
تراژدی بدنهای خشمگین مستهلک

«اودیسه» نولان در خانه سینما بررسی میشود
به گزارش ایلنا به نقل از روابط عمومی خانه سینما، سلسله نشستهای نقد و بررسی «سینمای جهان» به همت انجمن علمی هنر و ادبیات تطبیقی ایران با همکاری خانه سینما برگزار میشود.
این برنامه روز چهارشنبه ۴ شهریور ساعت ۱۷:۳۰ با نمایش بخشهایی از فیلم سینمایی «اودیسه» ساخته کریستوفر نولان در سالن سیف الله داد خانه سینما آغاز میشود.
همراه با نمایش بخشهایی از فیلم، بهمن نامور مطلق از منظر اسطوره شناختی و شهرام مکری از منظر زیبایی شناختی تصویر درباره این فیلم صحبت خواهند کرد.
دبیر این سلسله نشستها میثم یزدی استادیار گروه سینما و نمایش دانشگاه هنر و معماری است و حضور در این نشست برای علاقهمندان آزاد است. انتهای پیام/
«سمک عیار»؛ روایت دلیری و جوانمردی در رادیو نمایش
«سمک عیار» روایتی پر فراز و نشیب از عیاری، آیین فتوت و جوانمردی است که نسل به نسل از سینه راویان به روزگار امروز رسیده و داستانی شنیدنی از دلیری، دلدادگی و جوانمردی را در سرزمین افسانههای پارسی روایت میکند.
این نمایش رادیویی تلاش دارد شنوندگان، بهویژه نوجوانان و جوانان، را در فضای خیالانگیز داستان با جانمایههایی از هویت و فرهنگ ایرانی آشنا کند.
نمایش رادیویی «سمک عیار» به کارگردانی محمد پورحسن، تهیهکنندگی فرشاد آذرنیا و نویسندگی مجید حیدری تولید شده است. ابوالفضل شاهبهرامی گویندگی این اثر را بر عهده دارد و نرگس موسیپور و محمدرضا قبادیفر افکتورهای آن هستند.
صدابرداری نیز توسط محمدرضا محتشمی و رضا طاهری انجام شده است.
محسن بهرامی، امیر منوچهری، بهادر ابراهیمی، محمد آقامحمدی، بهرام سرورینژاد، سعیده فرضی، احمد لشینی، محمدسعید سلطانی، محمد رضاعلی، شیرین سپهراد، فریبا طاهری، مجید حمزه، نازنین مهیمنی، فرشید صمدیپور، محمد پورحسن، محمد شریفیمقدم، محمد مجدزاده، ابوالفضل شاهبهرامی، امیرعباس توفیقی، امیر زندهپدلان، صفا آقاجانی، شیما جانقربان، مونا صفی، راضیه مومیوند، سینا نیکوکار، حمید یزدانیابیانه، معصومه عزیزمحمدی، رامین پورایمان، شهریار حمزیان، بیوک میرزایی، ناهید فیضیزاده، شمسی صادقی، مروارید کریمپور و کرامت رودساز از هنرمندان این نمایش رادیویی هستند.
«سمک عیار» از ۳۱ مرداد ساعت ۳ بامداد روی موج اف.ام ردیف ۱۰۷/۵ مگاهرتز از رادیو نمایش پخش میشود و تکرار آن همان روز در ساعتهای ۱۱، ۱۷ و ۲۳ خواهد بود.
انتهای پیام/
«هزار و یک شب»؛ جاهطلبی پرزرقوبرقی که به ضدتبلیغ نمایش خانگی تبدیل شد/شکست سنگین مصطفی کیایی با لشکری از ستارهها
سرویس فرهنگ و هنر مشرق - سریال «هزار و یک شب» به کارگردانی مصطفی کیایی، با بازیگرانی چون پرویز پرستویی، هدیه تهرانی، بهرام رادان، سحر دولتشاهی و دیگران، یکی از پرهزینهترین و پرستارهترین پروژههای نمایش خانگی ایران بود. انتظارات از آن بسیار بالا بود. ترکیبی از عناصر اساطیری هزار و یک شب با روایتی امروزی ،معمایی و فانتزی. اما این سریال نتوانست انتظارات را برآورده کند و به اثری پر از ضعفهای ساختاری، روایی و اجرایی تبدیل شد.
ضعفهای روایی و فیلمنامه: کندی، عدم انسجام و منطق ناپذیر
یکی از انتقادهای پررنگ کندی ریتم و روایت پراکنده است. بسیاری از مخاطبان شبکههای اجتماعی در نظرات مختلفی درباره سریال نوشتهاند، حتی قسمت های اولیه را با سرعت دو برابر تماشا کردند اما همچنان سریال حوصله سربری را تجربه کردهاند.سریال با تعدد شخصیتها و خردهروایتها شروع میشود که در ابتدا گیجکننده است و بعداً به کسالت تبدیل میشود. خردهداستانها اغلب رها میشوند یا بدون تأثیرگذاری پیش میروند، و تعلیق مورد انتظار از یک سریال معمایی-فانتزی شکل نمیگیرد.
یکی از کاربران در شبکه اجتماعی ایکس درباره این سریال نوشت: «اینهمه بازیگر درجه یک ولی سریال ضعیف... دیگه نمیبینم. همین ۵ قسمت کافیه .» دیگری هم اشاره کرد که «دو قسمت دیدم. چقدر بد بود... صحنه اضافه داشت که هرکدومشون قابل حذف بودن .»
منتقدان رسانهای نیز بر «عدم منطق روایی» تأکید دارند؛ چرا شخصیتهایی مثل سحر دولتشاهی ماجرا را به پلیس گزارش نمیدهند؟ چرا دسترسی آسان به اطلاعات حساس وجود دارد؟ این ایرادهای منطقی، تعلیق را نابود میکنند و مخاطب را از داستان جدا میکنند.
فیلمنامه کیایی تلاش میکند مرز بین واقعیت و افسانه را محو کند، اما این تلاش به «تصنع مکانیکی» منجر شده. روایت نه کاملاً فانتزی جذاب است و نه درام اجتماعی-معمایی منسجم. پایانبندی اپیزودها اغلب بدون قلاب قوی تمام میشود که برای فرمت نمایش خانگی (انتشار هفتگی) فاجعهبار است و باعث ریزش مخاطب میشود. حجم بالای خطوط داستانی بدون پرداخت کافی، سریال را به لوپ تکراری از اتفاقات تبدیل کرده که هیجان اولیه را از بین میبرد.
در مجموع، فیلمنامه فاقد انسجام است. اشارههای مستقیم به قصههای هزار و یک شب اغلب مصنوعی و مجبور به نظر میرسند و به جای غنیسازی، حس تقلید سطحی ایجاد میکنند. مخاطبان انتظار قصهگویی جذاب شهرزادوار داشتند، اما با روایتی پراکنده و فاقد عمق مواجه شدند.
شخصیتپردازی ضعیف و عدم ارتباط عاطفی
بازیگران ستاره جمع شدهاند، اما شخصیتها به درستی پرداخت نشدهاند. کاربران در شبکههای اجتماعی بارها به «شخصیتپردازیهای بد» اشاره کردند. شخصیتها یا بیش از حد ادایی و مصنوعی هستند یا فاقد عمق و انگیزه روشن. فلشبکها وجود دارند اما صرفاً ابزاری برای اپیزود جاریاند و به شناخت بلندمدت کمک نمیکنند.
یکی از نقدهای رایج: عدم توازن در بازیها و سطح شخصیتها. حتی با حضور بازیگران قدرتمندی مثل پرستویی و تهرانی، دیالوگها «مصنوعی و ادایی» هستند و ارتباط عاطفی ایجاد نمیکنند. مخاطب نمیتواند با کاراکترها همذاتپنداری کند چون انگیزهها مبهم یا کلیشهایاند. در نتیجه، سریال بیشتر بر فرم بصری تکیه کرده تا محتوای انسانی.
این ضعف در شبکههای اجتماعی پررنگ بود: «همه چیزش بد بود... شخصیتپردازیها بد بود. » سریال نتوانسته از پتانسیل ستارهها استفاده کند و بسیاری از نقشها سطحی ماندهاند.
مشکلات بصری، جلوههای ویژه و تولید
جلوههای ویژه یکی از ضعفهای برجسته است. سکانسهای گذشته و عناصر فانتزی «مصنوعی» به نظر میرسند. اغلب منتقدان به «تصاویر فراتر از قصه» اشاره دارند اما در عمل، فرم بر محتوا غلبه کرده بدون اینکه کیفیت بالایی داشته باشد.
تدوین و فیلمبرداری نیز مورد انتقاد است. کاتهای سریع و چرخشهای دوربین باعث گیجی میشود. یکی از کاربران در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «دوربین کات میخوره و دور خودش میچرخه... از تدوین و فیلمبرداری بد خیلی ضربه خورده. » فضاسازی اساطیری تلاش شده اما ناپیوسته و ناتعادل است؛ گویی پروژه از ابتدا متعلق به جهان سازندگانش نبوده است و حتی شایعاتی وجود دارد که قرار بوده حسن فتحی این سریال را کارگردانی کند و در نهایت این پروژه نصیب مصطفی کیایی شده است. با در نظر گرفتن تولیدات پیشین کیایی این محتوا هیچ ارتباطی به جهان های داستانی خلق شده توسط او ندارند.
با وجود هزینه ساخت ، تولید مشترک و تلاش برای بینالمللی بودن، نتیجه «مصنوعی» و «پرریسک اما ناموفق» است. اکشنها ضعیف، شمشیرزنیها غیرطبیعی و عناصر فرهنگی مخلوط بدون هارمونیاند.
دیالوگها، موسیقی و جو کلی: ادایی و کسالتآور
دیالوگها بارها به عنوان «ادایی» و غیرطبیعی نقد شدهاند. این مسئله همراه با ریتم کند، جو را سنگین و خوابآور میکند. مخاطبان گزارش دادند که «به زور تا انتهای قسمت یک رو تونستم ببینم» یا «چقدر صحنه اضافه داشت.»
موسیقی و جو هم نتوانسته تعلیق ایجاد کند. سریال در سکون و سکوت سعی در درگیر کردن دارد اما شکست خورده. است و کامنت های مردمی بر «ناتعادلی کلی» تأکید دارند؛ پرستاره اما بدون موج اجتماعی مثبت.
مقایسه با انتظارات و آثار مشابه: جاهطلبی بدون اجرا
انتظار از «هزار و یک شب» اقتباسی خلاقانه یا روایتی مدرن از افسانهها بود، اما نتیجه تکرار فرمولهای ناموفق کیایی با جلوههای ضعیف است. برخلاف آثار موفق نمایش خانگی، تعادل بین فرم و محتوا برقرار نشده. منتقدانی مثل مسعود فراستی و دیگران نیز بر فاصله از انتظارات اولیه تأکید کردند.
این سریال نشاندهنده مشکل ساختاری در نمایش خانگی ایران است: تمرکز روی ستاره و بودجه بدون فیلمنامه قوی.
چرا سریال شکست خورد؟
«هزار و یک شب» جاهطلبی بزرگی داشت اما در اجرا ناکام ماند. ضعفهای عمده شامل روایت پراکنده و کند، شخصیتپردازی سطحی، جلوههای ویژه مصنوعی، دیالوگهای ادایی، مشکلات تدوین و عدم تعادل بین افسانه و واقعیت است. این عناصر باعث ریزش مخاطب و واکنشهای منفی گسترده در شبکههای اجتماعی شدند.
با وجود جسارت کیایی، سریال اسیر فرم شد و از قصه غافل ماند. برای آینده، نیاز به فیلمنامه منسجمتر، شخصیتپردازی عمیقتر و اجرای دقیقتر است. این اثر میتوانست میراثی از هزار و یک شب مدرن باشد، اما به اثری فراموششدنی تبدیل شد که بیش از آنکه قصه بگوید، در سکوت و تصنع غرق شد.

ماجرای یافتههای جدید در «کاخ جهاننما» چیست؟

حکم خوانندگی زنان برای مردان چیست؟

اصغر فرهادی جایزه افتخاری قلب سارایوو را دریافت کرد

ماجرای تغییر سنگ مزار اکبر عبدی و اهدای یادگاریهایش به موزه چیست؟

«کارآگاه علوی» از امشب روی آنتن میرود

