هفت صبح| فرار همیشه از لحظهای شروع نمیشود که آژیر پلیس به صدا درمیآید. گاهی سالها پیش آغاز شده، از کودکی، از خانه، از پدری که هر شب به جای قصه، فوتوفن دروغ گفتن یاد داده است. «لاکی» دقیقا درباره همین نوع فرار است. زنی که از همان نمای نخست، با صورتی آرام و ذهنی همیشه آماده برای نقشه بعدی، وارد قاب میشود، انگار دنیا از همان ابتدا برای او یک میدان تعقیب بوده است.یک چمدان ده میلیون دلاری، شوهری که ناپدید شده، مافیایی که خون میخواهد و مأمور افبیآی که لحظهای دست از تعقیب برنمیدارد، فقط ظاهر ماجراست. زیر این لایه پرهیجان، سریالی نشسته که درباره میراثی حرف میزند که هیچ دادگاهی نمیتواند مصادرهاش کند، میراث یک تربیت اشتباه. اقتباس تلویزیونی جاناتان تروپر از رمان ماریسا استیپلی، از همان قسمت نخست تصمیم میگیرد برای گرم شدن وقت تلف نکند. داستان درست از وسط انفجار آغاز میشود، جایی که مخاطب باید همراه شخصیت اصلی بدود، نفس بگیرد و قطعههای پازل را در مسیر جمع کند. این انتخاب، بزرگترین نقطه قوت «لاکی» است. سریال به مخاطب اعتماد میکند و همه چیز را با قاشق در دهان او نمیگذارد. …
روزنامه هفت صبح / ۱۴۰۵/۰۵/۰۵
سریال لاکی؛ کلاهبرداری به نام زندگی
«لاکی» با قهرمانی خاکستری، بازیگران قدرتمند و ضرباهنگی نفسگیر، سفری پرپیچوخم را آغاز میکند که در هر قسمت، چهره تازهای از شخصیت اصلی آشکار میشود

این بخش بهصورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.












