کانالهای تلویزیون را که تغییر میدهی، گاهی به روایتهایی برمیخوری که زمان را برایت متوقف میکنند. تصاویر «استقامت شیرمردان» و «تابآوری زنان» در جبهههای جنوبی کشور، دیگر تنها یک گزارش خبری نیست؛ یک حقیقت عریان و در عین حال لطیف است که جان آدم را تازه میکند.
چشمم روی تصویر زنی بندری خیره ماند؛ با برقعی که اصالت چهرهاش را بهرخ میکشد و چادری که به سبک زنان ساحلنشین گره خورده بود.
مستندی بود از «کوهستک»، از توابع بندر سیریک؛ جایی که در آن، گرمای شرجی جنوب همچون دل مردمانش است. آنچه بیش از همه در این مستند توجهم را جلب کرد، سادگی خارقالعاده یک خانواده بود. قاب تصویر، حیاطی را نشان میداد که به یک کارگاه مهربانی تبدیل شده بود. زن، کیسهای شکر را مقابل جمعی از زنان همسایه گذاشت و با لهجه شیرین جنوبی، گفت: «این را برای فردا شربت کنید.» همین یک جمله، گویای ایثار و مهربانی آنها بود.
راوی میگوید پنج ماه است که این خانه، نبض مقاومت است؛ جایی که آردها خمیر میشوند، هویجها برای طعم دادن به خستگی رزمندهها خرد میشوند و شکرها، جرعهجرعه عشق میسازند. …












