
وقتی اتاق جلوی تحصیل را میگیرد

رقابت دهکها در کنکور سراسری
جوان آنلاین: یک میلیون و ۷۰ هزار رقیبی که امسال پای کنکور سراسری آمده بودند، حکایت رقابتشان فقط یک رقابت علمی صرف نبود، بلکه حکایت این رقابت، رقابتی اقتصادی میان دهکهای مختلف اقتصادی جامعه هم است و با عنایت به هزینههای نجومی کلاسهای کنکور، مدارس خاص و ویژه، کتابهای کمکدرسی و سایر هزینههای حضور در این رقابت بهظاهر علمی، میتوان به روشنی دریافت چه کسانی شانس بیشتری برای کسب رتبههای بهتر آزمون سراسری دارند. ماجرایی که البته نه فقط در کنکور امسال بلکه طی یکی دو دهه اخیر شکل گرفته و هر سال از سال قبل جدیتر و پررنگتر شده است.
ماحصل این رقابت اقتصادی و الیگارشی آموزشی حذف طبقات ضعیف اقتصادی از تحصیلات عالیه و تکمیلی و شکلگیری چرخهای برای تکرار ثروت و موقعیتهای اجتماعی و اقتصادی برای برخی گروهها و تکرار جایگاههای پایین اجتماعی و اقتصادی برای گروههای دیگر جامعه است.
در این میان شاید مواردی استثنایی بتوانند مسیر خود را برای عبور از این رقابت نابرابر پیدا کنند و به دانشگاههای خوب و موقعیت اجتماعی و اقتصادی مناسب هم برسند، اما جا زدن استثناها به جای قاعدههای مرسوم فقط ما را از واقعبینی و رفع اشکالات باز میدارد، البته مشروط به اینکه عزمی برای رفع روندهای نادرست وجود داشته باشد.
هزینههای چندصد میلیونی کنکور
کافی است به سراغ پشتکنکوریها یا خانوادههای آنها بروید و از آنها سؤال کنید کنکور برایت چند درآمده است؟ پاسخ به این سؤال البته به طبقه اقتصادی- اجتماعی این افراد وابسته است و میزان هزینهای که برای مدارس غیرانتفاعی خاص و کلاسهای کنکور و کتابهای کمکآموزشی شده، میتواند رابطه معناداری با پذیرش در دانشگاهها و نشستن روی صندلیهای پرمتقاضی کنکور داشته باشد. رقمهایی که از ۱۲۰ تا ۳۰ میلیون تا ۳۰۰‑۴۰۰ میلیون تومان متغیر است و البته همه خانوادهها در همه دهکهای درآمدی در تلاشاند هر چه در چنته دارند برای موفقیت فرزندشان وسط بگذارند، اما بدیهی است در این رقابت اقتصادی برای موفقیت در یک رقابت علمی، چه کسانی شانس بیشتری برای موفقیت دارند.
شانس بیشتر برای دهکهای بالاتر
شانس بیشتر دهکهای اقتصادی بالاتر برای موفقیت بیشتر و کسب رتبه بهتر در کنکور یک ادعا نیست! بررسی آمارها و گزارشاتی که هر ساله بعد از اعلام نتایج کنکور سراسری منتشر میشود، این ارتباط معنادار را تأیید میکند. همچنانکه نتایج کنکور تجربی به عنوان پرمتقاضیترین کنکور کشور در سال گذشته نشان داد از میان داوطلبانی که رتبه زیر ۳هزار کسب کردهاند، تنها ۱۳۵ نفر از دهکهای کمدرآمد و دارای وضعیت اقتصادی بهشدت ضعیف هستند. این یعنی سهم محرومترین اقشار از بهترین رتبههای کنکور، فقط ۵/۴ درصد بوده است.
در نقطه مقابل، ۱۵۶۳ نفر از این رتبههای طلایی، یعنی بیش از نیمی از کل رتبههای زیر ۳ هزار، متعلق به ثروتمندترین دهکهای جامعه هستند.
طبق این آمار، نزدیک به ۷۵ درصد رتبههای برتر کنکور تجربی تنها از میان چهار دهک بالای اقتصادی انتخاب شدهاند. این بدان معناست که دهکهای اقتصادی پایین جامعه در عمل شانسی برای پذیرفته شدن در رشتههایی همچون پزشکی ندارند و میتوان اطمینان داشت پزشکان آینده کشور از طبقات مرفه جامعه خواهند بود و طبقات فرودست هیچ نمایندهای در این قشر از جامعه نخواهند داشت.
الیگارشی آموزشی در سایه بیقانونی
با مروری بر متن قانون اساسی، در همان آغاز و در اصل سوم به بحث آموزش رایگان میرسیم. اصل سوم قانون اساسی تأکید میکند: دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است برای نیل به آموزش و پرورش و تربیت بدنی رایگان برای همه در تمام سطوح و تسهیل و تعمیم آموزش عالی، همه امکانات خود را به کار برد. اصل سیام هم میگوید: «دولت موظف است وسایل آموزش و پرورش رایگان را برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم سازد و وسایل تحصیلات عالی را تا سر حد خودکفایی کشور به طور رایگان گسترش دهد.».
اما ماجرای آموزش رایگان سالهاست به مظلومترین بخش از آموزش و پرورش تبدیل شده است. آموزش دیگر رایگان نیست و دانشآموزانی که در مدارس دولتی بیشتر از آنکه احساس کنند تحت تعلیم و تربیت هستند، احساس بیپناهی میکنند! آنچنان بیپناه که رهبر شهید انقلاب در ۱۱ شهریور سال ۹۹ در دیدار با رؤسا و مدیران وزارت آموزش و پرورش متذکر شدند «یک نکته در باب عدالت آموزشی بحث مدارس دولتی است که مراقب باشیم مدارس دولتی جوری نباشد که دانشآموزی که در مدارس دولتی تحصیل میکند، احساس کند که مثلاً فرض کنید امکان قبولیاش در کنکور کمتر است؛ این طور نباید باشد یعنی باید ما سطح مدارس دولتی را، هم از لحاظ آموزش و هم از لحاظ پرورش، جوری بالا بیاوریم که خود آن دانشآموز احساس اعتماد کند، خانواده او هم که میخواهند این فرزند را بفرستند به مدرسه دولتی، احساس نکنند که دارند او را به یک جایی بیپناه میفرستند و رها میکنند؛ این جوری نباید باشد؛ باید به مدارس دولتی به معنای واقعی کلمه رسیدگی شود.».
اما ماجرا به همین جا ختم نشد و تراژدی حذف دانشآموزان مدارس دولتی و عادی از فهرست رتبههای برتر کنکور، همچنان ادامه دارد و مدارس دولتی هم روزبهروز ضعیفتر میشوند و دانشآموزان و والدینی که نتوانند برای کنکور فرزندانشان خرج کنند، از دور رقابت بهظاهر علمی کنکور کنار گذاشته میشوند.
وقتی نظام آموزشی خودش منشأ نابرابری میشود
نظام آموزشی بهطور معمول یکی از مکانهایی است که به افراد این امکان را میدهد تا جهش کنند و در عرصه اجتماعی، جایگاه صعودی پیدا کرده و در چرخه فقر نیفتند. البته مشروط به اینکه نظامهای آموزشی به صورت عادلانه شکل گرفته باشند. نظام آموزشی عادلانه یکی از کارکردهایش امکان تحرک صعودی در نظام اجتماعی است، اما گاهی خود این محیطهای آموزشی به صورت الیگارشیک شکل گرفته و محفلی برای تحرک و صعود عدهای خاص میشوند. هرچند طی سالهای اخیر با انتشار نتایج کنکور سراسری و سهم ناچیز و گاهی هیچِ مدارس دولتی از برگزیدگان و رتبههای برتر، جریانی انتقادی علیه این الیگارشها شکل گرفته، اما نمیتوان حضور این قشر نازک و مدارس و امکاناتی را که برایشان ایجاد شده است، نادیده گرفت و از آثار و تبعات این مسئله بر تشدید شکافهای طبقاتی، آموزشی و اجتماعی چشم پوشی کرد. شکافهایی که موجب میشود فقط برخی از اقشار و طبقات اجتماعی شانس رشد و تعالی اجتماعی داشته باشند و گروهها و اقشار در طبقات اقتصادی و اجتماعی پایینتر، هرگز نتوانند در مسیر رشد و تعالی اجتماعی قرار بگیرند.
بازگشت به مدرسه یا ماندن پشت صفحه موبایل؟
جوان آنلاین: برای خانوادهای که این روزها، کمکم خودش را برای بازگشایی مدارس مهیا میکند، هیچ خبری به اندازه نحوه برگزاری کلاسها اهمیت ندارد. خرید نوشتافزار، آماده کردن لباس فرم مدرسه، برنامهریزی برای رفتوآمد و تنظیم دوباره ساعت خواب بچهها، همه و همه بر یک پیشفرض بنا شده است: اینکه اول مهر، مدارس به صورت حضوری بازگشایی میشوند و دانشآموزان به کلاسهای درس برمیگردند.
اما درست در همین روزها که خانوادهها خود را برای بازگشت به روال عادی آموزش آماده میکنند، پیامی در شبکههای اجتماعی دستبهدست شد که این پیشفرض را زیر سؤال برد؛ پیامی که احتمال مجازی شدن مدارس در سال تحصیلی پیشرو را قوت میبخشید.
ماجرا از انتشار مطلبی از سوی یکی از خبرنگاران حوزه آموزشوپرورش آغاز شد. او مدعی شد از «داخل وزارت آموزشوپرورش» خبر دارد؛ خبری مبنی بر اینکه علیرضا کاظمی، وزیر آموزشوپرورش، در پی مجازی کردن مدارس برای سال تحصیلی پیشرو است و منتظر پاسخ مثبت رئیسجمهور مانده است. فقط چند دقیقه کافی بود که این ادعا به سرعت در دنیای مجازی بازنشر شود و نگرانیهای تازهای را درباره نحوه آغاز سال تحصیلی جدید به وجود آورد.
اما در سوی دیگر، روایت رسمی وزارت آموزشوپرورش قرار دارد؛ روایتی که تاکنون نهتنها از مجازی شدن مدارس خبر نمیدهد، بلکه صراحتاً بر حضوری بودن سال تحصیلی جدید تأکید میکند.
وزیر میگوید مدارس حضوری است
علیرضا کاظمی در چهارم مردادماه، در واکنش به اخبار منتشرشده درباره مجازی شدن مدارس و در مقابل پرسش خبرنگاران، اعلام کرد که هیچ مقام مسئول یا دستگاهی چنین موضوعی را مطرح نکرده است. او همچنین گفت که تمام تلاش آموزشوپرورش برای آغاز حضوری سال تحصیلی جدید است.
این موضع چند روز بعد نیز تکرار شد. آقای وزیر، در جلسه شورای معاونان این وزارتخانه اعلام کرد سال تحصیلی جدید از اول مهر و بهصورت حضوری آغاز خواهد شد و حضوری بودن مدارس را خواسته دولت، آموزشوپرورش و مردم دانست.
موضع وزارتخانه در روزهای بعد نیز بدون تغییر باقی ماند. در ۲۱مردادماه، کاظمی از آمادهسازی مدارس برای بازگشایی خبر داد و اظهار داشت که برنامهریزیها برای آغاز منظم سال تحصیلی و حضور دانشآموزان در مدارس در موعد مقرر در حال انجام است.
بنابراین، بر اساس آخرین مواضع رسمی اعلامشده مدارس کشور قرار است سال تحصیلی ۱۴۰۶- ۱۴۰۵ را حضوری آغاز کنند.
دغدغه مهم والدین
تجربه سالهای تحصیلی که آموزش عمدتاً به صورت مجازی برگزار شد، هنوز برای بسیاری از خانوادهها فراموش نشده است. روزهایی که خانه برای مدتی به کلاس درس تبدیل شد، والدین علاوه بر مسئولیتهای روزمره، ناچار بودند بخشی از فرایند آموزش فرزندشان را نیز مدیریت کنند؛ از فراهم کردن اینترنت و ابزار مناسب گرفته تا همراهی با دانشآموز در کلاسهای آنلاین.
از طرف دیگر، آموزش غیرحضوری برای همه دانشآموزان شرایط یکسانی ایجاد نکرد. دسترسی به اینترنت و تجهیزات، کیفیت ارتباط، شرایط خانوادگی و حتی سن دانشآموز میتواند تجربه آموزش مجازی را متفاوت کند. از همه مهمتر آنکه آموزش مجازی چه در روزهای کرونا و چه در روزهای جنگ، یا حتی روزهای یخبندان و آلودگی هوا، کیفیت یادگیری دانشآموزان را به میزان قابل توجهی کاهش داد و آموزش در سالهای تحصیلی بعد را با چالش جدی مواجه کرد. به همین دلیل، هر خبری درباره تغییر شیوه آموزش، برای خانوادهها و دانشآموزان، مستقیماً با سبک زندگی، برنامه روزانه و آینده تحصیلی آنها گره میخورد.
همین حساسیت باعث میشود خبرهایی از این دست، حتی پیش از آنکه به مرحله تصمیم رسمی برسند، با سرعت زیادی در فضای مجازی منتشر و بازنشر شوند.
کدام روایت واقعیت دارد؟
تا این لحظه، دو روایت درباره نحوه برگزاری سال تحصیلی جدید وجود دارد. روایت اول، ادعایی است که از سوی یکی از خبرنگاران حوزه آموزشوپرورش درباره احتمال مجازی شدن مدارس مطرح شده، اما تاکنون هیچ سند رسمی برای تأیید آن منتشر نشده است؛ و در مقابل، روایت رسمی وزارت آموزشوپرورش قرار دارد؛ موضعی که وزیر آموزشوپرورش در چند نوبت مجازی شدن مدارس را رد کرده و از آغاز حضوری سال تحصیلی جدید خبر داده است. در هر شرایطی، مهم این است که تکلیف خانوادهها روشن باشد. آنها که این روزها خود را برای شروع سال تحصیلی آماده میکنند، بعد از انتشار چنین ادعایی از سوی یک خبرنگار، طبیعی است که بخواهند بدانند فرزندشان از اول مهر قرار است در کلاس درس بنشیند یا پای صفحه نمایش، سال تحصیلیاش را آغاز کند.
تجربه سالهای تحصیلی گذشته نیز نشان داده که تغییر شیوه آموزش، تصمیمی نیست که بتوان آن را یکشبه اجرا کرد. خانوادهها برای برنامهریزی به خبر دقیق و بهموقع نیاز دارند، نه اخباری که ابتدا در فضای مجازی منتشر شوند و بعد، میان تکذیب و تأیید باقی بمانند.
حالا که فاصله چندانی تا بازگشایی مدارس نمانده، خانوادهها بیش از هر چیز به یک خبر قطعی و قابل اتکا نیاز دارند تا با خیال راحت خود را برای این روز مهیا کنند.
دانشگاه، نهادسازی و مسئولیت اجتماعی دانشآموختگان
علی ربیعی دستیار امور اجتماعی رئیسجمهور در این باره می نویسد: یکی از آرزوهای دیرین فارغ التحصیلان دانشگاه علامه، تشکیل انجمنی از فارغالتحصیلان دور و نزدیک این دانشگاه بود. به همین منظور و با همت رئیس دانشگاه، جلسهای در این هفته تشکیل شد. هر کدام از فارغ التحصیلان قدیمی و پیشکسوت نکاتی را مطرح کردند.
من نیز در این جلسه به چند نکته اشاره کردم:
دانشگاه؛ بخشی از مسیر یادگیری و زندگی
دانشگاه برای بسیاری از ما نه فقط صرفا محلی برای تحصیل، بلکه بخشی از زندگی، تجربه، شکلگیری نگاه و ساختهشدن تواناییهای ماست. بخش مهمی از آنچه امروز در عرصههای علمی، اجتماعی و حرفهای برای عرضه داریم، از سالهایی آمده است که در دانشگاه آموختیم و زیستیم. از همین رو، دانشگاه حقی بر گردن دانشآموختگان دارد؛ حقی که پاسخ به آن، تنها در یادآوری خاطرات دوران تحصیل خلاصه نمیشود، بلکه باید در پیوندی فعال، مستمر و مسئولانه میان دانشآموختگان و دانشگاه بازتاب یابد.
دانشگاه علامه طباطبائی، بهویژه برای کسانی که بخشی از عمر و آموزش خود را در دانشکده علوم اجتماعی آن، در سهراه ضرابخانه، گذراندهاند، تنها یک نام یا یک ساختمان نیست. این دانشگاه در شکلگیری مسیر فکری و حرفهای شمار زیادی از دانشآموختگان نقش داشته است. گردهمآمدن امروز دانشآموختگان و تلاش برای تاسیس انجمن آنان میتواند پاسخی به همین حق باشد؛ تلاشی برای آنکه دانش، تجربه و ظرفیت حرفهای کسانی که سالها در حوزههای گوناگون فعالیت کردهاند، دوباره با دانشگاه پیوند بخورد و در خدمت ارتقای آن قرار گیرد.
انجمن دانشآموختگان؛ پیوند ظرفیتها با دانشگاه
انجمن دانشآموختگان میتواند بستری برای بازگرداندن این سرمایه انسانی به دانشگاه باشد. مسئله فقط حفظ ارتباط عاطفی با محل تحصیل نیست؛ بلکه باید دید دانشآموختگان چگونه میتوانند ظرفیتهای خود را در اختیار دانشگاه قرار دهند و در ارتقای جایگاه علمی، اجتماعی و حرفهای آن نقش ایفا کنند. دانشگاه زمانی پویاتر و موثرتر خواهد بود که تجربههای انباشته دانشآموختگانش، به بخشی از توان زنده و جاری آن تبدیل شود.
پویایی جامعه از مسیر نهادسازی میگذرد
از منظر جامعهشناختی، پویایی جامعه و شکلگیری مشارکت موثر، بیش از هر چیز از مسیر نهادسازی میگذرد. تجربه فعالیت و زندگی اجتماعی به ما میآموزد که جامعه صرفا با ارادههای فردی یا با تقلیل مشارکت به عرصه سیاست، پویا نمیشود. یکی از خطاهای مهم، آن است که مشارکت را تنها در مشارکت سیاسی خلاصه کنیم؛ در حالی که مشارکت پایدار، از دل نهادهای کوچکتر، انجمنها، تشکلها، سندیکاها، اتحادیهها و دیگر نهادهای مدنی شکل میگیرد.
نهادهای میانی، میدان تمرین همکاری، گفتوگو، مسئولیتپذیری و کنش جمعیاند. هر نهادی که در جامعه شکل میگیرد، بهخصوص اگر بر پایه علم و دانش بنا شده باشد، میتواند اثری بزرگ و عمیق بر جای بگذارد. بدون این نهادها و بدون ساختارهای مدنی، رسیدن به جامعهای پویا و توسعهیافته دشوار خواهد بود. از این منظر، انجمن دانشآموختگان دانشگاه علامه طباطبائی فقط یک تشکل صنفی یا اداری نیست؛ میتواند گامی در مسیر تقویت نهادسازی، نزدیککردن رشتههای دانشگاهی به یکدیگر و بهرهگیری از ظرفیتهای میانرشتهای باشد.
راهحل مسائل کشور، صرفا فنی و مهندسی نیست
باید پذیرفت که مسائل امروز ایران، بیش از گذشته، به نگاه علوم انسانی و علوم اجتماعی نیاز دارند. هنوز گاهی چنین تصور میشود که راهحل مسائل کشور صرفا در ابزارهای فنی و مهندسی نهفته است. این رویکرد، حتی در موضوعاتی چون اشتغال، سیاست خارجی، آب و انرژی نیز پاسخگو نیست. مسائل اجتماعی پیچیدهاند و بدون فهم رفتارهای انسانی، فرهنگ، الگوهای مصرف، سازوکارهای اعتماد، نابرابریها و شیوههای شکلگیری رضایت یا مقاومت اجتماعی، نمیتوان برای آنها راهحلهای پایدار یافت.
مسئله آب؛ فراتر از پروژههای مهندسی
برای مثال، مسئله آب را نمیتوان فقط با پروژههای مهندسی، تامین تجهیزات یا انتقال آب حل کرد. هرچند راهکارهای فنی ضروریاند، اما بهتنهایی کفایت نمیکنند. آب با الگوی مصرف، فرهنگ عمومی، سبک زندگی، وضعیت معیشتی، اعتماد اجتماعی و شیوه حکمرانی پیوند خورده است. نادیدهگرفتن این ابعاد، حتی دقیقترین راهحلهای فنی را نیز با محدودیت روبهرو میکند.
بنزین؛ تنها یک مسئله اقتصادی یا فنی نیست
مسئله بنزین نیز تنها یک موضوع اقتصادی یا فنی نیست. بنزین با زندگی روزمره مردم، نابرابریهای فضایی، الگوی حملونقل، وضعیت اشتغال، هزینههای خانوار و احساس عدالت اجتماعی ارتباط دارد. بنابراین، هر تصمیمی در این حوزه، اگر بدون شناخت ابعاد اجتماعی آن گرفته شود، ممکن است با پیامدهایی روبهرو شود که پیشبینی و مدیریت آنها دشوار باشد. بسیاری از مسائل کشور، پیش از آنکه صرفا به یک راهحل فنی نیاز داشته باشند، به فهمی دقیق از جامعه و به تحلیلهای علوم انسانی و اجتماعی نیازمندند.
دانشگاه علامه و مسئولیت در برابر مسائل اجتماعی
دانشگاه علامه طباطبائی، به عنوان یکی از مهمترین مراکز علمی کشور در حوزه علوم انسانی و علوم اجتماعی، از ظرفیت ویژهای برای ایفای نقش در این عرصه برخوردار است. بخش بزرگی از دانش و تخصص مورد نیاز کشور برای فهم مسائل اجتماعی، در چنین دانشگاهی متمرکز است. مسئله اصلی آن است که این ظرفیت علمی، بیش از گذشته با نیازهای واقعی جامعه و فرآیند حل مسائل کشور پیوند بخورد.
امروز توجه جدی به علوم انسانی و علوم اجتماعی، یک انتخاب تشریفاتی یا دانشگاهی نیست؛ ضرورتی برای فهم بحرانها و یافتن راهحلهای پایدار است. انجمن دانشآموختگان نیز میتواند در همین مسیر نقش ایفا کند: پیوندزدن دانشگاه، تجربه حرفهای دانشآموختگان و مسائل واقعی جامعه. این شاید مهمترین سهمی باشد که میتوانیم در برابر دانشگاهی ادا کنیم که بخشی از مسیر یادگیری، زندگی و تجربه ما در آن شکل گرفته است.
انتهای پیام

محمدرضا ظفرقندی: اگر هر مسیری جز یادداشت تفاهم طی شود، خسارت زیادی برای کشور ایجاد میکند

چرا علیبابا بخش بازیهای ویدئویی خود را فروخت؟

آزادی واردات خودرو کارکرده

موج جهانی محکومیت شهرکسازی صهیونیستها در کرانه باختری شدت گرفت

زنگ هشدار تجارت از امارات

