
زمانی که متوجه شدم مکس بلومنتال، مفسر سیاسی، قرار است در واشینگتن دی. سی درباره سفر اخیر خود به ایران سخنرانی کند، نتوانستم از آن بگذرم. من مدتهاست مجذوب آن دسته از آمریکاییهایی هستم ــ بهویژه آمریکاییهای ممتاز و دارای روابط نزدیک با قدرت ــ که به دلیل بیگانگی با کشور خود، نوعی تحسین نسبت به سرزمینهای دوردست نشان میدهند.
بلومنتال، فرزند سیدنی بلومنتال (روزنامهنگار سابق و مشاور خانواده کلینتون)، یکی از حدود ۴۰۰ اینفلوئنسر طرفدار حکومت بود که از سوی دولت ایران دعوت شده بود تا مراسم تدفین آیتالله علی خامنهای را که در اوایل ماه جاری در جریان حمله هوایی مشترک آمریکا و اسرائیل در ۲۸ فوریه کشته شد، پوشش دهد. بلومنتال هفته گذشته در شعبه اصلی رستوران و کتابفروشی زنجیرهای پیشرو «Busboys and Poets» صحبت میکرد؛ او آیتالله خامنهای را پدر، یک راهنما و یک معلم مذهبی» به تصویر کشید و حکومتی را که او رهبری میکرد، نه تنها مشروع، بلکه الهامبخش جهان معرفی کرد. او به جمعیتی که تمام فضای سالن را پر کرده بودند، گفت ترور خامنهای باید خشم بسیار بیشتری نسبت به آنچه رخ داد، برمیانگیخت. او گفت: «تصور کنید اگر یک دولت سرکش خارجی میرفت و پاپ را ترور میکرد، بسیاری از کاتولیکها چه احساسی پیدا میکردند.»
بلومنتال، در اوایل دهه ۱۹۳۰، والتر دورانتی، خبرنگار نیویورک تایمز و برنده جایزه پولیتزر، داستانهایی نوشت که قحطی ناشی از سیاستهای جمعسپاری اجباری جوزف استالین در اوکراین را انکار میکرد و روزنامهنگارانی را که غیر از این میگفتند را به باد تمسخر میگرفت. تیتر یکی از گزارشهای دورانتی این بود: «روسها گرسنه هستند، اما از گرسنگی نمیمیرند»؛ مطلبی که یک توجیه بیملاحظه برای خشونتهای انقلابی را تکرار میکرد: «بدون شکستن تخممرغ نمیتوان املت درست کرد.»
بلومنتال اعتبار روزنامه مرجع را پشت سر خود ندارد، اما دیگر برای جذب مخاطب، وابستگیهای درخشان ضروری نیست. بلومنتال در شبکه اجتماعی X (توییتر سابق) نزدیک به ۸۶۰ هزار دنبالکننده دارد. او به طور منظم در رسانههای دولتی روسیه، چین، ترکیه، ایران و ونزوئلا ظاهر میشود. او وبسایتی به نام «The Grayzone» (خاکستری) را تأسیس کرد که فهرست نویسندگان آن شامل فارغالتحصیلان رسانههای مورد حمایت کرملین است. (بلومنتال به درخواست …





