
ولیالله سیف
آرمان امروز : تجربه اقتصاد ایران و بسیاری از کشورها نشان میدهد که پاسخ این پرسش منفی است.
تنها زمانی به نتیجه میرسند که در محیطی با ثبات، قابل پیشبینی و مبتنی بر قواعد پایدار اجرا شوند. در اقتصادی که سیاستها به طور مداوم تغییر میکنند، مقررات دائماً دستخوش بازنگری هستند و فعالان اقتصادی نمیتوانند آینده را با اطمینان نسبی پیشبینی کنند، حتی بهترین برنامههای اصلاحی نیز با دشواری رو به رو خواهند شد. ثبات و پیشبینیپذیری، یکی از مهمترین سرمایههای هر اقتصاد است؛ سرمایهای که در آمارهای رسمی دیده نمیشود، اما نبود آن آثار خود را در همه بخشهای اقتصاد نشان میدهد. سرمایهگذار، تولیدکننده، صادرکننده، بانک، خانوار و حتی خود دولت، همگی تصمیمهای خود را بر اساس انتظاراتی که از آینده دارند تنظیم میکنند. هر اندازه این انتظارات باثباتتر باشد، افق تصمیمگیری نیز بلندتر خواهد شد. برعکس، هنگامی که آینده نامطمئن باشد، رفتار اقتصادی نیز کوتاهمدت میشود. سرمایهگذاریهای مولد جای خود را به فعالیتهای زودبازده یا سفتهبازانه میدهند، بنگاهها از اجرای طرحهای توسعهای خودداری میکنند، خانوارها برای حفظ ارزش داراییهای خود به بازارهای غیرمولد روی میآورند و هزینه تأمین مالی افزایش مییابد. به همین دلیل است که اقتصاددانان، ثبات را نه یک هدف فرعی، بلکه یکی از پیش شرط های رشد اقتصادی پایدار میدانند. متأسفانه، تجربه اقتصاد ایران طی دهههای گذشته نشان میدهد که بیثباتی به یکی از ویژگیهای مزمن فضای کسب و کار تبدیل شده است. تغییرات مکرر مقررات، نوسانات شدید متغیرهای کلان، تغییر جهت سیاستها، تصمیمهای مقطعی و بعضاً متناقض و نبود افق روشن برای فعالان اقتصادی، محیطی ایجاد کرده است که در آن برنامهریزی بلندمدت با دشواری فراوان همراه است. در چنین فضایی، حتی سیاستهای درست نیز ممکن است نتایج مورد انتظار را به همراه نداشته باشند؛ زیرا اجرای موفق آنها نیازمند اعتماد و اطمینان فعالان اقتصادی است. یکی از مهمترین تفاوتهای اقتصادهای موفق با اقتصادهای گرفتار بیثباتی، در همین نکته نهفته است. در اقتصادهای موفق، فعال اقتصادی بیش از آنکه نگران تغییر ناگهانی قواعد بازی باشد، بر افزایش بهرهوری، نوآوری و رقابت تمرکز میکند. اما در اقتصادهای بیثبات، بخش قابل توجهی …






