قیمت طلا امروز




 سایت جوان آنلاین / ۱۴۰۵/۰۵/۰۹

الگوی وحدت‌آفرین در ادراک سیاست خارجی

سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، همیشه محل منازعه و چالش جریانات سیاسی بوده است. اولویت‌ها، روش‌ها و حتی افراد محوری در سیاست خارجی همیشه زیر ذره‌بین خوش‌بین...
 الگوی وحدت‌آفرین در ادراک سیاست خارجی

سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، همیشه محل منازعه و چالش جریانات سیاسی بوده است. اولویت‌ها، روش‌ها و حتی افراد محوری در سیاست خارجی همیشه زیر ذره‌بین خوش‌بینی و بدبینی بوده‌اند. برخی از این منازعات، نقد، نگرانی و هراس واقعی است. اما بخشی دیگر مبتنی بر سوءظن، تصورات قالبی و کلیشه‌های ثبت‌شده تاریخی است. 

مذاکره با غرب - خصوصاً امریکا - یا عدم آن، بی‌فایده بودن مذاکره یا فایده‌مند بودن آن در دهه‌های گذشته یکی از محور‌های اصلی چالش نخبگان سیاسی با هم و بعضاً نخبگان سیاسی و روشنفکران با نظام سیاسی بوده است. با شروع جنگ رمضان و خصوصاً شهادت رهبر حکیم انقلاب این منازعه به کف خیابان هم کشیده شد و همین موضوع بعضاً کارگزاران سیاست خارجی را به لاک محافظه‌کاری برده است که نگرانند نتوانند بین سیاست‌های حاکمیت و مطالبه خیابان جمع نمایند. بنابراین در روایت عقب می‌مانند و مسائل را مشمول مرور زمان می‌کنند تا از پرداخت هزینه در امان بمانند. در آن سوی ماجرا، اما ترامپ به عنوان مهم‌ترین رسانه امروز جهان، روایت می‌کند و افکار عمومی ایران را نیز دچار سؤال و تشکیک می‌نماید. 

اکنون برخی صحنه سیاسی کشور را دو قطبی مذاکره یا ادامه دفاع (برخی می‌خوانند جنگ) می‌دانند و تا مرز اتهام جنگ‌طلبی یا تسلیم‌طلبی همدیگر را به مسلخ می‌برند. با این وصف راه‌حل چیست؟ 

همان‌گونه که در حفظ نظام، امام خمینی و رهبر شهید بار‌ها گفته‌اند که رمز استمرار انقلاب اسلامی همان رمز پیروزی است، در تحلیل سیاست خارجی هم رمز وحدت‌آفرین همان اصول سیاست خارجی است، یعنی اعمال حاکمیت سیاست خارجی و تحلیل آن می‌تواند و باید از یک الگو پیروی کند تا عمل و ذهن همسو شود. رهبر حکیم و شهید سه اصل بنیادین را محور سیاست خارجی اعلام و بر آن اصرار و ابرام کردند. آن سه اصل عبارت از «عزت، حکمت و مصلحت» است. 

بدون تردید امکان سیاستگذاری در عرصه بین‌الملل برای جمهوری اسلامی بدون وحدت‌یافتگی این سه ممکن نیست. به همین دلیل تحلیل سیاست خارجی هم بدون توجه به این سه اصل به افراط و تفریط منجر خواهد شد. 

فرض کنیم صرفاً عزت مدنظر باشد در این صورت میدانداران مبارزه می‌توانند آماده شهادت باشند، اما باید متوجه باشند که شهادت آنها در قالب یک گروه چریکی نیست، بلکه یک کشور- ملت بعد از شهادت آنها باید بماند و حفظ نظام جمهوری اسلامی از اوجب واجبات و در تعبیر امام خمینی از جان حضرت ولی عصر عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف هم بالاتر است. مهم‌ترین سند تاریخی عزت‌خواهی تنها، واقعه عین‌الورده یا داستان توابین کربلاست. عذاب وجدان به خاطر کوتاهی در همراهی امام حسین (ع) باعث شد که برای رهایی از نفس لوامه، بدون برآورد نظامی و صرفاً سوار بر عواطف وارد معرکه جنگ شوند. همگی از بین رفتند، اما نه به درد امام حسین خوردند نه برای اسلام سود داشتند و نه به درد خودشان خوردند. رهبر شهید در طول رهبری‌اش پنج الی هشت بار به این داستان تلخ از دریچه عبرت و بی‌فایدگی و به‌موقع عمل نکردن پرداخته‌اند و آن را تجربه‌ای آموزنده می‌دانند. در آن سو، فرض کنید عده‌ای صرفاً بر مصلحت تأکید کنند، در این صورت اگر عزت را همراه نداشته باشند به سمت سازش و تسلیم می‌روند، ترس را پشت عقلانیت پنهان می‌کنند و حیات اقتصادی مردم را بر حفظ عزت همین مردم و کشور ترجیح می‌دهند و ممکن است سندی را در تاریخ ثبت کنند که نسل‌های آینده عرق شرم بریزند. همانند ننگی که قبلاً ثبت شد و بعد از ۲۰۰ سال، امروز نسل ما برای آن عرق شرم می‌ریزند و آن عهدنامه‌های گلستان و ترکمنچای است. جالب اینکه در نگاه دینی- سیاسی ما، تکلیف نقطه مقابل مصلحت است. حال آنکه در بیان و اندیشه امام خمینی تکلیف و مصلحت یکی است. آوردن شرح نظر امام در این مختصر نمی‌گنجد. اما برای اثبات آن می‌توان به محتوای پیام امام در پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و عزل آیت‌الله منتظری رجوع کرد. آنجا خواهید دید که «تکلیف الهی هم بود» و «پذیرش قطعنامه برای تشخیص مصلحت بود» با هم آمده است. اما اگر مصلحت را با عزت امتزاج کنیم به تعادل می‌رسیم که نه سازش‌محور حرکت می‌شود و نه بی‌توجهی به اداره مدرسه و دانشگاه و بیمارستان و واردات و صادرات و بودجه و... 

در ضلع سوم فرض کنید حکمت به تنهایی اساس باشد. منطق تئوریک و فلسفه حرکت و توجیه عقلانی آن، دست‌اندرکاران را زمینگیر خواهد کرد؛ بنابراین وسواس حجت‌خواهی و پیدا کردن توجیه فقهی - عقلایی همه چیز را زمینگیر می‌کند و اصل حرکت به سمت هدف را دچار بحران معنا می‌نماید. 

حکمت اگر تنها باشد، زود به منزل مصلحت می‌رود و عقلانیت، خطبه عقد این دو را می‌خواند. بنابراین برای دوری از تنش‌های وحدت‌سوز - که دغدغه رهبر معظم نیز هست - باید هر سه را با هم ادغام کنیم. هم مسئولان باید ادغام کنند و هم تحلیلگرانی که مرجعیت اجتماعی دارند و محل رجوع و اعتنای مردم هستند. 

فردی که هیچ مسئولیتی ندارد و به هیچ‌کس و هیچ جا پاسخگو نباشد، طبیعی است که میدان بازتری برای هرگونه مطالبه و مبارزه داشته باشد. چون او قرار نیست مثلاً نفت بفروشد. چند میلیون نفر را حقوق بدهد، تعطیلی مدرسه و دانشگاه و پادگان را پاسخگو باشد، دغدغه استقرار‌های پس از جنگ و روند‌های کشور را داشته باشد. اما همین نگاهی که یک انسان بدون سمت و مسئولیت دارد، حتماً وزیر نمی‌تواند داشته باشد. یک وزیر اقتصادی در کوران جنگ باید دغدغه‌اش پر کردن بازار باشد دغدغه او حیطه وظایف اوست. اما دغدغه ما صرفاً مبارزه و حتی آمادگی تا مرز شهادت است. مدل وحدت‌آفرین این است که مثلاً رئیس‌جمهور حال و هوا و بغض مردم مبعوث را بفهمد و در عین حال مردم نیز بدانند در شرایط جنگی چطور کشور اداره می‌شود و با تنگنا‌ها چگونه برخورد می‌شود؟ اگر این موضوع را متوجه نشوند با همان روش عزت‌خواهی منهای مصلحت، کارگزاران نظام را یا بی‌عرضه یا خائن یا ترسو یا منفعت طلب یا نفوذی می‌بینند و در نقطه مقابل رهبری را می‌بینند که تنهاست و محل رجوع نیست و کسی از او حرفی نمی‌شنود که چنین تصویری هم ظلم به رهبری و اقتدار اوست هم اغتشاش ذهنی و سوءظنی است که روح و روان را ویران می‌کند. عزت حکمت و مصلحت را یکجا ببینیم تا هم مردم به هم نزدیک‌تر شوند و هم مردم و مسئولان درک بهتری از همدیگر داشته باشند. در این صورت بدبینی‌ها و منازعه کاهش خواهد یافت.



۱ ساعت قبل / روزنامه ستاره صبح

آیا حمله اتمی در راه است؟

مناسبات قدرت در جهان برآشفته کنونی به گونه‌ای دگرگون شده که بازیگران نظام جهانی نه‌تنها هژمونی، بلکه بیشتر راهبرد بقا را دنبال می‌کنند. بازیگران بزرگ نظام جهانی مانند ایالات متحده امریکا، چین، روسیه، اتحادیه اروپا و در نهایت ایران با روندی از تهدید بقا روبه‌رو هستند که مؤلفه‌های آن پنهان و غیرشفاف هستند.

راهبرد بقا در بستر آنارشی دهه سوم قرن ۲۱ بر ادامه کنش بازیگران در بدترین شرایط ممکن و کمترین امکان کنش سازگار با دگرگونی مناسبات قدرت، بنیان شده و چشم انداز کنشگری بازیگران را تعریف می‌کند. منابع محدود یا کمیاب بازیگران در مناسبات قدرت با وجود جنگ افزارهای نسل ۵ و نسل ۶ جنگنده‌ها، موشک‌های بالستیک هوش مصنوعی و...، انقلاب پهپادی در جنگ‌های چند سال اخیر را برساخته که جنگ روسیه و اوکراین از فوریه ۲۰۲۲ تا تهاجم فراگیر یک سال گذشته اسرائیل و ایالات متحده امریکا به ایران با این انقلاب پهپادی شناخته می‌شوند.

در کنار انقلاب پهپادی در میدان جنگ‌های جهانی که هنر جنگ قرن 21 را شکل داده، ناتوانی قدرت‌های بزرگ یا ابرقدرت‌های نظامی جهان برای پیروزی کامل و پایان جنگ با مزایای بیشمار، سیاست‌گذاران را به سوی جنگ افزارهای هسته‌ای یا بمب اتمی متمایل کرده است. ناتوانی روسیه در شکست اوکراین، ناتوانی اتحاد اسرائیل، امریکا و اعراب در شکست ایران و... سبب بروز انگاره اثرگذاری بمب اتمی برای پایان جنگ شده است.

انگاره تهاجم اتمی ایالات متحده امریکا و اسرائیل به ایران برای باز کردن تنگه هرمز و پایان جنگ، همسانی روزافزونی با انگاره پایان جنگ اوکراین با بمب اتمی دارد! این دو انگاره بر الگوی ضربه سخت برای بازگشت به نظم پیشین یا همان نظم دو ابرقدرتی بنیان شده که دارای طرفدارانی در دولت دونالد ترامپ، دولت پوتین و بلکه برخی سیاستمداران تندروی اروپایی است. رویکردی هراسناک از تاکتیکی که می‌تواند جهان را به آتش کشیده و پایان تاریخ را رقم زند.

در اندیشه سیاست‌گذاران راهبردی غربی به‌ویژه ایالات متحده امریکا و برخی دولت‌های اروپایی، راه نهایی برای پایان جنگ اوکراین و روسیه، تشویق روسیه برای تهاجم اتمی به اوکراین است که اوکراین، قربانی منافع بازیگران بزرگ می‌شود. سیاست‌گذاران تندروی ایالات متحده امریکا به دنبال راهکاری برای بازگشایی تنگه هرمز و پایان جنگ یک سال گذشته امریکا و اسرائیل با ایران هستند که گویا تنها با بمب اتم و تهاجم اتمی به ایران امکان‌پذیر است. پیشینه تاریخی اروپای جنگ افروز و ایالات متحده ابرقدرت نشان می‌دهد که رهبران آنها، صلح را با کشتار فراگیر و جهان ویران امکان‌پذیر می‌دانند.

بنابراین جهان آشفته کنونی می‌تواند بار دیگر کارزار جنگ اتمی یا تهاجم اتمی بازیگران علیه یکدیگر باشد. روند رویدادهای جهان آشفته و مناسبات جدید قدرت که مورد پسند قدرت‌های بزرگ نیست، وحشت از جنگ اتمی را بر افکار عمومی چیره کرده است و سیاست‌گذاران را سرگردان می‌سازد. عادی‌سازی تهاجم اتمی به اوکراین یا ایران در افکار عمومی را می‌توان در اخبار و تحلیل‌های روزمره رسانه‌های بین‌الملل دنبال کرد که در چارچوب هشدارهایی از سوی سیاستمداران یا کارشناسان مطرح می‌شوند.

منبع:‌ دیپلماسی ایرانی


۵ ساعت قبل / سایت جوان آنلاین

آیا شیوخ دنبال فکر بهتری به‌جای «پایگاه‌های امریکا» هستند؟!

جوان آنلاین: حملات غافلگیرانه و تلافی‌جویانه ایران در قالب راهبرد جنگ منطقه‌ای به پایگاه‌ها و مراکز اطلاعاتی امریکا در منطقه، به ویژه جنوب خلیج‌فارس، نقطه عطفی در راهبرد تهاجمی ایران قلمداد می‌شود. این حملات با وارد کردن شوک به کاخ سفید، نتیجه جنگ را از دسترس آن خارج کرد و ابتکار عمل را در اختیار ایران قرار داد. 

به همین دلیل، ضربات ایران به پایگاه‌های امریکایی هزینه‌های گزاف نظامی، سیاسی و امنیتی را به دشمن وارد کرد که پیش از بسته شدن تنگه هرمز، نقش اولیه و مهمی در ایجاد بازدارندگی ایران و تمنای امریکا برای مذاکرات دارد. 

وجود عنصر تعیین‌کننده غافلگیری در کنار به‌کارگیری تسلیحات پیشرفته موشکی و پهپادی، حملات کوبنده به پایگاه‌های امریکایی را رقم زد و ادعای دست برتری و هیمنه بلامنازع توان نظامی ایالات متحده را فرو ریخت. بسیاری از مقام‌های نظامی امریکایی دلیل ضربات وارده به پایگاه‌ها را عدم پیش‌بینی درست کاخ سفید در جنگ می‌دانند. آنها می‌گویند: «وضعیت پایگاه‌ها نشان‌دهنده برآورد نادرست دولت امریکا از نحوه واکنش ایران است، زیرا پیش از آغاز جنگ، اقداماتی مانند کاهش نیرو‌های غیرضروری در سفارتخانه‌ها یا هشدار به شهروندان امریکایی برای ترک منطقه انجام نشده بود». 

به گفته برخی مقامات نظامی امریکا، این خسارت‌ها به حدی است که نمی‌توان از این پایگاه‌ها در جنگ احتمالی بهره جست. دیوید پترائوس، فرمانده پیشین سنتکام و رئیس پیشین سازمان سیا، در جدیدترین اظهارات خود اعتراف کرد که پایگاه‌های سابق ما دیگر قابل استفاده نیستند. این مقام امریکایی در ادامه با تشریح خسارت‌های مهم وارده به پایگاه‌های بحرین در پی حملات اخیر ایران، تصریح کرد که تداوم ظرفیت عملیاتی پهپادی و موشکی ایران، تهدید را به‌صورت پایدار حفظ کرده و عملاً بهره‌برداری از این تأسیسات را معلق نگه داشته است. 

واشینگتن‌پست در گزارشی درباره وضعیت پایگاه‌های امریکایی و خسارات وارده به آنها، به نقل از مقامات امریکایی، از احتمال خارج کردن نیرو‌ها از خلیج‌فارس نوشت و دلیل آن را آسیب‌دیدگی بر اثر حملات موشکی و پهپادی ایران دانست. به گفته این رسانه، بردلی کوپر، رئیس سنتکام، نیز از بحث‌هایی درباره انتقال احتمالی نیرو‌های امریکایی از خلیج‌فارس به سمت غرب حمایت می‌کند. این رسانه چند ماه پیش گزارش داده بود که بیش از ۲۰۰ تأسیسات امریکایی در طول این درگیری آسیب دیده یا منهدم شده‌اند. بر اساس گزارش نیویورک‌تایمز در فروردین، بسیاری از ۱۳پایگاه نظامی امریکا در غرب آسیا پس از حملات گسترده ایران عملاً غیرقابل استفاده شده‌اند و این موضوع توان عملیاتی نیرو‌های امریکایی را به‌شدت تحت تأثیر قرار داد. در نتیجه، بسیاری از نیرو‌ها مجبور به ترک پایگاه‌ها و انتقال به هتل‌ها و ساختمان‌های اداری شده‌اند و بخش قابل توجهی از نیرو‌های زمینی عملاً از راه دور فعالیت می‌کنند، در حالی که هزاران نفر از حدود ۴۰ هزار نیروی اولیه به مناطق دورتر، از جمله اروپا، منتقل شده‌اند و این وضعیت اجرای عملیات را با پیچیدگی‌های جدی مواجه کرده است. 

در دور دوم حملات ایران به پایگاه‌های امریکا در اردن که ابعاد جغرافیایی گسترده‌تری داشت، بهره‌برداری کامل و امن از این پایگاه‌های مهم که نقش مهمی برای عملیات هوایی امریکا ایفا می‌کرد، دچار اختلال شد، ظرفیت پهپادی و هوایی کاهش یافت و هزینه‌های حفاظتی و تعمیراتی افزایش پیدا کرد. در نتیجه، امریکا به سمت پراکنده‌سازی و تغییر آرایش نیرو‌ها سوق داده شد. علاوه بر آن، حملات ایران ضرباتی را به ناو‌های امریکا به عنوان رکن اصلی قدرت نظامی وارد کرد. منابع امریکایی می‌گویند مشکلات لجستیک ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن درست پس از آن آغاز شد که ایران بخش عمده‌ای از ناوگان پنجم دریایی امریکا در بحرین را ویران کرد. 

در این بین، اثبات ضعف تعهدات دفاعی امریکا به کشور‌های عرب حاشیه خلیج‌فارس، جایگاه واشینگتن را در میان این کشور‌ها به شدت تنزل داده است. جنگ اخیر با ایران، ماهیت چتر امنیتی امریکا را به چالش کشیده و نشان داده که حضور نظامی گسترده ایالات متحده نه‌تنها بازدارندگی ایجاد نمی‌کند، بلکه خود میزبانان این پایگاه‌ها را به اهداف مشروع مستقیم حملات تبدیل کرده است. برخی تحلیل‌ها، پیمان مکه را رویدادی برآمده از این نگاه جدید حکام عرب می‌دانند که هدف آن، جایگزین کردن ائتلاف‌های منطقه‌ای به جای اتکای صرف به امریکا است. 

 تلاش مزورانه برای تغییر در محاسبات ایران. 

اما این اظهارات روی دیگر سکه را نیز دارد. گرچه تردیدی درباره ضربه به توان نظامی امریکا وجود ندارد و داده‌ها حکایت از تخریب گسترده در پایگاه‌ها دارد، از منظر دیگر، اذعان به ناکارآمدی پایگاه‌ها می‌تواند برای ایجاد خطا در محاسبات تهران باشد، به این گونه که وانمود کند فعالیت‌های پیدا و پنهان امریکا برای بازسازی و تقویت این پایگاه‌ها در حملات آتی، ناچیز است و با انگیزه‌های مختلفی جز استفاده از آنها در جنگ پیش رو صورت می‌گیرد. ادبیاتی که با هدف کاهش ضریب و عاملیت این پایگاه‌ها به کار می‌رود، اما در رصد نیرو‌های مسلح ایران قرار دارد. 

 جنگ اقتصادی 

امریکا اگر می‌دانست که جنگ نظامی کارساز خواهد بود، لحظه‌ای تعلل نمی‌کرد. اقدام ترامپ برای ایجاد تحریم یا فشار اقتصادی حداکثری خفه‌کننده به این معنا است که امریکا در مورد آغاز جنگی فراگیر دچار تردید راهبردی است و تلاش می‌کند که با ایجاد زمینه‌های مختلف، جنگ یا مقدمات جنگ را فراهم آورد یا به دلیل فقدان راهبرد علیه ایران، به روش‌های کهنه خود همچون تحریم رجوع کند. 

به همین دلیل، جنگ اقتصادی نشان‌دهنده عدم موفقیت، تردید و آشوب تصمیم‌گیری برای ایجاد یک نقشه راه هدفمند با چشم‌انداز روشن در مورد ایران است. تقویت فشار حداکثری در مورد ایران، به نوعی بیانگر نبود گزینه علیه ایران و بازگشت امریکا به سیاست‌هایی است که بار‌ها تحلیل‌گران و مقامات کاخ سفید به ناکارآمدی آن اعتراف کرده بودند. 

استفاده ترامپ از واژگانی، چون «خفه‌کننده»، در واقع تلاشی برای ارعاب، بزرگ‌نمایی اثرات تحریم‌ها و القای احتمال فشار‌های اقتصادی طاقت‌فرسا بر مردم ایران است؛ اقدامی که از یک طرف بازنمایی از وضعیت بلاتکلیفی راهبردی در اتاق فکر کاخ سفید و از طرف دیگر، در بطن خود برنامه‌ای برای آشفتگی و کاهش امنیت روانی در ایران دارد. 

امریکا و رژیم اسرائیل سعی دارند که با راه‌اندازی اغتشاشات با انگیزه اقتصادی و ورود مزدوران مسلح به تجمعات، وقایعی هولناک‌تر و فجیع‌تر از دی‌ماه گذشته رقم بزنند و آن را به مرحله جنگ داخلی بکشانند. اقدامی که پیش از این نیز به عنوان مکمل اهداف جنگ روی میز کاخ سفید قرار داشت. قبل از آغاز جنگ، رسانه نیویورک‌تایمز افشا کرده بود که ترامپ با اطمینان خاطر به طرح موساد برای شعله‌ور شدن مجدد اغتشاشات در ایران در میانه جنگ، نبرد با ایران را کلید زد.


۶ ساعت قبل / روزنامه ستاره صبح

پزشکیان: جنگ را باید پایان داد/ قالیباف: اگر مردم گرسنه باشند دوام نمی‌آوریم

ستاره صبح- مصطفی فروغی: کارشناسان پیش از این هشدار دادند که جنگ حماس و حزب‌الله با اسرائیل در انتها به ایران خواهد رسید، اما هشدارها شنیده نشد و جدی هم گرفته نشد. در عمل پیش‌بینی‌ها از جمله پیش بینی مدیر مسئول ستاره صبح درست از آب درآمد و کشور سه جنگ 12 روزه و جنگ 40 روزه و جنگ 13 روزه را در سال گذشته و سال جاری پشت تجربه کرد. هر چند جنگ فعلا متوقف شده، اما سایه آن همچنان بر سر کشور سنگینی می‌کند و محاصره دریایی می‌تواند اقتصاد، تجارت و زندگی را تحت تأثیر قرار دهد.

رفتار دانشجویان، انعکاس رفتار ماست

مسعود پزشکیان صبح روز جمعه در سی‌ویک مین مجمع عمومی انجمن اسلامی جامعه پزشکی ایران، اظهار کرد: اگر ناراحتی یا گلایه‌ای در جامعه وجود دارد، به این معناست که ما آن‌گونه که لازم بوده، عمل‌نکرده‌ایم. اینکه دانشجویان ما به‌گونه‌ای رفتار می‌کنند که موردپسند نیست، قطعاً انعکاس رفتار ماست.

توافق ارزشمند

وی افزود: آنچه در جریان مذاکرات به دست آمد، دستاوردی بزرگ بود که با وحدت و همدلی در شورای عالی امنیت ملی به تصویب رسید و همه‌کسانی که در این شورا هستند، با قاطعیت از آن دفاع کردند. عده‌ای هم خارج از گودنشسته‌اند؛ چون نمی‌دانند دولت، مجلس و فرماندهان در چه شرایطی هستند، بی‌محابا اظهارنظر و تحلیل می‌کنند، هیچ رنج و سختی هم به آن‌ها نرسیده و بعد هم دم از گرانی می‌زنند. رئیس‌جمهور توافق اخیر را عزتمندانه و ارزشمند دانست و گفت: حتی یک‌بند در این توافق پیدا نمی‌کنند که حاکی از وادادگی باشد؛ همه تعهدات مربوط به‌طرف مقابل است.

ضرورت پایان جنگ

پزشکیان بابیان اینکه جنگ باید در یک مقطع به پایان برسد، گفت: بهتر است امروز که در قدرت و عزت هستیم و تمام دنیا به پیروزی ما اذعان دارند و تأکید می‌کنند که آمریکا برخلاف تمام مقررات، به مدارس، بیمارستان‌ها و زیرساخت‌های ما حمله کرده و در دنیا منفور است، جنگ را پایان دهیم.

هزینه بنزین، 130 هزار تومان

رئیس‌جمهور در ادامه با اشاره به تحلیل‌ها و موضع‌گیری‌های غیرمنصفانه از میز خطابه‌های مختلف درباره مسئله بنزین گفت: جدا از بحث محدودیت‌های مالی و محاصره دریایی دشمن که کار صادرات و واردات ما را با مشکل مواجه کرده است، چه کسی گفته دولت باید بنزین 130 هزارتومانی بخرد و بعد آن را 1500 تومان بفروشد و در ادامه برای افزایش اعتبار کالابرگ، رفع تعهدات مالی گندم‌کاران، بیمه‌ها، معیشت کارگران، بازنشستگان و کارمندان با محدودیت مواجه شویم؟

از شعار تا عمل

پزشکیان با اشاره به مشکلات تورم و مسائل ناشی از جنگ اظهار کرد: انتقاد از مشکلات تورم و مسائل ناشی از جنگ با شعارهای برخی همخوانی ندارد. وقتی شعار می‌دهیم، باید سختی آن را هم بپذیریم. برای من قابل‌قبول نیست که در این کشور مسئول باشم اما عده‌ای در هزینه معیشت، سلامت و درمان خود مشکل داشته باشند. من به‌عنوان مسئول باید پاسخ‌گوی نیازهای مردم باشم.

حامیان خارجی جنگ، ایرانی نیستند!

رئیس‌جمهور، گفت: کسانی که در آن‌سوی مرزها نشسته‌اند و دشمن را به تهاجم به ایران دعوت می‌کنند که انسان از شنیدن آن شرم می‌کند. آن‌ها ایرانی نیستند، اما کسانی که با تمام وجود چند ماه در خیابان‌ها ماندند و نقشه دشمنان را خنثی کردند، شایسته قدردانی هستند. همچنین کسانی که نیامدند اما با دشمن هم همکاری نکردند، شایسته قدردانی هستند.

روایت قالیباف از گرسنگی و بقای نظام

رئیس مجلس با تأکید بر اهمیت قدرت اقتصادی در کنار توان نظامی گفت: ما هرچقدر قدرت نظامی داشته باشیم، ولی اگر مردم گرسنه باشند و گردش مالی و رشد اقتصادی نداشته باشیم، دوام نمی‌آوریم. دیپلماسی زمانی مؤثر است که کشور از آمادگی لازم برای دفاع برخوردار باشد. محمدباقر قالیباف در نشست فعالان اقتصادی ایران و عراق در بغداد گفت: «ایران و عراق باید برای حل مشکلات فعالان اقتصادی، نقشه راهی دقیق و کاربردی در حوزه تجارت و اقتصاد تدوین کنند.» او با تأکید بر ارتباط میان امنیت و اقتصاد گفت: «امنیت و اقتصاد دو بال یکدیگر هستند» و افزود که سرمایه‌گذاری بدون امنیت شکل نمی‌گیرد و امنیت نیز بدون پشتوانه اقتصادی پایدار نخواهد ماند. قالیباف درباره رویکرد ایران در برابر تهدیدهای خارجی نیز گفت: «ما نه جنگ‌طلب بوده‌ایم و نه به دنبال جنگ هستیم، اما اجازه نمی‌دهیم عزت و شرف کشور نادیده گرفته شود.» او تأکید کرد دیپلماسی زمانی مؤثر است که کشور از آمادگی لازم برای دفاع برخوردار باشد.




 سوریه عضویت در «پیمان مکه» را بررسی می‌کند/ الشیبانی: هنوز تصمیم نهایی نگرفته‌ایم
۱۱ ساعت قبل / سایت اکوایران

سوریه عضویت در «پیمان مکه» را بررسی می‌کند/ الشیبانی: هنوز تصمیم نهایی نگرفته‌ایم

تسنیم : وزیر خارجه دولت موقت سوریه گفت: دمشق در حال بررسی پیوستن به «پیمان مکه» است.

 طراح طرح جنجالی مجلس: بر اساس ماده‌ی ۱۵، همه‌ی اشخاص حقیقی و حقوقی ۳ ماه فرصت دارند تا فعالیت‌ها، قراردادها و ارتباطات جاری خود با کشورهای خارجی را با سازوکار جدید تطبیق داده و در سامانه شفاف کنند
۱۲ ساعت قبل / سایت اکوایران

طراح طرح جنجالی مجلس: بر اساس ماده‌ی ۱۵، همه‌ی اشخاص حقیقی و حقوقی ۳ ماه فرصت دارند تا فعالیت‌ها، قراردادها و ارتباطات جاری خود با کشورهای خارجی را با سازوکار جدید تطبیق داده و در سامانه شفاف کنند

روح‌الله نجابت، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی با نگارش متنی تصریح کرد: بر اساس ماده‌ی ۱۵، همه‌ی اشخاص حقیقی و حقوقی ۳ ماه فرصت دارند تا فعالیت‌ها، قراردادها و ارتباطات جاری خود را با سازوکار جدید تطبیق داده و در سامانه شفاف کنند. هیچ‌کس به خاطر تعاملات گذشته‌اش غافلگیر نخواهد شد.

 از دیوارکشی‌ها و فنس‌کشی‌ها در مرزهای ایران تا پیمان مکه - دیپلماسی ایرانی
۱۱ ساعت قبل / سایت دیپلماسی ایرانی

از دیوارکشی‌ها و فنس‌کشی‌ها در مرزهای ایران تا پیمان مکه - دیپلماسی ایرانی

علی اکبر رضایی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: اگر وقایع را در یک خط قرار دهیم از امنیتی شدن مرزهای ایران با ترکیه و...

 علم‌الهدی:  آمریکا یک جریان تمامیت‌خواه است که همه چیز ما را می‌خواهد
۱۲ ساعت قبل / سایت هم میهن

علم‌الهدی: آمریکا یک جریان تمامیت‌خواه است که همه چیز ما را می‌خواهد

امام جمعه مشهد گفت: شش ماه پس از شهادت رهبر، ملت ایران همچنان پرچم‌ها و اجتماعات را رها نکرده و مردانه ایستاده اند تا انتقام مظلومیت و خونخواهی قائد امت را محقق کند.

 محمدرضا ظفرقندی: اگر هر مسیری جز یادداشت تفاهم طی شود، خسارت زیادی برای کشور ایجاد می‌کند
۳ ساعت قبل / روزنامه آرمان امروز

محمدرضا ظفرقندی: اگر هر مسیری جز یادداشت تفاهم طی شود، خسارت زیادی برای کشور ایجاد می‌کند

آرمان امروز : وزیر بهداشت گفت: اکنون موضوع مهم، پساجنگ است. حرکت در مسیر گذشته همان نتایج گذشته را رقم می‌زند؛ باید تغییرات جدی صورت گیرد و آن اتفاقات افتاده جبران شود. اگر فردی مثل آقای خاتمی بیانیه می‌دهد و صحبت می‌کند، باید قدر آن را دانست و به آن توجه شود. این افراد سرمایه‌های [ ]

 فرمانده ارتش به ترامپ: چرا جرات نمی‌کنی یک متر جلوتر بیایی؟
۵ ساعت قبل / سایت تابناک

فرمانده ارتش به ترامپ: چرا جرات نمی‌کنی یک متر جلوتر بیایی؟

امیردریادار شهرام ایرانی: اگر دشمن ادعای محاصره اقتصادی دریایی دارد پس بخشی از کشتی‌های ما کجا می‌روند و در بنادر حضور پیدا می‌کنند و این همان تنگه احد ولایت...