
مذاکره یا جنگ با آمریکا؛ خط امام چه میگوید؟

پزشکیان حرف جریانات سیاسی ورشکسته را تکرار میکند
به گزارش تابناک به نقل از فارس؛ این روزها برخی از سیاسیون ورشکسته در فضای رسانهای، از لزوم «پایان جنگ» سخن میگویند و حالا این ادبیات در اظهارات رئیسجمهور هم تکرار شده است.
پرسش ساده، اما اساسی اینجاست: مگر ما شروعکننده جنگ بودیم که پایان دادن به آن به دست ماست؟
جنگ را دشمن تحمیل کرد. دشمن حمله کرد، دشمن ترور کرد، دشمن تأسیسات ما را زد و دشمن بود که پیمانها را نقض کرد. جمهوری اسلامی ایران در مقام دفاع مشروع و با اقتدار کامل پاسخ داد و دشمن را شکست خورده به عقب راند.
حالا با این واقعیت روشن، «پایان دادن به جنگ» یعنی چه؟ یعنی چه کنیم که جنگ تمام شود؟ یعنی برویم و از دشمن متجاوز خواهش کنیم که آتشبس کند؟ یعنی با پذیرش خواستههای او، سازش کنیم تا او راضی شود دست از تجاوز بردارد؟
این رویکرد، نه تنها هیچ نسبتی با واقعیت میدان ندارد، بلکه دقیقاً همان حرفی است که برخی جریانات سیاسی ورشکسته و بیاعتبار در روزهای اخیر مطرح کردهاند. جالب آنکه همان افراد، پیشتر نیز با ادبیات انفعالی خود، زمینهساز خوشبینیهای بینتیجه به دشمن شده بودند.
نکته مهمتر اینکه چنین مواضع ضعیف و انفعالی، نه تنها جنگی را پایان نمیدهد، بلکه دقیقاً همان عاملی است که دشمن را به حمله و تجاوز مجدد تشویق میکند. تاریخ گواه است که هرگاه ایران از موضع انفعال و عقبنشینی سخن گفته، دشمن جریتر شده و بر طمع خود افزوده است.
نمونه بارز آن، دو جنگ اخیری است که در دورهای صورت گرفت که دولتمردان ما بیشترین تمایل را به مذاکره و انعطاف با دشمن داشتند و هر بار نیز در حین مذاکره مورد حمله قرار گرفتیم.
دشمن همچون گرگی است که بوی ضعف را حس میکند و به جای عقبنشینی، حملهای سختتر را آغاز میکند. ادبیات «پایان جنگ» از موضع خواهش و التماس، به دشمن این پیام را میدهد که ایران از میدان خسته شده و برای خروج شتابزده است؛ این دقیقاً همان نقطهای است که دشمن برای افزایش فشار و طراحی حملهای جدید، از آن بهرهبرداری خواهد کرد.
مردم هوشیار و بصیر ایران، رئیسجمهور را به صداقت میشناسند و از ایشان انتظار دارند که فریفته ادبیات سیاسیون شکستخورده نشوند. تکرار این حرفهای بهظاهر صلحطلبانه و عوامانه، نه تنها به اعتماد مردم نسبت به دولت آسیب میزند، بلکه به دشمن این پیام را میدهد که ایران برای خروج از میدان شتابزده است و او را نسبت به اقدامات خصمانهتر تشویق میکند.
پیشبینی جالب رئیس کمیسیون امنیت ملی درباره آینده جنگ ایران و آمریکا
ابراهیم عزیزی، رئیس کمیسیون امنیت ملی در پیامی توییتری نوشت: آمریکا با عذرخواهی از مردم ایران، منطقه را ترک خواهد کرد.
آیا حمله اتمی در راه است؟
مناسبات قدرت در جهان برآشفته کنونی به گونهای دگرگون شده که بازیگران نظام جهانی نهتنها هژمونی، بلکه بیشتر راهبرد بقا را دنبال میکنند. بازیگران بزرگ نظام جهانی مانند ایالات متحده امریکا، چین، روسیه، اتحادیه اروپا و در نهایت ایران با روندی از تهدید بقا روبهرو هستند که مؤلفههای آن پنهان و غیرشفاف هستند.
راهبرد بقا در بستر آنارشی دهه سوم قرن ۲۱ بر ادامه کنش بازیگران در بدترین شرایط ممکن و کمترین امکان کنش سازگار با دگرگونی مناسبات قدرت، بنیان شده و چشم انداز کنشگری بازیگران را تعریف میکند. منابع محدود یا کمیاب بازیگران در مناسبات قدرت با وجود جنگ افزارهای نسل ۵ و نسل ۶ جنگندهها، موشکهای بالستیک هوش مصنوعی و...، انقلاب پهپادی در جنگهای چند سال اخیر را برساخته که جنگ روسیه و اوکراین از فوریه ۲۰۲۲ تا تهاجم فراگیر یک سال گذشته اسرائیل و ایالات متحده امریکا به ایران با این انقلاب پهپادی شناخته میشوند.
در کنار انقلاب پهپادی در میدان جنگهای جهانی که هنر جنگ قرن 21 را شکل داده، ناتوانی قدرتهای بزرگ یا ابرقدرتهای نظامی جهان برای پیروزی کامل و پایان جنگ با مزایای بیشمار، سیاستگذاران را به سوی جنگ افزارهای هستهای یا بمب اتمی متمایل کرده است. ناتوانی روسیه در شکست اوکراین، ناتوانی اتحاد اسرائیل، امریکا و اعراب در شکست ایران و... سبب بروز انگاره اثرگذاری بمب اتمی برای پایان جنگ شده است.
انگاره تهاجم اتمی ایالات متحده امریکا و اسرائیل به ایران برای باز کردن تنگه هرمز و پایان جنگ، همسانی روزافزونی با انگاره پایان جنگ اوکراین با بمب اتمی دارد! این دو انگاره بر الگوی ضربه سخت برای بازگشت به نظم پیشین یا همان نظم دو ابرقدرتی بنیان شده که دارای طرفدارانی در دولت دونالد ترامپ، دولت پوتین و بلکه برخی سیاستمداران تندروی اروپایی است. رویکردی هراسناک از تاکتیکی که میتواند جهان را به آتش کشیده و پایان تاریخ را رقم زند.
در اندیشه سیاستگذاران راهبردی غربی بهویژه ایالات متحده امریکا و برخی دولتهای اروپایی، راه نهایی برای پایان جنگ اوکراین و روسیه، تشویق روسیه برای تهاجم اتمی به اوکراین است که اوکراین، قربانی منافع بازیگران بزرگ میشود. سیاستگذاران تندروی ایالات متحده امریکا به دنبال راهکاری برای بازگشایی تنگه هرمز و پایان جنگ یک سال گذشته امریکا و اسرائیل با ایران هستند که گویا تنها با بمب اتم و تهاجم اتمی به ایران امکانپذیر است. پیشینه تاریخی اروپای جنگ افروز و ایالات متحده ابرقدرت نشان میدهد که رهبران آنها، صلح را با کشتار فراگیر و جهان ویران امکانپذیر میدانند.
بنابراین جهان آشفته کنونی میتواند بار دیگر کارزار جنگ اتمی یا تهاجم اتمی بازیگران علیه یکدیگر باشد. روند رویدادهای جهان آشفته و مناسبات جدید قدرت که مورد پسند قدرتهای بزرگ نیست، وحشت از جنگ اتمی را بر افکار عمومی چیره کرده است و سیاستگذاران را سرگردان میسازد. عادیسازی تهاجم اتمی به اوکراین یا ایران در افکار عمومی را میتوان در اخبار و تحلیلهای روزمره رسانههای بینالملل دنبال کرد که در چارچوب هشدارهایی از سوی سیاستمداران یا کارشناسان مطرح میشوند.
منبع: دیپلماسی ایرانی

این سلاح راهبردی آمریکا به آخر خط رسید؟ | دو برنامه پهپادی تازه پنتاگون را بیشتر بشناسید

امیر حاتمی: ملتی که به دست توانای فرزندان خود سپر دفاعی میسازد بدون تردید پیروز خواهد بود

معاون وزیر دفاع: دشمن نتوانست حتی یک شهر موشکی ایران را شناسایی کند.

علمالهدی: آمریکا یک جریان تمامیتخواه است که همه چیز ما را میخواهد

پزشکیان حرف جریانات سیاسی ورشکسته را تکرار میکند

