
حمله موشکی ۷ مرداد (۲۹ ژوئیه ۲۰۲۶) ایران به اهداف نظامی امریکا در خاک اردن را نمیتوان تنها در چارچوب یک واکنش نظامی یا پاسخ احساسی به تحولات اخیر منطقه تحلیل کرد. این اقدام، بیش از آنکه یک عملیات تاکتیکی باشد، پیامی راهبردی بود؛ پیامی که نشان میدهد تهران همچنان تلاش میکند ابتکار عمل را در یکی از پیچیدهترین بحرانهای امنیتی خاورمیانه حفظ کند و اجازه ندهد طرف مقابل قواعد بازی را به تنهایی تعیین کند. در فضایی که منطقه با افزایش حضور نظامی امریکا، تشدید فشارهای دریایی در خلیجفارس و تهدیدهای مستمر علیه ایران روبهرو است، تصمیم تهران را باید بخشی از یک راهبرد چندلایه برای بازتعریف موازنه بازدارندگی دانست. در هفتههای گذشته، مجموعهای از رخدادها از جمله افزایش فشار بر مسیرهای کشتیرانی، تشدید حضور نظامی امریکا و متحدانش و حملات متقابل در عراق و سوریه، شرایطی را ایجاد کرده که از نگاه تهران دیگر نمیتوان آن را صرفاً یک رقابت سیاسی یا دیپلماتیک دانست. ایران بارها اعلام کرده که محدود کردن دسترسی دریایی و ایجاد اخلال در امنیت پیرامونی خود را مصداق جنگ اقتصادی و امنیتی تلقی میکند. در چنین شرایطی، انتخاب اردن به عنوان محل هدف قرار دادن نیروهای امریکایی، بیش از آنکه متوجه دولت امان باشد، حامل این پیام است که هر نقطهای که به سکوی عملیات علیه ایران تبدیل شود، میتواند در محاسبات بازدارندگی تهران قرار گیرد .
نکته مهمتر، زمانبندی این عملیات است. از نگاه تصمیمگیران ایرانی، احتیاط نسبی واشینگتن در ورود به یک جنگ فراگیر، نشانهای از وجود محدودیتهای سیاسی، اقتصادی و نظامی برای امریکا تلقی میشود. ایالات متحده در ماههای اخیر میان دو هدف متعارض گرفتار بوده است: از یک سو تلاش برای حفظ بازدارندگی و حمایت از متحدان منطقهای و از سوی دیگر پرهیز از گرفتار شدن در جنگی پرهزینه که پیامدهای آن میتواند فراتر از خاورمیانه باشد. همین وضعیت، فضایی ایجاد کرده که تهران آن را فرصتی برای آزمودن اراده امریکا و سنجش خطوط قرمز واشینگتن میداند.
در چنین شرایطی، اقدام محدود، اما هدفمند میتواند بدون ورود به یک جنگ تمامعیار، هزینههای سیاسی و نظامی طرف مقابل را افزایش دهد. عامل تعیینکننده دیگر، موضوع تنگه هرمز و فشارهای دریایی است. اقتصاد ایران و امنیت ملی آن، به شکل …













