی با تمام توان برای به دست آوردن حاشیه سود تاریخی تلاش میکنند.
تحلیلگران بانک آمریکا هفته گذشته در گزارشی نوشتند: نتیجه، بازاری است که در آستانه ورود به قویترین دوره تقاضای فصلی خود با حاشیه خطای بسیار کم است.
حاشیه سود بالای بیسابقه به این معنی است که پالایشگاههایی که به دلیل جنگ از مسیر خود خارج نشدهاند، این روزها در حال چاپ پول هستند.
اما مشخص نیست پالایشگاههای ایالات متحده تا چه مدت میتوانند با تمام توان به کار خود ادامه دهند. اوج فصل طوفان در راه است و پالایشگاههای ساحل خلیج فارس در گذشته توسط طوفانهای بزرگی که ساحل خلیج فارس را در بر گرفتهاند، از مسیر خود خارج شدهاند؛ و معمولاً پالایشگاهها با کاهش سرعت برای تعمیرات، از تقاضای کمتر در پاییز استفاده میکنند.
در ادامه حتما بخوانید رویترز: ترامپ از آمریکاییها میخواهد قیمت بالای بنزین را بپذیرند افزایش ناگهانی بنزین، گازوئیل و سوخت جت
قیمت سوخت به شدت بالاتر از این نقطه در تابستان گذشته است، اگرچه هنوز به آن اندازه که بسیاری در آغاز جنگ ایران نگران بودند، بالا نیست. میانگین ملی بنزین معمولی به ۴.۰۷ دلار در هر گالن رسید که نسبت به سال گذشته ۳۰ درصد افزایش یافته است. مقایسه قیمت بنزین در سال ۲۰۲۶ با سه سال گذشته
میانگین قیمت بنزین در سطح ملی ۴.۱۰ دلار در هر گالن است که نسبت به دیروز ۰.۰۲ دلار و نسبت به همین زمان در سال گذشته ۰.۹۷ دلار افزایش یافته است. در اینجا مقایسهای از آن با سه سال گذشته ارائه شده است.
گازوئیل، سوختی حیاتی برای اقتصاد جهان، ۴۸ درصد گرانتر از همین زمان در سال گذشته است.
افزایش قیمت گازوئیل هزینهای پنهان برای مصرفکنندگان است، زیرا تراکتورهای مزارع و همچنین قطارها و کامیونهایی که کالاها را در سراسر کشور حمل میکنند، از آن استفاده میکنند. مشاغل اغلب حداقل بخشی از این قیمتهای بالای سوخت را به شکل افزایش قیمت به مصرفکنندگان منتقل میکنند.
طبق تحقیقات آزمایشگاه راهحلهای اقلیمی دانشگاه براون، قیمتهای بالاتر گازوئیل از زمان شروع جنگ، نزدیک به ۴۰ میلیارد دلار برای مصرفکنندگان آمریکایی هزینه داشته است.
در همین حال، سوخت جت در طول سال گذشته بیش از ۷۰ درصد افزایش یافته است. خطوط هوایی، با حمایت تقاضای سفر انعطافپذیر و تعطیلی شرکت هواپیمایی ارزانقیمت اسپیریت در ماه مه، هزینههای بلیط هواپیما و بار را افزایش داده و پروازهای کمسودتر را کاهش دادهاند.
تحلیلگران ریستاد انرژی هفته گذشته در گزارشی نوشتند: تأثیر این موضوع بر مصرفکننده در پمپ بنزین و فرودگاه خود را نشان میدهد و از اینجا به بعد فشار افزایش خواهد یافت.
در حالی که شرکتهای بزرگ نفتی از اختلالات عرضه سود میبرند، مردم عادی به طور فزایندهای از قیمتهای بالا ناامید شدهاند.
خطر این است که مشکلات پالایشگاهها، بنزین، گازوئیل و سوخت جت را برای مدت طولانیتری بالا نگه دارد و تورم را بالا نگه دارد.
بانک آمریکا اعلام کرد: مگر اینکه مشکلات عرضه خاورمیانه، چین و/یا روسیه حل شود، قیمت گازوئیل احتمالاً نزدیک به بالاترین سطح چرخه باقی خواهد ماند و اگر موجودیها تا زمستان کاهش یابد، خطر افزایش بیشتر وجود دارد.
در ادامه حتما بخوانید شکاف تاریخی قیمت گازوئیل و نفت خام، سفره مردم را هدف گرفته است
قیمتها آنقدر بالاست که شروع به مهار مصرف کرده است، پدیدهای که در صنعت به عنوان تخریب تقاضا شناخته میشود. اما بانک مرکزی آمریکا (BofA) اعلام کرد که تقاضا به اندازه کافی برای ایجاد تعادل مجدد در بازار از بین نرفته است، حداقل هنوز نه.
