
بر اساس دادههای جامعهشناختی جدید که توسط پروژههای پژوهشی مستقل «کرونیکا» (Chronicles) و «آزمایشگاه جامعهشناسی عمومی» گردآوری شده، تا پایان سال ۲۰۲۳ برای نخستین بار شمار روسیهایی که موافق خروج نیروهای نظامی از اوکراین «بدون دستیابی به اهداف جنگ» هستند، از مخالفان این اقدام پیشی گرفته است. شهروندان عادی روسیه جنگ را مهمترین عامل منفی در زندگی روزمره خود میدانند و خواستار پایان سریع آن هستند. این یافتهها توسط نهادهایی که افکار عمومی را برای کرملین سنجش میکنند نیز تأیید شده است.
سایر تحلیلگران، از وبلاگنویسان نظامی حامی جنگ (Z-bloggers) تا روانشناسان بالینی، ناپدید شدن حمایتهای انبوه مردمی از ادامه نبرد را ثبت کردهاند. بررسیها نشان میدهد که جامعه روسیه اگرچه آمادگی اعتراض خیابانی برای پایان دادن به جنگ را ندارد، اما به شدت انتظار دارد ولادیمیر پوتین مناقشه را تمام کند.
«خستگی از جنگ به اوج رسیده است»
اظهاراتی نظیر «فقط به ما صلح بدهید، همین!» یا «با افزایش قیمتها، احساس میکنیم دستمزدمان آب رفته است»، نقلقولهای روشنفکران اپوزیسیون یا خبرنگاران نیست؛ بلکه خروجی گروههای تمرکزی است که پاییز گذشته توسط پژوهشگران در چهار شهر روسیه برگزار شد.
اولگ ژورافلو، پژوهشگر جامعهشناسی در گفتوگو با رسانه «ورستکا» توضیح میدهد: «ما نحوه بیان مواضع مردم نسبت به جنگ را در گفتوگوهای واقعی با یکدیگر بررسی کردیم. قومنگاران داوطلب ما به مناطق مختلف، از جمله شهرهای نزدیک به خط مقدم سفر کردند و هفتهها در جوامع محلی زندگی کردند. نتیجه روشن است: تمایل به پایان دادن به جنگ در سریعترین زمان ممکن، اکنون در بالاترین سطح خود از زمان آغاز نبرد قرار دارد و سهم کسانی که از تشدید درگیری حمایت میکنند رو به کاهش است.»
به گفته این جامعهشناس، این تمایل با وجود آنکه «مردم به شرایط جنگی عادت کردهاند»، روز به روز قویتر میشود. دلایل اصلی این خستگی عمدتاً جنبه مادی دارد. وضعیت اقتصادی رو به تضعیف است و تورم جهش یافته است. یکی از شرکتکنندگان در این پژوهش میگوید: «قیمتها بالا میروند، درآمد واقعی سقوط میکند و دیگر توان خرید بسیاری از چیزها را ندارید.» شرکتکنندگان تأکید دارند که تحریمها اثرگذار بودهاند و طرحهای جایگزینی واردات (Import Substitution) موفقیت چندانی نداشته است. مهمتر از همه، تا زمانی که جنگ ادامه دارد، مردم افق روشنی برای آینده خود متصور نیستند.
بر اساس آمار «کرونیکا»، در اکتبر ۲۰۲۳ سهم کسانی که خواهان پایان جنگ بدون تحقق اهداف بودند به ۴۰ درصد رسید، در حالی که موافقان ادامه جنگ به ۳۳ درصد کاهش یافتند. این در حالی است که در فوریه ۲۰۲۳، مخالفان خروج نیروها ۴۷ درصد بودند.
آرامش حامیان کرملین و شکوه وبلاگنویسان جنگ
در عرصه عمومی، رئیسجمهور روسیه تلاش میکند به طور مستقیم روی عملیات نظامی تمرکز نکند. حتی در نشست خبری پایان سال، پوتین تنها در اشاره به سربازان فراخواندهشده به جنگ سخن گفت. با این حال، حامیان افراطی جنگ که حدود ۱۲ درصد جامعه را تشکیل میدهند و خواستار پیشروی تا تصرف اودسا و کییف هستند، از بیتفاوتی مردم عصبانیاند.
ایوان فیلیپوف، نویسندهای که کانالهای تلگرامی وبلاگنویسان حامی جنگ را رصد میکند، میگوید: «پستهای آنها به خوبی نشان میدهد مردم چقدر خسته شدهاند. آنها مدام شکایت میکنند که کمکی از طرف مردم صورت نمیگیرد، کسی داوطلب نمیشود و جامعه آنها را ناامید کرده است. متون استراتژیک درباره طرحهای جنگی تقریباً از نوشتههایشان حذف شده، چون میدانند نیرویی برای پیشروی وجود ندارد.»
حس بیکنترلی، بیتفاوتی و غلبه ترس از تغییر
پولینا گروندمن، مؤسس پروژه حمایت روانشناختی «بدون پیشداوری»، معتقد است افکار عمومی پس از شورش کوتاه مدتش در جریان تمردهای نظامی (مانند ماجرای پریگوژین)، دوباره به وضعیت بیحسی و بیتفاوتی بازگشته است: «مردم در چنان سطحی از حس بیکنترلی و انفعال قرار دارند که حاضر به هیچ اقدامی نیستند.»
این خستگی و بیتفاوتی، به طرز پارادوکسیکالی فعلاً به نفع حاکمیت عمل میکند. بر اساس نظرسنجیهای داخلی، ۸۰ درصد مردم روسیه شرکت در هرگونه تجمع اعتراضی را به کلی منتفی میدانند و تنها ۱۰ درصد ممکن است به آن فکر کنند.
گریگوری یودین، استاد فلسفه سیاسی مدرسه علوم اجتماعی و اقتصادی مسکو (شانینکا)، در اینباره میگوید: «جامعه زمانی دست به اعتراض سیاسی میزند که یک فرجه و فرصت واقعی ببیند، نه فقط زمانی که کاسه صبرش لبریز شود. در حال حاضر هیچ فرجهای وجود ندارد. مردم روسیه میدانند بدیلی برای پوتین در دسترس نیست، بنابراین با وجود آنکه او آغازگر جنگ بوده، منتظرند خود او مسئله را حل و جنگ را تمام کند. در روسیه ترس از تغییر و ناآگاهی از اینکه چه چیزی جایگزین وضع موجود میشود، بسیار پررنگ است.»






