
گروه سیاسی- مانیا شوبیری: اما ماجرایی که این روزها خبر ساز شده، از حذف بخشی از سخنان مسعود پزشکیان در گزارش صداوسیما آغاز شد، موضوعی که خیلی زود از مرز یک اختلاف فنی در تنظیم خبر عبور کرد و به مناقشهای درباره شیوه روایت واقعیتهای سیاسی در رسانه ملی تبدیل شد. چند روز قبل نیز صداوسیما حمایت محسنی اژهای از پزشکیان را سانسور کرده بود، قبلتر نیز مصاحبه قالیباف ناگهان قطع شد بود.
شورای اطلاعرسانی دولت با انتشار بیانیهای به این اقدام اعتراض کرد و آن را در چارچوب نگرانی درباره اعتماد عمومی و ضرورت حفظ وفاق اجتماعی ارزیابی کرد. در مقابل، صداوسیما اعلام کرد که انتخاب بخشهایی از سخنان مسئولان برای تولید گزارش خبری، بخشی از فرآیند حرفهای رسانهای است و نمیتوان هر حذف یا گزینشی را سانسور تلقی کرد.
اما مسئلهای که این بار دوباره خود را نشان داد، فقط اختلاف دولت و صداوسیما بر سر یک گزارش خبری نیست؛ مسئله بزرگتر پرسشی است که سالهاست درباره رسانه ملی مطرح میشود: «صداوسیما کی می خواهد خود را با جامعهای که دیگر تنها مخاطب منفعل نیست، هماهنگ کند؟»
حذف های پی در پی
در گذشته، حذف یک بخش از یک سخنرانی شاید تنها در میان معدود مخاطبان رسانه باقی میماند. مخاطب نیز یا نسخه پخششده را میدید یا اساساً از وجود بخش حذفشده اطلاعی پیدا نمیکرد. اما امروز شرایط تغییر کرده است.
هر بخش حذفشده میتواند در شبکههای اجتماعی بازنشر شود، هر تفاوت میان نسخههای مختلف یک خبر میتواند موضوع تحلیل قرار گیرد و هر تصمیم رسانهای میتواند به پرسشی درباره انگیزهها و معیارهای پشت آن تصمیم تبدیل شود.
به همین دلیل، اتفاق اخیر یک ویژگی مهم داشت: چیزی که قرار بود دیده نشود، تبدیل به مهمترین بخش ماجرا شد. این همان نقطهای است که صدا و سیما هربار آن را دست کم می گیرد. در عصر ارتباطات، کنترل روایت ها دیگر ممکن نیست. مخاطب فقط مصرفکننده خبر نیست، با گسترش شبکه های اجتماعی و به وجود آمدن پدیده شهروند خبرنگار، مخاطب مقایسه میکند، پرسش میکند …








