
حتی در حالی که دونالد ترامپ تهدید میکرد جنگی غیرقانونی را که بخشی از توجیه آن جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای بود، تشدید خواهد کرد، او روز چهارشنبه درِ اشاعه هستهای در منطقه را گشود. آمریکا اعلام کرد توافقی با عربستان سعودی امضا کرده است که بالقوه میتواند در آینده به این پادشاهی اجازه غنیسازی اورانیوم بدهد و همچنین امکان پرهیز از کاملترین حقوق بازرسی برای نهاد ناظر بینالمللی را فراهم کند.
کارشناسان مدتهاست هشدار دادهاند که یک برنامه هستهای غیرنظامی میتواند مسیری به سوی ریاضِ مجهز به سلاح هستهای ایجاد کند. محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان و رهبر بالفعل این کشور، گفته است اگر تهران به سلاح هستهای دست پیدا کند، «ما هم باید به یکی دست پیدا کنیم». نگرانیها با مفاد این توافق تشدید میشود. واشنگتن پیشتر استدلال میکرد که «استاندارد طلایی»، توافق امارات متحده عربی است که بر اساس آن، این کشور بهطور دائمی از غنیسازی صرفنظر کرده و نظارت کامل آژانس بینالمللی انرژی اتمیِ وابسته به سازمان ملل را پذیرفته است. تضعیف این استاندارد، سابقهای ایجاد میکند که روسیه یا چین نیز در آینده بتوانند در توافقهای هستهای به آن استناد کنند.
آشوبی که آقای ترامپ در خاورمیانه ایجاد کرده، دولتها را هم به احتیاطکردن و پوششدادن ریسکهای خود و هم به تجهیز بیشتر تشویق میکند. آمریکا آخر هفته، پس از ۱۳ روز پیاپی حمله، حملات به ایران را متوقف کرد؛ آن هم در شرایطی که گزارشها از نگرانی درباره کاهش ذخایر رهگیرهای موشکی حکایت داشت، اما هنوز هیچ چشماندازی برای خروج دیده نمیشود. همانطور که آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل، روز پنجشنبه گفت، منطقه «در آستانه چیزی غیرقابل تصور در حال تلوتلو خوردن است ... یک بحران، بحران دیگر را تغذیه میکند. یک تشدید، جرقه تشدید بعدی را میزند.»
کشورهای خلیج فارس امنیت خود را بر پایه نظمی بنا کرده بودند که آمریکا تضمینکننده آن بود. اما حمله بنیامین نتانیاهو به رهبران حماس در قطر در سال گذشته نشان داد سپر آمریکا از آنها در برابر اسرائیل حفاظت نخواهد کرد؛ اسرائیلی که خود یک قدرت هستهای اعلامنشده است. جنگ بیملاحظه علیه ایران، حضور نظامی آمریکا را به دعوتی برای وارد آمدن خسارت تبدیل کرده است. واشنگتن ممکن است بهدنبال آن باشد که با یک توافق رآکتوری، ریاض را بیش از پیش به خود گره بزند، هرچند احتمالاً میلیاردها دلار پول در میان، انگیزه بزرگتری برای آقای ترامپ است. فروپاشی معماری داخلی منطقه ــ که آشکارترین نمود آن خروج امارات متحده عربی از اوپک است ــ بر خطرات اشاعه میافزاید. بازیگران، کمتر قابل پیشبینی عمل میکنند.
رئیسجمهور آمریکا ظرف چند ساعت، خود این توافق با عربستان را با تردید روبهرو کرد و گفت اجرای آن منوط به بهرسمیتشناختن اسرائیل از سوی ریاض است. این موضوع مدتها یکی از پیششرطهای توافق بود، اما جنگ نابودگرانه اسرائیل در غزه، موضع عربستان را تقویت کرده است که میگوید بدون تشکیل کشور فلسطین، شناسایی اسرائیل ممکن نیست. با این حال، حتی اگر هیچ رآکتوری هم ساخته نشود، نفسِ این اعلام، بهمنزله مشروعیتبخشی و تشویق دیگران به دنبالکردن توانمندیهای هستهای عمل میکند. مذاکرات، توافق هستهای دوران اوباما را پدید آورد؛ توافقی که تهران به آن پایبند ماند، تا زمانی که آقای ترامپ آن را نابود کرد. جنگ او، همانگونه که پیشبینی شده بود، ظاهراً حکومتی تهاجمیتر و ریسکپذیرتر در ایران ایجاد کرده است؛ اقدام نظامی بیشتر، بیش از آنکه تهدید هستهای را پایان دهد، احتمالاً آن را تشدید خواهد کرد. چشمانداز دستیابی ریاض به بمب نیز مشوقی مضاعف است.
کمی دورتر را نگاه کنید. آخرین پیمان کنترل تسلیحات هستهای میان آمریکا و روسیه در فوریه منقضی شد. چین بهسرعت در حال گسترش زرادخانه خود است. کشورهای آسیایی و اروپایی که پیش از آقای ترامپ بر چتر هستهای آمریکا تکیه داشتند، اکنون درباره دستیابی به توانمندیهای خود یا تقویت آنها بحث میکنند. دستکم بیشتر آنها این را درک میکنند که دیپلماسی، چندجانبهگرایی و استانداردهای جهانی، انتخابی بهتر از مسابقه برای دستیابی به بمب است. آقای ترامپ به نهادهای بینالمللی باور ندارد. اما حفظ ضمانتهای هستهای موجود، در آستانه ورود به عصر تازهای از اشاعه، به سود آمریکا نیز خواهد بود.






