
آریا یونسی
آرمان امروز : در ادبیات معاصر مطالعات راهبردی، بسیاری از رقابتهای میان قدرتهای منطقهای و جهانی دیگر در قالب الگوی کلاسیک «جنگ یا صلح» قابل تبیین نیستند. بازیگران دولتی و غیردولتی بهجای ورود به رویارویی مستقیم و پرهزینه، از مجموعهای از اقدامات تدریجی، محدود و چندلایه بهره میگیرند که نه به آستانه جنگ تمامعیار میرسد و نه در چارچوب روابط عادی و صلحآمیز قابل تعریف است. این فضای میانه که در ادبیات امنیت بینالملل با عنوان «منطقه خاکستری» (Gray Zone) شناخته میشود، به یکی از مهمترین عرصههای رقابت راهبردی در قرن بیستویکم تبدیل شده است. در روزهای پس از جنگ رمضان سوای چند بار اتفاق و تفاهم و حتی امضای یادداشت تفاهم اسلام آباد چیزی که دیده می شود راهبرد فشار تدریجی یا برش های نازک است.
منطقه خاکستری به وضعیتی اطلاق میشود که در آن، بازیگر راهبردی با استفاده از ابزارهای سیاسی، اقتصادی، اطلاعاتی، سایبری، حقوقی، رسانهای و امنیتی میکوشد بدون عبور آشکار از آستانه جنگ، رفتار، محاسبات یا موقعیت رقیب را تغییر دهد. ویژگی بنیادین این نوع رقابت آن است که اقدامات انجامشده بهتنهایی معمولاً آنقدر محدود هستند که پاسخ نظامی گسترده یا واکنش قاطع را از سوی طرف مقابل توجیه نکنند، اما در مجموع، به تغییر تدریجی محیط امنیتی و موازنه قدرت منجر میشوند. یکی از مفاهیم بنیادین برای فهم این الگو، نظریهای است که اقتصاددان و نظریهپرداز برجسته راهبردشناسی، توماس شلینگ، آن را «فشار تدریجی» (Graduated Pressure) توصیف کرد. شلینگ می گوید که این راهبرد را کودکی بازیگوش ساخته است:
«میتوان با اطمینان گفت که تاکتیکِ برشهای نازک (سوسیس و کالباس) توسط یک کودک ابداع شده است. اگر به کودکی بگویید که وارد آب نشود، بر کرانه مینشیند و پاهای برهنه ی خود را در آب فرو میبرد؛ بدین ترتیب، هنوز کاملاً «درون آب» محسوب نمیشود. چنانچه در این امر مسامحه کنید، برمیخیزد؛ با این حرکت نیز بخش بیشتری از بدن او در آب فرو نمیرود. اگر در این باره بیندیشید که آیا این عمل با حالت پیشین تفاوت دارد، او دست به راهرفتن در آب میزند، بی آنکه به ژرفای بیشتری گام نهد؛ و اگر لحظه ای فرصت دهید تا تصمیم بگیرید که آیا این وضعیت متفاوت است، او اندکی ژرفتر می رود و چنین استدلال میکند که رفت وآمد رفت و …






