هفت صبح، مریم قاسمی| شب است و زنگ گوشی، دلهرهای تازه به خانه میآورد؛ شاید آن طرف خط، خواهر باشد یا برادر که سررسید قرضش رسیده، یا دوستی که وعدهاش را یادآوری میکند. قرضی که روزی برای خرید یک گوشی یا یک دست لباس گرفته شد، حالا تبدیل به وزنه سنگینی روی سینهها شده؛ باری که نفس را میگیرد، خواب را میرباید و آرامش را از کانون گرم خانواده میدزدد.
این قصه تکراری میلیونها خانواده ایرانی است؛ قصهای که از دل تورم و گرانی زاده شده و تا اعماق روابط انسانی ریشه دوانده است. در کوچهپسکوچههای شهرمان، دیگر کمتر کسی را میبینید که شب را با خیالی آسوده به صبح برساند. تورمی که هر روز رکورد جدیدی میزند، سفرهها را روزبهروز جمعتر کرده و لبخندها را از چهرهها اغلب مردم زدوده است. در این میان، پدیدهای خاموش اما فراگیر، دارد آرامآرام بنمایههای روابط خانوادگی و اجتماعی را میساید؛ قرضهای کوچک.
سکانس اول؛ ورود به اتاق تاریک …











