
اگر قرار بود از دانشکده «سوءمدیریت راهبردی و دیپلماتیک» مدرک فارغالتحصیلی اعطا کنند، دولت ترامپ قطعاً با رتبهای عالی فارغالتحصیل میشد. تازهترین اپیزود در این داستان تاسفبار، توافق برای تجهیز عربستان سعودی به رآکتورهای هستهای و دانش فنی ایالات متحده است که طبق گزارشها، شامل حق غنیسازی اورانیوم در خاک عربستان در یک تأسیسات «جعبه سیاه» است که توسط ایالات متحده ساخته خواهد شد. بلافاصله پس از امضای این توافق در ۲۲ ژوئیه، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، شرط عادیسازی روابط سعودی با اسرائیل را به آن اضافه کرد؛ شرطی که اگر بر آن پافشاری کند، بیشک منجر به لغو توافق خواهد شد. هیچ توجیه تجاری، اقتصادی یا صلحآمیز هستهای قانعکنندهای وجود ندارد که به عربستان سعودی اجازه دهد چرخه سوخت خود را، با یا بدون نظارت ایالات متحده، کنترل کند. این توافق و عقبنشینی متعاقب ترامپ، علاوه بر تضعیف دههها سیاست عدم اشاعه ایالات متحده، بازتابدهنده فقدان نظارت بزرگسالانه و تصمیمگیری صحیح در دولت اوست که نمادی از رویکرد کلی آن به دیپلماسی به شمار میرود.
بدیهی است که تعامل دولت با ریاض بر سر این مسائل جای تعجب نداشت، زیرا بحثها از چندین سال پیش، عمدتاً در چارچوب گسترش پیمان ابراهیم، در جریان بوده است. سعودیها مدتهاست که علاقه خود را به دسترسی به فناوری و دانش هستهای ایالات متحده برای یک برنامه غیرنظامی ابراز کردهاند. آنها همچنین خواستار یک معاهده دفاعی دوجانبه و دسترسی به پیشرفتهترین سیستمهای تسلیحاتی ایالات متحده شدهاند. اشتیاق ترامپ برای راضی کردن سعودیها در حالی که امتیاز کمی در مقابل میخواست، فراتر از تلاشهای پرزیدنت جو بایدن برای یافتن راهی جهت برآوردن تمایل سعودیها به ظرفیت غنیسازی داخلی بود؛ و حتی از توافق هستهای ۲۰۰۹ آمریکا و امارات که ابوظبی را از این امتیاز محروم کرده بود، پیشی گرفت. بایدن دستکم توافق سعودی را بخشی از بستهای قرار داده بود که شامل عادیسازی با اسرائیل میشد، با این تصور که شاید از نگرانیهای اسرائیل درباره غنیسازی بکاهد و پوششی برای عبور توافق از کنگره فراهم کند.
حتی پیش از حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ حماس علیه اسرائیل و جنگ متعاقب آن در غزه، جنبه عادیسازی این توافق پیچیده بود. سعودیها خواستار پیشرفتی در مسئله فلسطین بودند، …





