
هوشنگ داداش زاده فهیم
آرمان امروز : روز پنجشنبه، اول مرداد ۱۴۰۵، برای شرکت در دورهمی ماهانه دوستان دوران کودکی و نوجوانیام که اکنون همگی از مرز ۷۰ سالگی گذشتهایم، از کرج با قطار مترو عازم تهران شدم. پس از تعویض قطار در ایستگاه ارم سبز و سوار شدن به قطار دیگری با مقصد نهایی شهید کلاهدوز، هنگام پیاده شدن در ایستگاه میدان فردوسی، مشاهده کردم دو نوجوان با دو دستگاه دوچرخه مقابل درِ واگن ایستادهاند و منتظر ورود به قطار هستند. با توقف قطار، آنها همراه دوچرخههای خود وارد واگن شدند. از دیدن این صحنه تعجب کردم. در مسیر خروج از مترو، با یکی دیگر از مسافرانی که او نیز شاهد این اتفاق بود، همصحبت شدم و از او پرسیدم: «چگونه اجازه دادهاند این دو نوجوان با دوچرخه وارد مترو شوند؟» سپس اضافه کردم: «اگر این رفتار بهتدریج رایج و عادی شود، در ساعات اوج تردد مترو چه وضعیتی به وجود خواهد آمد؟»
همچنین گفتم: «احتمالاً زمانی که این رفتار به دلیل تکرار، به یک هنجار تبدیل شد، مسئولان تصمیم خواهند گرفت از ادامه آن جلوگیری کنند؛ اما در آن زمان، این اقدام با نارضایتی عمومی همراه خواهد شد.» همراه من نیز با این دیدگاه موافق بود و حدس میزد که شاید به دلیل شرایط جنگی، چنین چشمپوشیای صورت گرفته باشد. مشاهده این وضعیت، مرا به یاد یکی از اصول مهم پیشگیری از انحراف، بزهکاری و جرم در آسیبشناسی اجتماعی انداخت؛ اصلی که میگوید: «همه انحرافات بزرگ، روزی از یک انحراف کوچک آغاز شدهاند.» این …






