
هرگاه جنگ به نقطهای برسد که ایران از وضعیت توازن خارج شود و به سمت تهاجم ویرانگر حرکت و هزینههای مهارناپذیری بر امریکا تحمیل کند، و همزمان موج خبرهای غیررسمی درباره تداوم احتمالی مذاکرات تکثیر شود، در همان لحظه تهدیدات لفظی ترامپ علیه تهران تشدید میشود. در واقع، تهدیدات ترامپ در زمان تلاقی دو رویداد میدانی و دیپلماسی که یکی بر پایه واقعیت ملموس ضربات میدانی به امریکا و دیگری با گمانهها و اظهارنظرهای کمموثق همراه است، به موضع رسمی و البته غیرقاطع امریکا مبدل میشود.
این رویکرد لفاظانه ترامپ اهداف متنوعی دارد؛ اول آنکه این تهدیدات دارای ارعاب و روشی برای وادار کردن ایران به رفتن به میز دیپلماسی از موضع ضعف و هراس از عملی شدن تهدید است. دوم آنکه ترامپ از این فرصت برای نمایش قدرت، آرام کردن فضای انتقادی علیه خود و ارسال سیگنال مثبت به متحدان منطقهای خود استفاده میکند. در حال حاضر، تهدیدات ترامپ در مورد برداشت از پولهای ایران برای خسارت به کشتیها به همین موضع باز میگردد. وی اخیراً مدعی شد هرگونه خسارت واردشده به کشتیها در تنگه هرمز و محمولههای تجاری یا هر آنچه به آنها مرتبط باشد، از محل داراییهای ایران در امریکا جبران خواهد شد. ترامپ با بیان اینکه خسارتهای وارده به کشتیها ممکن است بسیار سنگین باشد، ادعا کرد پرداخت این خسارتها از محل داراییهای ایران، اقدامی منصفانه است. اما این موضع تهدیدآمیز، در بطن خود نشان میدهد که امریکا هیچ راه حلی برای خروج از بحران پیش رو ندارد و به هیچ روشی نتوانسته برای خود بازدارندگی ایجاد کند. در واقع، ایالات متحده عملاً در بنبست گرفتار شده و نه حملات ممتد به مراکز دیدهبانی خلیج فارس و حملات جنایتکارانه علیه زیرساختهای حیاتی از جمله آبشیرینکنها و نیروگاههای برق، و نه فشارهای فزاینده سیاسی در پس مذاکرات، هیچکدام برای توقف ضربات ایران و تضعیف توانایی آن برای تسلط بر آبهای جنوبی و تنگه هرمز کارساز نبوده است. به همین دلیل، امریکا برای ایجاد بازدارندگی در برابر ایران، از شیوه سرقت استفاده میکند. زیرا جلوگیری از حملات مؤثر ایران به کشتیهای متخلف (همان هدفی که امریکا با گشتهای دریایی خود در پی امنسازی مسیرهای آبی آن را دنبال میکرد) تا به امروز میسر نشده است. از این رو، تهدید اخیر ترامپ چیزی جز اعتراف به ناکارآمدی …








