وقتی خبر شهادتش در ایست بازرسی را به ما دادند، دلم آتش گرفت، اما با همان حال رو به دوستانش کردم و گفتم: «برای چی اینجا نشستید؟! چرا ناراحتید؟ بلند شوید و بروید محل خدمتتان، شما باید راه امیر را ادامه بدهید. امیر شهید شده، اما راهش که ادامه دارد. شما نباید اینجا بمانید و فقط گریه کنید.» بعدها به ما گفتند: «ما مانده بودیم چهطور خبر شهادت امیر را به شما بدهیم.» این خواست امیر بود که ما را به مسجد کشاند تا خودمان خبر شهادت را متوجه شویم