
کلاید راسل، ستوننویس رویترز، نوشت: یکی از بحثها از زمان آغاز جنگ ایران این بوده است که آیا معاملات آتی نفت خام بهدرستی فشارهای موجود در بازارهای فیزیکی نفت و فرآوردههای پالایششده را بازتاب میدهند، یا اینکه کورکورانه نسبت به این موضوع خوشبین هستند که صلح در آستانه وقوع است.
جنگ ایران میان ایالات متحده و ایران همچنان در مسیر پرنوسان و غیرقابلپیشبینی خود ادامه دارد، در حالی که امیدی تازه به امکان یک وقفه جدید در حملات متقابل پدید آمده است.
همین جرقه خوشبینی کافی بود تا معاملات آتی شاخص جهانی برنت در آغاز معاملات آسیایی روز دوشنبه کاهش یابد و با افتی نزدیک به ۵ درصد به حدود ۹۲.۰۶ دلار برسد.
اما تنگه هرمز همچنان در بهترین حالت یک گذرگاه مورد مناقشه باقی مانده است و حجم کشتیرانی از این آبراه باریک پس از جهش در جریان یک آتشبس کوتاهمدت سههفتهای در اواسط ژوئن میان دولت ترامپ و تهران، سقوط کرده است.
پس از فروپاشی آن توافق و از سرگیری حملات آمریکا به ایران، تهران با هدف قرار دادن پایگاههای آمریکا در خاورمیانه و کشتیهایی که تلاش میکردند از تنگه هرمز عبور کنند، پاسخ داد.
به نظر میرسد تهران همچنین با موفقیت متحدان حوثی خود در یمن را فعال کرده تا نفتکشهای سعودی را که در تلاش برای عبور از تنگه بابالمندب هستند، هدف قرار دهند.
این امر مسیر رسیدن نفت عربستان به پالایشگاههای آسیایی از طریق بندر ینبع در دریای سرخ را قطع میکند. گزینه جایگزین، مسیری بهمراتب طولانیتر و پیچیدهتر از طریق کانال سوئز است که همچنین بهدلیل محدودیت آبخور در کانال، مستلزم تخلیه بخشی از محمولهها و استفاده از خط لوله سومد نیز هست.
در مجموع، تصویر بازار فیزیکی نفت خام این است که صادرات از خاورمیانه همچنان محدود مانده و حجم عبور از هر دو تنگه هرمز و بابالمندب پایین است.
افزون بر این، یک توافق صلح پایدار دور از دسترس به نظر میرسد، زیرا ایالات متحده و ایران بر سر نکات کلیدی فاصله زیادی با یکدیگر دارند و عمیقاً به هم بیاعتماد هستند.
این وضعیت ظاهراً باید واکنشی بسیار شدیدتر از آنچه واقعاً در بازار معاملات آتی نفت رخ داده، ایجاب میکرد.
برنت در دوم ژوئیه و در جریان آتشبس کوتاهمدت تا سطح ۷۰.۱۴ دلار در هر بشکه سقوط کرد و سپس تا ۲۳ ژوئیه ۴۵ درصد جهش کرد و به اوج ۱۰۲.۰۰ دلار رسید، پیش از آنکه دوباره عقبنشینی کند.
این ممکن است در ظاهر یک جهش چشمگیر به نظر برسد، اما سقف ثبتشده همچنان بسیار پایینتر از اوج ۱۳۹.۱۳ دلاری برنت در هفتههای پس از حمله روسیه به اوکراین در فوریه ۲۰۲۲ بود؛ رویدادی که در آن زمان نگرانیهایی درباره اختلال در صادرات روسیه، که دومین صادرکننده بزرگ نفت خام از طریق دریا بود، ایجاد کرده بود.
آن نگرانیها واقعاً موجه از آب درنیامد، زیرا بازارهای نفت خام بهسرعت خود را تطبیق دادند؛ نفت روسیه بهسوی خریداران در چین و هند تغییر مسیر داد و اروپا واردات خود را از قاره آمریکا و آفریقا افزایش داد.
وضعیت در مناقشه ایران از این جهت متفاوت است که اختلالی واقعی در عرضه نفت خام وجود دارد و هرچه این وضعیت طولانیتر شود، فشار بر ضربهگیرهایی مانند برداشت از ذخایر و کاهش واردات چین بیشتر میشود.
از اینرو این استدلال مطرح میشود که معاملات آتی نفت خام به اندازه کافی افزایش نیافتهاند تا ریسکهای ناشی از یک اختلال طولانیمدت در عرضه نفت خام خاورمیانه را بازتاب دهند؛ وضعیتی که بهنظر میرسد بهطور فزایندهای محتمل است.
اما بهجای آنکه بازار بدترین سناریو را قیمتگذاری نکرده باشد، یا حتی بهترین سناریوی صلح پایدار را در قیمتها منعکس کرده باشد، محتملتر آن است که معاملات آتی نفت خام در حال قیمتگذاری سازگاری هستند.
بازار عملاً روی این موضوع شرط میبندد که میتواند با تغییر مسیر جریانها و افزایش منابع جایگزین عرضه، این اختلالها را مدیریت کند.
بدیهی است که رساندن نفت خام دریای سرخ عربستان از ینبع به آسیا از طریق کانال سوئز پرهزینهتر و زمانبرتر است، اما این کار ممکن است و اگر بازار به آن نیاز داشته باشد، انجام خواهد شد.
به همین ترتیب، راهحلهای جایگزین کوچکتری نیز در حال ظهور هستند؛ از جمله انتقال زمینی نفت کوره عراق به ترکیه که در ترکیب با یکدیگر به کاهش اثر از دست رفتن حدود ۱۰ میلیون بشکه در روز نفت خام و فرآورده از خاورمیانه کمک میکنند.
در عمل، ممکن است موضوع این باشد که بازار شرط بسته است معاملهگران نفت خام و فرآوردههای پالایششده خواهند توانست بدترین پیامدهای بحران ایران را مهار کنند.
این دیدگاهها متعلق به نویسنده، یعنی ستوننویس رویترز، است.






