
شهرت جهانی الموت مدیون رویدادی تاریخی در سال ۴۸۳ هجری قمری (۱۰۹۰ میلادی) است؛ زمانی که حسن صباح، بنیانگذار حکومت اسماعیلیان نزاری، کنترل این دژ را به دست گرفت و آن را به مرکز سیاسی، اداری، فرهنگی، مذهبی و فکری حکومتی تبدیل کرد که حدود ۱۸۰ سال دوام آورد.
با این حال، پیشینه برخی از قلعههای این مجموعه، همچون لمبسر، حتی به دوره ساسانیان میرسد. امروز، پرونده ثبت جهانی این مجموعه ارزشمند، پس از ۲۵ سال پژوهش و کوشش میدانی، در آستانه تصمیمی سرنوشتساز در چهلوهشتمین اجلاس کمیته میراث جهانی یونسکو در شهر بوسان کره جنوبی قرار دارد. ۲۵ سال تلاش برای جهانی شدن؛ از دل کوه تا صحن یونسکو
ثبت جهانی الموت حاصل زحمات بیوقفه پژوهشگران، باستانشناسان و مدیران پایگاههای میراثفرهنگی از سال ۱۳۷۹ است. در آن زمان، نه پایگاه پژوهشی مناسبی وجود داشت و نه راه دسترسی استانداردی به قلعه؛ از این رو، نخستین گام، ایجاد پایگاهی دائمی برای پژوهشهای میدانی و طراحی مسیرهای دسترسی ایمن بود.
۱۶ فصل کاوش باستانشناسی در این مجموعه، دستاوردهای شگرفی داشته که از آن جمله میتوان به شناسایی بنای تاریخی «ملاسرا» اشاره کرد که پیشتر تنها در منابع کهنی چون ظفرنامه حمدالله مستوفی از آن یاد شده بود.همچنین مشخص شد مجموعه الموت در حقیقت یک «کاخدژ» هوشمندانه است که با بستر طبیعی تلفیق شده و بخش زیادی از استحکامات آن از دل صخرهها تراشیده شده است. ارزیابان یونسکو در مهر ۱۴۰۴ از این مجموعه بازدید میدانی کردند و پرونده «منظر فرهنگی و تاریخی قلعههای الموت» اکنون در مراحل نهایی بررسی کارشناسی قرار دارد. الموت؛ شاهکاری از هوش سیاسی و مهندسی دفاعی
آنچه پرونده الموت را در میان آثار ثبتشده ایران متمایز میکند، ماهیت شبکهای و زنجیرهوار آن است؛ موضوعی که یک بنای منفرد نیست، بلکه مجموعهای از هفت قلعه تاریخی را در بر میگیرد. این هفت دژ شامل قلعههای الموت، لمبسر، نبیذرشاه، شمسکلایه، شیرکوه، قسطینلار و ایلان هستند که هرکدام نقشی مشخص در نظام دفاعی و حکومتی داشتهاند.
ارزش برجسته جهانی این مجموعه در یکپارچگی اجزای آن نهفته است. الموت تنها یک قلعه نبود، بلکه سیستمی منسجم شامل معماری، مهندسی، مدیریت آب، کشاورزی، دفاع، حکومت، …








