
به گزارش گروه رسانهای شرق،
آنچه از سخنان علنی رئیسجمهور و روایتهای منتشرشده از جلسات هیئت دولت برمیآید، نشان میدهد عملکرد مسئلهساز و آزاردهنده صداوسیما وارد مرحله تازهای شده است. وقتی مسعود پزشکیان ناچار میشود نسبت به القای شکاف میان دولت و نیروهای نظامی از سوی رسانه رسمی کشور هشدار دهد و همزمان خبرهایی از تذکر صریح و کمسابقه او به رئیس سازمان صداوسیما منتشر میشود، دیگر نمیتوان ماجرا را به یک سوءتفاهم تقلیل داد. واقعا صداوسیما در حال اجرای کدام سیاست است؟ اگر این سازمان خود را متعهد به راهبردهای کلان نظام، مصوبات نهادهای عالی و تقویت انسجام ملی میداند، این حجم از تعارض با نظام حکمرانی، سانسور مسئولان رسمی، دامنزدن به دوگانههای سیاسی و تولید روایتهای اختلافبرانگیز را چگونه میتوان توضیح داد؟ مسئله به یک رویکرد بازمیگردد که از زمان استقرار تیم جبلی-جلیلی بر صداوسیما، این سازمان را بیش از گذشته از جایگاه رسانه ملی دور کرده و به رسانه یک جریان سیاسی خاص نزدیک کرده است. نتیجه این سیاست مخرب را میتوان در افول بیسابقه اعتماد عمومی، سقوط مرجعیت خبری، کوچ مخاطبان به رسانههای فارسیزبان خارج و فرسایش تدریجی انسجام ملی مشاهده کرد. این روند اگر متوقف نشود، هزینههای آن حتما متوجه کل نظام حکمرانی و امنیت ملی کشور خواهد شد.
صداوسیما سالها پیش از آنکه غالب مخاطبانش را از دست بدهد، هویت ملی خود را از دست داد. سازمانی که باید رسانه همه ایرانیان باشد، به رسانه جریانمحور تقلیل یافت. در چنین وضعیتی، طبیعی است که بخش بزرگی از جامعه نه خود را در قاب تلویزیون ببیند و نه صدای خود را از آن بشنود. مهمترین سرمایه یک رسانه، اعتماد است. بودجه، فرستندههای قدرتمند و انحصار قانونی اهمیت دارد، اما اعتماد زمانی شکل میگیرد که رسانه سه ویژگی «شفافیت»، «صداقت» و «استقلال حرفهای» داشته باشد که متأسفانه صداوسیما در هر سه مؤلفه با کاستی روبهرو است. به راستی روایتی که امروز از رسانه ملی منتشر میشود، روایت پیروزی و امید به آینده است؟ آیا خروجی برنامههای …







