لیلا صالحی کاهکش
آرمان امروز : طی یک دهه گذشته، روایت غالب در محافل اقتصادی و بازارهای جهانی انرژی بر پتانسیل خطوط لوله خشکی و مسیرهای جایگزین برای بیاثر کردن تهدیدات گلوگاههای دریایی تأکید داشت. اما تحولات اخیر و انسداد عملی تنگه هرمز، بطلان این فرضیه را به شکلی عریان به تصویر کشید.
برخلاف ادعاهای مطرحشده، معماری لجستیک انرژی جهان نه ساختاری تابآور و انعطافپذیر، بلکه منظومهای بهشدت غیرقابل انعطاف، متمرکز و شکننده است. خطوط لوله متقاطع بر روی خشکی هرگز برای جبران یک اختلال تمامعیار طراحی نشدهاند و زنجیره تأمین انرژی بیش از هر زمان دیگری در برابر الگوی “جنگ نامتقارن کمهزینه” آسیبپذیر نشان میدهد. در تحلیلهای اقتصادی، محاسبات روی کاغذ غالباً پیچیدگیهای عملیاتی را پنهان میکنند. تنگه هرمز نه یک آبراه معمولی، بلکه محل تمرکز بیسابقه یکپنجم از کل انرژی سیال جهان اعم از نفت خام و LNG است؛ شریانی که حجم جابهجایی در آن، وزن ژئواکونومیک این گلوگاه را فراتر از توان هر زیرساخت جایگزینی قرار داده است. …













