هفت صبح، حمیده عبدالهی| شب، آرام روی آبهای آزاد پهن شده بود. هفت لنج، با چراغهایی که از دور مثل ستاره روی آب میدرخشیدند، مسیر همیشگی صید را میرفتند. دو روز قبل، مردانشان از بندر صیادی کنارک دل به دریا زده بودند. با بوسهای بر پیشانی فرزند، آغوشی کوتاه برای همسر و خداحافظی با پدر و مادری که چشمانتظار بازگشتشان میماندند. شاهین ۲ هم یکی از همان لنجها بود. شناوری که ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ و در کشاکش جنگ در خلیج فارس همراه شش لنج دیگر راهی آبهای آزاد شد تا چند هفته بعد با تورهای پر از ماهی به اسکله برگردد.اما اینبار قصه صید مثل همیشه نبود.دریا گاهی رازهایی را در دل خود نگه میدارد. رازهایی که سالها بعد هم پاسخی برایشان پیدا نمیشود. درست مثل سرنوشت شاهین 2 که روایت عجیب آن بیشباهت به داستانهای رمزآلود سرنوشت ناپدید شده کشتی و هواپیماها درمنطقه مثلث برمودا نبود. لنجی که در یک لحظه و دربرابر شش لنجی که همراهیاش میکردند از صفحه رادار و روزگار محو شد. اتفاقی که بیش از ۸۰ روز است خانوادههای ۱۷ صیاد را چشمانتظار نگه داشته است.
…












