
در این مقاله تحلیلی، ما به عمق تاریکی نقب میزنیم. این یک لیست معمولی نیست؛ این کالبدشکافیِ اخلاقیِ ۱۰ شخصیتی است که با نام «عدالت»، دستانشان را به خون آغشته کردند.۱۰. نیک فیوری؛ صلحطلبی در اتاقهای شکنجه و نفاق
نیک فیوری تجسم زنده این جمله است: «هدف، وسیله را توجیه میکند». او که به عنوان رئیس سازمان شیلد، وظیفه حفاظت از زمین را بر عهده داشت، سیستم امنیتی خود را بر پایهی دروغ و پارانویا بنا کرد. در فیلم The Avengers (2012)، مشخص شد که او به جای اعتماد به انتقامجویان، در حال ساخت سلاحهای هستهای هیبریدی با انرژی تسرکت بوده است. این اقدام نه تنها فریب دادن متحدانش بود، بلکه عملاً زمین را به عنوان یک تهدید نظامی به کهکشان معرفی کرد و پای لوکی و ارتش چیتاری را به زمین باز کرد.
فراتر از این، فیوری در سریال Secret Invasion نشان داد که چگونه از پناهندگان (اسکرالها) به عنوان جاسوس و قاتلان شخصی خود استفاده کرده و وقتی دیگر به آنها نیاز نداشته، آنها را در سایه رها کرده است. او قهرمانی است که صلح را نه با تعامل، بلکه با تهدید و دستکاری روانی حفظ میکند. فیوری ثابت کرد که مرز بین یک جاسوس دلسوز و یک دیکتاتور سایه، به اندازه یک چشمبند باریک است. و تلختر از همه اینکه فیوری این کارها را نه با خشم یک شرور شکستخورده، که با لبخندِ یک استراتژیست شکستناپذیر انجام میدهد. او آن مردی است که در اتاقی تاریک، پشت انبوهی از پروندههای «خطر بالقوه»، چنان در بازی سایهها غرق شده که دیگر فرق «دشمن فرضی» و «متحد واقعی» را تشخیص نمیدهد. فیوری به ما آموخت که گاهی کسی که کلید زرادخانه را در جیب دارد، از دشمنی که دم در ایستاده خطرناکتر است. ۹. اوزیماندیاس؛ مظهر استبداد خردمندانه
آدریان وایت در دنیای Watchmen قهرمانی است که خود را وارث اسکندر مقدونی میداند. او به این نتیجه رسید که بشریت به خودی خود قادر به صلح نیست و باید آنها را با یک فاجعهی عظیم ترساند تا متحد شوند. او در آزمایشگاههای مخفیاش، موجودی عظیمالجثه (یا در نسخه سینمایی، بمبهای انرژی) ساخت و ۱۵ میلیون انسان بیگناه را در نیویورک پودر کرد.وحشتناکترین بخش ماجرا این نیست که او آدم کشت؛ بلکه این است که او این کار را با لبخندی از سر رضایت انجام داد و آن را یک «ضرورت ریاضی» نامید. اوزیماندیاس …












