قیمت طلا امروز




 سایت جوان آنلاین / ۱۴۰۵/۰۵/۰۲

سرقت از زنان با چای مسموم

مرد شیادی که با حضور در کافه‌ها زنان جوان را شکار و با چای مسموم، اموالشان را سرقت می‌کرد، دستگیر شد. متهم با ادعای نفوذ و ازدواج، طعمه‌های خود را فریب می‌داد
 سرقت از زنان با چای مسموم

جوان آنلاین: مرد شیادی که با حضور در کافه‌ها زنان جوان را شکار و با چای مسموم، اموالشان را سرقت می‌کرد، دستگیر شد. متهم با ادعای نفوذ و ازدواج، طعمه‌های خود را فریب می‌داد. 

اسفندماه سال قبل، زن جوانی به اداره پلیس مراجعه کرد و از مردی به نام «فراز» به اتهام اخاذی و سرقت اموالش شکایت کرد. او در توضیح ماجرا به مأموران گفت: «در یکی از کافه‌های شمال تهران با مردی به نام فراز آشنا شدم که ادعا می‌کرد نفوذ زیادی در ادارات دولتی و حتی ادارات پلیس دارد. از آنجایی که پرونده حقوقی در دادسرا داشتم، ارتباطم با او بیشتر و قرار شد او پرونده مرا پیگیری کند و به سرانجام برساند. چند باری با هم تلفنی صحبت کردیم تا اینکه روز حادثه به خانه‌ام آمد تا مدارکی را که آماده کرده‌بودم، تحویل بگیرد. از او با چا‌ی و میوه پذیرایی کردم. وقتی برای آوردن مدارک به اتاق دیگری رفتم و برگشتم، چایی را که برای خودم ریخته بودم، خوردم و دیگر هیچ نفهمیدم. ساعتی قبل به هوش آمدم و تازه فهمیدم که در دام چه فرد شیادی گرفتار شده‌ام. او مرا با چای مسموم بی‌هوش کرد و اموالم را که کارت بانکی، طلا‌ها و پول‌هایم بود، سرقت و تمامی پول‌های کارتم را نیز برداشت کرده‌است.»

 شیوه شکار طعمه‌ها

با ثبت این شکایت، تیمی از مأموران پایگاه هفتم پلیس آگاهی برای پیدا کردن ردی از مرد کلاهبردار وارد عمل شدند. در حالی که هر روز به تعداد شاکیان افزوده می‌شد، بررسی‌ها نشان داد که متهم مردی جوان و شیک‌پوش است که طعمه‌های خود را که همگی زنان جوان هستند، از داخل کافه‌ها انتخاب می‌کند. او با ادعای اینکه مأمور یا فردی با نفوذ است و با وعده ازدواج یا انجام کار‌های اداری، به خانه‌های آنها رفت و آمد و پس از بی‌هوش کردن آنها با مواد مسموم، اموالشان را سرقت می‌کرد. 

 شکایت یک کارفرما

تحقیقات ادامه داشت تا اینکه مأموران با شکایت مردی روبه‌رو شدند که از کارگرش به اتهام سرقت ۳۰۰ میلیون تومان پول نقد و ۵۰۰ میلیون تومان طلا از گاوصندوقش شکایت کرده‌بود. بررسی‌ها نشان داد که سارق، همان مرد جوان شیک‌پوشی است که در کافه‌ها طعمه‌های خود را شکار می‌کرد و تحت تعقیب بود. 

 دستگیری قبل از اجرای نقشه

با به دست آمدن این اطلاعات، متهم تحت تعقیب قرار گرفت. مأموران چند روز قبل دریافتند که فراز زن جوانی را فریب داده و قرار است به خانه‌اش برود. بدین ترتیب، مأموران راهی خانه زن جوان شدند و متهم را قبل از اجرای نقشه سرقتش دستگیر کردند. 

 اعتراف به جرایم سریالی

متهم پس از اعتراف برای تحقیقات بیشتر و شناسایی دیگر شاکیان احتمالی در اختیار کارآگاهان پلیس آگاهی قرار گرفت. 

 سرقت و اخاذی از ۱۵ زن 

متهم هزار چهره در حالی به جرم خود اقرار کرد که بررسی‌های مأموران نشان داد در این پرونده ۱۵ زن از وی به اتهام کلاهبرداری و سرقت شکایت کرده‌اند. 

فراز چه شد که این نقشه را برای کلاهبرداری و سرقت انتخاب کردی؟ 

در فیلم‌ها دیده‌بودم که به سادگی می‌شود زنان را فریب داد. 

شاکیان را چطوری شناسایی می‌کردی؟ 

لباس شیک می‌پوشیدم و به کافه‌ها می‌رفتم. معمولاً بعضی زنان یک کافه را پاتوق خود قرار می‌دادند و من هم بعد از چند بار رفتن خودم را فرد با نفوذی جلوه می‌دادم و آنها هم به من اعتماد می‌کردند. 

به چه بهانه‌ای کلاهبرداری یا سرقت می‌کردی؟ 

بستگی به فردی داشت که با او آشنا می‌شدم. مثلاً به یکی پیشنهاد ازدواج می‌دادم و می‌گفتم پولدارم یا تاجرم. یکی دیگر مشکل حقوقی داشت و ادعا می‌کردم با نفوذم می‌توانم مشکلش را حل کنم. 

از چند نفر کلاهبرداری کردی؟ 

(سکوت می‌کند.)

شاکی شهرستانی هم داری، درسته؟ 

بله. با یک زن در استان فارس آشنا شدم که از او هم کلاهبرداری کردم.



۱۰ دقیقه قبل / روزنامه همدلی

جغرافیای نفوذ، بن بست توسعه - همدلی

فرید بازدار

فعال رسانه

 

توســعه همواره با کمبود پول و اعتبار متوقف نمی شود. گاهی بودجه هست، پروژه هم تعریف شــده، مدیر هم پشت میز نشســته، اما کار آن طور که باید پیش نمیرود. علت را باید جایی بیرون از جدول اعتبارات جســتوجو کرد. جایی که مرز مسئولیت ها آرام آرام کمرنگ می شود و در کنار ساختار رسمی اداره کشور، مناسباتی شکل میگیرد که در شرح وظایف نیست ، امادر تصمیم ها اثر دارد.

در حوزه هــای انتخابیهای که چند نماینده دارند، تقسیم کار برای پیگیری بهتر امور نه عجیب است و نه لزومًًا نادرست. یک نماینده ممکن اســت مسائل یک شهرستان را بیشتر دنبال کند و دیگری بر موضوعی تخصصی تمرکز داشته باشــد.

اتفاقًًا هماهنگی میان نمایندگان می تواند به سود منطقه تمام شــود. نگرانی از جایی آغاز می شود که این تقسیم کار، از پیگیری امور عبور کند و به تقسیم حوزه نفوذ برسد. یعنی کم کم چنین تصوری شکل بگیرد که فالن منطقه، اداره یا حتی مدیر،به سهم سیاسی این یا آن فرد تعلق دارد.اکنون دیگر بحث بر سر یک توافق گذرا میان چند سیاستمدار نیست. پای کیفیت حکمرانی در میان است.

مدیری را تصور کنید که باید هم به وزارتخانه و اســتانداری پاسخ بدهد و هم نگران رضایت کسی باشد که تصور می کند در ماندن یا رفتنش نقش تعیین کننده دارد.از چنین مدیری چقدر می توان انتظار اســتقالل حرفهای داشــت. حتی اگر فردی ســالم و متخصص باشــد، نفس وجود دو مرکز قدرت، تصمیمگیری را دشوار می کند. به مرور ممکن است تخصص در کنار مالحظات سیاسی بنشیند و گاهی نیز جای خود را به آن بدهد.مشــکل فقط به انتصاب مدیران ختم نمی شود.

توسعه یک منطقه را نمی توان مانند نقشهایروی میز گذاشت و با خط کش میان افراد تقسیم کرد. آب از مرز حوزه انتخابیه عبور می کند،جاده چند شهرستان را به هم پیوند میدهد، آلودگی هوا پشت تابلو ورودی یک شهر متوقف نمی شود و اشتغال نیز مسئله یک بخش یا یک اداره نیست. توسعه، ذاتًًا به هم پیوسته است. اگر این واقعیت را بپذیریم، یک پرســش جدی پیش روی ما قرار میگیرد. وقتی هر بخش از یک منطقه در ذهن سیاســتمداران به قلمروی جداگانه تبدیل شود، چه کسی تصویر بزرگ تر را خواهد دید. همین جا یکی از پیچیده ترین مشــکالت حکمرانی پدیدار می شود.

موفقیت معمو ًلا صاحبان زیادی پیدا می کند، اما شکســت نه. اگر پروژهای افتتاح شود، افراد متعددی می توانند از سهم خود در تحقق آن سخن بگویند. اما وقتی همان پروژه سال ها متوقف بماند، مردم با زنجیرهای از پاسخ ها روبهرو می شوند. مدیر از محدودیت اختیار می گوید، دستگاه باالدستی از مشکالت اجرایی و نماینده از پیگیری هایی که انجام داده اســت. در نهایت، مردم می مانند و مسئلهای که هنوز حل نشده است.این ابهام، اگر ادامه پیدا کند، آرام آرام به سیاست هم سرایت می کند.

انتخابات قرار است میدان مقایسه برنامه ها، کارنامه ها و توان نمایندگی باشد. اما وقتی دسترسی به مدیران و امکانات به بخشی از قدرت سیاسی تبدیل شود، رقابت نیز ممکن است از برنامه محوری فاصله بگیرد. آن وقت به جای اینکه پرسیده شود چه کسی برای آینده منطقه برنامه بهتری دارد، این پرسش اهمیت پیدا می کند که چه کسی نفوذ بیشتری دارد.شــاید برای تشخیص مسیر درست، کافی باشد از انتهای راه به ماجرا نگاه کنیم. اگر ده سال دیگر منطقهای توسعه یافته می خواهیم، چه چیزی باید از امروز باقی بماند.

مدیران وابسته به افراد، یا نهادهایی که با تغییر افراد همچنان درست کار می کنند. پروژه های حاصل از چانهزنی، یا برنامهای که اولویت هایش برای همه روشــن است. پاسخ تقریبًًا معلوم است. توسعه زمانی ریشه میگیرد که نهاد از فرد قدرتمندتر باشد.ایــن نگاه به معنای کمرنگ کردن نقش نمایندگان نیســت. برعکس، مجلس به نمایندگان قدرتمند نیاز دارد. اما قدرت نماینده در تعیین مدیر یک اداره خالصه نمی شود. نمایندهای که بتواند وزیر را پاســخگو کند، بودجه یک پروژه اســاسی را به منطقه بیاورد، مانع یک تصمیم نادرست شود و مسئلهای محلی را به مطالبهای ملی تبدیل کند، در جایگاهی بسیار اثرگذارتر ایستاده است.

در نهایت، مسئله بر سر چند اداره و چند انتصاب نیست. بحث بر سر این است که منطقه را با قانون اداره کنیم یا با مرزهای نانوشته نفوذ.جغرافیــای سیاسی را می توان روی نقشــه دید، اما جغرافیای نفوذ روی هیچ نقشــهای ثبت نمی شود. خطر درست از همین جا آغاز می شود. جایی که قدرت دیده نمی شود، اما اثر می گذارد و مســئولیت وجود دارد، اما صاحب آن به آسانی پیدا نمی شود. توسعه در چنین زمینی دشوار است. توسعه به قلمروهای بیشتر نیاز ندارد، به مسئولیت های روشن تر نیاز دارد.


۱ ساعت قبل / سایت جوان آنلاین

فرهنگ می‌تواند زبان اتحاد ملت‌های جبهه مقاومت باشد

جوان آنلاین: سریال «رویای نیمه‌شب» اقتباسی آزاد از رمان مطرح «رویای نیمه‌شب» نوشته مظفر سالاری و محصول سازمان هنری رسانه‌ای اوج است. این سریال به کارگردانی حسن آخوندپور، تهیه‌کنندگی سعید سعدی و نویسندگی سیدحسین امیرجهانی، داستان فتاح، جوانی سنی‌مذهب، و تلما، دختری شیعه را در شهر حله روایت می‌کند. دو دلداده‌ای که عشقشان در میان تعصبات مذهبی، مخالفت خانواده‌ها و سیاست‌های تفرقه‌افکنانه حاکمان شهر گرفتار می‌شود، اما برای رسیدن به یکدیگر از هیچ تلاشی دست نمی‌کشند. 

کاظم هژیرآزاد، بازیگر نقش ابوراعد در سریال «رویای نیمه‌شب»، حضور بازیگران سوری در این سریال را فرصتی برای تقویت پیوند فرهنگی میان ایران و سوریه دانسته و می‌گوید: این همکاری می‌تواند فراتر از مناسبات سیاسی، پیام دوستی و همبستگی ملت‌هایی را منتقل کند که در برابر ظلم و ستم ایستادگی کرده‌اند. او همچنین با اشاره به مسئله فلسطین و جبهه مقاومت تأکید کرد که این اتحاد می‌تواند در عرصه فرهنگ نیز خود را نشان دهد. وی همچنین با اشاره به تجربه حضور خود در آثار تاریخی همچون «مختارنامه»، «امام‌علی (ع)» و «ولایت عشق»، می‌گوید که بازی در یک اثر تاریخی برای او تفاوتی با دیگر گونه‌های نمایشی ندارد و مهم‌ترین وظیفه بازیگر، نزدیک شدن به تصویری است که کارگردان از نقش در ذهن دارد. هژیرآزاد، ابوراعد را شخصیتی خشن، فرمانبردار و فاقد پیچیدگی‌های درونی توصیف می‌کند که مأموریتش اجرای دستورات مافوق است. «جوان» در گفت‌و‌گو با این بازیگر پیشکسوت سینما، تلویزیون و تئاتر کشورمان به پیچیدگی‌های بازی در این اثر، چگونگی تولید آثار اقتباسی و همچنین تفاوت‌های بازی در آثار تاریخی و غیرتاریخی می‌پردازد. 

وقتی پیشنهاد بازی در «رویای نیمه‌شب» و نقش ابوراعد به شما شد، چه چیزی در این شخصیت برایتان جذاب بود؟

من قصه را نخوانده بودم و فقط برای نقشی انتخاب شدم که آن را نمی‌شناختم. آقای آخوندپور برای کارگردانی این پروژه آمدند و من هم پیش از آن با ایشان کار نکرده بودم. البته کارهایشان را دیده بودم، اما تجربه همکاری با ایشان را نداشتم. در واقع، نقش ابوراعد در ابتدا هیچ جذابیتی برای من نداشت و من سعی کردم خودم را به این شخصیت نزدیک کنم، تا آنجا که می‌توانم. ابوراعد آدم خشنی است؛ آدمی جنگجو و بی‌رحم. زندانبان است و با جماعتی از آدم‌های بسیار خشن و بی‌رحم سروکار دارد. این افراد به گریه‌ها، التماس‌ها و درخواست‌های زندانیان پاسخ مثبت نمی‌دهند. اگر چنین نباشد، به هر حال مورد خشم بالادستی‌های خود قرار می‌گیرند. بنابراین سعی کردم خودم را به این نقش نزدیک کنم. 

ابوراعد در جهان داستان چه جایگاهی دارد؟ آیا شخصیت او در رمان اصلی وجود دارد؟

من خبر ندارم، چون رمان را نخوانده‌ام. حتی خود سناریو را هم از ابتدا تا انتها نخواندم و فقط نقش خودم را مطالعه کردم. با تخیلی که داشتم و با راهنمایی‌هایی که از دکور، لباس و کارگردان می‌گرفتم، تصور می‌کردم این آدم باید شخصیت خشنی باشد؛ کسی که زندانیان از او بترسند و شورش نکنند. این شغلی است که به هر حال به من داده‌اند و من باید آن را به بهترین شکل انجام بدهم. محل ارتزاق من همین شغل است. باید به بالادست و رئیس خود هر کسی که است، خدمت و از او اطاعت کنم و این زندان را نگهداری کنم، این کار من بود. 

«رویای نیمه‌شب» از یک رمان اقتباس شده است. از نگاه شما، اقتباس تلویزیونی چه چیزی به جهان یک رمان اضافه می‌کند و در مقابل، چه چیز‌هایی را ممکن است از آن بگیرد؟

به نظر من اقتباس، یک نگارش جدید است. آنچه نویسنده در تخیل خودش به روی صفحات کاغذ می‌آورد، حالا باید زندگی پیدا کند؛ باید به زندگی تبدیل شود. آدم‌ها باید بلند شوند، حرکت کنند، با هم حرف بزنند و ارتباط داشته باشند. بنابراین تفاوت بسیار مهمی میان نوشته و زنده‌کردن یا حیات بخشیدن به عناصر و انسان‌هایی وجود دارد که نویسنده به تصویر کشیده است. این اقتباس حتی می‌تواند از رمان قوی‌تر باشد. اگر کارگردانی خوبی باشد و بازیگران خوبی در اختیار داشته باشد و بتواند به این شخصیت‌ها زندگی ببخشد، اثر می‌تواند از رمان تصویری‌تر، دیدنی‌تر و جذاب‌تر باشد. امیدوارم این اتفاق افتاده باشد. به هر حال، سعی و تلاش کارگردان و دیگر عوامل این بوده که آن نوشته‌ها و تخیل نویسنده را به زندگی تبدیل کنند، آنها را زنده کنند و به حیات واقعی برسانند. قضاوتش با تماشاگر است؛ با کسی که اثر را می‌بیند، یا کسی که کتاب را خوانده و حالا باید زنده‌شدن شخصیت‌ها را ببیند. قضاوت نهایی با تماشاگر است. 

شما در چند پروژه تاریخی مهم بازی کرده‌اید، اما امروز، بعد از سال‌ها تجربه، آیا حضور در یک پروژه تاریخی برایتان با همان دشواری‌های سال‌های اول همراه است یا نوع نگاهتان کاملاً تغییر کرده است؟

من بازیگرم و برای من پروژه تاریخی و غیرتاریخی تفاوتی ندارد. وقتی برای بازی در کاری انتخاب می‌شوم، بیشتر به این فکر می‌کنم که آیا این کار می‌تواند زندگی من را بچرخاند یا نه. شغل من بازیگری است و کار دیگری غیر از بازی کردن ندارم. بنابراین همه نقش‌ها، همه ژانر‌های هنری و همه قصه‌ها و داستان‌ها برای من تفاوتی ندارند. فرقی نمی‌کند تاریخی باشد، غیرتاریخی، اجتماعی، کمدی یا تراژدی. من از نقطه‌نظر کارگردان و تهیه‌کننده انتخاب می‌شوم، چون سوابق من را در کار‌های قبلی دیده‌اند و روی من حسابی باز کرده‌اند که این نقش به درد این بازیگر می‌خورد؛ این چهره، این هیکل و این صدا برای این نقش مناسب است. در انتخاب شدنم، خودم نقشی ندارم. انتخاب می‌شوم و کار‌های قبلی من در واقع ملاک تعیین‌کننده برای انتخابم هستند، اما وقتی انتخاب شدم، دیگر باید سعی و تلاش خودم را بکنم تا به چیزی که کارگردان و تهیه‌کننده می‌خواهند برسم. 

بازیگر در یک اثر تاریخی گاهی مجبور است با محدودیت‌هایی مثل لحن، پوشش، گریم، میزانسن و ادبیات دوره تاریخی کنار بیاید. کدام‌یک از این محدودیت‌ها بیشتر روی بازی شما اثر می‌گذارد؟

همان‌طور که عرض کردم، من برای بازی در یک نقش انتخاب می‌شوم و سعی می‌کنم آن نقش را به بهترین نحو ارائه بدهم. اینکه لباس ممکن است باعث دست‌وپاگیری من باشد یا گریم به شکلی باشد که زیاد خوشم نیاید، طبیعی است. ممکن است کفشی که به پا دارم آزارم بدهد، یا لباس آنقدر ضخیم باشد که عرق کنم. گاهی لباس از نظر جنس پارچه یا نوع دوخت به شکلی است که پوست را آزار می‌دهد و وقتی آن را درمی‌آورم، کاملاً خیس عرق است. در کار‌های تاریخی، لباس و نوع انتخاب پارچه یا ابزار و به اصطلاح زره جنگی، گاهی از الیاف سخت و خشن ساخته شده است. گاهی در زمستان آنقدر سرد بوده که ما خودمان را با چیز دیگری می‌پوشاندیم تا این سرما که وارد لباس می‌شد و بدن را آزار می‌داد، کمتر اذیت‌مان کند. در تابستان هم شرایط به شکل دیگری سخت می‌شد. مثلاً در زندان، فضای زندان باید به‌گونه‌ای باشد که راحت نباشد؛ زندانی باید تحت شکنجه باشد. بنابراین مجبورند فضا را دودآلود کنند. اسفند دود می‌کنند یا شمع‌هایی را برای ایجاد نور ضعیف در زندان قرار می‌دهند. این شمع‌ها وقتی روشن می‌شوند، دود ایجاد می‌کنند. وقتی کارمان تمام می‌شود و بیرون می‌آییم، بینی‌مان گرفته است. وقتی بینی‌مان را می‌شوییم، سیاهی از بینی بیرون می‌آید. حتی در حلقمان هم در واقع حالت دود ایجاد شده است. اینها مشکلات کار است؛ مشکلات کار تاریخی. زندان را حتماً باید به گونه‌ای بسازند که برای زندانی راحت نباشد و تحت شکنجه باشد. زندانبان هم در واقع از همان شرایط برخوردار است، چون به هر حال زندانبان هم نوعی زندانی است؛ باید در زندان باشد و مراقب زندانیان باشد. بنابراین همان هوایی را استنشاق می‌کند که زندانی استنشاق می‌کند. به همین دلیل کار در پروژه‌های تاریخی سخت‌تر می‌شود و به تناسب سختی، کار پرهزینه‌تر هم می‌شود و از نظر زمانی ممکن است طولانی‌تر از یک کار اجتماعی روزمره باشد. اینکه محدودیت برای ما ایجاد کند، بستگی به خصوصیات آن نقش دارد. مثلاً من تا به حال برای جلوی دوربین قرار گرفتن، مو‌های سرم را نتراشیده بودم. اینجا پیشنهاد شد که اگر موی من تراشیده باشد، شخصیت خشن‌تر می‌شود. حالا که قرار است فرمانده زندانیان و فرمانده یک قسمت باشم، باید شباهتی به بقیه فرمانده‌ها داشته باشم؛ کسانی که موهایشان را می‌تراشند. با وجود میل خودم، چون موهایم سفید بود، مو‌های من را تراشیدند و کچلم کردند. خود این یکی از دلخوری‌های من بود که چرا باید کچل باشم! می‌توانم یک فرمانده مودار باشم، اما به هر حال این سلیقه کارگردان بود که من باید سرم کچل و موهایم تراشیده شود و من هم زیر بار رفتم. چاره‌ای نداشتم. نقش باید زیبا و باورکردنی می‌شد. مثل بقیه که سرشان را تراشیده بودند، سر من را هم تراشیدند. حالا که نگاه می‌کنم، می‌بینم با آن گریم و سر تراشیده، خیلی خشن‌تر شده‌ام. امیدوارم مورد پسند مردم هم قرار بگیرد. 

در «مختارنامه»، «امام علی (ع)» و «ولایت عشق» با جهان‌های تاریخی متفاوتی روبه‌رو بودید. آیا تجربه آن پروژه‌ها هنگام بازی در «رویای نیمه‌شب» به کمک‌تان آمد یا سعی کردید تجربه‌های قبلی را کاملاً کنار بگذارید؟

هر قصه‌ای سعی می‌کند متکی به عناصر خودش باشد. نه نویسنده و نه کارگردان نمی‌خواهد از کار دیگری تقلید کند. بازیگر هم به طریق اولی سعی می‌کند متفاوت‌تر از بازی‌های گذشته باشد. البته بعضی وقت‌ها می‌شود و بعضی وقت‌ها نمی‌شود. اینکه یک بازیگر برای یک کار تاریخی انتخاب می‌شود، قطعاً کارگردان، نویسنده یا تهیه‌کننده به چهره، اندام، صدا و کار‌هایی که قبلاً انجام داده توجه می‌کند. مثلاً کسی که در «ولایت عشق» بازی کرده، امام‌حسن یا امام‌رضا (ع) را بازی کرده، یک چهره از خودش ارائه داده که کارگردان می‌گوید این چهره به درد این کار می‌خورد. حالا نقش ممکن است منفی یا مثبت باشد و ما هم مجبوریم بپذیریم، چون آمده‌ایم که کار کنیم و شغل‌مان همین است. نمی‌توانیم چانه بزنیم که قیافه ما اینطور باشد بهتر است. سرمان را می‌تراشند، سیبیل برایمان می‌گذارند؛ اگر سیبیل داشته باشیم، سیبیلمان را می‌تراشند، ریش برایمان می‌گذارند و اگر ریش داشته باشیم، ریشمان را می‌تراشند. این خاصیت زندگی هنری است. اولاً باید شبیه همدیگر نباشیم و متفاوت باشیم. همه دوست دارند، هم بازیگر و هم کارگردان و تهیه‌کننده که این نقش نسبت به گذشته متفاوت‌تر باشد. ما هم سعی می‌کنیم متفاوت باشیم. حالا اینکه چقدر موفق شویم، بستگی به شرایط و موقعیتی دارد که نویسنده پیشنهاد می‌کند. زندگی هزار رنگ و هزار جور بازی دارد. قطعاً این هزار جور بازی می‌تواند در هر داستانی تکرار شود، ولی بازیگر باید تلاش کند که تکراری بازی نکند؛ هم لباسش، هم گریمش باشد، هم لحنش و هم اعمال و رفتارش متفاوت باشد. بازیگر سعی خودش را می‌کند. اینکه چقدر به آن میزانی که تلاش کرده، می‌رسد و موفق می‌شود، بستگی به استعداد، توانایی و قضاوت تماشاگر دارد. 

فکر می‌کنید بازیگر امروز نسبت به چند دهه قبل، برای ایفای یک نقش تاریخی با چه چالش تازه‌ای مواجه است؟

بازیگر امروز و دیروز و فردا ندارد. بازیگر، بازیگر است؛ چه دیروز، چه امروز و چه فردا. وقتی یک نقش به او ارائه و پیشنهاد می‌شود، باید سعی و تلاش خودش را بکند تا به آن نقش برسد. فرقی نمی‌کند نقش مربوط به گذشته باشد، حال باشد یا آینده. قطعاً باید میل، رغبت و ذوق و سلیقه کارگردان و تولیدکننده را در اجرای نقش در نظر بگیرد و در نهایت تماشاگر هم باید با دیدن آن قانع شود که این نقش به این بازیگر می‌خورد و انتخاب درستی بوده است. اگر انتخاب نادرست باشد، کمکی نمی‌کند که بازیگر به نقش برسد. بازیگر ضعیف به نقش می‌رسد و این موضوع در زمان تماشا برای همه مشخص می‌شود. چشم باز می‌شود و می‌بینیم بازیگر ادای این کار را درمی‌آورد، اما به قیافه‌اش نمی‌خورد که اصلاً چنین شخصیتی باشد. این ممکن است پیش بیاید و در واقع می‌تواند اشتباه کارگردانی باشد؛ اینکه در انتخاب، شخصی را انتخاب کرده‌اند که ناتوان است یا چهره‌اش به نقش نمی‌خورد، اما تا به حال در مورد من صادق نبوده و نقش‌هایی که بازی کرده‌ام، تاریخی بوده و کارگردان از من راضی بوده است؛ ان‌شاءالله. 

در «رویای نیمه‌شب» با جامعه‌ای مواجهیم که اختلافات مذهبی و اجتماعی روی زندگی آدم‌ها اثر می‌گذارد. از نگاه شما، جذابیت اصلی این داستان در بخش تاریخی آن است یا در روابط انسانی‌ای که در دل آن تاریخ شکل می‌گیرد؟

«رویای نیمه‌شب» قصه شیرینی است؛ مخلوطی از تضاد‌های مختلف بین زن و مرد، ثروت و فقر، حسادت و گذشت و فداکاری. اگر خوب دقت کنیم، می‌بینیم که مثل همه داستان‌های دیگر این خاصیت را دارد که انسان‌ها را به چالش می‌کشد و آنها گاهی به مقاصدشان می‌رسند و گاهی نمی‌رسند و شکست می‌خورند. این سرنوشت انسان است. حالا این قصه به این شکل درآمده، به این شکل نوشته شده و به این شکل به تصویر کشیده شده، اما از قاعده اصلی مستثنی نیست؛ قاعده اصلی، یعنی تضاد بین خیر و شر، تضاد بین آدم‌های خوب و آدم‌های بد و کار‌های خوب و کار‌های بد. این تضاد همیشه باعث قصه و داستان و روایت می‌شود و شنیدن آنها برای تماشاگر جذاب است. این سریال هم از این قاعده مستثنی نیست. به‌خصوص اینکه یک یا دو بازیگر سوری هم به آن اضافه شده‌اند که می‌تواند از جنبه‌های مختلف سیاسی و اجتماعی هم اعتبار بیشتری به کار بدهد؛ به این معنا که تماشاگران سوری هم از این سریال استقبال کنند. اگر این اثر ترجمه و به زبان عربی ارائه شود، دوستان ما در سوریه هم می‌توانند آن را ببینند؛ چه دوستان سیاسی و چه اجتماعی ما در سوریه، چه شیعه و چه سنی. ما با این کار و انتخابمان، یک نوع کوشش کرده‌ایم که دوستی خودمان را اعلام کنیم؛ اینکه ما با سوریه یک نوع اتحاد و دوستی داریم که می‌تواند در عالم فرهنگ هم خودش را نشان بدهد، نه فقط در عالم سیاست. در عالم فرهنگ هم می‌توانیم این دوستی را داشته باشیم. با ملت سوریه که ملت مظلومی است. واقعاً به سوریه و فلسطین ظلم و ستم شد و متأسفانه دنیای خشن سوریه را به این روز انداخت. من خوشحالم که دو بازیگر سوری در این نمایش حضور دارند و این نمایش به نوبه خودش توانسته به تهیه‌کنندگی آقای سعدی، یک جور دوستی خودش را به جهانیان ابلاغ کند؛ اینکه ما می‌توانیم متحد باشیم و متحد هستیم. ما در جبهه مقاومت، در مقاومت با ظلم و ستم امریکا و اسرائیل، می‌توانیم کنار هم باشیم؛ هم فرهنگی، هم سیاسی و هم نظام. از این بابت، به نظر من این موضوع حائز اهمیت است. ما متحد همه کسانی هستیم که دارند در مقابل امریکا و اسرائیل مقاومت می‌کنند. 

اگر بخواهید یک ویژگی از ابوراعد را انتخاب کنید که به نظرتان مخاطب ممکن است در تحلیل‌های اولیه‌اش از شخصیت متوجه آن نشود، آن ویژگی چیست؟

ابوراعد شخصیت پیچیده‌ای ندارد که تماشاگر متوجه آن نشود. اعمالی که انجام می‌دهد و همه دستوراتی که از بالادستش می‌گیرد، اجرا می‌کند و این اعمال و رفتار هم پیچیدگی خاصی ندارند. به نظر من، او مثل همه آدم‌هایی است که از بالا دستور می‌گیرند و عمل می‌کنند. شخصیت خیلی پیچیده‌ای ندارد؛ خیلی ساده و عادی و عامی است. ما پیچیدگی‌های درونی او را نمی‌بینیم. بیشتر یک آدم بیرونی است تا درونی؛ دستوری را می‌پذیرد و آن را انجام می‌دهد و براساس همین کار زندگی‌اش را می‌گذراند. نمونه این آدم می‌تواند حتی یک آدم کت‌وشلواری هم باشد. در جامعه ما آدم‌هایی وجود دارند که از خودشان مایه، اندیشه یا نقشه‌ای ندارند که بتوانند زندگی خودشان را تغییر بدهند. فقط از بالا دستور می‌گیرند و عین همان دستور را انجام می‌دهند. هرچقدر در انجام وظایفشان موفق‌تر باشند، خودشان را به آن شخصی که دستور داده نزدیک‌تر می‌کنند؛ حالا فرمانده باشد، پادشاه باشد، وزیر باشد یا هر کس دیگری. آدم‌های سر به راه و حرف‌گوش‌کن، برای رسیدن به مقصود و هدفی که به آنها داده شده، به نحو احسن سعی می‌کنند کارشان را انجام دهند. برای همین هم این آدم از یک مقام خیلی پایین‌تر، یعنی زندانبان یا شکنجه‌گر، به این نتیجه می‌رسد که به او ارتقای مقام بدهند و فرمانده یک قسمت کنند. این به خاطر گوش‌به‌فرمان بودن و توانایی اوست که یک مسئولیت بزرگ‌تر و پیچیده‌تر را به او محول می‌کنند. ابوراعد اینگونه است. فقط دستور اجرا می‌کند. تفکر و اندیشه ندارد. تفکر و اندیشه در کسانی است که در چالش با زندگی زمین می‌خورند، بلند می‌شوند، یاد می‌گیرند و راه بهتری را انتخاب می‌کنند. این ویژگی در شخصیت‌های دیگر و شخصیت‌های مثبت وجود دارد، اما در شخصیت ابوراعد من پیچیدگی خاصی نمی‌بینم. او فقط می‌خواهد زنده باشد، مثل دیگران زندگی خوب داشته باشد و برای خوب زندگی کردن، بهترین حرف‌گوش‌کن و بهترین دستورانجام‌دهنده باشد. در گرفتن دستورات و انجام آنها تلاش خودش را می‌کند و کم نمی‌آورد؛ در هر صورت، فکر می‌کنم پیچیدگی آن‌چنانی ندارد.


۲ ساعت قبل / سایت جماران

مکان‌هایی که به امام زمان(عج) منسوبند، کدامند؟

به گزارش خبرنگار جماران، به دنبال شهادت امام حسن عسکری علیه السلام در هشتم ربیع الاول سال 260 هجری قمری، امامت  امام عصر عج آغاز شد. در اینکه ایشان کجا متولد شدند و پیش از آغاز غیبت کجا زندگی می کردند در مطلب زیر توضیحاتی داده شده است؛ همچنین درباره مکان هایی که به آن حضرت منتسب هست نیز توضیحاتی آورده شده است که با هم می خوانیم: 

 

محل تولد و زندگی پیش از غیبت

امام مهدی(عج) از هنگام تولد تا آغاز غیبت صغری در زادگاهشان  سامرا زندگی می‌کردند. در این دوران سردابِ خانه امام عسکری(ع)، محل زندگی و عبادت ایشان بوده و بنا بر گزارش‌ هایی، بارها در زمان حیات پدرشان در این مکان دیده شده است.[1] جاسم حسین معتقد است ایشان در سال‌ های پایانی عمر پدرشان به همراه او در مراسم حج شرکت کردند و سپس در مدینه مخفی شدند.[2] این نظریه با منابع تاریخی شیعه چندان سازگار نیست.[3]

 

محل زندگی در دوران غیبت

برخی روایات به نامعلوم بودن محل زندگی امام زمان(عج) در دوران غیبت اشاره دارند. با این حال در روایات دیگر از مکان‌ هایی مانند ذی طوی[4] کوه رَضْویٰ،[5] و طَیْبَه (مدینه)[6] به عنوان محل زندگی امام زمان(عج) در دوران غیبت یاد شده است. برخی منابع بر اساس داستانی، جزیره خضراء را محل زندگی امام زمان(عج) در دوران غیبت کبری معرفی کرده‌ اند[7] که از سوی برخی عالمان شیعی مورد تردید جدی قرار گرفته و آثاری در نقد آن نگاشته شده است.[8]

 

محل ظهور، قیام، حکومت و زندگی (پس از ظهور)

درباره محل ظهور امام زمان(عج) اطلاع دقیقی در دست نیست؛ ایشان بر پایه روایتی، در منطقه ذی‌طوی ظهور می‌کنند، سپس با ۳۱۳ نفر از یارانشان به مکه می‌روند، به حجرالاسود تکیه می‌دهند و پرچم خود را به اهتزاز درمی‌آورند.[9] بر اساس این روایت و روایات دیگر[10] آغاز قیام امام زمان(ع) از مسجدالحرام است و یاران او بین رکن حجرالاسود و مقام ابراهیم با او بیعت می‌کنند.[11] در برخی روایات از تهامه (منطقه‌ای در غرب شبه جزیره عربستان) به عنوان نقطه آغاز قیام امام زمان(عج) یاد شده است.[12] به مکه که جزئی از این سرزمین است نیز تهامه گفته می‌شود.

برخی روایات، شهر کوفه را مرکز حکومت،[13] مسجد کوفه را محل قضاوت،[14] و مسجد سهله را محل زندگی[15] و تقسیم بیت المال[16] پس از قیام ذکر کرده‌اند.

 

مکان‌های منسوب به امام زمان(عج)

مکان‌ هایی به امام مهدی(عج) منسوب شده و گفته شده است که شیعیان در دوران غیبت کبری برای ارتباط با ایشان در این مکان‌ ها حاضر می‌شوند:

سرداب غیبت: محل عبادت امام هادی(ع)، امام عسکری(ع) و امام زمان(عج).

مسجد جمکران: در نزدیکی روستای جمکران در قم، که بنابر قول معروف به دستور امام زمان(عج) به وسیله حسن بن مثله جمکرانی ساخته شده است.

مسجد سهله: مقامی در این مسجد، منسوب به امام زمان(عج) است که در قسمت میانی مسجد و در بین مقام امام سجاد(ع) و مقام حضرت یونس قرار دارد. برخی روایات محل زندگی امام زمان(ع) را پس از ظهور، این مکان معرفی کرده‌اند.[17]

ذِی طُوَیٰ: منطقه‌ای در مکه است که در داخل حرم مکی قرار دارد و طبق برخی روایات، حضرت مهدی(ع) در آنجا زندگی می‌ کنند. در برخی روایات، محل ظهور و مرکز تجمع یاران ایشان نیز همین منطقه یاد شده است. بر اساس روایتی، پیش از آنکه امام دوازدهم قیام خودشان را از کنار کعبه آغاز کنند، در این مکان منتظر ۳۱۳ یار خود هستند.[18]

کوه رضوی: برخی روایات، محل زندگی امام زمان(عج) را در دوران غیبت، کوه رضوی ذکر می‌کند.[19] رضوی از کوه‌های تهامه در میان مکه و مدینه است.[20]

وادی السلام: مقام امام زمان(عج) در این قبرستان، گنبد و بارگاهی دارد که در سال ۱۳۱۰ق به وسیله سید محمدخان پادشاه هند ساخته شده است. ساختمان قبلی توسط سید بحرالعلوم (متوفای ۱۲۱۲ق) تجدید بنا شده بود.[21] در محراب مقام حضرت مهدی(عج)، سنگی موجود است که زیارت‌نامه‌ای بر آن حک شده است. تاریخ کنده‌کاری این سنگ، نهم شعبان ۱۲۰۰ق است.[22]

جزیره خضراء: مکانی منسوب به امام زمان(عج) که بنابر برخی روایات، فرزندان امام زمان(عج) در آنجا زندگی می‌ کنند. داستان این جزیره در برخی منابع آمده و دو دیدگاه درباره آن وجود دارد؛ برخی آن را پذیرفته و برخی دیگر افسانه دانسته‌اند و آثاری در نقد آن نگاشته‌اند.[23]

طیبه: از مکان‌هایی که بنا بر برخی روایات، محل زندگی امام زمان(عج) در دوران غیبت است. گفته شده است مراد از آن مدینه است.[24]

مقام امام زمان در کربلا، زیارتگاهی است که در نزدیکی حرم امام حسین(ع) و در کنار نهر علقمه واقع شده و منسوب به حضرت مهدی(ع) است و مردم در آن به نماز و دعا می‌پردازند.[25

 

1. صدوق، کمال الدین، ج۲، ۱۳۹۵ش، ص۴۰۷.

 2.حسین، تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم، ۱۳۸۵ش، ص۱۲۴.

 3. سلیمیان، درسنامه مهدویت، ۱۳۸۹ش، ص۱۴۵-۱۴۶.

 4. نعمانی، الغیبه، تهران، ۱۳۹۷ق، ص۱۸۲.

5. طوسی، کتاب الغیبه، قم، ۱۴۱۱ق، ص۱۶۳.

6. طوسی، کتاب الغیبه، قم، ۱۴۱۱ق، ص۱۶۲؛ کلینی، کافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۳۴۰.

 7. مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۵۲، ص۱۵۹-۱۶۰.

 8. بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۵۳، ص۱۱.

 9.کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۳، ص۴۹۵؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۵۲، ص۳۱۸؛ ابن‌مشهدی، المزار الکبیر، ۱۴۱۹ق، ص۱۳۴؛ مفید، الإرشاد، قم، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۳۸۰.

 10.مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۵۳، ص۱۱.

 11. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۳، ص۴۹۵؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۵۲، ص۳۱۸؛ ابن‌مشهدی، المزار الکبیر، ۱۴۱۹ق، ص۱۳۴؛ مفید، الإرشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۳۸۰.

 12.نعمانی، الغیبه، تهران، ۱۳۹۷ق، ص۱۸۲.

 13. طوسی، کتاب الغیبه، قم، ۱۴۱۱ق، ص۱۶۳.

 14. «کوه رضوی (اماکن مهدوی)»، مهدی پدیا.

 15. شوشتری، تحفة العالم، ۱۳۶۳ش، ج۱، ص۳۱۹.

 16. آل‌محبوبه، ماضی النجف و حاضرها، ۱۴۰۶ق، ج۱، ص۹۶.

 17. نگاه کنید به: طبرسی نوری، نجم الثاقب، ۱۴۳۰ق، ج۳، ص۱۳-۵۲.

 18. طوسی، کتاب الغیبه، قم، ۱۴۱۱ق، ص۱۶۲.

 19. قمی، اماکن زیارتی و سیاحتی عراق، مشعر، ص۵۱.

 20. برای نمونه: عاملی، جعفر مرتضی، جزیره خضراء در ترازوی نقد، ترجمه محمد سپهری؛ کلباسی، مجتبی، بررسی افسانه جزیره خضراء؛ نظری، غلامرضا، جزیره خضراء تحریفی در تاریخ شیعه.

 21. نعمانی، الغیبه، تهران، ۱۳۹۷ق، ص۳۱۵.

 22. نعمانی، الغیبه، تهران، ۱۳۹۷ق، ص۳۱۳.

 23. صدر، تاریخ مابعد الظهور، ۱۴۱۲ق، ج۳، ص۲۱۲-۲۲۴.

 24. صدوق، عیون اخبار الرضا، نشر جهان، ج۱، ص۶۳.

 25. مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۵۳، ص۱۱.

 




 روز ۱۷۵ جنگ | ترامپ: ایرانی‌ها خیلی مایل هستند به توافق برسند اما هنوز آماده نیستند
۱ ساعت قبل / سایت آفتاب نیوز

روز ۱۷۵ جنگ | ترامپ: ایرانی‌ها خیلی مایل هستند به توافق برسند اما هنوز آماده نیستند

دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا گفت: من فقط توافق‌های خوب انجام می‌دهم.

 سازمان ملل خواستار تسهیل حضور مقامات فلسطینی در آمریکا شد
۲۹ دقیقه قبل / خبرگزاری ایسنا

سازمان ملل خواستار تسهیل حضور مقامات فلسطینی در آمریکا شد

سازمان ملل متحد ضمن ابراز بی‌اطلاعی از دریافت هرگونه اطلاعیه رسمی از واشنگتن درباره ممانعت احتمالی از سفر محمود عباس به نیویورک، از آمریکا به عنوان کشور میزبان خواست به تعهدات خود در قبال تسهیل ورود مقامات و دیپلمات‌ها برای حضور در نشست‌های این سازمان پایبند باشد.

 بمب عمل‌نکرده تعهدات پنهان
۳ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

بمب عمل‌نکرده تعهدات پنهان

هر سه ماه، شرکت‌های بزرگ فناوری، هزینه‌های سرمایه‌ای خود را در زیرساخت‌های هوش مصنوعی، از مراکز داده گرفته تا تراشه‌ها، فاش می‌کنند. اما این ارقام به هیچ وجه میزان کامل هزینه‌های آینده‌ای را که شرکت‌های مادر گوگل، آلفابت، متا پلتفرمز، اوراکل و بسیاری دیگر متعهد به انجام آن شده‌اند نشان نمی‌دهد. دلیل این امر آن است که بخش بزرگی از تعهدات مالی آتی آنها در ترازنامه‌هایشان منعکس نشده است. بر اساس تحلیل وال‌استریت ژورنال از پاورقی‌های جدیدترین پرونده‌های اوراق بهادار، 9 شرکت برتر فناوری، 3تریلیون دلار تعهدات خارج از ترازنامه داشتند که عمدتا مربوط به هوش مصنوعی بود. این تعهدات سریع‌تر از «هزینه‌های سرمایه‌ای» سنتی در حال رشد هستند که طبق گزارش آنها در سال گذشته حدود ۶۰۰‌میلیارد دلار بوده و حدود سه برابر بدهی شرکت‌ها تحت اجاره‌های معوقه و وام‌های بلندمدت آنها بوده است.

 فرصت نفتی برای ایران
۳ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

فرصت نفتی برای ایران

یک تحلیلگر بین‌المللی نفت و انرژی گفت: برداشت گسترده آمریکا و کشورهای عضو آژانس بین‌المللی انرژی از ذخایر راهبردی در پی اختلال تنگه هرمز، ذخایر نفت آمریکا را به پایین‌ترین سطح در چهار دهه اخیر رسانده و این موضوع، آسیب‌پذیری واشنگتن را آشکار کرده و فرصتی برای افزایش قدرت چانه‌زنی ایران در مذاکرات ایجاد کرده است.

 قالیباف: هر چقدر قدرت نظامی داشته باشیم اما رشد اقتصادی نداشته باشیم،دوام نمی‌آوریم
۳ ساعت قبل / روزنامه آرمان امروز

قالیباف: هر چقدر قدرت نظامی داشته باشیم اما رشد اقتصادی نداشته باشیم،دوام نمی‌آوریم

آرمان امروز : از قضا ما به ‌عنوان یک رزمنده، بیش از آن‌هایی که حرف از صلح می‌زنند، قدر صلح را می‌دانیم؛ یعنی کسی قدر صلح را می‌داند که جنگیده باشد. از سوی دیگر معتقدیم دیپلماسی وقتی ارزش دارد و پیش می‌رود که برای جنگ آماده باشیم و اگر آماده جنگ نباشیم در زمان استفاده [ ]

 فعالان تئاتر در بحران نگران‌کننده‌ای هستند
۳ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

فعالان تئاتر در بحران نگران‌کننده‌ای هستند

نمایش «ماهی بلژیکی» به کارگردانی آروند دشت‌آرای از جمله آثاری بود که اجرای آن در زمستان سال گذشته به دلیل شرایط خاص آن مقطع، نیمه‌کاره ماند. حالا این نمایش ادامه اجراهای خود را از سر گرفته است. آروند دشت‌آرای به انگیزه اجرای دوباره این نمایش، از شرایط دشوار اقتصادی تئاتر گفت و از سختی متفاوت ماندن در وضعیتی که تئاتر ایران به تکرار الگوهای امتحان‌پس‌داده می‌پردازد.