روزنامه شرق / ۱۴۰۵/۰۴/۲۲
ز گهواره تا گور دانش بجوی
در میان انبوهی از اوراق که بر سرم آوار شدهاند، به قول عارف قزوینی، «این چشم هرزهگردم... مشغول نظربازی بود» که مجموعه اسناد خانوادگی، خیالم را برد. آنها را از میان پروندان جدا و سپس زیرورو کردم. هرکدام رنگی، بویی، حسی و حسرتی داشت؛ اما آنچه وقت ما را خوش ساخت، دفتر مشقها و تصدیقنامه پدر بود که حال و هوای سالیان دور را با خود همراه داشت.












